Tag: سئو

برای بهروز ایمانی مهر: نکاتی درباره سئو متمم و سایر بحث‌های پراکنده دیگر

نوع مطلب: گفتگو با دوستان

پیش نوشت: این نوشته، حاوی برخی جزئیات و نکات و تجربه ها در مورد سئو و متمم است که ممکن است برای بخشی از دوستان، جذاب یا مفید نباشد.

دوست خوبم بهروز ایمانی مهر، مطلبی را مطرح کرده بود و گفته بود که توضیحاتی در مورد آنها بدهم. به دستور او اینها را می‌نویسم.

بهروز:

 دو تا سوال در مورد متمم داشتم.
سوال اول اینکه؛ قبلاً گفتین که کارگاه یا درس “تفکر انتقادی” هفته های ۲۳ تا ۲۵ در متمم آغاز میشه (اگه اشتباه نکرده باشم). الان که تقویم هفته های بعد رو نگاه کردم، این درس در اونها نیست. ممکنه بفرمایین این درس حدوداً چه هفته ای شروع میشه؟
و سوال دومم در مورد انتشار سری‌”پاراگراف انگلیسی پویا” است. این مجموعه موقتاً متوقف شده یا ممکن است ادامه پیدا کنه؟
* یک سوال خیلی بی‌ربط! دیگه هم داشتم (سوالی که برخی از معلمان عادت دارن به اون “کنجکاوی مزمن”! بگن ):
بعضی جاها متمم برای لینک دادن به منابع از “(+)” استفاده میکنه. آیا تو تمرین هایی که حل می‌کنیم لازمه ما هم همین کار رو کنیم (آخه فکر میکنم اگر به خاطر مسائل سئو باشه، شاید استفاده از این شیوه توسط ما هم بتونه به بهبود سئو متمم کمک کنه!)

***

بهروز جان.

در مورد نکاتی که گفتی سعی می‌کنم کمی بیشتر از چیزی که گفته بودی، بنویسم. چون فکر می‌کنم حالا که می‌خواهی وبلاگ نویسی را به صورت جدی دوباره آغاز کنی، شاید شاید شاید مفید باشد.

چون ربط دادن نکات در مورد سئو و همین‌طور موضوعات قبلی که گفتی و ایجاد یک متن پیوسته، الان برایم چندان ساده و مقدور نیست، نکته به نکته می‌نویسم آنها را از هم تفکیک می‌کنم. ناپیوستگی را ببخش. هدفم صرفاً مطرح کردن تمام نکاتی است که فکر می‌کنم شاید به دردت بخورد.

اول نکات مربوط به سئو را می‌نویسم و بعد از آن، نکات مربوط به متمم.

