Tag: عصر ایران

درباره انتقاد کردن

سه فایل صوتی درباره انتقاد کردن، در رادیو عصر ایران منتشر کردیم که اینجا می‌توانید لینک‌های آنها را ببینید. طبق دستور دوستان در اینجا، از سایت عصر ایران درخواست کردیم که فایل‌ها را با فرمت mp3 منتشر کنند که دوستان ما در عصر ایران هم لطف کردند و این کار را انجام دادند.

درباره انتقاد کردن – محمدرضا شعبانعلی – قسمت اول

درباره انتقاد کردن – محمدرضا شعبانعلی – قسمت دوم

درباره انتقاد کردن – محمدرضا شعبانعلی – قسمت سوم



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+81
  

مذاکره حرفه ای: نیاز امروز ایران

این مطلب را برای عصر ایران نوشتم و در اینجا بازنشر می‌کنم:

پیش نوشت اول: طی یک سال اخیر،‌ حجم گفتگوها و مذاکره های شرکتها و نهادهای ایرانی با شرکتها و سازمانهای بین‌المللی و کشورهای مختلف دنیا، افزایش یافته است. طبیعتاً به دلیل شغلم، در بسیاری از جلسات مذاکره‌ها حاضر شده و یا به کسانی که در این جلسات حاضر می‌شوند، کمک می‌کنم.

نگاه سنتی ما به مفهوم مذاکره طی دهه‌های گذشته، به علاوه‌ی فضای تنگ سیاسی و اقتصادی چند سال اخیر که مذاکره‌های کشورمان را به نقاطی خاص از جهان (عمدتاً روسیه، کشورهای آسیای میانه و چین) محدود کرده بود، باعث شد که فرهنگ مذاکره و ارتباطات رایج بین فعالان اقتصادی کشورمان، با واقعیت این حوزه فاصله زیادی بگیرد.

به همه‌ی موارد فوق، این را هم بیفزایید که طی سالهای اخیر،‌ مذاکره‌کنندگان دست اول و قدرتمند، عموماً روبروی ما نبودند و بسیاری از کسانی که روبروی ما بودند، دلال صفتانی بودند که فارغ از ادبیات و عرف مذاکره، به دلیل ارتباط با یک شخص یا یک سازمان، یا صرفاً با هدف تطهیر سازمان‌های بزرگ، به عنوان واسطه در این میان قرار گرفته بودند.
از سوی کشور ما هم کم نبودند کسانی که در این لباس، پشت میز مذاکره با شرکتهای دیگر نشستند.

اینها همه باعث شده تا امروز، بسیاری از مدیران ایرانی که پشت میز مذاکرات بین‌المللی می‌نشینند، برخی از مفاهیم اولیه در حوزه مذاکره را در ارتباطات و گفته‌های خود لحاظ نکنند.

 

پیش نوشت دوم: مدیران یک شرکت ژاپنی که قرارداد بسیار بزرگی را با یکی از شرکتهای آمریکایی بسته بود، برای برگزاری جشن مربوط به عقد این قرارداد، به آمریکا رفتند. جلسه‌ی بسیار با شکوهی تشکیل شد و مدیر شرکت ژاپنی، به رسم این نوع مهمانی‌ها، پشت تریبون قرار گرفت تا دقایقی درباره‌ی آینده‌ی این همکاری صحبت کند. مدیر در میان صحبت‌هایش گفت:

دوستان عزیز٫ هیات مدیره‌ی محترم. آقای … که به طور خاص، در این قرارداد، از سمت شرکت خودتان همه گونه همکاری را نشان دادید تا ما بتوانیم این توافق را اجرایی کنیم. مطمئن باشید که ما فراموشکار نیستیم و زمانی که بازنشسته بشوید، به شکل‌های مختلف از شما حمایت خواهیم کرد و زحماتتان را جبران می‌کنیم…

فضای جلسه متشنج و ملتهب شد. مدیران آمریکایی یکدیگر را نگاه می‌کردند. ژاپنی‌ها با تعجب، به چهره‌ی شگفت‌زده‌ی آمریکاییها نگاه می‌کردند و مدتی فضا در سکوتی عجیب فرو رفت. سخنرانی به پایان رسید و پیگیری‌ها ادامه یافت.

مشخص شد که میزان حقوق و پاداش پرداختی در هیات مدیره‌ شرکت‌ها در ژاپن، معمولاً خیلی زیاد نیست. از طرفی حمایت از مدیران و پرداخت مالی به آنان در شرایطی که مشغول کار و خدمت هستند، غیر قانونی است. این فرهنگی رایج است که اگر قرار است از کسی حمایتی شود، پس از بازنشستگی باشد که ضمن اعلام قدرشناسی نشان دهیم که زمانی حمایت مالی می‌کنیم که تو دیگر در موضع قدرت و حمایت نیستی. به عبارتی وقتی لطف‌های تو را جبران می‌کنیم که می‌دانیم تاثیری بر روند و کیفیت اجرای قرارداد و تفاهم نداری و عملاً خانه نشین شده‌ای.

