از گذشته – برای آینده

حتماً شما هم در گوشهٔ موبایل یا گوشهٔ لپ‌تاپ‌تان، جایی دارید که بعضی چیزها را برای خودتان نگه دارید. برای این که دوباره ببینید. دوباره بخوانید. یا روزی در تأیید حرفی که خواهید زد، برای مخاطب خود ارسال کنید.

شاید کانالی در تلگرام باشد، بدون مخاطب برای خودتان. شاید هم گروهی دو نفری در واتس‌اپ؛ تشکیل شده با دو شمارهٔ‌ تلفن مختلف از خودتان!

شکلش مهم نیست. منظورم بیشتر محتواهایی از این جنس است که جایی برای خودتان نگه می‌دارید. سال‌ها با خود جابه‌جا کرده‌اید یا می‌دانید که سال‌ها قرار است با شما همراه بمانند.

من هم چنین چیزهایی دارم و می‌خواهم چند مورد از آن‌ها را نشان‌تان بدهم.

از کلیپی شروع می‌کنم که هنوز هم، هر با دیدنش بغضم می‌گیرد و گریه می‌کنم؛ از ایثارگران مظلوم «ارتش». در ادامه هم مصاحبهٔ دیگری را قرار می‌دهم که احتمالاً دیده‌اید. سومین چیزی که نشان‌تان می‌دهم، مطلبی است که حسین دهباشی اخیراً دربارهٔ «حجاب» و «تصوراتش» از «تاریخ معاصر و مفهوم دموکراسی (آن‌گونه که فکر می‌کند ایرانیان می‌پسندند)» در کانال تاریخی شفافی ایران منتشر کرده و اگر این‌جا ننویسم، ممکن است در بین حرف‌های دیگرش گم و فراموش شود. این که ببینیم یک مورخ (یا فعال حوزهٔ تاریخ)، بدیهیات تاریخ معاصر را چگونه می‌فهمد و می‌بیند، می‌تواند روی ارزیابی‌های ما از قضاوت‌هایی که دربارهٔ غیربدیهیات دارد، تأثیر بگذارد.

در پایان هم، خبری از سال ۹۱ از خبرگزاری ایرنا را با هم مرور می‌کنیم.

کامنت‌های این نوشته را نمی‌بندم. اما به نظرم، کامنت خاصی هم لازم ندارد. در واقع روی این مطلب خاص، منتظر کامنت‌هایتان نیستم! فرض کنید گوشی موبایلم را جلویتان گرفته‌ام و تک‌تک این‌ها را از لابه‌لای آرشیو‌هایم نشان‌تان می‌دهم. همین که با دقت و حوصله ببینید، خوشحالم کرده‌اید.

خاکسپاری امیر شهید جاوید میرجمهری

آمده‌ایم که بر نگردیم

این ویدئو یک «نقش‌آفرینی» است که اخیراً تولید شده و در اینستاگرام منتشر شده است (با تشکر از سعید رمضانی عزیز که لطف کرد و این را به من گفت).

من ابتدا که آن را دیدم، فرض کردم واقعی است (چون در کانال آپارات صدا و سیمای استان گیلان دیدم). البته در عین حال، این را هم بگویم که این تقسیم‌بندی سه‌گانه در وصیت‌نامهٔ شهید باکری وجود دارد.

ضمناً سال‌ها پیش هم یک متن کوتاه دربارهٔ شهیدان نوشته و خوانده بودم، که شاید بد نباشد لینک آن را دوباره این‌جا بگذارم (فایل صوتی شهید).

حرف‌های حسین دهباشی در کانال تاریخ شفاهی ایران

هشتگ

تخمین زده می‌شود که حدود بیست هزار نفر به استقبال هشتگ «من محجبه‌ام ولی باحجاب اجباری مخالفم» رفته‌اند و بسیاری این امر را نشانه‌ی مهمی از همراهی متدینین با مقوله‌ی حجاب اختیاری دیده‌اند. این نشانه‌شناسی اما به شدت مخدوش است. چرا؟

۱. بیست‌هزار هشتگ مذکور را مقایسه کنید با حضور حداقل پنجاه‌هزار خانم مذهبی که در همسرایی سلام فرمانده به ورزشگاه آزادی رفتند یا دویست‌هزار خانم مقید دیگر که در راهپیمایی ده‌کیلومتری غدیر شرکت کردند. دو رویدادی که به وضوح در حمایت از روش‌های نظام و از جمله در مقوله سبک حاضر در ارشاد غیرملتزمین به حجاب بود.

