Tag: معلم

معلم بودن کسب و کار نیست

در هر کسب و کاری، رویای تو این است که روزی جلوتر از دیگران باشی.
اما رویای یک معلم، این است که دیگران روزی جلو‌تر از او باشند.

—————–

پی نوشت:

آرزویم این است که روزی معلم بشوم.

نه اینکه خودم بگویم که اطلاق عنوان به خود، ساده است.

اینکه وقتی نبودم، بگویند: معلم بود.
بدون یک کلمه بیشتر یا کمتر.



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+319
  

مهندس ترین معلم من

فکر می‌کنم مهندس نبود. او را مهندس صدا می‌زدند. برایش مهم نبود. همیشه لبخند بر لب داشت. نخستین روزهای کار صنعتی در زندگی من، در کنار او آغاز شد. بیست سال داشتم و در چاله سرویس، کنار دستش ایستاده بودم و چراغ در دست، به بلوک هیدرولیک نگاه می‌کردیم که شلنگ‌ها همه به آن وصل بودند.

همه چیز در نگاهش جان داشت. برایم از قطره‌های روغنی می‌گفت که فشار زیاد آنها را خسته کرده‌ است و به دنبال روزنه‌ای برای فرار می‌گردند.

از براده هایی می گفت که سرگردان در مسیر روغن هیدرولیک می‌گردند و بی‌هدف به زندگی خود ادامه می‌دهند و خودشان بیشتر از ما – که در جستجوی جدا کردن آنها بودیم – خسته شده‌اند.

راه آهن در غروب

ادامه نوشته



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+230
  

سنگی بر گوری…

از میان القاب و عناوینی که حسب شرایط یا حسب تلاش، کسب کرده ام، «معلم» بودن را بزرگترین لقب می دانم.

و روزی که بمیرم، آرزو دارم، به جای القاب و عناوین رایج، روی سنگی که پیکرم را می پوشاند بنویسند:

«اینجا یک معلم آرمیده است. کسی از که ده سالگی، پای تخته ایستاد… تا آخرین روزی که توان ایستادن داشت…»

از هم اکنون، به این «سنگ نوشته» افتخار میکنم.

چندین دهه از زندگیم را صرف آن نموده ام. صرف کسب یک لقب. منقوش بر سنگی. آرمیده بر گوری…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+148
  

مرور یک داستان قدیمی…

این داستان را حدود ۱۵ سال پیش خوانده بودم. اما به دلیلی، امروز برایم تداعی شد:

معلم کلاس اول دبستان، از دانش آموز پرسید: من یک سیب و یک سیب دیگر و یک سیب دیگر را به تو میدهم. چند سیب داری؟

دانش آموز به سرعت گفت: چهار سیب!

ادامه نوشته



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+206