Tag: کارآفرین

رادیو مذاکره: نازنین دانشور و تخفیفان

قرار ما در رادیو مذاکره این بود که گاهی با کارآفرینان موفق بنشینیم و از آنها در خصوص تجربه‌های موفقیت و شکست بشنویم. تجربه‌هایی که در نظریه‌های رسمی کتاب‌های درسی مذاکره و مدیریت، یافته نمی‌شود. نازنین دانشور از جمله دوستان خوب من است که سایت تخفیف و خرید گروهی «تخفیفان» را تاسیس کرده و آن را مدیریت می‌کند. در کنار نازنین، تیم تخفیفان هم گروهی شاداب و علاقمند هستند. تعداد بسیار زیادی از همکاران او را زنان تشکیل می‌دهند. چیزی که در گفتگوهایش برایمان مطرح می‌کند که «تصادفی» نیست. در کنار کارآفرینان قبلی که با آنها صحبت داشتیم، نازنین دانشور، کارآفرینی از نسل جوان‌تر کشور است. مثل همه‌ی کارآفرینان دیگر سخت‌کوش است و تصویر‌های بزرگی از آینده در ذهن دارد. گفتگوی من و نازنین دانشور را می‌توانید از طریق لینک زیر دانلود کنید و گوش دهید:

رادیو مذاکره: گفتگوی محمدرضا شعبانعلی و نازنین دانشور درباره تجربه‌ی کارآفرین

nazanin-daneshvar-mohammadreza



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+120
  

نامه ای به یک دوست کارآفرین!

سالها پیش با مدیر یک شرکت خصوصی کوچک دوست بودم. هر شنبه صبح، با هم قهوه‌ای می‌خوردیم و از آینده آن شرکت حرف می‌زدیم. آن شرکت امروز به یک مجموعه‌ی بزرگ اقتصادی تبدیل شده است. در روزهای پایانی اسفند امسال،‌ قدیمی ‌ترین کارمندهایش پیش من آمدند و گفتند: محمدرضا. تو می‌توانی با او حرف بزنی؟ او حرف ما رو گوش نمی‌ده و سپس تمام ماجرا را گفتند. از اشتباه‌های ماه‌های اخیر. پول‌هایی که از دست رفت. امتیازهای بیهوده‌ای که داده شد و سازمانی که از بیرون سالم و از درون آماده‌ی فروپاشی است. بچه‌ها می‌گفتند که او می‌گوید: «من شرکت را به اینجا رسانده‌ام. می‌دانم در آینده هم آن باید به کجا برسد!»

به دوست کارآفرینم زنگ زدم و خواهش کردم فرصتی در نظر بگیرد تا در دفتر کارش با هم قهوه‌ای بنوشیم و راجع با بازخورد کارکنان صحبت کنیم. اما پاسخ‌اش عجیب بود: «حسم به شرکت خوب نیست. به بچه‌های طلب‌کار و کله شق. اینها ایمان خودشان را به راهی که می‌رویم از دست داده‌اند. اینها مهره‌های شرکتهای دیگرند در مجموعه‌ی من! اگر موافقی برویم صدف یا حس خوب زندگی…». اما من دوست داشتم در محل کارش با او حرف بزنم. حرف‌های پای میز کار با حرف‌های «صدف» و «حس خوب زندگی» فرق دارد. این بود که نهایتاً نامه‌ای برایش نوشتم و ارسال کردم.

متن آن نامه را بدون ذکر اسامی در اینجا آورده‌ام:

ادامه نوشته



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+192
  

کارآفرینیسم: یک «ایسم» جدید و ترسناک

کودک که بودم از خیلی «ایسم»ها می‌ترسیدم.

امپریالیسم که قرار بود یک روز بیاید و کشورمان را بگیرد.

کاپیتالیسم که ما را حیوان حساب می‌کرد.

سوسیالیسم که در دنیایش فقط دو رنگ وجود داشت: قرمز و سیاه.

اگزیستانسیالیسم که آن سالها هر چه می‌کردم نمی‌فهمیدم که چیست.

رمانتیسیسم که یک بار معلمم، بعد از گوش دادن به انشایم، خطاب به من گفت. هنوز نمی‌دانم تعریف بود یا تحقیر.

خاطرات دوران کودکی، سرکوب می‌شوند اما فراموش نمی‌شوند. چنین است که من، هنوز هم از «ایسم»ها می‌ترسم و به ندرت در نوشته‌هایم از آنها نامی می‌برم. اما این روزها غول ترسناک دیگری را می‌بینم که بر سر کشورم سایه انداخته است. ترسناکتر از امپریالیسم و کاپیتالیسم و اگزیستانسیالیسم و رمانتیسیسم دوران کودکی. دوست دارم آن را به سبک همه‌ی غول‌های دوران کودکیم، «کارآفرینیسم» نامگذاری کنم.

ادامه نوشته



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+112