دوره آموزشی مقدمه‌ای بر تفکر سیستمی (کلیک کنید)

فایل جدید رادیو مذاکره: درباره‌ منابع

پس از مدتها، فرصت کردم که دوباره، فایل جدیدی از سلسله فایل‌های رادیو مذاکره را ضبط و منتشر کنم.

توضیح زیادی در مورد این فایل نمی‌نویسم. جز اینکه حدود ۴۵ دقیقه است و جمع بندی آنچه تا کنون در رادیو مذاکره رفته و مسیری که در ادامه خواهم رفت و نکاتی کلیدی درباره‌ی مدیریت منابع.

قسمت دوم فایل، بر اساس نظرات و سوالات و بحث‌های شما تنظیم خواهد شد. چند روز منتظر می‌مانم تا حرف‌های شما را اینجا بخوانم.

لینک دانلود فایل جدید رادیو مذاکره – محمدرضا شعبانعلی

 

فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی

آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار



99 نظر بر روی پست “فایل جدید رادیو مذاکره: درباره‌ منابع

  • محمدجواد علیمحمدی گفت:

    سلام آقای شعبانعلی

    باید ابتدا از شما به خاطر زحمتی که می کشید صمیمانه تشکر کنم.اول اینکه از ارایه داشته هایتان به مخاطبان هیچگاه مضایقه نکرده اید و دوم اینکه به آفت اهل علم که تنگ نظری است دچار نیستید.خدا پشت و پناهتان باشد که-با این رادیو مذاکره مخصوصا -برای آگاهی جامعه زحمت می کشید.

    اما مطالبم در مورد این بخش یعنی منابع:

    ۱-به خوبی به تفاوت میان میزان سرمایه گذاری برای به دست آوردن منابع و ارزش واقعی منابع اشاره کردید و مطالبی که مطرح کردید مرا خیلی درگیر کرد.

    ۲-اگر درست متوجه شده باشم باید منابعی را انتخاب کنیم که از یک فلسفه و هدف مشخص پیروی کند و به همدیگر مربوط باشد.این بحث مساله اینکه چه نوع منابعی باید در اولویت باشند را حل میکند ،به شرطی که اهداف مشخصی داشته باشیم. حال این سوال پیش می آید که :اکنون هدف من اصلا چیست؟حل این موضوع شاید در یک حیطه مشخص ساده به نظر بیاید ولی وقتی تعریف منابع را گسترده میکنیم به طوری که جنبه های مختلف زندگی و حیات انسان را دربرگیرد واقعا کار دشوار می شود؟به طوری که از شناختمان نسبت به استعدادهای خود گرفته تا برداشتمان از زندگی و اهداف آفرینش به چالش کشیده می شود.یعنی سیستم وقتی خیلی بزرگ میشود کار کردن با آن سخت می شود و سوالهای ما به جای آسانتر شدن پیچیده تر میشود.چاره چیست؟

    ۳-برای خیلی از جوانان دهه شصت و هفتاد-من خودم متولد ۶۹ هستم-منابعی گسترده و غالبا کم عمق و تقریبا شبیه به هم از سوی جامعه و خانواده تجویز شده است.همه بایدهایی که من در این سن باید داشته باشم را خود بهتر میدانید.با این بلبشو چه کنیم؟شاید یکی از دلایل بعضی پراکنده کاری هایی که میبینم به خاطر فرار از این راههای مشخص تجویزی هست. تا ببینیم مسیرهای دیگر چگونه هست و به کجا ختم میشود.بی حوصلگی زیاد شده.منابع هم گسترده هستند.همانطور که ما از شما در “دشواری انتخاب” یاد گرفتیم که این شرایط طبیعی نیست و باید کاری کرد.

    این بحث خیلی پر دامنه شده است و من صلاحیت و توانایی پاسخگویی اش را ندارم.آقا معلم کمک کنید!

    ببخشید طولانی شد.بی صبرانه منتظر قسمت بعدی هستیم.ممنون

  • کیانا گفت:

    واقعا قشنگ بود . من که اشک در چشمانم جمع شد .

  • مهدی گفت:

    سلام
    شنیدم هر چیزی زکات داره ….
    ممنونم از شما که زکات علم تون را با مباحث صوتی خیلی بدرد بخور در اختیار بقیه قرار میدید .
    براتون دلی خوش را آرزو میکنم .