  • ماجرای سئو در دنیا (و به طور شدیدتری در ایران) به دو مکتب کلی تقسیم می‌شود: مکتبی که آن را بیشتر یک بحث تکنیکال می‌بینند و بیشتر به سمت Tag و MetaTag و H1 و H2 و این جور بحث‌ها می‌روند و مکتب دیگری که شعارشان Content is king است و معتقدند که سلطنت از آن محتواست و بحث‌های دیگر مهم نیست.
  • همان‌طور که در مورد بسیاری از این جدال‌ها (چه در حوزه‌های فنی و چه حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی و فلسفی) می‌توان حدس زد، هر یک از این دو مکتب بخشی از ماجرا را می‌بینند و دنیای سئو، عملاً ترکیبی از اینهاست. اما اینکه سهم این ترکیب چقدر است، خود محل اختلاف است. من طی این یازده سالی که می‌نویسم و گاهی هم بررسی می‌کنم، محتوا به شکل محسوسی، سهم بزرگتری دارد. ما هم در متمم هم در روزنوشته هم در وبلاگ انگلیسی و هم بست انسر و هم قسمت اصلی شعبانعلی، صفحاتی با خطاهای فاحش تکنیکال داشته‌ایم که تاثیر منفی این خطاها بر روی سئو بسیار کم بوده. اما هر جا گرفتار خطاهای فاحش محتوا شده‌ایم، هزینه‌های جدی برای آن داده‌ایم (احتمالاً می‌دانی که shabanali.com/en  و shabanali.com و shabanali.com/ms سه سایت کاملاً مستقل هستند که فقط در ظاهر و از لحاظ آدرس شبیه هم هستند. نقد‌هایی هم بر این نوع ساختار وجود دارد، اما برای ما مزایای بسیار بیشتری داشت و به همین علت انتخاب‌مان همیشه این بوده که اینها از ریشه جدا بمانند. حداقل مزیت هم اینکه الان تجربه‌ی ۵ سایت متفاوت با سبک‌ها و استراتژی‌های متفاوت را داریم).
  • نکته مهم دیگر این است که یادمان باشد طی سالهای اخیر، الگوریتم گوگل و یاهو و بینگ به عنوان سه مورد از موتورهای جستجوی قوی مطرح در دنیا، از سمت الگوریتم‌های مکانیکی به سمت Machine Learning رفته. به عبارت دیگر، امروز حتی خود این شرکت‌ها هم به طور دقیق نمی‌توانند در مورد سهم فاکتورها اظهار نظر کنند و ماتریسی پیچیده از ضرایب که دائماً با الگوریتم‌های هوشمند به روز می‌شود عملاً ارزیابی محتوا را انجام می‌دهد.
  • با توجه به این مسئله، عملاً هر جا هرچیزی در مورد سئو می‌خوانی، بیشتر تجربیات شخصی افراد است. در سایت‌هایی مانند Moz هم اگر تحقیقی می‌بینی، بیشتر از نوع محاسبه‌ی ضریب همبستگی است تا تحقیق رابطه علت و معلول (تفاوت نظریه علمی و واقعیت آماری را حتماً‌ یادت هست).
  • به عنوان مثال، در عموم این گزارش‌ها گفته می‌شود که طول محتوا ضریب همبستگی مثبت قابل توجهی با رتبه‌ی سئو دارد. اما اگر بیشتر بررسی کنی، می‌بینی که این طول محتوا نیست که در موتورهای جستجو برای آن محتوا اعتبار ایجاد کرده، بلکه نکات ریشه‌ای دیگری بوده که همزمان به طولانی شدن متن و نیز بهتر شدن رتبه در موتورهای جستجو کمک کرده.
  • شبیه همین ماجرا را هم در مورد لینک‌ها می‌توان مطرح کرد. اگر چه عموماً مطرح می‌شود که لینک بیشتر، به معنای موقعیت بهتر در سئو هست، اما این صرفاً یک بحث Correlational است و نه Causational.
  • بحث لینک را کلاً می‌توان به دو بخش جدا تفکیک کرد: Forlink و Backlink. همانطور که بهتر از من می‌دانی، Backlink لینک‌هایی است که از سایت‌ها و نوشته‌های دیگر به نوشته‌ی ما داده می‌شود و Forlink لینک‌هایی که از نوشته‌ی ما خواننده را به جاهای دیگر هدایت می‌کند.