۲. در شرایطی که مقامات عالی‌رتبه و نهادهای ذی‌ربط با قاطعیت در پی برخورد با مخالفان فریضه‌‌ی حجاب هستند دیگر درخواست این امر -از سوی مومنین- به اصطلاح تحصیل حاصل است و خانم‌های معتقد به این نوع از حجاب، نیازی نمی‌بینند چندان اعلام حضور و حمایت در فضای مجازی کنند. پس اگر حامیان حجاب اجباری کمتر اظهارنظر می‌کنند، گمان نشود که نیستند یا کم‌ترند.

۳. اسلامِ واقعی، همین اسلام موجود است. امری تخیلی نیست که فقط هرجا کم آمد به آن ارجاع شود. و تجلی استقرار اسلام در ایران امروز می‌شود همین جمهوری اسلامی با همین روش ترویج شعایر مذهبی. طبعا حتی دیندارانی که در این مرحله صحبت از اختیار در انجام دادن یا ندادن فرایض مذهبی می‌کنند، ته دلشان راضی به عدم اجرای هیچ‌یک از واجبات مذهبی نیست.

۴. توجه شود که جمهوری اسلامی، در جایگاه مجموعه‌ای از باورها و رفتارها، نه فقط خالق اولیه‌ی اقدامات حاضر از جمله در مقوله حجاب نیست بلکه خود مخلوق قشر مذهبی جامعه می‌باشد. و اصلا اگر جریان غالب در ایران معاصر، شیعی و انقلابی نبود، انقلاب اسلامی رخ نمی‌داد و جمهوری اسلامی، مستقر و ماندگار نمی‌شد.

۵. البته این سخن را بسیار می‌شنویم که برخی مذهبی‌ها به اقتضای شرایط بگویند: «ما خودمان هم انتقاداتی داریم» و مثلا به برخی روش‌های گشت‌های ارشاد و طبعا نه به اصل کار آن‌ها، اشکالاتی بگیرند. ممکن است این حرف‌ها را مقامات سیاسی هم بگویند ولی این تنها نشانه‌ی قدری تعارف یا جوگیری یا جاخالی دادن یا موج‌سواری در فضای مجازی یا برای کند کردن لبه‌ی اختلافات با دیگران است و اساسا در حد تفاوت سلایقی درونی و خانوادگی است.

۶. حجاب به مانند عبا و عمامه‌ی روحانیون یک بیرق است. بیرق مذهب. و ساختارهای برآمده از دل آن مذهب. و حجاب و خصوصا چادر که حجاب برتر خوانده می‌شود، موثرتر از پایگاه‌های بسیج می‌باشد. و به مانند پرچمی در اهتزاز است به نشانه‌‌ی اقتدار جمهوری‌اسلامی. یعنی اقتدار همین حاکمیتی که مهم‌ترین حامی حجاب و باحجاب‌ها و روحانیت است.

۷. جمهوری اسلامی گرچه جمهوری ولی مقید به مبانی اسلامی است. مطابق این مبانی رای اکثریت تنها وقتی موجه است که در برابر ارزش‌ها نباشد. از همین‌رو است که در روز عاشورا، خواسته‌‌ی افراد روبرو باطل بود ولو آن‌که پرشمارتر باشند. لذا بر فرض که زمانی جریانی جدی در برابر حجاب اجباری ایجاد شود -از منظر دین‌داری- بازهم نباید اعتنایی کرد.

Channel: @Iranoralhistory

خبری از ایرنا دربارهٔ مخالفت مراجع عظام با مکالمهٔ تصویری (بهمن ۹۲)

آیات عظام مکارم شیرازی، سبحانی، نوری‌همدانی و علوی گرگانی نظر خود را در خصوص راه‌اندازی سرویس مکالمه تصویری در نسل سوم اپراتورهای تلفن همراه اعلام کردند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه قم، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی در این خصوص بیان کرده است: به یقین مفاسد این کار از فوائد آن بیشتر است و منشاء مفاسد جدیدی در جامعه ما که متاسفانه درگیر مفاسد مختلفی است خواهد شد و با توجه به این که ضرورتی برای اصل این کار نیست بنابراین شرکت‌های خصوصی و دولتی باید از آن خودداری کنند.

