Tag: دکتر علیرضا شیری

رادیو مذاکره: شخصیت شناسی و آزمون MBTI

در فایل جدید رادیو مذاکره با دکتر علیرضا شیری گفتگو کرده‌ایم. دکتر شیری سالهاست در حوزه‌ی شخصیت شناسی فعالیت دارند. عمده‌ی فعالیتها و آموزش‌های ایشان با تاکید و نگاه ویژه به کارهای کارل گوستاو یونگ روانکاو شهیر سوییسی انجام شده است. دکتر شیری در این گفتگو ضمن اشاره به تلاش‌هایی که برای استاندارد کردن این آزمون در ایران انجام داده و میدهند، نکات آموزنده‌ای را در مورد پیچیدگی‌های استفاده از یک مدل شخصیت شناسی به شکل دقیق و علمی مطرح می‌کنند.

لینک دانلود قسمت اول این برنامه رادیو مذاکره – گفتگو در مورد آزمون MBTI

لینک دانلود قسمت دوم این برنامه از رادیو مذاکره – گفتگو در مورد آزمون MBTI

پی نوشت: در تمام مدت ضبط این برنامه از رادیو مذاکره، از دکتر شیری با آب میوه پذیرایی شد. اما در مقطعی از برنامه که آب میوه ها به پایان رسید، ایشان – به شوخی – اعلام کردند که از آن لحظه به بعد، تعهدی نسبت به برنامه ندارند! تصویر زیر، دکتر شیری را در حال اعتراض به پذیرایی ناقص تیم رادیو مذاکره نشان می‌دهد.

رادیو مذاکره: گفتگو با دکتر علیرضا شیری در باره آزمون MBTI و شخصیت شناسی



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی

+147
  

موشها و خرچنگ ها…

دو خاطره از گذشته های دور در ذهنم مانده و پاک نمیشود:

صحنه اول – انباری برای گندم در حوالی میدان راه آهن بود و موشهایی که هر روز به گندمها دستبرد میزدند. دوستان من به هیچ روشی نتوانسته بودند محل ورود موشها را کشف کنند. دوستم تعریف میکرد که شبی انبار از گندم خالی بوده و گندم ها را روی میزی گذاشته بوده که می بیند، موشها از چراغ بالای میز، آویزان شده اند. هر یک دم دیگری را میگیرد و زنجیری ساخته اند تا سایر موشها بیایند و گندم ها را ببرند…

صحنه دوم – که قبلاً در وبلاگم تعریف کرده بودم – مغازه فروش حیوانات دریایی بود و خرچنگهایی که همه زنده در یک ظرف بودند و هیچکدام فرار نمیکردند، چرا که هر کدام پا بر روی پشت دیگری میگذاشت، دیگر خرچنگ ها او را پایین میکشیدند تا امکان نجات را از او بگیرند و همه سرنوشت یکسانی را تجربه کنند.

جامعه ما – حداقل تا آنجا که من تاریخش را میشناسم – چند دهه ای است گرفتار تفکر خرچنگی است (شاید قدمت آن به قرنها برسد اما من این چند دهه را با اطمینان میگویم). ما همانهایی هستیم که خیامی ها، برایمان بزرگترین خودروسازی خاور میانه را ساختند – که در زمان خود پیشروترین هم بود – و کمک کردند که ما همه رفاه و لذت خودرو سواری را تجربه کنیم، اما چشم نداشتیم که کشتی تفریحی آنها را در شمال کشور ببینیم. با ایروانی و کفش ملی هم چنین کردیم. مثالهای بسیار بهتری هم دارم که اینجا جای نوشتنش نیست.

درد جامعه ما، این است که پیشرفت غریبه را می بینیم اما از پیشرفت یکدیگر لذت نمی بریم. بی دلیل نیست که اگر ویترین کتاب فروشی ها را در جستجوی الگوهای موفق کسب و کار بگردید، قبل از هر چیز، دستتان به کتابهای استیو جابز و بیل گیتس و وارن بافت و … می خورد. من طی سالها کار با مدیران موفق ایرانی، الگوهای بسیار ارزشمندی را در آنها یافته ام، که به دلیل همین فضای فکری، ترجیح میدهند نامشان بر سر زبان ها نیفتد.

