لحظه‌نگار | برای خالی نبودن عریضه

لحظه نگار

این روزها، وقتی حدود هجده ساعت در روز کار می‌کنم، با خودم می‌گویم چه روز سبکی بود و چقدر راحت گذشت! بگذریم از سخت‌گیری‌هایی که بر خودم دارم برای محاسبهٔ گزارش عملکرد. برای ثبت گزارش کار در برگه‌های گزارش شخصی‌‌ام، هر پومودورو را ۲۵ دقیقه حساب می‌کنم. اما در عمل، تایمر روی میزم را هر بار روی ۳۵ دقیقه تنظیم می‌کنم که وقتی در گزارش‌هایم می‌نویسم «یک پومودورو» یقین داشته باشم که واقعاً و خالصاً ۲۵ دقیقه از آن ۳۵ دقیقه در می‌آمده است. سفرها و کارها و پروژه‌ها که سر جای خودش هست. اما علاوه بر همهٔ کارهایی که همیشه داشته‌ام، در این چند ماه اخیر، وقتی که برای نوشتن کتاب (به امید انتشار آن پیش از پایان سال) می‌گذارم، بار اضافه‌ای شده که باعث می‌شود فرصت تنفس کمتری داشته باشم. در این میان، […]

از گذشته – برای آینده

از گذشته برای آینده

حتماً شما هم در گوشهٔ موبایل یا گوشهٔ لپ‌تاپ‌تان، جایی دارید که بعضی چیزها را برای خودتان نگه دارید. برای این که دوباره ببینید. دوباره بخوانید. یا روزی در تأیید حرفی که خواهید زد، برای مخاطب خود ارسال کنید. شاید کانالی در تلگرام باشد، بدون مخاطب برای خودتان. شاید هم گروهی دو نفری در واتس‌اپ؛ تشکیل شده با دو شمارهٔ‌ تلفن مختلف از خودتان! شکلش مهم نیست. منظورم بیشتر محتواهایی از این جنس است که جایی برای خودتان نگه می‌دارید. سال‌ها با خود جابه‌جا کرده‌اید یا می‌دانید که سال‌ها قرار است با شما همراه بمانند. من هم چنین چیزهایی دارم و می‌خواهم چند مورد از آن‌ها را نشان‌تان بدهم. از کلیپی شروع می‌کنم که هنوز هم، هر با دیدنش بغضم می‌گیرد و گریه می‌کنم؛ از ایثارگران مظلوم «ارتش». در ادامه هم مصاحبهٔ دیگری را قرار […]

برای محمود جاوید | دربارهٔ تقلید، تفویض، ابلاغ و اجتهاد

محمود جاوید عزیز در زیر گفتگوی ویدئویی من با بچه‌های متمم مطلبی را در قالب کامنت نوشته بود که دوست داشتم چند نکته‌ای را که هنگام خواندن آن کامنت برایم تداعی شد، در قالب پاسخ بنویسم. اما در نهایت با خودم گفتم شاید نوشتن آن‌ها در قالب یک مطلب مستقل مناسب‌تر باشد. بخش‌هایی از کامنت محمود جاوید را در این‌جا می‌آورم: … در قسمت اول گفت‌و‌گو رمز کسب اعتماد مدیرت را «تابع بودن و اجتهاد نکردن» بیان کردی؛ مشکلی که تا جهان بوده رهبران، مدیران و والدین دموکرات با مجموعهٔ همراه خود داشته‌اند. از نمونه‌های مشهور آن هم دوران حکومت علی است که از چالش‌های جدی حکمرانی او اجتهادهای همیشگی یارانش بود. یکی از دغدغه‌های فکری که اغلب همراه من بوده، همین است که کجای کارم  اشکال دارد که نمی‌توانم یاران و همراهان را به […]

