Tag: چرکنوشته

افتتاح سرفصل چرک‌نوشته‌ها در روزنوشته‌ها

همیشه دفترچه‌ی یادداشتی همراه خودم دارم و هر چه به ذهنم می‌رسد آنجا می‌نویسم تا در آینده به نوشته‌ای تبدیل شود. گاهی از نوشتن آنها صرف‌نظر می‌کنم. گاه بارها و بارها، عنوان نوشته را تغییر می‌دهم. گاهی نظرم تغییر می‌کند و اصلاً برعکس می‌شود. گاهی این فهرست کذایی را می‌خوانم و موضوعات دیگری برایم تداعی می‌شود. گاهی به یک توییت صد و چهل کاراکتری بسنده می‌کنم. گاهی به مقاله‌ای در متمم تبدیل می‌شود. گاهی در رسانه‌ها منتشر می‌شود و گاهی پاره می‌شود و دور ریخته می‌شود.

احساس کردم، فضای روزنوشته‌ها، آن قدر صمیمی هست که بشود آن دستنوشته‌ها را به صورت دیجیتال نگهداری کرد و دوستان خوبم هم بتوانند نگاهی به آنجا بیندازند. شاید هم دلشان بخواهد به من کمکی کنند. نظری بدهند. منبعی معرفی کنند و هر چیز دیگری.

سرفصلی به نام چرکنوشته ها تعریف کردم. هر وقت موضوعی به ذهنم برسد و بخواهم آن را بعداً تکمیل کنم، در حد یکی دو خط آن را می‌نویسم و با طبقه بندی چرکنوشته، آرشیو می‌کنم. تا بتوانیم فضای روزهای آینده روزنوشته‌ها را هم آنجا ببینیم و بخوانیم و من هم بتوانم نظرات شما را – نه پس از نوشتن مطلب بلکه قبل از انتشار آن – داشته باشم و آنها را در حرف‌هایم لحاظ کنم.

امیدوارم به خاطر داشته باشیم که فضای «چرکنوشته» جایی برای ایده‌پردازی است و نه نقد‌های منطقی و فلسفی. ایده، حتی اگر نادرست یا غیراجرایی یا غیرکاربردی باشد، هنوز می‌تواند موجب تولد فکرهای جدید شود…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+123
  

چرکنوشته‌های محمدرضا شعبانعلی

توضیح: این نوشته‌ها کاملاً شخصی هستند. فقط برای اینکه دوستان من در سایت، بدانند که در روزهای آینده چه دغدغه‌هایی در سایت مطرح خواهد شد. اگر کامنت و نظری داشتید که میتوانست به بهبود محتوا کمک کند بنویسید. به محض خواندن کامنت و لحاظ کردن در یادداشت‌هایم، آن را پاک می‌کنم تا پایین این نوشته خلوت بماند و خواننده هم بداند که نظرش خوانده و لحاظ شده. طبیعی است اینها ایده‌های اولیه هستند. دفترچه‌ی یادداشت دیجیتال من که با اهالی این خانه مجازی به اشتراک می‌گذارم. بنابراین به ایده‌ها بیفزایید اما آنها را نقد نکنید. چون فقط ایده هستند…

* این دنیای دیجیتال همه روندهای تاریخی بشر رو به سرعت زیاد بهمون نشون می‌ده. این روندی که واژه‌ای مثل «عشق» در طول هزاران سال چنان معنازدایی شد و به گند کشیده شد که الان تو هر شعر و متن و … به هر دلیل و بهانه‌ای و بدون درنظر گرفتن اون معنای عمیقش به کار می‌ره. مستعمل شد و دست خورده.

استیکر‌های وایبر قشنگ همین حس رو می‌دن. زمانی که اولش بود، چقدر حس خوبی بود. الان شده یک تصویر غیرشخصی عمومی. چیزی که هر روز برای صدها نفر ارسال می‌کنیم. هیچ هیجانی در مخاطب ایجاد نمی‌کنه و کاربردش، غنی کردن پیام نیست. بی‌حوصلگی در نوشتن یک پیام متنی غنی است.

