Tag: پیامها در مذاکره

عکسهای سمینار پیامها در مذاکره

حدود ۶۰ عکس از تصاویر مربوط به سمینار پیامها در مذاکره، به گالری سایت افزوده شد. برای دسترسی به این تصاویر می‌توانید از لینک زیر استفاده کنید:

گالری تصاویر - سمینار پیامها در مذاکره - محمدرضا شعبانعلی

تشکر خاص و ویژه از دوستان خوبم مهراب روحی و بهارک مخبری.

همینطور سعید هاشمی و نرگس رحمانی که از لطف و پیگیری‌هایشان چه در مورد عکس‌ها و چه در سایر موارد هر چه بگویم، باز هم حق مطلب را ادا نکرده‌ام.



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+71
  

گزارش عصر ایران از سمینار پیامها در مذاکره

سمینار پیامها در مذاکره - محمدرضا شعبانعلی

همایشی متفاوت در تهران (گزارش عصر ایران از سمینار پیامها در مذاکره)
—————————————————————–
پنجشنبه اتفاق خوبی در تهران افتاد. همایش سالانه مذاکره با موضوع ” پیام ها در مذاکره ” برگزار شد و بیش از ۷۰۰ نفر از مدیران و علاقه مندان به حوزه مذاکره در این برنامه ۶ ساعته شرکت کردند و روایت علمی محمدرضا شعبانعلی از موضوع که مستند به آخرین یافته های علمی بود را دریافت کردند.
حالا چرا از این همایش به عنوان یک اتفاق خوب، یاد می کنم؟ آن هم در کشوری که همایش و سمینار و کنفرانس و … در آن پدیده هایی عادی و البته عمدتاً بیهوده هستند!

واقعیت این است که اکثر همایش هایی که در کشور برگزار می شوند، هزینه های زیادی را بر بودجه عمومی تحمیل می کنند؛ خلاصه این که بودجه ای می آید که باید یک جوری حیف و میلش کرد و چه چیزی با کلاس تر و احتمالاً موجه تر از همایش؟!

اما برای پیام ها در مذاکره ، حتی یک ریال هم از بودجه عمومی استفاده نشد و همه هزینه های همایش را خود شرکت کنندگان پرداخت کردند.

موضوع امیدوار کننده این که بیش از ۷۰۰ نفر برای شرکت در این همایش و در واقع برای یادگرفتن، هزینه پرداخت کردند. این که مدیران ارشد و میانی و حتی تازه کاران عرصه های کسب و کار ، دغدغه علمی کردن فعالیت هایشان را داشته باشند، علامت بسیار خوبی در مسیر توسعه فراگیر کشور است. جالب این که خیلی ها به دلیل تکمیل ظرفیت ثبت نام – که اینترنتی بود – نتوانستند در آن حاضر شوند.
در این همایش نه از گواهینامه حضور خبری بود و نه از تأییدیه دوره های ضمن خدمت؛ هر چه بود علاقه شخصی بود برای ارتقای سطح دانایی.

کسانی که در این همایش شرکت کردند، متفق القول بودند که در آن ۶ ساعت ، بسیار آموخته اند. این مهم ترین ویژگی همایش ها و کلاس های محمدرضا شعبانعلی است.

وجه بعدی ، تجلیل و ادای احترام مردمی به دکتر مسعود حیدری ، پدر علم مذاکره ایران است. برگزار کنندگان این همایش به ابتکار خود، تمبر تجلیل از ۶ دهه تلاش های دکتر حیدری در عرصه مذاکره را آماده کردند و در این همایش، از آن رونمایی کردند؛ کاری که خود دکتر حیدری را هم سورپرایز کرد.
در میان برنامه آموزشی همایش هم ، گروه “دستان گویا” برنامه موسیقی اش را اجرا کرد. این گروه، متشکل از ناشنوایانی است که با زبان اشاره خاص خود، اشعار و ترانه های خوانده شده توسط هنرمندان کشور را “باز اجرا” می کردند. انتخاب این گروه ، گذشته از ابعاد انسانی ، با توجه به موضوع پیام های غیرکلامی -که جزو موضوعات همایش بود- بسیار هوشمندانه بود.

منتظر همایش سال آینده مذاکره هستیم. تا آن موقع با سایت محمدرضا شعبانعلی سر می کنیم و با فایل های “مدیریت و زندگی” اش در رادیو عصرایران.