پیام‌ها و پیامک‌ها | هشتمین نمونه

پیامها و پیامکها

باز هم چند جملهٔ تکراری در مقدمهٔ پیام‌ها و پیامک‌ها رو می‌نویسم و در ادامه، مجموعهٔ جدیدی از پیام‌ها رو نقل می‌کنم. *** آن‌چه در این‌جا می‌آید، چند نمونه از پیام‌هایی است که برای دوستانم فرستاده‌ام و در آرشیو مکالمه‌های روزها و هفته‌های اخیرم یافته‌ام. طبیعی است نمی‌خواهم و نمی‌توانم نام گیرنده و طرف گفتگو را بگویم. هم‌چنین ترجیح می‌دهم درباره‌‌ی صدر و ذیل گفتگوها هم چیزی ننویسم. اگر چه محتوای آن‌ها غالباً می‌تواند بستر بحث را مشخص کند. جز در مواردی که اشتباه دیکته‌ای بوده یا باید نام فردی حذف می‌شده، تغییری در متن پیام‌ها نداده‌ام. بنابراین در انتخاب پیام‌ها چندان نکته‌سنجی نشده و در انتخاب کلمات هم، راحت‌تر از چارچوب متعارف روزنوشته و نیز نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی بوده‌ام. پس شما هم آن‌ها را صرفاً در حد پیام‌هایی که برای زنده نگه داشتن […]

کتاب نوت بوک ساراماگو | بهانه‌ای برای یادآوری اهمیت نوشتن

کتاب ساراماگو - نوت بوک

نوع مطلب: گفتگو با دوستان توضیح این مطلب: شهرزاد در زیر مطلبِ «لحظه‌نگار – گزارش این روزها» نکته‌ای نوشته و سوالی مطرح کرده بود که تصمیم گرفتم آن را در قالب یک مطلب جداگانه بنویسم. توضیحاتم نسبتاً کوتاه است و می‌شد به شکل کامنت نوشت. اما ترجیح دادم مطلبی مستقل باشد، تا مخاطب‌های ناآشناتر هم – که عادت یا حوصلهٔ خواندن کامنت‌ها را ندارند – آن را بخوانند. کتاب نوت بوک ساراماگو | مجموعه‌ای از خُرده‌جستارها کتاب نوت بوک ساراماگو، را به نوعی می‌توان آخرین کتاب ساراماگو در نظر گرفت. البته اگر از کتاب Cain که پس از مرگ ساراماگو منتشر شد – و در ساختار فعلی، بعید است به فارسی ترجمه شود – صرف‌نظر کنیم. نوت بوک، بر خلاف قالب کتاب‌های ساراماگو، از جنس داستان نیست. بلکه مجموعه‌ای از جستارهای ساراماگو است. البته نمونه‌ای یادم […]

فهرست اسامی و توضیحات و اشارات در گفتگو با دوستان متممی

در گفتگوی شش ساعته‌ای که با دوستان متممی داشتم نام‌ها و اشاره‌های بسیاری مطرح شد که طبیعتاً به علت محدودیت زمان، فرصت توضیح بیشتر در مورد آن‌ها نبود. ضمن این‌که گاهی تشخیص نام‌ها صرفاً با تکیه بر شنیدن امکان‌پذیر نبود و ممکن است دوستانی که قصد بررسی بیشتر داشته باشند، نتوانند موضوعات مطرح شده را پیگیری کنند. به همین علت، تصمیم گرفتم در قالب یک مطلب مستقل، تعدادی از نام‌ها و اشاره‌ها را فهرست کنم و در مواردی که حس کردم حرف بیشتری برای گفتن وجود دارد، مختصر توضیحی هم اضافه کنم. اما از آن‌جا که این کار مستلزم گوش دادن به کل گفتگو بود و من هم مثل اکثر انسان‌ها از شنیدن صدا و حرف‌های خودم احساس خوبی ندارم، این کار را به تدریج انجام دادم. به همین علت، کمی طول کشید. بحش اول […]

لحظه‌نگار + گزارشی کوتاه از احوال این روزها

عکس محمدرضا شعبانعلی

مدت‌ها بود که متن‌های نصفه-نیمه در روزنوشته نداشتم و پیش از تمام کردن یک مطلب، به سراغ مطلب دیگر نمی‌رفتم. اما دوباره مدتی است تراکم کارها – در کنار شوق مهارنشدنی نوشتن – به نقطهٔ اوج تازه‌ای رسیده و باعث شده نوشته‌های تکه‌تکه‌ام زیاد شود. البته که آن‌ها را به تدریج جلو می‌برم (و تقریباً تمام جمله‌هایی که باید نوشته شود با دقیق‌ترین کلمات در ذهنم هست) اما کمتر پیش می‌آید که فرصتی برای نشستن و نوشتن پیدا کنم. یادم هست که دو سال پیش، یک ساعت پس از این که دوستی، در واتس‌اپ سوالی را از من پرسید، پاسخ دادم و او ده ساعت بعد پاسخم را دید. برایش نوشتم: «منطقی‌تر است وقتی فرصت خواندن پاسخ را نداری، سوال نپرسی.» هنوز دو سال از پیام نگذشته، خودم از دوستی سوالی پرسیدم و تقاضا کردم […]

