فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند

خرید آنلاین

مطالب مرتبط با کتاب و کتابخوانی

پل‌هایی به جای دیوار (دنیایی متصل‌تر از همیشه)

پل هایی به جای دیوار - مرور فصل اول کتاب کانکتوگرافی نوشته پاراگ خانا

پیش نوشت: این مطلب مرور کوتاهی به بخشی از فصل اولِ کتاب کانکتوگرافی نوشته‌ی پاراگ خانا است که قبلاً آن را معرفی کرده‌ام. خانا برای عنوان نخستین فصل کتابش، عبارتِ From borders to bridges (از مرزها تا پل‌ها) را انتخاب کرده است. فکر می‌کنم در زبان فارسی، پل‌هایی به جای دیوار بتواند مفهومِ پنهان در این عنوان را تا حد خوبی منتقل کند. به محض دیدن این عنوان، یاد جمله‌ی مشهوری افتادم که از نیوتون نقل می‌شود: «ما دیوارهای زیادی می‌سازیم؛ اما به اندازه‌ی کافی پل نمی‌سازیم.» اگر چه پاراگ خانا در این فصل از کتاب به نیوتون و این حرف او اشاره نکرده است، اما می‌توان حس کرد که تمام این فصل، پاسخی به نگرانی نیوتون است. خانا بر این باور است که اکنون – سه قرن بعد از نیوتون – پل‌ها بیشتر و سریع‌تر […]

کتاب کانکتوگرافی پاراگ خانا – نگاه تازه‌ای به جغرافیای جهان

کتاب کانکتوگرافی پاراگ خانا

حرف کتاب کانکتوگرافی در یک جمله خلاصه می‌شود دوستی دارم که تنبلی با تمام وجود در او رخنه کرده است. روزهایی که یک توییت منتشر می‌کند، دیگر در خانه می‌ماند و سرِ کار نمی‌رود. می‌گوید امروز خیلی خسته شدم. این دوست عزیز، معمولاً در مواجهه با کتابها بعد صرف زمان (و انرژی) برای ورق زدن آنها، با نگاهی خسته رو به من می‌کند و می‌گوید: نمی‌شد همین‌ها را در یک جمله توییت کند؟ کلِ حرف این کتاب که یک جمله بیشتر نیست. آن دوست، هنوز فرصت نکرده این کتاب را ببیند. وگرنه فکر می‌کنم آن را یکی از مصداق‌های جمله‌ی طلایی خودش خواهد دانست: کلِ کتاب می‌گوید که دنیا هر روز بیش از گذشته به هم متصل می‌شود. درباره پاراگ خانا پاراگ خانا را نمی‌شناختم – و هنوز هم چندان نمی‌شناسم. راستش را بخواهید کتاب کانکتوگرافی (Connectography) […]

کتاب چیست و به چه کاری کتابخوانی گفته می‌شود؟

کتاب و کتابخوانی

هفت قسمت قبلی این بحث: کتابهای مرجع – اولین نسل از کتابهای کاغذی که منقرض شدند درباره جهان کتابها درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمی‌خوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) به جای کتاب خواندن چه کاری انجام می‌دهید؟ یادداشت برداری من از حرف‌های دوستانم در مورد کتاب با ظهور ابزار جدید، معمولاً لازم است فعالیت قدیمی دوباره تعریف شود برای قرن‌ها، وقتی از کتاب و کتابخوانی صحبت می‌کردیم، مشخص بود از چه چیزی صحبت می‌کنیم. اما امروز این پرسش، پاسخ شفافی ندارد. علت هم – هم‌چنانکه همه می‌دانیم – تغییر ابزارهاست. کتاب خواندن زمانی، خواندن کلمات مکتوبی بود که روی کاغذ گردآمده بودند و با ابزار صحافی به بند کشیده […]