لینک منبع خبر



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+105
  

سمینار پیامها در مذاکره هم تمام شد

تمبر اختصاصی دکتر مسعود حیدریسمینار پیامها در مذاکره، که حدود سه ماه، قسمت عمده‌ای از فعالیت‌های گروه ما را به خودش اختصاص داده بود به پایان رسید. حدود یک سال بود که به برگزاری مراسمی برای نکوداشت شش دهه تلاش دکتر مسعود حیدری، برای توسعه و ترویج دانش مذاکره در ایران فکر می‌کردیم. برای ایشان برنامه‌های قدردانی زیادی برگزار شده. اما متاسفانه مانند بسیاری از فضاهای مشابه در کشورمان، عمدتاً کوشیده‌اند از اعتبار ایشان و سایر بزرگان برای بازاریابی خدمات خود استفاده کنند.

بالاخره تصمیم گرفتیم، سمینار سالانه‌ی خودمان را برگزار کنیم و به هیچ کس هم نگوییم که دکتر حیدری خواهند آمد و سپس در روز سمینار برای ایشان مراسم نکوداشت برگزار کنیم.

این بود که کمتر از یک هفته قبل از شروع سمینار، کسانی که ثبت نام کرده بودند از طریق ایمیل مطلع شدند که ایشان در برنامه حضور دارند.

سمینار سه بخش اصلی آموزشی داشت که بخش اول آن، به قدردانی از زحمات دکتر حیدری اختصاص داده شده و از تمبر اختصاصی ایشان،‌ رونمایی شد.

ایشان همچنین در شروع سمینار، ضمن مروری بر مفاهیم پایه‌ای مذاکره، از وضعیتی که امروز در مذاکرات بین‌المللی کشور وجود دارد ابراز رضایت نموده و گفتند که امروز، به آینده خوش‌بین‌تر از همیشه هستم.

برای من، سمینار پس از پایان تقدیر از ایشان، عملاً تمام شد و آرزویی که مدتها با خودم به آن فکر می‌کردم عملی شد. اگر چه، برنامه‌ی رسمی و ظاهری سمینار پنج ساعت دیگر هم ادامه پیدا کرد.

خوشحالی مهم دیگر این بود که بسیاری از دوستان خوبم را که همیشه در فضای مجازی می‌دیدم، در دنیای واقعی هم دیدم.

باید از همه‌ی کسانی که لطف کردند و آمدند تشکر کنم و آرزو کنم که این «مهمانی بزرگ آموزشی خانوادگی»، برای آنها هم دوست‌داشتنی بوده باشد.

———————————————-

پی نوشت: اگر شادی و سمیه عزیز نبودند، نه این سایت، نه این سمینار و نه همه‌ی این دوستی‌ها و ارتباطات نبود. به اونها مدیونم. همین.

همینطور ممنونم از نرگس رحمانی و سعید هاشمی که مثل اعضای خانواده‌ی من می‌مونند و لحظه‌ای ما رو تنها نگذاشتند.

و مسعود اصلانی فرد و مهرداد شرافت و ماندانا کافی و علی حکیمی که «همکار» نبودند، دوستان خوبی بودند که «همکاری صمیمانه» داشتند.

علیرضا نخجوانی که اسلایدها را ساخت و پویا شفیعی که مثال‌ها را یافت و …

و بقیه‌ی بچه‌هایی که شمارش نامشان فضا و زمان زیادی می‌خواهد.



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+166
  

گزارش شخصی: از کلاس مذاکره تا سمینار مذاکره

این گزارش طولانی و کاملاً شخصی است. شاید برای خیلی از مراجعان این سایت، جذابیت نداشته باشد. اما از طرفی دوستان زیادی را در اینجا دارم که ساکنان همیشگی این خانه هستند و به عنوان یکی از «هم‌خانه‌ها»،  دوست دارم و حتی احساس وظیفه می‌کنم که گاهی برای این دوستانم، از زندگی شخصی‌ام تعریف کنم.

حدود ده سال است که به صورت حرفه‌ای معلمی می‌کنم. می‌گویم حرفه‌ای. چون قبل از آن هم، از چهارم دبستان،‌ وقتی معلم‌های پنجم نمی‌آمدند، من سر کلاس بچه‌ها می‌رفتم و برای آنها، حرف می‌زدم و معمولاً هم معماهای ریاضی حل می‌کردم.

این روزها، شکل سنتی معلمی خسته‌ام می‌کند. یک حرف ثابت را باید بارها و بارها بگویی و تعریف کنی. دانشجویانی که می‌آیند و می‌روند و تو همچنان در همانجا می‌مانی تا حرف‌هایی را که برای گروه قبلی گفتی،‌ برای دیگران هم تعریف کنی. نمی‌گویم کار بدی است. بسیاری از کارها، تکرار یک روند ثابت هستند و اگر بخواهیم این را ایراد کار فرض کنیم، باید همه در خانه بمانند و سر کار نروند.