سرویس مکالمه تصویری رایتل مفاسد بسیاری را بدنبال دارد

آیت‌الله جعفر سبحانی نیز با اعلام نظر خود، قرار گرفتن چنین سرویسی بر روی گوشی‌های موبایل در دست جوانان اعم از دختر و پسر را دارای مفاسد زیادی بیان و تصریح کرده است: باید از خرید و فروش آن جلوگیری شود و نباید دولت چنین امکاناتی را در اختیار مردم قرار دهد و فوائد جزئی در مقابل این مضرات بسیار کوچک است.

رایتل عفت عمومی را مورد تهدید قرار می‌دهد

آیت‌الله نوری همدانی با بیان این‌که «امکان از هم گسستن اساس خانواده‌ها نیز هست» اظهار کرده است: با توجه به اینکه مفاسد این کار بسیار زیاد است؛ عفت عمومی را مورد تهدید قرار می‌دهد و بنابراین اقدام به انجام آن جایز نیست.

نسل سوم اپراتور تلفن همراه “رایتل” با آموزه‌های دینی در تضاد است

آیت‌الله سیدمحمدعلی علوی گرگانی، در این خصوص تصریح کرده است: نظر به اینکه نسل سوم اپراتور تلفن‌های همراه با آموزه‌های دینی در تضاد است و می‌تواند عفت عمومی جامعه و نظم حاکم بر آن را خدشه‌دار و خانواده‌ها را به ورطه نابودی اخلاقی و بنیانی بکشد و لذا نصب و راه اندازی این اپراتور چه از طرف دولت و چه از جانب بخش خصوصی به صلاح نیست.

این مرجع تقلید ادامه داده است: هرگونه اقدامی در این مسیر خلاف شرع است و البته لازم به ذکر است که ما درصدد تخطئه اصل فن‌آوری نیستیم بلکه از آن جهت که این صنعت زیان و ضررهای فراوانی را می‌تواند برای جامعه اسلامی چه از جهت امنیت اخلاقی و چه از جهت سیاسی و دینی داشته باشد و تهدید کننده بنیان خانواده است، راه اندازی این اپراتور را جایز نمی‌دانم.

بر اساس این گزارش صبح امروز در حاشیه مراسم سی و چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، در بین راهپیمایان عده‌ای از طلاب علوم دینی با توزیع فتاوای مراجع عظام تقلید خواستار جلوگیری از بکارگیری سرویس مکالمه تصویری در نسل سوم اپراتورهای تلفن همراه شدند؛ همچنین بعضی از معترضین با امضای طوماری در مقابل دفتر روزنامه کیهان، از دولت خواستند باتوجه به مضرات این سرویس و عدم فرهنگ سازی مناسب، نسبت به قطع این سرویس اقدام کند.

لینک خبر

 

 

فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی

آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار



9 نظر بر روی پست “از گذشته – برای آینده

  • علیرضا احمدی طامه گفت:

    در مورد امیر شهید جاوید میرجمهری سرچ کردم، توی وب فارسی اطلاعاتی از ایشان در دسترس نیست ،

    فقط همین کلیپ پیدا میشه

    • آره علیرضا جان.
      من هم فقط همین کلیپ رو دیدم که مربوط به خاکسپاری ایشون در اواخر بهمن ۱۴۰۰ هست (جانباز جنگ بودن).
      و احتمالاً در جستجوهای اینترنتی، به انبوهی وب‌سایت رسیدی که به جای «خاکسپاری جاوید میرجمهری» تیتر زده بودن: «جاوید میرجمهری کیست؟» و داخلش جز این کلیپ نبود.
      رفتار رایج «سایت‌های خبری تشنهٔ کلیک» و «لاشخورهای سئو»

  • سعید رمضانی گفت:

    نقش آفرینی بودن کلیپ را من از استوری اینستاگرام «محمود» فهمیدم.