ادوکلن با بوی کتاب و کاغذ

ادوکلن با بوی کتاب و کاغذ

امروز خیلی تصادفی – و البته با چند سال تأخیر – فهمیدم که یک ادوکلن با بوی کتاب وجود داره. در واقع با بوی کاغذ کتابِ نو. چون احتمالاً قبول دارید که بوی کتاب نو و بوی کتاب کهنه دو رایحه کاملاً متفاوته. طراحی این ادوکلن به سال ۲۰۱۲ برمی‌گرده و با مشارکت سه شخص (حقیقی / حقوقی) انجام شده: Geza Shoen فعال حوزه‌ عطر Gerhard Steidl ناشر لاگرفلد (طراح فشن) احتمالاً می‌دونین که لاگرفلد به خاطر داشتن سمت Creative Director همزمان در دو برند شنل و فندی، شهرت جهانی داره و به هر حال همه‌ی اینها نشون می‌ده که چنین ادوکلنی فراتر از یک نام‌گذاری تجاریه و واقعاً براش وقت طراحی گذاشته شده. البته یه ادوکلنی به اسم In The Library هم قبلاً تولید شده (سال ۲۰۰۵) که یه بار اون رو بو کردم […]

درباره جهان کتابها

جهان کتابها

پنج قسمت قبلی این بحث: درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمی‌خوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) به جای کتاب خواندن چه کاری انجام می‌دهید؟ یادداشت برداری من از حرف‌های دوستانم در مورد کتاب مقدمه گزاره‌ی اول: ما کتاب می‌خوانیم. گزاره‌ی دوم: ما کتاب نمی‌خوانیم. گزاره‌ی سوم: ما باید بیشتر کتاب بخوانیم. گزاره‌ی چهارم: ما همین الان هم کم نمی‌خوانیم. گزاره‌ی پنجم: کتاب گران است. گزاره‌ی ششم: کتاب به نسبت بسیاری از هزینه‌های دیگر ارزان است. گزاره‌ی هفتم: طبیعی نیست که مردم ما کم کتاب می‌خوانند. گزاره‌ی هشتم: اصلاً چرا باید انتظار داشته باشیم که زیاد کتاب خوانده شود؟ گزاره‌ی نهم: حالا که مردم به سمت کتاب نمی‌روند باید کتاب را به نزد مردم آورد! (مقاله مربوط به اینجاست و […]

به جای کتاب چه می‌خوانید؟ (یادداشت برداری از حرف دوستانم)

چهار قسمت قبلی این بحث: درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمی‌خوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) به جای کتاب خواندن چه کاری انجام می‌دهید؟ آنچه در ادامه می‌خوانید، یادداشت‌هایی است که من پس از خواندن نظرات دوستانم نوشته‌ام. الزاماً روایت دقیق حرف دوستانم نیست. اما نکاتی است که هم‌زمان با خواندن حرف آنها ثبت کردم. آنها را اینجا می‌نویسم تا ادامه‌ دادن مسیر نگارش این سلسله مطالب برایم ساده‌تر شود. برخی از ویژگی‌ها و کارکردهای کتاب  فراهم آوردن فضای اندیشیدن در خلوت و به تعبیر دیگر تجربه انفرادی جهان  وادار کردن ما به تفکر است.  یک پیام یک طرفه (منولوگ) انگیزه‌های کتاب‌خوانی  احساس نیاز به تغییر  احساس ندانستن و جهل  به وجود […]

به جای کتاب خواندن چه کار دیگری انجام می‌دهید؟

پیش نوشت یک: این نوشته، در ادامه‌ی چند نوشته‌ی دیگر است که فکر می‌کنم مناسب است قبل از خواندن این مطلب خوانده شوند: درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمی‌خوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) پیش نوشت دو (برای این مطلب و مطالب آتی در این زمینه): این نوشته (و برخی دیگر از مطالبی که در این زمینه در آینده خواهم نوشت) بیش از آنچه که عرفِ نوشته‌هایی از این سبک است، شخصی هستند. نمی‌توانم ادعا کنم که حرف‌هایی علمی هستند‌ (به این معنا که تحقیقی رسمی و روش‌مند برایشان انجام شده). بلکه بیشتر از جنس درون نگری محسوب می‌شوند. به این معنا که سعی کرده‌ام به عنوان کسی که با کتاب بزرگ شده […]