اما شاید برای من، که سالهاست، همزمان درگیر خواندن و کار کردن هستم. روزانه بیش از هشت ساعت با سازمان‌ها و شرکت‌ها درگیرم و بعدش هم حدود همین زمان را برای مطالعه و یادگیری خودم می‌گذارم، اینکه حرفهایی را بزنم که قبلاً هم گفته‌ام، حس بدی برایم ایجاد کرده.

اضافه کنید به این دغدغه، فضای تنگ و تلخ آموزشی کشور را. همیشه گفته‌ام و هنوز هم تاکید دارم که آموزش، باید با پول رابطه دوستانه‌ای داشته باشد. مدرس‌ها باید پول بگیرند. دانشجوها باید پول بدهند و همیشه هم باورم بر این بوده که کسی می‌تواند «یاد بگیرد و متحول شود» که برای خریدن یک کتاب، فشار مالی تحمل کرده باشد. «شام نخورده باشد و پول ذخیره کرده باشد. یا به جای تاکسی و اتوبوس، پیاده رفته باشد». از طرف دیگر، کسی می‌تواند خوب آموزش دهد که برای آموزش پول بگیرد. وقتی پول نمی‌گیری،‌ کیفیت پایین می‌آید و مردم را بدهکار خود می‌دانی. اما وقتی پول می‌گیری،‌ تو بدهکار مردمی و مجبوری کیفیت را ارتقا دهی. اما…

احساس می‌کنم – به عنوان یک نظر شخصی – در بخش عمده‌ای از فضای آموزشی کشور، «پول  و درآمد نه به عنوان ابزار تضمین کننده کیفیت آموزش» بلکه «آموزش بی کیفیت به عنوان ابزار تضمین‌کننده کیفیت پول و درآمد» در نظر گرفته می‌شود. هنوز سهم زیادی از پولی که مخاطب در کشور برای آموزش می‌دهد، عملاً برای «تبلیغات موسسات آموزشی» صرف می‌شود و نه «محتوای آموزشی».

البته دلیل این امر را، «خودخواهی» یا «کم تعهدی» مراکز آموزشی نمی‌دانم. بیشتر احساس می‌کنم دلیلش، ضعف علمی در حوزه استراتژی است. در مورد بسیاری از موسسات آموزشی، اگر هزینه‌ای که برای بیلبورد و آگهی و تبلیغات صرف می‌شود،‌ به صورت محتوای مکتوب یا دیجیتال یا امکانات کمک‌آموزشی، هزینه می‌شد، احتمالاً امروز مجبور نبودند هنوز بخش قابل توجهی از درآمد خود را به سازمانهای «زیباسازی» و «روزنامه‌ها» و «صدا و سیما» و سایر فضاهای تبلیغاتی بدهند و تبلیغات دهان به دهان برای آنها کافی بود.

در کل، با همه این اوضاع، مدتی است که تصمیم گرفته‌ام حضور خودم را در دوره‌های آموزشی بلندمدت کمتر کنم. به دانشگاه خودم – شریف – برگشته‌ام و برای اینکه از فضای دانشگاهی دور نمانم، گاهی مذاکره درس می‌دهم. البته در سمینارهای آموزشی کوتاه مدت شرکت می‌کنم و دلیلش بیشتر برای خودم، تجربه کردن فضای آموزشی کاربردی فراتر از چارچوب آموزش‌های رسمی دانشگاهی است و دیدن دوستانی که اگر بهانه سمینارها نباشد، فرصت دیدارشان دست نمی‌دهد.

من به فضای آموزشی آزاد، بی علاقه نیستم. اما احساس می‌کنم اکثر فضاهایی که امروز «استراتژی اقیانوس آبی» درس می‌دهند، به دلیل درک ضعیف از استراتژی کسب و  کار، گرفتار «تنفس در استخر خون» شده‌اند. یک بار حساب کردم که کسی که ۱۰۰ ریال برای شرکت در دوره آموزشی می‌دهد، چند ریال آن را به صاحب ملک یا سالن یا کلاس، چند ریال آن را به مدرس، چند ریال آن را به تیم ستاذی، چند ریال آن را به سازمان زیباسازی یا سازمان آگهی‌های همشهری و …، چند ریال آن را به امکانات کمک آموزشی و چند ریال آن را به «محتوا» می‌دهد. نتایجش را نمی‌توانم اینجا منتشر کنم اما محاسبه‌اش برای شما سخت نیست.