«نکاتی دربارهٔ نگارش مطالب انتقادی» یا «چگونه مثل مهرداد خدیر ننویسیم؟»

تفکر نقاد

مدت‌هاست نوشته‌های جناب آقای مهرداد خدیر را دنبال می‌کنم. به گمانم می‌توانم ادعا کنم که در چهار سال اخیر، حداقل در سایت عصر ایران، مطلبی از ایشان نبوده که نخوانده باشم. سال‌ها پیش، یک بار هم این فرصت پیش آمد که به شکل حضوری در دفتر عصر ایران ایشان را ملاقات کنم (در گزارش هفتگی شماره دو اشاره‌ای مثبت و کوتاه به آن دیدار داشته‌ام). به قضاوت من، در جایگاه یک خواننده، مقاله‌های روایی ایشان، موفق‌ترین نوشته‌هایشان هستند. اما در نوشته‌های تحلیلی‌شان، «نوسان کیفیت» کاملاً مشهود است. از سوی دیگر، مدت‌هاست در پی فرصتی هستم تا دربارهٔ ویژگی‌های یک مقالهٔ «تحلیلی-انتقادی» مطلبی بنویسم. اما مثال و نمونه‌ای مناسب، که قابل بحث و بررسی باشد، پیدا نمی‌کردم. اخیراً آقای مهرداد خدیر، مطلبی در نقد سخنان دکتر محمد بقایی (ماکان) نوشتند. دکتر بقایی بر این باورند که […]

پیام‌ها و پیامک‌ها | هفتمین نمونه

باز هم چند جملهٔ تکراری در مقدمهٔ پیام‌ها و پیامک‌ها رو بنویسم و مجموعهٔ جدید پیام‌ها رو نقل کنم. *** آن‌چه در این‌جا می‌آید، چند نمونه از پیام‌هایی است که برای دوستانم فرستاده‌ام و در آرشیو مکالمه‌های روزها و هفته‌های اخیرم یافته‌ام. طبیعی است نمی‌خواهم و نمی‌توانم نام گیرنده و طرف گفتگو را بگویم. هم‌چنین ترجیح می‌دهم درباره‌‌ی صدر و ذیل گفتگوها هم چیزی نگویم. اگر چه محتوای آن‌ها غالباً می‌تواند بستر بحث را مشخص کند. جز در مواردی که اشتباه دیکته‌ای بوده یا باید نام فردی حذف می‌شده، تغییری در متن پیام‌ها نداده‌ام. بنابراین نکته‌سنجی چندانی در انتخاب پیام‌ها نشده و در انتخاب کلمات هم، راحت‌تر از چارچوب روزنوشته و شبکه‌های اجتماعی بوده‌ام. پس شما هم آن‌ها را در حد پیام‌هایی که برای زنده نگه داشتن گفتگو میان دوستان رد و بدل می‌شوند در […]

دکتر مسعود حیدری و مثال‌های تکراری در آموزش مذاکره

دکتر مسعود حیدری

پیش‌نویس: اخیراً در نوشته‌هایم چند مرتبه از دکتر حیدری نام برده‌ام. یک بار در «فهرست اسامی، توضیحات و اشارات» و بار دیگر در پاسخی که برای هدی نوشتم (زیر مطلبی که در آن به دو کتاب آخر داوکینز پرداخته‌ام). یکی از موضوعات گفتگوی من و هدی، حرف‌ها و کارهای تکراری بود که به نوعی در ذات حرفهٔ معلمی است. معلم، باید بارها و بارها یک حرف را تکرار کند و اگر با این ویژگی شغلش کنار نیاید، بعید است بتواند شوق لازم برای تدریس را حفظ کند. درست است که در طول زمان، حرف‌ها کمی تغییر می‌کنند و نکته‌ها به‌روز می‌شوند، اما اصل تکرار که بخشی از ماهیت معلمی‌ است، چندان تغییر نمی‌کند. به هدی گفته بودم که در این باره، خاطرهٔ کوتاهی از دکتر حیدری نقل می‌کنم. داستان خاطره‌های تکراری تا همین اواخر، هرگز به […]

yeni bahis siteleri 2022 bahis siteleri betebet
What Does Booter & Stresser Mean What is an IP booter and stresser