  • مکانیزم گوگل در گذشته و حال، این بوده که بک لینک سایت‌های Affiliate را کم ارزش‌تر می‌دیده. به عبارتی، وقتی مالکیت متمم و روزنوشته، با یک فرد است (که تحلیل آن هم از لحاظ ترافیک ساده است و هم از لحاظ مالکیت اکانت‌های وبمستر و آنالیتیک)، لینک دادن از متمم به روزنوشته و از روزنوشته به متمم چندان اعتبار سئو ایجاد نمی‌کند و ارزش آن در حد لینک داخلی در سایت است.
  • اما نکته‌ی مهمی هم وجود دارد، بررسی‌های جدی من – هم مطالعه‌ی گزارش‌های دیگران هم بررسی‌های شخصی و عددی خودم – نشان می‌دهد که در کل، اعتبار بک لینک به سرعت رو به کاهش است. در گذشته گوگل این مسیر را شروع کرد و می‌گفت که اکثر بک لینک‌ها معامله هستند یا بحث رفاقت در آنها هست. پس اعتبار ایجاد نمی‌کنند. الان هم که سهم یادگیری ماشینی زیاد شده، ظاهراً سیستم‌های تحلیل رفتار مخاطب و تحلیل معنایی محتوا به همین نتیجه رسیده‌اند و می‌توانم با خیال راحت به تو بگویم که حتی برای دیده شدن در صفحه اول در بحث‌های کاملاً‌ رقابتی، لازم نیست منتظر لینک از سایت‌های دیگر باشی. نه اینکه مفید نیست. اما انقدر کم اهمیت است که می‌توان به آن فکر نکرد. به هر حال، اینکه حال دوست تو خوب باشد، در نتیجه‌ی آزمون تو تاثیر دارد، اما قطعاً بسیار جزئی‌تر از اینکه مثلاً‌ خودت درس خوانده باشی!
  • از سوی دیگر، اهمیت Forlink به سرعت در حال افزایش است. اینکه تو دیگران را به کجا هدایت می‌کنی. به خاطر همین اگر نگاه کنی، سایت‌های زرد ایرانی که از اینجا و آنجا مطلب برمی‌دارند و منتشر می‌کنند، در گذشته یاد گرفته بودند که لینک منبع نمی‌دادند. مثلاً‌ مطلب روزنوشته را بر می‌داشتند. می‌گذاشتند. بعد زیرش می‌نوشتند: نویسنده محمدرضا شعبانعلی. این اسم را هم به صفحه‌ی اول خودشان لینک می‌کردند! این تکنیک در سالهای گذشته یکی از موفق‌ترین تکنیک‌های سئو بود. چون باعث می‌شد که خواننده با کلیک بعدی از سایت خارج نشود و این امتیاز مهمی محسوب می‌شد (بانس پایین).
  • اما الان، ماندن در سایت یا بیرون رفتن، چندان مهم نیست. بعضی از صفحات بسیار رقابتی متمم، بانس بسیار بالایی دارند. اما بر روی کلمات بسیار کلیدی، جایگاه اول و دوم را دارند. چیزی که برای موتورهای جستجو و خصوصاً‌ گوگل مهم شده، این است که: تو دیگران را به جایی مفید بفرستی.
  • این مفید بودن خیلی مهم است. مهم نیست که سایتی که می‌فرستی،‌ رتبه‌ی الکسای چند دارد یا Page Rank گوگل آن چند است (احتمالاً می‌دانی که Page اینجا به معنای صفحه نیست. فامیلی Larry Page است. طفلکی از بچگی فامیلش با شغلش پیوند خورده بوده!). مهم این است که خواننده‌ی تو، وقتی روی لینک کلیک می‌کند، راضی باشد.
  • با همه‌‌ی این مقدمات می‌توانم علت استفاده از (+) را بگویم. ما قبلاً‌ همیشه متن را لینک می‌کردیم. اما چون منابع ما عموماً کتابها و سایت‌های انگلیسی زبان هستند، بخشی از خوانندگانمان، روی لینک کلیک می‌کردند و می‌رفتند و می‌دیدند مطلب انگلیسی است و بر می‌گشتند. گوگل احساس می‌کرد ما مخاطب را ناراضی کرده‌ایم و اعتبار مطلب ما کاهش پیدا می‌کرد. از سوی دیگر، ما نمی‌توانیم و نمی‌خواهیم بدون ذکر منبع حرف بزنیم. برای حل مشکل، دو استراتژی را انتخاب کردیم:

