Tag: کتابخوانی

درباره جهان کتابها

پنج قسمت قبلی این بحث: درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمی‌خوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) به جای کتاب خواندن چه کاری انجام می‌دهید؟ یادداشت برداری من از حرف‌های دوستانم در مورد کتاب مقدمه گزاره‌ی اول: ما کتاب می‌خوانیم. گزاره‌ی دوم: ما کتاب نمی‌خوانیم. گزاره‌ی سوم: ما باید بیشتر کتاب بخوانیم. گزاره‌ی چهارم: ما همین الان هم کم نمی‌خوانیم. گزاره‌ی پنجم: کتاب گران است. گزاره‌ی ششم: کتاب به نسبت بسیاری از هزینه‌های دیگر ارزان است. گزاره‌ی هفتم: طبیعی نیست که مردم ما […]

به جای کتاب چه می‌خوانید؟ (یادداشت برداری از حرف دوستانم)

چهار قسمت قبلی این بحث: درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمی‌خوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) به جای کتاب خواندن چه کاری انجام می‌دهید؟ آنچه در ادامه می‌خوانید، یادداشت‌هایی است که من پس از خواندن نظرات دوستانم نوشته‌ام. الزاماً روایت دقیق حرف دوستانم نیست. اما نکاتی است که هم‌زمان با خواندن حرف آنها ثبت کردم. آنها را اینجا می‌نویسم تا ادامه‌ دادن مسیر نگارش این سلسله مطالب برایم ساده‌تر شود. برخی از ویژگی‌ها و کارکردهای […]

به جای کتاب خواندن چه کار دیگری انجام می‌دهید؟

پیش نوشت یک: این نوشته، در ادامه‌ی چند نوشته‌ی دیگر است که فکر می‌کنم مناسب است قبل از خواندن این مطلب خوانده شوند: درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمی‌خوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) پیش نوشت دو (برای این مطلب و مطالب آتی در این زمینه): این نوشته (و برخی دیگر از مطالبی که در این زمینه در آینده خواهم نوشت) بیش از آنچه که عرفِ نوشته‌هایی از این سبک است، شخصی هستند. نمی‌توانم ادعا کنم که حرف‌هایی […]

لااقل در مدرسه بمان و بدُزد

نام مدرسه‌ای که کلاس اول تا چهارم دبستان را در آن درس خواندم، شیخ طوسی بود. مدرسه‌ای کوچک و دولتی در جنوب شرق تهران. نزدیک به خیابان هفدهم شهریور و پایین‌تر از جایی که امروز به بزرگراه محلاتی شناخته می‌شود و آن سالها، کوچه‌ای باریک بیش نبود. شاید علت اینکه در میان خیل بزرگان ایران و اسلام، به او کمتر از بسیاری دیگر ارادت داشته‌ام و دارم، این است که شیخ طوسی را بیش از آنکه به واسطه‌ی خدماتش به اسلام بشناسم، به عنوان ساختمانی قدیمی در خیابان مخبر در جنوب شرق تهران به خاطر دارم که بهترین سال‌های کودکی‌ام […]

کتاب و کتابخوانی – فهرست برخی از نکته های مطرح شده

معمولاً برای اینکه یادم بماند چه نکته‌هایی در زیر مطالب روزنوشته مطرح می‌شود، هر نکته را در حد یک جمله یادداشت می‌کنم. از آنجا که در قسمت اول بحث روش کتابخوانی، نکته‌هایی متنوعی مطرح شد و من هم قصد دارم این بحث را ادامه دهم، احساس کردم بهتر است فهرستی را که نوشته‌ام در اینجا منتشر کنم تا بقیه‌ی دوستان هم به آن دسترسی داشته باشند. در تنظیم این فهرست‌ها، معمولاً به اینکه کدامیک از دوستانم، یک نکته را مطرح کرده‌اند توجه نمی‌کنم. همچنین ثبت نمی‌کنم که گوینده، در تایید آن نکته صحبت کرده یا در رد آن. موافقت یا […]