* اعتیاد به گرفتن عکس‌های سلفی (اینکه مردم خودشون با موبایل از خودشون عکس می‌گیرن) به عنوان یک بیماری، طبقه ‌بندی شده! خوبه راجع به صد سال تاریخچه عکس‌های سلفی یک مطلب بنویسم و توی عصر ایران و بعدش اینجا منتشر کنم.

* تحقیق کنم راجع به تاثیرشبکه‌های اجتماعی روی هوش و شعور مردم. به نظر می‌رسه که چاقوی دو لبه است. می‌تونه انسانها رو هوشمند‌تر بکنه و می‌تونه از اونها انسانهای احمق‌تری بسازه. به نظر میاد الان کارکرد دوم خیلی بیشتر رایجه! اما باید شواهد علمی پیدا کنم و ببینم کی روی این موضوع کار کرده.

* باید در متمم، یک سری جدید راه اندازی کنیم به عنوان «هنر یادگیری». به نظرم میاد که خیلی از ماها، برای یادگیری تلاش می‌کنیم اما متود و روش درستش رو به کار نمی‌گیریم. شاید این بتونه کمک کنه که اثربخشی وقتی که برای یادگیری می‌گذاریم بیشتر بشه.

* واقعاً اگه مفاهیم قمار برای آدمها جا بیفته، چقدر مهارت تصمیم گیری بهتر میشه. حیف که اسم قمار که میاد آدمها حساس می‌شن و شاخک‌هاشون تکون می‌خوره. فکر می‌کنن حرامه، راجع بهش نمی خونن و فکر نمی‌کنن ولی هر روز صبح تا شب به هزار شکل قمار می‌کنن :(

* در بحث سرشت و سرنوشت بنویسم که جبر و اختیار صفر و یک نیست و برای هر آدمی در هر لحظه از زندگی فرق میکنه. ما با هر تصمیمی دایره ‌ی اختیارمون رو تنگتر یا بازتر می‌کنیم.

* یک قسمت FAQ یا سوالات رایج در سایت درست کنم، بسیاری از ایمیل‌ها سوالات تکراری دارند. می‌شود آنجا نوشت و پاسخ داد تا کار بقیه کاربران راحت‌تر راه بیفتد. این همه آدم هم شاکی نباشند که ایمیل‌هایشان خوانده نشده و پاسخ داده نمی‌شود.

* با توجه به نظرسنجی‌هایی که در مورد جدا شدن و طلاق انجام دادیم، گزارشی روی آنها بنویسم و منتشر کنم

* به بهانه‌ی بحث سیگار و دخانیات، میشه کارکرد شرکت‌های بزرگ مالتی نشنال رو در دستکاری باورها و انتظارات مردم و قوانین حاکم و حتی ساختارهای سیاسی نشون داد.

* کتاب واحه‌ی من باید با این جمله‌ها تمام شود:

برج‌ها را حکمرانان ساختند، تا از فراز آنها، بر بزرگی قلمرو خود بنگرند. هیجان زده شوند و لذت ببرند

اما ما، حکم‌روندگان، از فراز برج‌ها، کوچکی غمها و سختی‌های خود را می‌نگریم و هر چند برای لحظه‌ای کوتاه، آرام شویم و لذت ببریم.

تاریخ را حکمرانان نوشتند، تا شادمانه و سرمست، از همه آنهایی بگویند که آمدند و رفتند، تا تخت سلطنت را به اینان بسپارند

اما ما، حکم‌روندگان، تاریخ را خواندیم، تا امیدوارانه و سرخوش، به روزهایی بیندیشیم که داستان رفتنی دیگر و آمدنی دیگر، به این کتاب قطور بی پایان، افزوده گردد.

ایمان را، حکمرانان تاریخ، همچون دارویی تجویز کردند، تا خداوندگاران نیز حامی و توجیه گر فساد آنان باشند.

اما ما، حکم روندگان تاریخ، ایمان را نویدی گرفتیم از وجود خداوندی که دیر یا زود، فضا را برای تنفس خداوندگاران، تنگ خواهد کرد.



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+175