Tag: احمدرضا نخجوانی

مصاحبه با احمدرضا نخجوانی: عادتهای رفتاری در ارتباط با دیگران

چند روز پیش با احمدرضا نخجوانی نشستیم و در مورد برخی عادتهای رفتاری در ارتباط با دیگران حرف زدیم. مطالبی که مطرح شد شاید ساده بود اما به خاطر اینکه فهرست‌وار در کنار یکدیگر جمع شده است شاید بتواند مفید باشد. شاید فضای این فایل به فضای عادتهای کوچک زندگی در متمم نزدیک باشد.

من به شخصه احمدرضا را نه به خاطر فعالیت‌ها و زحمات ارزشمندش در حوزه کسب و کار، بلکه به خاطر مهربانی‌ها و عادتهای رفتاری خوبی که در ارتباط با دیگران دارد دوست دارم. چیزی که باعث می‌شود لحظات خوبی در کنارش ساخته شود.

لینک دانلود قسمت اول مصاحبه با احمدرضا نخجوانی در مورد عادتهای رفتاری در ارتباط با دیگران

لینک دانلود قسمت دوم مصاحبه با احمدرضا نخجوانی در مورد عادتهای رفتاری در ارتباط با دیگران

Nakhjavani-pic

پی نوشت اول: ضمناً احمدرضا نخجوانی در صحبت‌هاش به یک کلیپ ویدئویی اشاره کرد که دوست خوبمون زینب دستاویز لطف کرد و برامون اون کلیپ رو ارسال کرد. حتی اگر قبلاً هم دیده باشید شاید اینکه وقت بگذارید و دوباره ببینیدش خوب باشه:


 

پی نوشت دوم اختصاصاً برای زینب عزیز: زینب جان. واقعاً خوشحالم کردی. نه فقط به خاطر ارسال یک کلیپ. به خاطر اینکه احساس می‌کنم اون مفهوم یادگیری کریستالی که این همه برای من مهمه و همیشه فکر می‌کنم نبودنش یکی از ریشه‌های یادگیری سطحی در ماست، چقدر خوب در رفتار تو دیده می‌شه. کمک به کامل‌تر شدن و شکل‌گرفتن بهتر کریستال هم برای خودمون اتفاق مهمیه و هم برای دیگرانی که در اطراف ما هستند. ازت ممنونم.



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+137
  

خاطره سالهای اول استخدام: یک سال تکراری

این رو در جواب کامنت جواد یکی از دوستانم می‌خواستم زیر پست رادیو مذاکره صحبت با احمدرضا نخجوانی بنویسم. گفتم اینجا بنویسم برای بقیه هم شاید جالب باشه.

سال ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ یک شغل جالب داشتم. در یک شرکت که نماینده شرکت خارجی بود، من رو سر یک کار جالب گذاشته بودند. باید نامه‌های سوالات فنی و شکایات مشتریان رو می‌گرفتم و فاکس می‌زدم به شرکتهای اصلی تولید کننده محصولات.

مهارت کلیدی من بلد بودن زبان بود. می‌گفتند: باعث میشه که اشتباه برای کس دیگری نامه را نفرستی! یک سال شغل من همین بود.

مدیرم هم وعده‌ی پیشرفت شغلی (مثل الان که مد شده و همه میگن: اینجا جای پیشرفت داره و هرکی از هر جا اخراج میشه میره میگه: اونجا نمیشد پیشرفت کرد! انگار عملیات نظامیه!) نمیداد. میگفت تو رتبه تک شریف داری و درست خوبه و لیسانس بیاد دستت از این مملکت میری.

خوشحال می‌شم بدونم از بین کسانی که این متن رو می‌خونند چند درصدشون با معدل ۱۹ شریف، رتبه تک رقمی، مدرک مهندسی، آشنایی خوب با زبان انگلیسی، تسلط بر نرم‌افزارهای کامپیوتری و ۱۷ زبان برنامه نویسی در آن زمان (که البته شرکت حاضر نشد به من کامپیوتر بده اون موقع. میز هم به زور دادند. بنابراین اینها دو ریال هم ارزش نداشت. به قول نسل امروز، من داشتم هدر می‌رفتم!!!) حاضر میشد با حقوق ماهی ۱۲۰ هزار تومان به صورت پاره وقت ماهی ۱۴۴ ساعت! (ظهر و عصر و شب و …) کار کنه و بهش به طور تضمینی بگن که رشد نمی کنه!

هر روز کارم همین بود. یک ماه اول با رضایت کار رو انجام دادم.

هر روز برای این حقوق ۱۲۰ هزار تومانی به محل کارم می‌رفتم. یادمه تا دو سال بعد هم حقوقم همین حدود بود. وقتی آقای بحرینیان (مدیر تکلان توس) سمند سفیدش رو یک سال بعد آورد تو پارکینگ. روزها زودتر میرفتم که بتونم چند دقیقه سرم رو به شیشه ماشینش بچسبونم و کیف کنم! و با خودم می‌گفتم اگر در لحظه مرگ بتونم سوار این ماشین بشم، راضیم.

دیدم دارم دیوونه میشم. ماه دوم،‌ یک واژه نامه تخصصی از اصطلاحات فنی درست کردم (فارسی – انگلیسی – آلمانی). کامپیوتر که نبود. تو یک دفترچه می‌نوشتم. شبها میومدم خونه تایپ می‌کردم. لپ‌تاپ‌ هم که رواج نداشت. موبایل هم خیلی کم بود. حداقل ماها نداشتیم.