درباره روش کتاب خوانی (۱): ما کتاب نمی خوانیم

خالق کارتون بالا: هیجابی دمیرچی (کاریکاتوریست ترک) آنچه در اینجا می‌نویسم از جنس مطالب گفتگو با دوستان است. بنابراین بسیاری از ویژگی‌های آن نوع مطالب، عملاً در این نوشته هم وجود دارد: نه سر و سامان و ساختاری دارد و نه در آن کوشیده‌ام حرف جدیدی بزنم. صرفاً مجموعه حرف‌هایی دوستانه است که در پاسخ دوستانم می‌نویسم. به امید اینکه فضایی برای فکر کردن بیشتر، گفتگوهای دقیق‌تر و شاید تغییری در نگاه و نگرش‌مان ایجاد شود و بهانه‌ای شود تا دوستان خوبم، حرف‌ها و ایده‌های جدیدی را مطرح کنند و این نوع گفتگوها، کامل‌تر شوند. بنابراین، تکراری بودن یا واضح […]

کتاب انسان خردمند (یووال نوح هراری)

چند هفته پیش، یکی از دوستانم به من گفت که در حال خواندن کتاب انسان خردمند است. نام نویسنده را پرسیدم و دیدم هراری است. انتظار نداشتم نسخه‌ی فارسی کتاب را ببینم و از این بابت خوشحال شدم. خواهش کردم که اگر کتاب را خواند و از ترجمه راضی بود (یا لااقل ترجمه را قابل تحمل می‌دانست) تصویری از کتاب را برایم ارسال کند تا در روزنوشته‌ها بگذارم. کسانی که اینستاگرام وبمایندست را دنبال می‌کنند، احتمالاً تصویر نسخه‌ی اصلی کتاب را که چند ماه قبل در آنجا قرار دادم به خاطر دارند: کتاب Sapiens را زمستان سال ۹۴ خریدم و چند ماه، […]

لحظه نگار: بهشت من

  بهشت، اگر در کنار جوی شیر و عسل و اکواب و اباریق، کتابخانه‌ی بزرگی نداشته باشد، چیزی کم دارد. آینده‌ی کتاب کاغذی، چیزی است که در موردش گمانه زنی‌های زیادی مطرح می‌شود. من هم یک بار در پاسخ به دوست خوبمان خانم منیر محمدی، حدسیات و توضیحاتم را به این شکل نوشتم. البته همین الان هم که فکر می‌کنم، کتاب محصولی لوکس شده. چون وقتی می‌توان با یک اکانت Scribd یا Kindle یا سرویس‌های مشابه، با قیمت نسبتاً مناسبی به منابع دسترسی داشت (یا Pdf های رایگان را جستجو کرد) همین الان هم، خریدن کتاب به قیمت هر عدد بین […]

انتخاب کتاب مناسب برای هدیه تبلیغاتی سال نو

قبلاً در متمم مطلبی تحت عنوان انتخاب بهترین هدیه تبلیغاتی منتشر کرده‌ایم و در آن نکات مختلفی را که می‌توانند در انتخاب و طراحی و ارسال هدیه تبلیغاتی مد نظر قرار گیرند، مطرح کرده‌ایم. بحث مطرح شده در آنجا، برای انواع هدیه از جمله سررسید و جاسوییچی و شکلات و انواع هدیه‌های رایج، مفید است. اما در اینجا – که فضا شخصی‌تر است – می‌خواستم نکته‌ی دیگری را مطرح کنم. خوشبختانه طی چند روز گذشته، دوستان زیادی را دیدم که قصد دارند از طرف شرکت‌های خود، به مشتریان، شرکت‌های همکار و یا کارفرماهای خود، کتاب هدیه دهند. از آنجا که […]

کتابهایی که برایت قصه می‌گویند: روشنفکران

سال نخست دانشگاه بود. سال هفتاد و شش. فضای دانشگاه، معمولاً در حد چند روز جذاب است و زود برایت عادی می‌شود. برای من حتی عادی‌تر بود. قبل از آن هم به دانشگاه شریف می‌رفتم. در دوران دبیرستان به صورت اتفاقی با آقایی به اسم آقای کتابچی آشنا شدم که کارمند کتابخانه مرکزی بود. برای من که عاشق کتاب و کتابخوانی بودم و حاضر بودم از غذای روزانه‌ام بزنم و به جای اتوبوس دو بلیطه با اتوبوس یک بلیطه سفر کنم، اما «کتاب» بخرم و بخوانم، آشنایی با کارمند یک کتابخانه، همانقدر خوشحال کننده بود که شاید بعضی‌ها، آشنایی مستقیم […]

