فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند

خرید آنلاین

مطالب مرتبط با گربه

گندم

گربه ای به نام گندم

داشت سر کوچه از چند تا گربه‌ی دیگه کتک می‌خورد که بهشون رسیدم. معمولاً گربه‌ها وقتی بهشون می‌رسم، دیگه دعوا نمی‌کنن و آروم می‌شینن. در تفسیر خودخواهانه و خودمحورانه، می‌تونم بگم که به احترام من – که بهشون غذا می‌دم – جلوم دعوا نمی‌کنن. اما واقعیت اینه که با دیدن من، فکر می‌کنن غذا از روش‌هایی ساده‌تر از جنگیدن هم به دست میاد (این یکی از اون نکاتی هست که انسان‌ها هنوز به صورت کامل متوجه نشدن. به خاطر همین جنگ‌ها و جنگ‌افزارها هنوز بین‌شون رواج داره). اما ظاهراً این گربه‌ی کوچیک، فهمیده بود که پیش من جای امنیه. اینه که از توقف گربه‌های دیگه استفاده کرد و دنبال من چند صد متر راه اومد تا به خونه رسیدیم. دلم نیومد بذارم پشت در بمونه. گذاشتم باهام بیاد بالا. نه من اصرار خاصی کردم و نه […]

لحظه نگار: باز هم گربه همسایه

احتمالاً گربه‌ی همسایه را به خاطر دارید. قبلاً عکسی از او گذاشته بودم. کنار خانه‌ی من زندگی می‌کند و البته خانه‌اش کمی از من بزرگ‌تر است (من یک چهاردیواری دارم و بقیه‌ی زمین مال اوست). این بار که همدیگر را دیدیم، حسابی به هم خیره شدیم. به خاطر اینکه ماه‌هاست با او حرف می‌زنم من را می‌شناسد و فرار نمی‌کند. آنقدر به همدیگر نگاه کردیم که حوصله‌اش سر رفت و خوابید (ما آدم‌ها یاد گرفته‌ایم که یک کار تکراری را برای مدت طولانی و حتی برای یک عمر انجام دهیم. اما گربه‌ها هنوز برای این نوع اسارت، تربیت نشده‌اند). معمولاً اگر با ماشین جایی بروم، در ماشینم برای انواع گرسنگان (آدم‌ها و سگ‌ها و گربه‌ها و پرندگان) چیز‌هایی می‌گذارم که در راه به آنها بدهم و اگر فرصت کنم می‌نشینم و آن‌ها را نگاه می‌کنم. […]

لحظه نگار: گربه همسایه

یکی از برنامه های لذت بخش زندگی من، سرگرم شدن با حیوانات خیابونیه. نمی‌تونم هیچ وقت با خودم بیارمشون خونه یا توی خونه حیوون نگه دارم. چون به نظرم مسئولیتش خیلی سنگینه (بچه هم به همین دلیل نمی‌تونم داشته باشم). اما وقتی براشون آب یا غذا می‌برم حس خوبی دارم. ما گربه‌ها رو از لحاظ وفاداری با سگ‌ها مقایسه می‌کنیم و احساس می‌کنیم خیلی وفادار نیستند. به همین علت، گربه صفت بودن رو یک صفت با بارمعنایی منفی می‌دونیم. به نظرم اگر مبداء مختصات رو عوض کنیم و آدمها رو معیار قرار بدیم، گربه صفت بودن یکی از صفات متعالی محسوب می‌شه که خیلی از ما انسان‌ها هنوز به اون درجه از رشد نرسیدیم. اینا ماشین من رو هم می‌شناسن. از دور که میام، حرکت نمی‌کنن. معمولاً شبها، ماشین رو نزدیکشون نگه می‌دارم که کمی […]

لحظه نگار: فرصتی ساده و ارزان برای تجربه‌ی حال خوب

راه‌کار‌های مفید و غیرمفید زیادی برای تجربه‌ی کوتاه مدت حال خوب هست. از الکل تا زاناکس و چرخیدن در کافی شاپ تا شرکت در پارتی‌های شبانه. از رفتن به سینما تا نشستن پای تلویزیون. اما پیشنهاد من اینه که اگر فرصت کردید این راهکار من رو هم امتحان کنید. غذا دادن به حیواناتی که در خیابان سرگرم جستجوی غذا یا گردش هستند. در مقایسه با هر تفریح دیگری که می‌شناسم، بسیار ارزون قیمت هست (اون بسته‌ی غذا که می‌تونه طی یک یا دو هفته مصرف شه از یک فنجان چای در یک رستوران یا کافی‌شاپ ارزون‌تره) و حس خوبی هم که به ما می‌ده ماندگارتره. پی نوشت ۱: تجربه‌ی تعامل با سایر حیوانات، خیلی تجربه‌ی آموزنده‌ایه. به نظرم در حد سفر به کره‌ی ماه (یا شاید حتی سفر به بیرون از منظومه‌ی شمسی). انسان با […]