بنابراین،‌ در حال مطالعه گسترده مفهوم محتوا و تولید محتوا در کشور هستم و با همکاری دوستان عزیزم در سازمان‌های مختلف، تلاش میکنم به اندازه‌ی توانم – به عنوان یک دانشجوی مدیریت – به تدوین و اجرای استراتژی‌های کلان تولید محتوا در ایران کمک کنم. امیدوارم نتیجه کاری که آغاز کرده‌ام، طی ده سال آینده، اگر عمری بود و مرگ مجالی داد، تغییرات مثبتی را در حوزه آموزش دانش و مهارت و توسعه نگرش، ایجاد کند. زیرساخت‌های امروز مورد نیاز برای توسعه در ایران، از جنس سخت‌افزار نیستند. بلکه به شدت از جنس فکرافزار هستند. این واقعیت، هم امیدبخش است – چرا که تحت تاثیر محدودیت‌ها و سختی‌ها نیست – و هم نگران کننده. چون چیزی که به صورت فیزیکی «دیده نمی‌شود»، زیاد احتمال دارد در تصمیم‌ها و برنامه‌ریزی‌های ما هم «دیده» نشود.

برای من که فضای آموزش عمومی را تا حد زیادی ترک گفته‌ام و تنها جایی که هنوز دانسته‌های خودم و دوستانم را در اختیار می‌گذاریم، متمم است، سمینار آموزشی مذاکره امسال،‌ با عنوان «پیامها در مذاکره» معنای دیگری دارد. دیدن دوستان مجازیم و تمام کسانی که مدتهاست جز با «پیام حروف و کلمات»، با آنها رابطه‌ای نداشته‌ام.

برای اینکه به دیگران ثابت کنم که می‌توان با استراتژی‌های دیگر هم کار کرد، سبک اطلاع رسانی سمینار را تغییر داده‌ام که احتمالاً در «پست معرفی سمینار پیامها در مذاکره» آن را دیده‌اید. دلم می‌خواهد بتوانم روزی این نظریه چند سال اخیرم را که به شکل‌های مختلف اجرا کرده‌ام، بیشتر از قبل اثبات کنم که «بودجه تبلیغات در آموزش» نباید به «رسانه‌های متعارف تبلیغاتی» اختصاص داده شود. بلکه باید به مخاطب آموزش اختصاص داده شود. آن هم نه برای اینکه بلافاصله بیایند و به تو پول بدهند. برای اینکه آموزش، سهمی از ذهن آنها را به خود اختصاص دهد. در بلند مدت – در حد چند سال – مخاطب هم سهمی از جیب خود را به صنعت آموزش اختصاص خواهد داد.

پی نوشت: اینجا حرف‌های دلم را نوشتم. شما را به خدا بحث‌های فلسفی این زیر ننویسید و بحث نکنید. اگر نقدی دارید، بروید عمل کنید، چند سال دیگر بیایید گزارش دهید. همان کاری که من سالهاست دارم انجام می‌دهم. حرف زدن خیلی راحت است و کامنت تایپ کردن مالیات ندارد. این است که بعضی‌ها که حوصله هزینه کردن میلیونی برای ارزیابی ایده‌هایشان را ندارند، به نظریه پردازان «کامنتی» تبدیل شده‌اند! اگر هم حرفی می‌نویسید، ای کاش از جنس گپ زدن باشد. از «گروه نظارت بر کامنت‌ها» هم خواهش می‌کنم، قانون‌های سایت را کمی جدی «نگیرند» و در این زیر بیشتر گپ بزنیم. نه راجع به این نوشته. نه راجع به آموزش. نه راجع به سمینار. حرف‌های روزمره. از خودمان. از زندگی. از همه سوال‌های شخصی و دغدغه‌های شخصی دیگری که بهانه‌ای برای نوشتنش نداریم. شما با هم در زیر کامنت‌ها زیاد حرف می‌زنید اما من کمتر این فرصت را دارم. شاید این پست،‌ فرصت گپ زدن غیر رسمی من با شما باشد. فرصتی که به میزبان این خانه‌ مجازی هدیه می‌دهید…

پی نوشت دوم: عکس نامربوط که به صورت غیرمنتظره بچه‌ها از من گرفته‌اند!

محمدرضا شعبانعلی - نوشته مربوط به دغدغه های آموزش و سمینار مذاکره



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+180