  • آتشانی گفت:

    سلام استاد بسیار سپاس . خیلی خیلی عالی بود . همواره موفق باشید

  • آتشانی گفت:

    سلام استاد بسیار سپاس .با اینکه رایگان بود ولی خیلی خیلی عالی بود . همواره موفق باشید

  • عاطفه گفت:

    با سلام،
    واقعأ لذت بردم. حرف دل من بود تو این سبقت گرفتن مدرکها. حالا بپرسی از طرف چیزی بارش نیستا. انگار بگه من این مدرک رو دارم یا اون مدرک رو، خیلی آخرشه. عقل آدم کجا رفته. من خودم هم به مدرک نه اصلا ولی زیاد توجه ندارم. مدرک واقعأ وقتی مدرکه که استفاده بشه. خودم شده در یک برهه ای نیاز بوده یک چیزیم دوره دیدم ولی چون واسه خودم میخواستم حتی دنبال مدرکش هم نرفتم. که چی؟ اصلا قشنگ گفتن گاهی همه کاره و هیچ کاره.

  • مهرداد امیری گفت:

    درود بر تو محمدرضای دوست‌داشتنی!!
    من (عمیقا) فکر می‌کنم یکی از همون منابعی که ما(یا شاید فقط من!) واقعا قدرش رو به دلیل آسون بدست آوردن و زحمت زیاد نکشیدن نمی‌دونیم، وجود و حضور خود توست. باور کن با هیج هزینه‌ای نمی‌تونستم اون چیزهایی رو که به رایگان از تو یاد گرفتم، با این سرعت و سهولت یاد بگیرم. من هم مثل تو دانشجوی مکانیک شریف بودم. ولی چند سال بعد از تو اومدم اونجا. البته توی اون فضا زیاد احساس خوبی نداشتم، همیشه علوم انسانی برام جذاب‌تر بودند و هستند. اون موقع این موضوع رو بیشتر سر کلاس‌های دکتر بهادری‌نژاد(ترمودینامیک ۱) حس می‌کردم.
    ای کاش زودتر از این‌ها تو رو شناخته بودم محمدرضا!!

  • محمدحسین گفت:

    با تشکر مطلب جالب بود و کلا موافقش هستم
    ولی نمیدونم چرا یک حسی دارم که این نظر استاد با نشوته های قبلیش یکم همر راستا نیست نه اینکه دقیقا متضاد باشند
    ولی باید فکر کنم و از مطالب پیدا کنم تا رفرنس بدم .گفتم شایدم این حسه منه
    مثلا یکیش خود محمدرضا بیشتر توصیه کرده بود که چند رشته ای ادامه بدید تو دانشگاه البته کاملا اون مطلب رو خوندم و کاملا دلایلش رو فهمیدم شاید زیاد مرتبط با این موضوع نباشه …بازم بیشتر فکر میکنم و نظرمو میگم
    ضمنا جمع کردن زیاد بهش holding هم میگن که میتونه در موارد شدید از علایم وسواس هم باشه!

    • محمد حسین جان.
      فکر کنم بحث مطالعه میان رشته ای، به اون حوزه‌ی Relevance‌که در فایل گفتم برمیگرده.

      یعنی من بتونم از کنار هم گذاشتن اونها خروجی بیشتر و بهتری بگیرم.

      کسی که پزشکی خونده و مثلا مدیریت میخونه، اگر مدیر بیمارستان یا کلینیک باشه، احتمالاً اون Relevance و مربوط بودن رو بیشتر تجربه می‌کنه.

      اما اگر همون آدم پزشکی بخونه و بعد تصمیم بگیره وارد دنیای کسب و کار بشه و بره مدیریت بخونه و بعد هم یه شرکت بازرگانی مثلاً در حوزه خوشبو کننده ها (من چنین دوستی دارم)، از Relevance استفاده نکرده. بلکه تغییر مسیر زندگی داده.

      منظورم این نیست که کارش اشتباهه. تغییر مسیر زندگی در هر لحظه که تشخیص بدیم، باید انجام شه، اما میخوام بگم این تصمیم برای نفر دوم دور ریختن منبع قبلی و جایگزینی منابع جدیده که تصمیم گرانتری محسوب میشه و باید با حساسیت بیشتری اتخاذ بشه.

      من کلاً با بخش عمده‌ای از ادامه‌ی تحصیل ها مخالفم. نه به خاطر اینکه با تحصیل علم مخالفم. بلکه به دلیل اینکه ادامه تحصیل رسمی یکی از موثرترین شیوه ها در دوری از علم و دانش و تبدیل شدن به یک فسیل بی خاصیته.

      اونجا هم به همین دلیل، گفتم اگر تصمیم به ادامه تحصیل داریم، شاید مطالعه بین رشته‌ای منطقی تر از نشستن دوباره سر کلاس استاد اسبق و شنیدن روضه های سابق باشه.

