Tag: افطار

تنها رها شده…

بر سر سفره افطار نشسته بود. سر در گریبان فرو برده و آب جوش، خرما، شیر و شیرینی را نگاه می‌کرد. امروز هم نشد. چه دروغ‌ها که نگفته بود. چه رفتارهای خشم‌آلود که نکرده بود. چه فقیرانی که از کنارشان بی‌تفاوت نگذشته بود.

eftar

دعا می‌خواند. دعا می‌کرد و دست به سمت سفره دراز کرده بود.

کمی بالاتر اما، در آسمانها، میان فرشتگان و شیطان، گفتگویی سخت، در میانه بود:

شیطان با نفرت به مرد می‌نگریست و می‌گفت: او از یاران من نیست. او دل به خاطر خدا تهی کرده و دست از غذا کشیده است. چهره‌اش از تشنگی و گرسنگی رنگ باخته است. من کسی را که به خاطر خدای خود، از خود می‌گذرد دوست نمی‌دارم و در زمره یاران خود نمی‌گزینم.

فرشتگان با نفرت به مرد می‌نگریستند و می‌گفتند: او دیندار نیست. او تنها گرسنگی کشیده است و دیگر هیچ. گرسنگی کشیدن، راه را به دربار الهی هموار نمی‌کند. او را به بار ما راهی نیست.

***

مرد نشسته بود و خرمایی در کف، دست به دعا برده بود. او اما نمی‌دانست که در آن بالا، جایی برای او نیست. او را نه شیطان می‌پذیرد و نه فرشتگان. او مردی بود تنها رها شده…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+123