طرف ژاپنی، این کار را کاملاً اخلاقی و وظیفه‌ای انسانی می‌دانست و در جلسه‌ی رسمی آن را اعلام کرده بود. طرف آمریکایی این کار را مصداقی از فساد و پیشنهاد رشوه تلقی می‌کرد و از اینکه چنین وقیحانه در جلسه‌ای رسمی چنین پیشنهاد بیشرمانه‌ای مطرح شده است ابراز شگفتی می‌کرد.

اصل مطلب: زمانی که در عرصه‌ی بین‌المللی مذاکره می‌کنیم، «مصادیق اخلاقی»، «مصادیق قانونی و حقوقی»، «مصادیق عرف»، «مصادیق حرفه‌ای گری» و «مصادیق رفتارهای فرهنگی یا غیرفرهنگی» کاملاً متفاوت و گاه متضاد هستند.

کاری که در یک کشور مصداق اخلاق است در کشور دیگری ممکن است مصداق فساد باشد. جایی ممکن است قانون حرف دیگری بزند و عرف، به شکل دیگری باشد. گاهی ممکن است رفتار حرفه‌ای الزاماتی ایجاد کند که قانون و عرف و اخلاق، در آن مورد مسکوت بوده و موضعی نداشته اند. جایی ممکن است فرهنگ روبروی اخلاق ایستاده باشد.

در جوامعی مثل جامعه‌ی ما که گاه اخلاق و قانون و عرف و سنت و حرفه‌ای‌گری و فرهنگ، همگی به یک معنا به کار برده می شوند، عدم توجه به تفاوت این موارد در یک جامعه و همینطور تفاوت آنها در میان فرهنگ‌ها و تمدن‌های مختلف، شکافی چنان بزرگ و عمیق را در ارتباطات و مذاکره ایجاد می‌کند که رعایت آموزه‌های سطحی رسمی نظیر برخورد خوب  وادب و زبان بدن و … و همین طور اقبال طرفین به حصول نتیجه، نمی‌توانند آن را پر کنند.

پی نوشت: از ابهام و خلاصه گویی موجود در متن متاسفم. اما مواردی که مد نظرم بود را به دلیل محدودیت‌های موجود، نمی‌توانستم صریحاً ذکر کنم. آن کس که اهل اشارت است می‌فهمد و آن کس که نیست، به توصیف و توشیح و تفسیر هم نخواهد فهمید!



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+93
  

سواد زندگی

این متن را در عصر ایران به مناسبت روز جهانی سواد منتشر کردیم:

هفدهم شهریور امسال نیز، برای چهل و هشتمین سال متوالی، «روز جهانی سواد» در سراسر جهان گرامی داشته شد.

پنج دهه‌ی قبل،‌ زمانی که یونسکو با هدف تاکید بر اهمیت سواد بر کیفیت زندگی فردی و اجتماعی انسان ها، روز جهانی سواد را اعلام کرد، دنیا به شکل دیگری بود. آن زمان، تعداد بسیار زیادی از مشاغلی که امروز وجود دارند، وجود نداشت و ابزارهای ارتباطی، کاملاً متفاوت بود.
با گسترش تکنولوژی‌های مدرن چاپ و صحافی، کتاب‌ها در تیراژی بالاتر و قیمتی پایین‌تر از گذشته،‌ به سمت بازارهای مختلف روانه می‌شدند و دنیا بر این باور بود که «توانایی خواندن و نوشتن»، می‌تواند تا حد زیادی، بر «هیولای غول‌پیکر فقر و فساد و تبعیض» پیروز شود.

امسال در حالی روز جهانی سواد را جشن می‌گیریم که دنیا تغییراتی جدی را تجربه کرده است. سهم بی سوادی در بسیاری از کشورها به صورت چشمگیری کاهش یافته است. اگر چه هنوز در سراسر جهان حدود هشتصد میلیون نفر، از توانایی خواندن و نوشتن، محروم هستند و حدود دو سوم این جمعیت را زنان تشکیل می‌دهند، اما به نظر می‌رسد اندیشمندان جهان، خوش‌بینی کودکانه خود را به «کارکرد معجزه آمیز توانایی خواندن و نوشتن» از دست داده‌اند.