کتابهایی که برایت قصه می‌گویند: گنجینه دانستنیها

گفته بودم که از قصه کتابهایم برایتان خواهم نوشت. با اولین کتاب شروع می‌کنم… هشت سالم بود.  تا آن زمان بیشترین چیزی که می‌خواندم مجلات زن روز بود. مجلاتی که از دوران جوانی مادرم، باقی مانده بود و امروز که دیگر حال و هوای کشور و جامعه عوض شده بود در آب انبار کوچک انتهای زیرزمین، نگهداری می‌شد. خوب یادم هست که اجازه می‌گرفتم و آنها را بالا می‌آوردم و ورق می‌زدم. عکس‌های نشریات دهه چهل و پنجاه، با عکس‌های سالهای کودکی ما فرق داشت. شادتر و رنگی‌تر و طبیعتاً در تنها مجلات موجود در خانه‌ی ما: زنانه‌تر! خوب یادم […]

در یک کتاب فروشی…

با کمی دقت و حوصله، میتوان کتابهای یک کتابفروشی را به سادگی طبقه بندی کرد: کتابهایی که نخوانده ام کتابهایی که لازم نیست بخوانم کتابهایی که برای خواندن، نوشته نشده اند کتابهایی که از روی جلد، میتوان داخلشان را خواند! کتابهایی که دوست دارم بخوانم ولی هنوز کتابهای دیگری هستند که نخوانده ام کتابهایی که میتوانم از دوستم قرض بگیرم، پس چرا آنها را بخرم؟ کتابهایی که سالهاست تصمیم دارم آنها را بخوانم – و سالهای سال بر همین تصمیم خواهم ماند! – کتابهایی که اگر پیر بشوم، حتماً آنها را خواهم خواند کتابهایی که همیشه ادعا کرده ام آنها […]

تکنیک های خلاصه نویسی و نت برداری

خواندن به تنهایی کافی نیست. دانسته ها به سادگی به فراموشی سپرده میشوند. خواندن زمانی مفید است که از تکنیک های مختلف برای به خاطر سپردن و خلاصه نویسی استفاده کنیم. سالها پیش پای صحبت علامه جعفری بودم. ایشان جمله ای را چند بار تکرار کردند که بعدها دیدم پایه کاملاً علمی نیز دارد: «انسان، با مثال می آموزد. مغز انسان در درک مجردات ضعیف است» همیشه پس از خواندن یک متن آموزنده و علمی، تا حد امکان برای خود مصداق و مثال پیدا کنید. اجازه بدهید برای همین حرف، مثالی بزنم! «عکس العمل فراتر از احساس، یک مکانیزم دفاعی […]

کتابخوانی و اینکه چگونه کتابخوان شویم؟

این مطلب، توسعه یافته و تکمیل شده و به متمم منتقل شده است: لینک محل جدید مطلب درباره کتابخوانی ضمن اینکه ممکن است مطالب سری #مهارت یادگیری در متمم هم که از همین جنس است، برای شما مفید باشد.     +390   رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

چگونه کتابخوان تر شویم؟

سالهاست که هر وقت به من میگویند چه توصیه هایی برای پیشرفت بیشتر و بهتر داری، من کتاب خواندن را توصیه میکنم. اخیراً بعضی دوستانم میگویند که ما میخواهیم، اما به هزار و یک دلیل نمیشود. به عنوان آدمی که پانزده سال اخیر متوسط روزانه ۷۰ صفحه کتاب را خوانده ام، سعی کردم چند نکته مهم در این زمینه را اینجا بنویسم: اول اینکه) تلاش کنید غیر از فارسی زبان دومی را هم بدانید. طبیعی است دست شما در پیدا کردن کتاب مناسب بازتر میشود. شاید برای کسانی که کار فنی میکنند یا فلسفه میخوانند، زبان آلمانی، برای مدیریت و […]