  • محمدرضا معاشرتی گفت:

    در مورد کلیپ اول:

    یک قصه بیش نیست غمِ عشق، وین عجب

    کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است

    در مورد بقیه فایل‌ها هم میدونم که هر چه بنویسم تکرار مکرراته.

    مرسی محمدرضای عزیز 

  • زهرا گفت:

    به عنوان فرزند یک سرباز ارتشی بازنشسته از شما متشکرم که این افراد گمنام را معرفی وتکریم کردید.

  • هیوا گفت:

    محمدرضا عذرخواهی میکنم بابت کامنت گذاشتن با توجه به اشاره ای که به این موضوع کردی ولی دلم نمیاد به موضوعی که میخوام بگم اشاره نکنم.

    ماه اخیر چند مصاحبه حسین دهباشی (برنامه خشت خام) با ارتشی هایی که در جنگ نقش کلیدی داشتن رو نگاه کردم. از بین اینها چند نفر رو الان خاطرم هست: تیمسار شاهین راد، خلبان شهرام رستمی، سرتیپ مسعود بختیاری. مصاحبه کسایی مثل هادی غفاری و فلاحیان و چند نفر مشابه رو هم دیدم اما موردی که بیشتر من رو تحت تاثیر قرار داد صحبتهای ناخدا هوشنگ صمدی بود.

    صحبتهای ارتشی ها از یک جنبه به نظرم خیلی شنیدنی هست اونم همونطور که ناخدا صمدی اشاره میکنه ارتشی ها با اینکه از همان روز اول با تمام قدرت نیروی اصلی جنگ بودن اما به خاطر پرتکلهای ارتش دوربین و خبرنگار نداشتند (در حالیکه بقیه نیروها (موسوم به نیروهای مردمی و داوطلب) تقریباً همیشه دوربین و مستندساز همراه داشتند) حرفهای ناگفته، شنیدنی و تکان دهنده زیادی دارند که تازه بعد از چند دهه داره زده میشه. از طرفی مورد بی مهری هم قرار گرفتند.

    برای کسایی که به تاریخ جنگ ایران و عراق و موضوعات مرتبط علاقه دارن، دیدن این مصاحبه ها میتونه بسیار جالب باشه.

    • هیوا جان.

      حرف‌های من ربط چندانی به حرف‌های تو نداره. اما گفتم این‌جا بنویسمش. به نظر خودم معنای سیاسی نداره و بیشتر از نظر مدیریتی می‌تونه حائز اهمیت باشه.

      قبلش یه خاطره بگم:

      سال‌ها پیش، به لطف و اصرار یکی از دوستان، قرار شد چند جلسه به شرکت‌شون برم و کمی دربارهٔ استراتژی‌هاشون با هم صحبت کنیم. اولین چیزی که در شرکت توجهم رو جلب کرد، این بود که در چارت‌شون دو تا واحد توسعهٔ صادرات داشتند. اسم واحدها هم این بود: «توسعه صادرات یک» و «توسعه صادرات دو.»

      یکی دو جلسهٔ اول دربارهٔ علت این نام‌گذاری سوال نکردم. چون به تجربه یاد گرفته بودم که چنین ساختارهایی، حاصل تعارض‌های عجیب و ملاحظات پنهان و چالش‌های درونی پیچیده است و بهتره وقتی در جایگاه مشاور وارد یه مجموعه می‌شی، اول از همه توی این سوراخ‌ها انگشت فرو نکنی که گزیده نشی.

      بالاخره در جلسات بعد، کم‌کم مشخص شد که چرا این واحدها وجود دارن. دو شریک با هم شرکت رو اداره می‌کردن و مدتی یکی از اون‌ها مدیرعامل بود و بعد مهاجرت کرده بود و نفر دوم، مدیریت اجرایی شرکت رو بر عهده داشت. شریک اول، واحد «توسعهٔ صادرات» رو راه‌اندازی کرده بود و چند کارشناس هم آورده بود و کارشناس‌ها هم داشتن کارشون رو می‌کردن. وقتی شریک دوم مدیرعامل میشه، چند بار با این واحد جلسه می‌ذاره و احساس می‌کنه این واحد با سیاست‌ها و ترجیحات خودش همسو نیست (بیشتر به توسعه در کشورهای جنوبی فکر می‌کردند و راهکارهای تجارت-محور. در حالی که مدیرعامل جدید، بیشتر به بازار CIS توجه داشت و صادرات رو تولیدمحور می‌دید. یعنی دوست داشت برن اون‌جا سرمایه‌گذاری کنن و کارخونه راه بندازن و …). مدیرعامل نمی‌تونست واحد توسعه صادرات رو قانع کنه. از طرفی این افراد، تک‌تک توسط شریکش استخدام شده بودن و نمی‌شد اخراجشون کرد. ضمن اینکه پروژه‌های اجرایی هم در دست داشتن و بودجه‌هایی بهشون اختصاص داده شده بود و به هیچ‌وجه متوقف کردن پروژه‌ها امکان‌پذیر نبود.