کسانی که منافع بلندمدت دیگران را قربانی خواسته‌های خود می‌کنند، همگی بی سواد نیستند. بسیاری از آنها از بالاترین سطوح سواد (به معنای سنتی آن) بهره‌مند هستند.
کسانی که مردم بی گناه را در نقاط مختلف جهان، قربانی انواع عملیات تروریستی و غیرانسانی می‌کنند، بی سواد نیستند بلکه بسیاری شان از توسعه‌یافته ترین کشورها و از برترین دانشگاه‌های جهان فارغ‌التخصیل شده‌اند.

پیچیده‌ترین مشکلات ارتباطی و اجتماعی، مربوط به خانواده‌های بی سواد نیست، بلکه مربوط به خانواده‌هایی است که مجموعاً چندین دهه از عمر خویش را صرف نشستن روی نیمکت های کلاس و مدرسه و دانشگاه کرده‌اند.

امروز «سواد»، به معنای لغوی آن که معنای «سیاه کردن» کاغذ را می‌دهد، تضمین‌کننده‌ی هیچ چیز نیست.
«مدارک آموزشی»، ابزار جدیدی که قرار بود «سواد» انسانها را بسنجد و ارزش «کاغذ‌های سیاه شده توسط آنها» را تعیین کند، خود به بازاری جدید، برای معامله‌ی «هویت» و «شخصیت» تبدیل شده است.
شاید امروز بتوان، بی سوادی – این غول ترسناک دهه‌های گذشته – را، به دو دسته‌ی سیاه و سفید تقسیم کرد:
بی سوادی سیاه، همان شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه، مشاهده و درک می‌گردد. اینکه چه کسی نمی‌تواند اسم خود را روی برگه‌ی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند. این شکل از بی سوادی، ساده‌تر از سایر شکل‌ها قابل اندازه‌گیری و ثبت در آمارهاست. ارزان‌تر از سایر اتواع بی سوادی هم، می‌توان با آن مبارزه کرد.

اما چیزی که می‌تواند موجب هراس ما شود، بی سوادی سفید است؛ کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند، هر روز در فضای حقیقی و مجازی، می‌نویسند و حرف می‌زنند و حال و روز خود و  اطرافیانشان را با کلمات و جملات، به تصویر می‌کشند، کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات دانشگاهی و گواهینامه‌های حضور در انواع دوره‌ها و همایش‌ها را در کیف خود جابجا می کنند. اما، هنوز در ساده‌ترین تعامل ها و ارتباط‌ ها با دوستان و همکاران و اعضای خانواده‌ی خویش، دچار چالش‌های جدی هستند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما “سواد ارتباطی” ندارند.

یا این که انواع اخبار هیجان انگیز اما دروغ و غیر موثق‌ را، در قالب ایمیل و پیام و پیامک، به دوست و آشنا منتقل می‌کنند و با ساده‌ترین معیارهای ارزیابی صحت و سقم یک خبر آشنایی ندارند. سواد خواندن و نوشتن دارند، اما از “سواد رسانه” بی‌بهره مانده‌اند.

هر روز با شنیدن هر خبر سیاسی و اقتصادی، پول خود را از خانه به بانک می‌برند، از بانک به بورس، از بورس به بازار طلا، از طلا به دلار و سپس، ناامیدانه، نقدینگی در کف، از دوست و آشنا، طلب توصیه برای انتخاب گزینه‌های مناسب سرمایه‌گذاری می‌کنند. سواد خواندن و نوشتن دارند، اما از “سواد مالی” در حد معمول بی‌بهره‌اند.

دوست می‌دارند، عشق می ورزند، رابطه می‌سازند و محبت می‌بازند. به جای اینکه از محبت، پله‌ای بسازند برای بالاتر رفتن و بهتر دیدن دنیا دیواری می‌سازند به گرد یکدیگر. ناآگاهانه وارد رابطه‌ها می‌شوند و ناراضی آنها را ترک می‌کنند. عشق خود را نه برای تجربه‌ی لذت، بلکه به عنوان سرمایه‌گذاری و ثروت، هزینه می‌کنند و دیر یا زود، به دنبال اصل و بهره‌ی سرمایه‌گذاری می‌گردند. تمام رویای خود را در دنیای دیگری می‌بینند و در نهایت،‌ زخم‌های عاطفی خود را از رابطه‌ای به رابطه‌ای و از خانه به کار و از محیط کار به خانه جابجا می‌کنند. سواد خواندن و نوشتن هست، اما از “سواد عاطفی” خبری نیست.