یک بار نوشته بودم: ما ترجیح میدهیم مدیرعامل شرکتمان، پیاده برود و ما همه پشت سرش پیاده باشیم، تا اینکه او بنز سوار شود و ما پراید سوار باشیم. ما ترجیح میدهیم که علیرضا شیری و شیری ها، دغدغه نان شب داشته باشند و ما هم با آنها در کلاسها و همایشها همدردی کنیم، تا اینکه آنها را آرام و موفق و شاد ببینیم و از آنها بخواهیم دست ما را هم در مسیر آرامش و رشد و پیشرفت بگیرند. ما از این ترجیح ها کم نداریم…

پیکر جامعه، مانند پیکر انسان است. دست غذا را بر میدارد، دهان طعم آن را می چشد، معده با تحمل ترشی اسید، آن را هضم میکند، خون حمل میکند و مغز هدایت این بازی پیچیده را بر عهده میگیرد.

روزی که دست، بر کار دهان رشک برد،

یا معده در اعتراض به آسانی کار روده، اعتصاب کند،

یا مغز، ترجیح دهد مدتی را از کار بابستد و استراحت کند،

روح، جسم را ترک میکند. پیکری میماند، مرده و بیجان. خوراک کرمها و کفتارها.

چنان که امروز، جامعه ما، با چنین مرگی دست و پنجه نرم میکند، هر چند هنوز گرمیم و نمی فهمیم…

در سال جدید، حداقل آرزو می کنم، خداوند «خرچنگ صفتی» را از ملت ما بگیرد و «روحیه موشها» را در جانمان جایگزین کند.

که انسان بودن برای بسیاری امثال من، رویایی دور از دسترس است…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی

+113
  

گفتگوی من و دکتر علیرضا شیری در جام جم ۱

فردا سه شنبه ۵ دی ماه، ساعت ۲۲:۳۰ من و دکتر  علیرضا شیری در برنامه «اینجا ایران است» شبکه جام جم یک، در خصوص «راه اندازی کسب و کار شخصی» با یکدیگر گفتگو خواهیم کرد. به گفتگوی ما بپیوندید…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+19
  

فرصتی برای زندگی

در همایش تحول فردی، در صحبت های دکتر علیرضا شیری دو نکته کوچک بود که روی من تأثیر زیادی گذاشت.

نکته اول این بود که گفت: زمانی با تاکسی به سمت رادیو میرفته تا برنامه زنده ای را اجرا کند، و در مسیر قرص کامل ماه را می بیند. از راننده میخواهد که یک دقیقه بایستد تا او ماه را ببیند. راننده میپرسد: مگر شما عجله نداشتید؟

دکتر شیری می گفت: اگر کار و فعالیت چنان وقت من را بگیرد که یک دقیقه وقت برای خودم نداشته باشم، زندگی چه ارزشی دارد؟

شاید این حرف خیلی معمولی به نظر برسد. اما برای من تلنگری بود. برای من که هفته ام روز تعطیل ندارد. حاصل آن روز، تصمیم من برای مسافرتی سه روزه به کیش بود که فردا انجام میدهم.

نکته دوم، سوال عجیبی بود که دکتر شیری پرسید: اگر با یک تراکت پخش کن یک رستوران در خیابان مواجه شوید، چه میکنید؟

برخی میگفتند که از کنارش بی تفاوت رد میشوند.

برخی میگفتند برگه ها را از او میگیرند – تا احترامش را حفظ کرده باشند – و کمی دورتر از نقطه دید آن فرد، در سطل زباله می اندازند.

جواب دکترعلیرضا شیری  اما جالب تر بود. او میگفت: برگه را بگیرید، آدرس رستوران را از فرد بپرسید و بخواهید که برایتان در مورد رستوران توضیح دهد. اینطوری او احساس مهم بودن میکند. زندگیش معنی بیشتری پیدا میکند.

زندگی ما به اندازه ای که به دیگران معنی می بخشیم، معنی می یابد.

بعد از آن روز، بیشتر از قبل برای معنی دادن به زندگی دیگران تلاش میکنم…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+220