      نهایتاً مدیرعامل جدید به نتیجه رسیده بود که واحد «توسعهٔ صادرات دو» رو تأسیس کنه و یه سری آدم با افکار نزدیک به خودش بیاره.

      بقیهٔ ماجرا رو احتمالاً می‌تونی حدس بزنی. واحدها همیشه در تخصیص بودجه با هم تعارض داشتند. واحد شماره یک، پیشرفت کند پروژه‌هاش رو به این ربط میداد که پول‌ها رفته دست واحد دو. واحد دو هم معتقد بود که رویکرد سنتی واحد یک، جوری در فرهنگ شرکت نهادینه شده که راه برای فعالیت‌های نوگرای این گروه دوم هموار نیست. البته که نسبت‌های عجیب و غریبی هم به هم می‌دادند. واحد دو، واحد اول رو «دلال مسلک» می‌دونست. واحد اول هم می‌گفت کار واحد دو پول‌شوییه و مدیرعامل جدید اینا رو آورده تا پول شرکت رو به اسم سرمایه‌گذاری از کشور خارج کنه.

      حالا این خاطره رو کنار بذاریم تا کمی دربارهٔ «موازی‌کاری» حرف بزنم.

      توی گفتگوی تصویری که بهمن ۱۴۰۰ با بچه‌ها داشتم، به این نکته اشاره کردم که بخش قابل‌توجهی از چالش‌های مدیریتی در کشور ما اینه که نگرش مدیریتی در کشور ما بسیار کهنه است و اگر سیاست‌گذاران‌مون بتونن دانش خودشون رو ارتقاء بدن و به حدود یک قرن پیش برسن، خیلی جلو میفتیم. اشاره‌ام به طور خاص به دو اصل از اصول هنری فایول بود: Unity of Command و Unity of Direction (وحدت فرماندهی و وحدت جهت).

      می‌دونی که اون زمان که فایول از سازماندهی حرف می‌زد، سازمان به معنای امروزی چندان شکل نگرفته بود. همین شرکت فورد که اوایل قرن بیستم راه افتاد (رجوع به قدیمی‌ترین شرکت‌های خودروسازی)، مهم‌ترین اختراعش ماشین فورد نبود. بلکه «خط تولید» بود و «تقسیم تخصصی کارها.»

      شاید اگر فایول بیشتر عمر می‌کرد و سازمان‌های جدید رو می‌دید، اصل Unity of Operation رو هم اعلام می‌کرد و می‌گفت که تمام کسانی که یک کار یکسان انجام می‌دن، باید زیر یه چتر باشن.

      چیزی که در شرکت دوست من رعایت نمی‌شد و به چالش بزرگ تبدیل شده بود، نقض همین قاعدهٔ تقریباً بدیهی بود.

      این که در اوایل جنگ با چه منطقی سپاه تشکیل شد، قطعاً نظر کارشناسی لازم داره و امثال من ازش سر در نمیاریم. اما حداقل الان گفته می‌شه که «نیروی نظامی کلاسیک» نمی‌تونه از انقلاب‌ها دفاع کنه و با اطلاق صفت کلاسیک به ارتش، تلویحاً و گاهی تصریحاً اشاره می‌کنن که کارایی کافی برای حفظ کشور نداره یا اگر داره، «حفظ انقلاب» چیزی فراتر از «حفظ کشور» هست و به سازمانی مستقل نیاز داره.