      به عبارتی در مقایسه بین اون دو گزینه، پیشنهادم تحصیل بین رشته ای بود.

      در اون کلمه Relevance شاید کلید اصلی ماجراست.

      گاهی چند کار مشابه انجام می‌دیم اما مربوط به هم نیستند. گاهی دو کار نامربوط انجام میدیم اما در پشت این کارهای نامربوط، یک ارتباط پنهان وجود داره.

  • سجاد ح گفت:

    سلام
    هنوز هم استار کافه می روید؟ دوشنبه ۲۱:۳۰؟

  • حسین گفت:

    سلام
    عالی و مفید بود
    در فایل بعد اگر امکان دارد در مورد Manage کردن و نحوه چیدمان و ارنج منابع هم توضیح بفرمایید و در صورت وجود الگویی خاص راهنمایی کنید. فرض کنیم من ارزش واقعی منابع ام را مستقل از هزینه ایی که برای آنها میکنم درک کنم ، و منابعی را که با هدفم مربوط هست را جمع آوری کنم
    طبق چه مدلی و چگونه این منابع را چیدمان کنیم تا بهترین نتیجه کسب شود.
    با تشکر

  • بهرام سعدیان گفت:

    جناب شعبانعلی عزیز سلام
    مثل همیشه عالی بود ، اصلا ما را عادت داده ای به دیدن و شنیدن کار عالی ، این برای ما خیلی خوب است و برای تو بسیار سخت .
    در کل دو نکته دارم در باره این فایل:
    ۱- شاید باید نام این فایل را گذاشت دردنامه، چون درد مشترک همه است.
    ۲- و یک تجربه در خصوص جمع آوری دیوانه وار منابع : چندی سال پیش که شروع به مطالعه مدیریت کرده بودم ، هر فایلی را که اسمی از مدیریت داشت دانلود میکردم و در کامپیوتر ذخیره میکردم تا روزی که به خودم آمدم و دیدم شده ام یک فولدر با انبوهی از مطالب .
    در یک اقدام انقلابی همه فایل ها را که حتی برای بعضی مبلغ زیادی پرداخت کرده بودم ، پاک کردم و با خود عهد کردم فقط منبعی را ذخیره کنم که آن را خوانده باشم ، نه اینکه ذخیره کنم تا روزی بخوانم.

    • بهرام عزیز.

      من این دردی رو که تو گفتی تجربه کردم.
      سالها پی دی اف دانلود کردم و جمع کردم.

      حدود چهار ترابایت فایل پی دی اف داشتم. یک بار به لطف خداوند، یک جا کیفم رو جا گذاشتم و یکی اون رو از من دزدید.

      بعد از اون وارد یک مرحله خیلی بهتر از زندگیم شدم. دیدم که چقدر آشغال جمع کرده بودم (نه اینکه فایلها بد بوده باشند. اما برای من زباله بودند. هر منبعی که به درد من و تو نخوره، برای ما زباله محسوب میشه حتی اگه برای کس دیگری الماس باشه)

      آرزو می‌کنم اون دزد، کیف رو برداشته باشه و هاردها رو دور ریخته باشه. اما حدسم اینه که کیف رو دور انداخته و هارد رو نگه داشته.
      اگه این باشه همین الان داره انتقام پس میده. مطمئنم!! 🙂

      • محمدحسن بهرامی گفت:

        با سلام ، چه درد مشترکی ، فکر کنم این از نشانه های کمال گرایی باشه ، حقیقت نمی دونم آیا شخصی هست در مورد این مساله که بهتره اسمش رو بگذاریم اختلال نکته ای مطلبی بدونه ، تحقیق کردم اما خوب فکر کنم به فارسی نشود مطلبی یافت، آیا از دوستان کسی که با این مشکل به عنوان اختلال برخورد کرده باشه حالا تحت عنوان اختلال جمع آوری، کالکسیونیسم ، نمی دونم هر چیز دیگزی راهنمایی بکنه
        داخل پپرانتز بگم من شما محمدرضای عزیز و بهرام سعدیان را نمی گم چون یک مطلبی که دیروز شنیدم همه نشانه های مشکل روانی دارند تا جایی که مشکل برای خود و دیگران درست نکنه و زندگی عادی و تصمیمات و افکار فرد رو تحت تاثیر قرار ندهد نمی توان به آن اختلال گفت.
        اما خوب در مورد من این مساله صادقه یعنی واقعاً این بیماری جمع آوری اذیتم می کرد البته قبلاً به حالت بیماری جمع آوری اشیاء یادگاری بود و بعد فایل شد و حالا که دقیق فکر می کنم جمع آوری اطلاعات مرا گرفته همان طور که از محمدرضا یاد گرفته ام سه حالت دانش،مهارت،بینش Knowledge,Skill,Attitude )(مخفف KSA) وجود دارد که خیلی تلاش می کنم از دانش عبور کرده یعنی تاحدی تخفیف داده و به مهارت نزدیک شوم
        از محمدرضا ممنونم که این فایل منابع رو تهیه کرده اگر ممکنه بیشتر در مورد اهمال کاری،کمال گرایی، جمع آوری منابع و سایر روان پریشی ها بگویید البته همه نشانه های روان پریشی رو دارند و مقاومت جلوی اون خیلی