لااقل در مدرسه بمان و بدُزد

نام مدرسه‌ای که کلاس اول تا چهارم دبستان را در آن درس خواندم، شیخ طوسی بود. مدرسه‌ای کوچک و دولتی در جنوب شرق تهران. نزدیک به خیابان هفدهم شهریور و پایین‌تر از جایی که امروز به بزرگراه محلاتی شناخته می‌شود و آن سالها، کوچه‌ای باریک بیش نبود. شاید علت اینکه در میان خیل بزرگان ایران و اسلام، به او کمتر از بسیاری دیگر ارادت داشته‌ام و دارم، این است که شیخ طوسی را بیش از آنکه به واسطه‌ی خدماتش به اسلام بشناسم، به عنوان ساختمانی قدیمی در خیابان مخبر در جنوب شرق تهران به خاطر دارم که بهترین سال‌های کودکی‌ام را – مانند بسیاری از مدارس دیگر در بسیاری از نقاط جهان – بلعید و هرگز پس نداد. میانْ توضیح: همیشه گفته‌ام که کاش بیشتر دقت کنیم که اسم چه کسانی را روی چه چیزهایی […]

کتاب و کتابخوانی – فهرست برخی از نکته های مطرح شده

معمولاً برای اینکه یادم بماند چه نکته‌هایی در زیر مطالب روزنوشته مطرح می‌شود، هر نکته را در حد یک جمله یادداشت می‌کنم. از آنجا که در قسمت اول بحث روش کتابخوانی، نکته‌هایی متنوعی مطرح شد و من هم قصد دارم این بحث را ادامه دهم، احساس کردم بهتر است فهرستی را که نوشته‌ام در اینجا منتشر کنم تا بقیه‌ی دوستان هم به آن دسترسی داشته باشند. در تنظیم این فهرست‌ها، معمولاً به اینکه کدامیک از دوستانم، یک نکته را مطرح کرده‌اند توجه نمی‌کنم. همچنین ثبت نمی‌کنم که گوینده، در تایید آن نکته صحبت کرده یا در رد آن. موافقت یا مخالفت خودم با هر نکته را هم ثبت نمی‌کنم. صرفاً موضوعات مطرح شده را – در حدی که بعداً بتوانم آنها را به خاطر بیاورم – فهرست می‌کنم. ضمناً در نوشتن و خلاصه کردن، تداعی‌های ایجاد […]

درباره روش کتاب خوانی (۱): ما کتاب نمی خوانیم

خالق کارتون بالا: هیجابی دمیرچی (کاریکاتوریست ترک) آنچه در اینجا می‌نویسم از جنس مطالب گفتگو با دوستان است. بنابراین بسیاری از ویژگی‌های آن نوع مطالب، عملاً در این نوشته هم وجود دارد: نه سر و سامان و ساختاری دارد و نه در آن کوشیده‌ام حرف جدیدی بزنم. صرفاً مجموعه حرف‌هایی دوستانه است که در پاسخ دوستانم می‌نویسم. به امید اینکه فضایی برای فکر کردن بیشتر، گفتگوهای دقیق‌تر و شاید تغییری در نگاه و نگرش‌مان ایجاد شود و بهانه‌ای شود تا دوستان خوبم، حرف‌ها و ایده‌های جدیدی را مطرح کنند و این نوع گفتگوها، کامل‌تر شوند. بنابراین، تکراری بودن یا واضح بودن بخش‌های مختلف این نوشته را ببخشید و زمانی آن را مطالعه کنید که کار مفیدی برای انجام دادن در ذهن ندارید. +۲۶۸   فایلهای صوتی آموزش مذاکره آموزش زبان انگلیسی کارآفرینی آموزش مدیریت کسب و […]

درباره کتاب: به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی – قسمت اول

پیش نوشت یک: کلاً این مناسبت‌ها (از هر نوع) به نظرم یک پیام پنهان دارند. اونهم اینه که دارن به یک چیزی که فراموش شده یا داره فراموش میشه اشاره می‌کنند. عموم مناسبت‌ها، تلاش و تقلای مذبوحانه برای حفظ (یا وانمود به حفظ) چیزی هستند که حفظ کردنش تفاوت چندانی با مومیایی کردنش نداره. چیزی که وجود داره و در زندگی جاریه، بعیده نیازمند بزرگداشت و نکوداشت و برگزاری روز و هفته و این چیزها باشه. چرا ما الان هفته‌ی «آدم بودن» نداریم؟ چون لابد هنوز فکر می‌کنیم که چنین چیزی باید هر روز و هر لحظه در زندگی جاری باشه و اعلام هفته به عنوان «آدم بودن» (اگر چه ضروری و قابل توجیه هست) اما نوعی نام‌گذاری توهین آمیز محسوب می‌شه. به هر حال، حس من به هفته کتاب و کتابخوانی هم چنین چیزیه. پیش […]