ماه سوم، شروع کردم به کد گذاری مشکلات. خیلیهاشون شبیه هم بودند. یک دفتر برداشته بودم و اونها رو طبقه بندی می‌کردم. چهار پنج ماه گذشت. کم کم وقتی مشتری فاکسی میفرستاد،‌ تماس می‌گرفتم و می‌گفتم که: قبلاً هم بخش دیگری از سازمان شما، یا سازمان دیگر، مشکل مشابهی داشته و چنین جوابی داده‌اند. فکر می‌کنید این جواب کمکی به شما می‌کنه یا باید نامه رو برای دفتر مرکزی شرکت ارسال کنم؟

گاهی مشکل حل می‌شد. گاهی نه. کم کم بخش قابل توجهی از مشکلات اینجا حل می‌شد. شاید یک سال شده بود که اولین اتفاق خوب افتاد. یکی از مشتریان در نامه خودش به شرکت اصلی نوشته بود: ما قبلاً از راهنمایی های شعبانعلی استفاده کرده‌ایم اما مشکل حل نشده.

خیلی خوشحال شدم. فکر کردن شرکت مادر،‌ اگر این نامه رو بخونه به من جایزه می‌ده. اون زمان تازه ایمیل هم راه اندازی شده بود و تازه کامپیوتر دار شده بودم. یادم نمیره که از داده پردازی ایمیل گرفته بودیم و دیدم که دو تا ایمیل با هم اومده. یک ایمیل برای مشتری با کلی توضیح و راهکار و اینها.

و اولین ایمیل خطاب به محمدرضا شعبانعلی! میدونستم که الان من رو کشف کرده‌اند و می‌خوان از اعتمادی که برای مشتری ایجاد کرده‌ام تشکر کنند.

ایمیل زدند: «آقای شعبانعلی. مسئولیت ارائه راهکار فنی به مشتری خیلی بالاست. ما خودمان هم بدون تایید مدیر سرویس ایمیل نمیزنیم. لطفاً در حیطه وظایف خود عمل کنید!».

من نامه عذرخواهی فرستادم. اما به صورت غیر رسمی کارم رو ادامه می‌دادم. چند ماه دیگر هم گذشت تا در چند بازدید کارشناسی، به تدریج تعاریف مثبت دیگری از من شنیدند. مدیر من هم وقتی دید که من ارشد قبول شدم اما انصراف دادم که کار کنم و خرج زندگیم را در بیاورم، اعتماد بیشتری به من پیدا کرد. این بود که فضا کم کم عوض شد و من به تدریج طی سالهای بعد،‌ مدیر شرکت خدمات پس از فروش آن برند شدم.

فکر می‌کنم مشکل امروز ما – حداقل برای خیلی‌ از ما – نبودن فرصت نیست. مشکل توقع بسیار بالا و صبوری کم است.

همین الان خیلی‌ها می‌گویند که آنجا فرصت رشد بوده. من جایی هستم که سه سال حمالی کنم هم به جایی نمی‌رسم. اما مطمئنم که حاضر نیستند این فرض خود را امتحان کنند. مشکل ما حرفه‌ای کار نکردن است. حرفه‌ای به معنای اینکه ساده‌ترین کار را با دقت انجام دهیم و همیشه بدانیم که پیشرفت،‌ حاصل انجام کامل شرح شغل در شرایط مثبت و ایده‌آل نیست. پیشرفت حاصل کار کردن فراتر از شرح شغل، در شرایطی است که هیچ امیدی برای بهبود وجود ندارد.



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی

+322
  

رادیو مذاکره: گفتگو با احمدرضا نخجوانی (مدیرعامل شاتل)

احمدرضا نخجوانی بدون تردید یکی از تیزهوش ترین انسانهایی است که من تا کنون دیده‌ام. فرصت گفتگو با او را به سادگی با چیز دیگری عوض نمی‌کنم. او مدیر عامل شرکت شاتل است.

اما من احمدرضا نخجوانی را نه به دلیل هوش کم‌نظیرش و نه به دلیل مدیریت شرکت شاتل، بلکه به دلیل ترکیب نادر «هوش» و «پشتکار» دوست دارم. بسیار دیده‌ام انسانهای تیزهوشی را که احساس می‌کنند «کار و تلاش و کوشش» چیزی است که مختص افراد ضعیف‌تر و کم‌هوش‌تر است و دیگران باید به جبران هوشی که ندارند، بیشتر تلاش کنند.

اما احمدرضا اینطور نیست. همیشه تلاش کرده و می‌کند. شرکت شاتل را با ۸۰۰ نفر کارمند مدیریت می‌کند. از صبح زود تا پاسی از شب در محل کارش است و عمده‌ی این چندصد نفر کارمند را به اسم کوچک می‌شناسد.

خوشحالم که فرصتی دست داد تا با او گفتگو کنم. احمدرضا از نسل جوان گله‌هایی داشت. از خاطرات کودکی‌اش گفت. از مسائل داخلی یک شرکت بزرگ. از جابجایی نیروی کار. از اهمیت علاقه و انگیزه. از اهمیت تلاش و همینطور از اینکه به عنوان یک مدیر عامل، در فرایند استخدام و مصاحبه شغلی، چه می‌پرسد و چه معیارهایی را مورد توجه قرار می‌دهد.

من خودم با علاقه این فایل را چند بار گوش داده‌ام. امیدوارم برای شما هم آموزنده باشد.

رادیو مذاکره: مصاحبه با احمدرضا نخجوانی – دانلود فایل صوتی با کیفیت بالا

رادیو مذاکره: مصاحبه با احمدرضا نخجوانی – دانلود فایل صوتی با کیفیت پایین

رادیو مذاکره: گفتگوی محمدرضا شعبانعلی و احمدرضا نخجوانی مدیرعامل شرکت شاتل



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+139