        نمی تونه واقعیت رو تغییر بده اما به هیچ وجه نمی توان بیمار نامید. البته من فکر کنم به علت ساختار اجتماعی که در زندگی سنین جوانی یک شخص در جوامع شبیه ما تجربه می کنه موثر باشه
        به امید روزی که KSA را به سمت سومی خیلی کم حرکت کنیم

  • میثم محمدحسینی گفت:

    موضوعی که خیلی از آدم ها درگیرش هستند پیدا کردن اون passion تو زندگیه.تا براش کار کنند،زحمت بکشن،پشتکار نشون بدن،بشه تمام زندگی و تفریح و کارشون.
    باید passion رو از intrest جدا کنیم.دوستان میگن ما علاقه هایی داریم که میخوایم به همشون برسیم و در خصوص همشون منابعی جمع کنیم. به نظرم اگه آدم موفق بشه اون حس عمیق رو نسبت به یه موضوع خاص(که تو فایل هم اشاره شد به یه زمینه خاص مخصوص خودت که آدمای کمی دنبالش رفتن)داشته باشه اونوقت دیگه براش فرقی نمیکنه منابع رایگان هستند،نا محدود هستند،زود بدست اومدند یا هر چیز دیگه.از هرجیز “مربوط” خیلی خوب و مشتاقانه استفاده میکنه.
    جمله ای رو داریم (به نحوی تو فایل بود)که هرکس تو به هرحال تو یه چیز نبوغ داره.
    متاسفانه پیدا کردن اون زمینه واسه همه خیلی آسون نیست.تو متمم چندتا مطلب در موردش منتشر شد اما کامل و کاربردی به نظر نمیرسید.

  • jalal گفت:

    سلام . واقعا عالی بود وچیزی ک تاثیرشو روی شخص من بیشتر میکرد صدای نسبتا خسته استاد بود که توی هر شرایطی دغدغه آموزش دارند.واقعا ممنون

  • احمد محمدپور گفت:

    سلام محمدرضا
    یک سوالی که پیش میاد اینکه از بین منابعی که دوستشون داریم و منابعی که مرتبط هستن ولی اعمال میشوند،کدوم رو انتخاب کنیم برای مثال عرض میکنم،فرض بفرمایید که بنده برق خوندم حالا واسه کار میکرو باید کار کنم چون ازم اینو میخوان
    اما علاقه دارم به شبکه های کامپیوتری و به نظرم مرتبط هم هستند (البته به نظر من،چون شبکه در حوزه IT هستش اما از لحاظ الکترونیکی و کنترلی هم به کار بسته میشه ) حالا بین این دوتا منبع که شاید زمینه کاری منو هم عوض میکنه چطور باید منبع ارزشمند تر رو پیدا کرد . در ضمن یک موضوع دیگه که پیش میاد امر مرتبط نبودن رشته تحصیلی با زمینه شغلی هستش
    شاید این دو مطلب در ظاهر نقض کننده هم نباشند ولی عملا ممکن هستش روی منابعی سرمایه گذاری کنیم که مرتبط با شغلی که بدست خواهیم آورد نباشه . و این خودش تلف میشه تلف کردن منابع ارزشمندمون (زمان و …)

  • نيكتا گفت:

    مطالب بسيارعالي بودند لطفا درمورد منابع متنوع كسب وكار بيشتر صحبت شود ممنونم متاسفانه خطاي شناختي درمنابع درمديران شيوع بيشتري دارد

  • پاسخ دادن به حسین لغو پاسخ(مختص دوستان متممی با بیش از ۱۵۰ امتیاز)


    لینک دریافت کد فعال

    پاسخ دادن به حسین لغو پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    yeni bahis siteleri 2022 bahis siteleri betebet
    What Does Booter & Stresser Mean What is an IP booter and stresser