*  اگر مطلبی انگلیسی است، حتماً‌ روی کلمات انگلیسی لینک می‌شود. با این شیوه، دوستان متممی حدس می‌زنند که اگر کلیک کنند، به مطلب انگلیسی می‌رسند و کسی که دوست دارد کلیک می‌کند و کسی که با انگلیسی راحت نیست کلیک نمی‌کند.

*  از سوی دیگر، جاهایی که تمایل نداریم از کلمات انگلیسی استفاده کنیم (چون معتقدیم رسم الخط فارسی را زشت می‌کند و گاهی خواننده را آزار می‌دهد) در انتهای متن (+) می‌گذاریم. اکثر این (+) ها هم به سایت‌های خارجی می‌روند و عموماً مقالات ژورنال‌ها یا سایت‌های بسیار معتبر هستند. کسی که متمم را می‌شناسد، صرفاً‌ با دیدن این علامت، می‌فهمد که منبع معتبری در کار است و کسی که نیازمند مطالعه‌ی بیشتر یا کار تحقیقاتی است، روی آن کلیک می‌کند و منبع مورد استفاده ما را به صورت دقیق‌تر و کامل‌تر می‌خواند.

  • اما در مورد مطالبی که احساس می‌کنیم کلیک کردن روی آنها برای همه مفید است و اگر کسی کلیک کند، ناراضی نمی‌شود، از لینک کردن استاندارد استفاده می‌کنیم.
  • خلاصه‌ی بحث اینکه بر خلاف تئوری‌های چند سال قبل که مثلاً می‌گفتند حالا که یوزر به سایت تو آمده، به یک شکلی به هر حال چند کلیک از او بگیر و بعد بیرونش کن‌(!) الان بحث این است که باید مطمئن باشی که وقتی کلیک کرد راضی می شود.
  • به نفع ماست که ۱۰۰۰ کلیک خواننده (که ۳۰۰ مورد آنها بعد از کلیک خوشحال می‌شوند و ۷۰۰ مورد آنها بعد از کلیک ناراحت می‌شوند) به ۴۰۰ کلیک کاهش یابد. اما ۳۰۰ نفر از این ۴۰۰ نفر کاملاً‌ خوشحال شوند.
  • حالا شاید بهتر بتوانی حدس بزنی که چرا کنار برخی مطالب متمم می‌نویسیم: فایل خلاصه‌ی کتاب … (نسخه PDF – انگلیسی). هدف ما این است که اگر کسی انتظار فایل فارسی دارد، کلیک نکند و دلگیر شود. چون این دلگیر شدن برای ما هزینه خواهد داشت.
  • بست انسر (بهترین پاسخ) هم در همین راستا ایجاد شد. ما قبلاً خیلی لینک به ویکی پدیای فارسی می‌دادیم. ویکی پدیای فارسی خیلی ضعیف و مغشوش و مخدوش است (لااقل در حوزه‌های تخصصی). گاهی هم چنان جزئیاتی را مطرح می‌کند که خواننده حوصله‌اش سر می‌رود. با بررسی زیاد به نتیجه رسیدیم که لینک دادن به ویکی پدیای فارسی، در کل، اعتبار متمم را در سئو کم می‌کند! بست انسر را درست کردیم تا اگر کسی کلیک کرد لااقل حتی درحد یک جمله هم، چیزی ببیند که برایش مفید یا جالب باشد. و البته یک نکته‌ی مهم در بست انسر را رعایت کردیم. مثل متمم و روزنوشته و وبلاگ انگلیسی من، هرگز از دیگران کپی نکردیم تا گوگل بداند که “اصالت حرف” در کنار “رضایت مخاطب” برای ما مهم است.

 همچنین به سرعت در حال حذف لینک‌ها به سایتهایی هستیم که محتوای آنها مخاطب را خوشحال نمی‌کند (البته ویکی انگلیسی هنوز رضایت بالایی در مخاطب ما ایجاد می‌کند).

حاصل هم در نخستین هفته‌ی استفاده این بود (کلیک های ورودی سئوی متمم):

نقش محتوای اوریجیتال در بهبود سئو

به وضوح بهبودی جدی در ورودی سئو داشتیم.

در نمودار فوق چهار هفته را می‌بینی و هفته‌ی آخر، مربوط به هفته‌‌ی اول راه اندازی سایت بهترین پاسخ  است. این کاهش‌هایی که می‌بینی مربوط به آخر هفته است که مردم ما کمتر سرچ می‌کنند. در مورد متمم که یک سایت مدیریتی و مهارتی است طبیعی است. با دوستانی که زرد کار می‌کنند صحبت کردم، آنها عکس نمودار ما را تجربه می‌کنند.

همه‌ی اینها را گفتم که بگویم:

در لینک دادن یا لینک ندادن در کامنت‌ها در متمم، اگر هدف تو سئو است (چه برای مطلب خودت و چه متمم)، به جایی لینک بده که مطمئن هستی مخاطب بعد از کلیک کردن، لبخند رضایت بر لبش می‌آید. همین لبخند، جدا از رضایت، به معنای رتبه‌ی بهتر متمم در سئو و پیدا شدن کامنت تو در موتورهای جستجو است.