      در نگاه اول، این کار مشکل جدی نداره. اما حداقل سه چالش وجود داره که به نظرم با وجود واضح بودن، کمتر دیده شده. به نظرم حتی اگر مدیر یه شرکت متوسط هم باشی (نه لزوماً بزرگ)، توجه به این چالش‌ها می‌تونه مفید و آموزنده باشه.

      چالش اول | نیاز دائمی به کشیدن تعارض‌ها به سطح بالاتر

      وقتی فقط یه واحد توسعه صادارات داری، این واحد کار خودش رو می‌کنه و گاهی برای «نظرخواهی» و «راهنمایی گرفتن» و «استفتاء» به سراغ مدیر ارشد می‌ره. اما وقتی دو تا واحد توسعهٔ صادرات داری، تعارض منافع و ناهمسویی به شکل اجتناب‌ناپذیری به وجود میاد و هر بار مدیران دو واحد باید برای «قضاوت و میانجی‌گری» سراغ مدیر ارشد برن. با این کار، نه‌تنها وقت مدیر بیشتر گرفته می‌شه، بلکه هر قضاوتی معمولاً یه جور دل‌گیری و نارضایتی رو هم – هر چند پنهان – در طرف بازنده ایجاد می‌کنه.

      چالش دوم | اصطکاک بین بدنهٔ دو واحد

      هیچ‌وقت نمیشه همهٔ اعضای هر دو واحد رو توجیه کرد که نگاه کلان و سیستمی داشته باشن. اصلاً نگاه سیستمی انقدر پیچیده و عمیقه که اگر بیست تا آدم رو سر کلاس هم بشونی و براشون یک سال دربارهٔ تفکر سیستمی حرف بزنی، نهایتاً نصف‌شون نمی‌فهمن کلاً راجع به چی حرف زدی (شاید حتی در حد طوطی هم نتونن درست حرف‌ها رو تکرار کنن). پس همیشه در دو واحد، یه سری از افراد نگاه سیلویی دارن. یعنی منافع واحد خودشون رو به منافع کل سازمان ترجیح می‌دن. بعضی به خاطر نفهمیدن مفهوم سیستم و برخی هم به خاطر منافع شخصی. این‌ها همه میشه اصطکاک و ناکارآمدی و اتلاف منابع.

      چالش سوم | ظرفیت آزاد

      بعضی از واحد‌ها کارشون از جنس عملیات روزمره نیست. بلکه بیشتر نقش آتش‌نشان رو دارن. یعنی باید باشن و باید به شدت تأمین بشن و همیشه آمادگی بالاشون رو حفظ کنن که «در روز مبادا» به کار بیان. این جور واحد‌ها رو باید «بسیار بزرگ و قوی» و در عین حال «در حداقل اندازهٔ ممکن» نگه داشت. این توصیف شاید متعارض باشه. اما کاملاً‌ معنا داره. تو نباید در آتش‌سوزی‌های مکرر شهر، ماشین آتش‌نشانی کم بیاری. اما اگر اون‌قدر ماشین بخری که یه تعدادشون هیچ‌وقت استفاده نشن، منابع رو سوزوندی.

      نیروی نظامی از این جنسه. بزرگ بودن نیروی نظامی بسیار بسیار مهمه. قوی‌بودنش مهمه. منابع داشتنش مهمه. اما باید به این هم فکر کرد که «نیروی نظامی در زمان صلح» هزینه داره. هر چقدر ظرفیت آزاد بیشتر، هزینه هم بیشتر.
      وقتی کاری رو که یه سازمان ۱۵ نفری انجام میده بین دو سازمان تقسیم می‌کنی، دو سازمان ۷ یا ۸ نفری کافی نیست. تو باید دو سازمان ۱۰ نفری داشته باشی تا بتونن از عهدهٔ کارها، رفع اصطکاک‌ها، مدیریت کارهای بروکراتیک و … بربیان. بنابراین ظرفیت آزاد در زمان صلح،‌ بیشتر می‌شه.