فرزنددار می‌شوند؛ زندگی و سرمایه و وقت و انرژی خود را صرف رشد و تربیت آنها می‌کنند. از نان خود می‌زنند تا در آینده لقمه‌ای بیشتر به دهان فرزندانشان بیاید. اما، نتیجه آن طور که انتظار می‌رود نمی‌شود. کودکان و نوجوانانی رشد می‌کنند که روحیه‌ی جنگجویی و رقابتی دارند. دنیای آنها در چند نقطه‌ی مشخص مانند درس و مدرسه و کنکور و خانه و ماشین، خلاصه می‌شود. تفاوت شادی و موفقیت و رضایت را درک نمی‌کنند. بزرگ می‌شوند و تشکیل خانواده می‌دهند و می‌کوشند «ناآموخته‌های خود» را، به نسل بعد منتقل کنند.
سواد خواندن و نوشتن هست. “سواد آموزش و پرورش” نیست.

سالها برای کسب مدرک دانشگاهی و جمع‌آوری انواع کاغذها و روزمه‌ها تلاش می‌کنند. شب ها و روزها بیدار می‌مانند و درس می‌خوانند تا نمره و معدل بهتری کسب کنند. اما زمانی که رزومه‌ی خود را برای یک کارفرما ارسال می‌کنند، حتی با نحوه‌ی تنظیم فونت و رسم‌الخط در یک فایل متنی هم آشنایی ندارند. حتی نمی‌توانند جدولی زیبا و چشم‌نواز ترسیم کنند که بتواند چشم اندازی زیبا از استخدام آنها را برای کارفرمای احتمالی، ترسیم کند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما “سواد رایانه” ندارند.

روزها و شبها، وقت خود را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند. از لپ‌تاپ به موبایل و از موبایل به تبلت و از تبلت به تلویزیون‌های هوشمند پناه می‌برند. اما شبکه‌های اجتماعی هم، شکل مدرن همان ایستادن‌های سر کوچه می‌شود. کاری که نسل قبل می‌کرد تا از اخبار در و همسایه سر در بیاورد و امروز، به مدد تکنولوژی، این کار سریع‌تر و ارزان‌تر و در مقیاسی وسیع‌تر در حال انجام است.قبلاً در خانه به همسایه‌ی خود ناسزا می‌گفت و امروز به همراه صدها هزار نفر دیگر، به خانه‌ی مجازی فرد دیگری حمله می‌کند و ناسزا می‌گوید.
سواد خواندن و نوشتن دارد، اما “سواد حضور در فضای آنلاین” را ندارد.

این شکل از بی سوادی را شاید بتوان “بی سوادی سفید” نامید. چرا که در نگاه اول، مشاهده نمی‌شود و این نوع بی سوادی به کسی فشار نمی‌آورد.
این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمی‌شود. این نوع بی سوادی، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تایید و تقویت شود، «ندانستن مرکب» را باعث می‌شود. حالا فرد به ابزارهایی جدید برای “تقویت بی سوادی” خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است.

بی سوادی سفید درد امروز جامعه‌ی ما و بسیاری از جوامع دیگر است. چنین است که یونسکو نیز، به آرامی، هر سال دغدغه‌ای جدید را به عنوان این روز می‌افزاید و امسال، «روز جهانی سواد و توسعه پایدار» را شعار خود قرار داده است.

همه فهمیده‌ایم که سواد، معنای سابق خود را از دست داده است. اما هر یک به نوعی، چنان در دام بیسوادی‌های سفید گرفتار شده‌ایم، که ترجیح می‌دهیم، از کنار این شکل جدید از بیسوادی، آرام و بیصدا عبور کنیم و تهدید‌های انکارناپذیر آن، مسکوت و مغفول باقی بماند.

به نظر می‌رسد، امروز، نیاز ما، «سواد خواندن و نوشتن» نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش، پرورش، سواد ارتباط، سواد انتقاد، سواد تحلیل، سواد رسانه، سواد استراتژی، سواد مالی، سواد عاطفی و ده‌ها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همه‌ی اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد: “سواد زندگی”.



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+210
  

دانلود فایلهای صوتی مدیریت و زندگی در عصر ایران

اگر خواننده‌ی عصر ایران باشید احتمالاً می‌دانید که ما آنجا مدت کوتاهی است یک بخش جدید به نام «رادیو عصر ایران» راه اندازی کرده‌ایم و من هم آنجا، دو روز یک بار، در یک فایل صوتی پنج یا شش دقیقه‌ای، نکته‌ی ساده‌ای را تحت عنوان «مدیریت و زندگی» شرح می‌دهم.

برای کسانی که همه‌ی فایل‌های صوتی من را گوش داده‌اند حدود سی یا چهل درصد موضوعات تکراری است. اما فکر می‌کنم پادکست‌های پنج دقیقه‌ای روش خوبی برای فکر کردن به یک موضوع است. با هر سطحی از حوصله میتوان آنها را گوش داد.

لینک دانلود فایل‌ها از سایت عصر ایران را، در اینجا گذاشته‌ام:

ادامه نوشته



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+83