کامنت‌های شهرزاد، مثال خوبی است. شهرزاد خیلی از لینک استفاده می‌کند. اما همیشه به شکلی توضیح می‌دهد که خواننده را وادار به کلیک کردن الکی نمی‌کند. تو ممکن است ده‌ها لینک را در کامنت‌های شهرزاد ببینی و کلیک نکنی. اگر هم جایی کلیک کنی، چون از قبل توضیح داده، می‌دانی به کجا هدایت می‌شوی. این شکل از لینک دادن، خیلی ارزشمند‌تر است.

آن سوی طیف‌، تبلیغات تلگرامی در گروه‌هاست: کلیک کن ضرر نمی‌کنی. قول میدم. کلیک کن. خودت می‌بینی! 😉

هر زمان در لینک دادن مطمئن نبودی می‌توانی توضیحاتی را اضافه کنی. کاری که ما زیاد انجام می‌دهیم:

Excerpts from connected (این مطلب چند جمله‌ی انگلیسی منتخب از کتاب Connected است)

برایمان مهم است که اگر کلیک کردی، بدانی با چه چیزی مواجه می‌شوی و بر این اساس تصمیم بگیری که کلیک می‌کنی یا نه.

خیلی حرف زدم.

در مورد پاراگراف پویای انگلیسی. این نوع محتوا فشار فنی زیادی را به ما تحمیل می‌کرده و می‌کند. چون محتوای صفحه باید برای چند هزار نفر به صورت جداگانه محاسبه و نمایش داده شود که این باعث می‌شود نتوانیم از مکانیزم‌های متعارف Cache کردن (که فشار را تا حد زیادی کاهش می‌دهد)‌ استفاده کنیم.

این به خودی خود مشکل نیست. مسئله این است که تعداد کسانی که به صورت مستمر این سلسله مطلب را دنبال می‌کردند، کم بود. ما کمی صبر کردیم تا تعداد به حدی برسد که ارائه‌ی درس اقتصادی باشد. اتفاقاً اخیراً تعداد کسانی که زیر این درس‌ها علامت زده‌اند که علاقمند آن هستند بیشتر شده و فکر می‌کنم از پاییز، به حدی برسد که دوباره آنها را ادامه دهیم.

در مورد تفکر نقادانه (Critical Thinking) این درس از هفته‌ی ۲۶ ارائه می‌شود. اگر می‌بینی در تقویم محتوا آن را نگذاشته‌ایم، علتش این است که ما سعی می‌کنیم تا حد امکان انحراف‌مان از برنامه اعلام شده کم باشد. الان هم که تا حدود ۶ -۷ هفته‌ی آتی را اعلام می‌کنیم، گاهی ۳۶ ساعت تا ۴۸ ساعت تاخیر داریم.

به همین علت، وقتی محتوا آماده می‌شود، اما هنوز ویرایش نهایی نشده و انتخاب و تهیه‌ی عکس و مصورسازی آن انجام نشده، آن را در تقویم قرار نمی‌دهیم.

همین می‌شود که اگر دقت کرده باشی تعداد درس‌هایی که در هفته ارائه می‌شود، کمی بیشتر از تعهد تقویمی ماست. درس‌های اضافه، درس‌هایی بوده‌اند که آماده بودند اما مصورسازی و ویرایش آنها انجام نشده بوده.

تفکر نقادانه هم مشمول همین ماجراست. به عبارتی، اگر چه ما رسماً تعهد آن را در تقویم نیاورده‌ایم اما از هفته‌ی ۲۶ ارائه می‌شود.

در مورد حافظه‌ی تو، درست می‌گویی. برنامه‌ی ما، آغاز آن در یکی از هفته‌های ۲۱ تا ۲۵ بود که به علت تصمیم به بازنشر ویرایش تعداد زیادی از درس‌ها که نیاز به اصلاحات اساسی و تکمیل داشتند، به هفته‌ی ۲۶ موکول شد.

پی نوشت: بهروز جان. هر وقت مطلبی روی وبلاگت نوشتی و خودت دوستش داشتی، لطفاً لینکش رو برای من هم بذار توی کامنت‌ها که من هم بخونم. طبیعتاً لازم هم نیست که به موضوع مرتبط باشه. امیدوارم بقیه‌ی بچه‌ها هم این کار رو بکنن.



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی

+134