      راهکارهای مختلفی برای تأمین منابع در زمان صلح هست. مثلاً‌ استفاده از نیروی نظامی در پروژه‌های عمرانی و …

      اما چالش این‌جاست که بسیاری از کارهای بزرگ، پروژه‌های کوتاه‌مدت موقت نیستن و به تیم اجرایی خاص خودشون نیاز دارن. نیروهای نظامی اون‌قدر درگیر می‌شن که دوباره باید افراد و منابع تازه جذب کنن. و البته بعضی چالش‌هایی که الان می‌بینیم. مثلاً در زمان مذاکره برجام، مسئولین بارها اعلام کردن که خواستهٔ رفع تحریم سپاه، به این خاطر هست که بخش بزرگی از اقتصاد ایران با سپاه گره خورده و بدون رفع تحریم سپاه، رفع تحریم اقتصادی یه وعدهٔ پوچ هست (من هم این رو قبول دارم. شما اگر سپاه رو در تحریم نگه داری و بگی اقتصاد ایران رو از زیر تحریم آوردی بیرون، تقریباً هیچ بخشی از اقتصاد ایران از زیر تحریم بیرون نیومده).

      مشکل ناهماهنگی و … هم که همیشه هست که اخیراً نمونه‌اش رو چند جا دیدیم.

      بیشترین چیزی که من رو نگران می‌کنه اینه که در کشور ما همه چیز مصداقی دیده میشه. مثلاً‌ وقتی دردسرهای موازی بودن رو می‌بینیم، بگیم باشه. به هر علت، این نهادها زمانی تشکیل شدن و موازی هستن و دردسرهاش زیاده اما نمی‌تونیم به عقب برگردیم.

      من این رو می‌تونم قبول کنم. اما این که دوباره میای ساترا رو روبه‌روی ارشاد می‌ذاری

      یا میای یه شورای جدید پیشنهاد می‌دی برای صیانت (یا رگولاتوری یا راهبری یا هر اسم دیگه) و قرار میدی کنار شورای عالی فضای مجازی و اون رو کنار مجلس. خب باز هم کارهای موازی شکل گرفته.
      این یعنی ما خطاها و اشتباهات و چالش‌ها رو مصداقی دیدیم و نتونستیم در یک چارچوب کلان‌تر، اون‌ها رو بفهمیم و تحلیل کنیم.

      سالها پیش از خودرو حمایت کردن. بعد از مدتی فهمیدن خیلی اشتباه بوده. همهٔ حامیان (که به ادبیات امروز، بانیان وضع موجود هستن) به شاکیان وضع موجود هم تبدیل شدن

      باشه. ما خودروی خوب سوار نشدیم. ما توی جاده‌ها مردیم. ما حسرت خوردیم. قبول.

      اما این رو مصداقی نبینید. نگید «ما فرصت به صنعت خودرو دادیم استفاده نکردن.» بگید «ما نفهمیدیم انحصار بده. از بیت‌المال هزینه کردیم. و یاد گرفتیم. الان دیگه می‌فهمیم بده.»

      وقتی مصداقی می‌بینید، دوباره میگید «حالا حمایت از صنعت پوشاک.»

      چند سال دیگه همین بانیان وضع آتی به شاکیان وضع آتی تبدیل میشن و شروع می‌کنن از صنعت پوشاک گله می‌کنن. و هم‌زمان فرصت انحصار رو در اختیار صنعت دیگه‌ای قرار می‌دن تا اون رو نابود کنن.

      پی‌نوشت: یه بار به شوخی به یکی از دوستانم می‌گفتم «دوالیسم» بخشی از جهان‌بینی ماست. از همون وقتی که «آسمان» رو در برابر «زمین» قرار دادیم و «ذهن» رو در برابر «مغز» و برای فهم انسان از ترکیب «روح + جسم» استفاده کردیم، می‌شد حدس زد که دوگانه‌های موازی قراره با سرنوشت‌مون گره بخورن.

  • عطیه رنگین کمان گفت:

    آخی عزیزم..چقدر صدای پسرشون غمگینه و‌میلرزه😭و حس میکنم بیشتر برا مظلومیت و غریب بودن پدرشون گریه میکنن تا برای نبودشون..که اگه جای دیگه ای خدمت میکردن تشیع جنازه بزرگی براشون ترتیب میدادن😢

    در مورد بقیه مطالبم ماهیچ ما نگاه😑

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از ۱۵۰ امتیاز)


    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    yeni bahis siteleri 2022 bahis siteleri betebet
    What Does Booter & Stresser Mean What is an IP booter and stresser