Tag: وبلاگ

وبلاگ های دوستان من

ایده‌ی معرفی وبلاگ دوستان متممی در میانه‌های سال پیش مطرح و اجرا شد. تقریباً زمانی که مطالب زیر را در مورد وبلاگ نویسی نوشتم و منتشر کردم: وبلاگ به عنوان رزومه و ابزاری برای هویت سازی و برندسازی هرگز فالورهای خود را فالو نکنید مفهوم استفاده منصفانه از محتوای دیگران چند پیشنهاد در مورد وبلاگ نویسی اما احساس کردم بهتر است که از شیوه‌ی متفاوتی استفاده کنم و آخرین نوشته‌های دوستانم را مستقیماً در وبلاگم نمایش بدهم. از این به بعد در ستون کناری این وبلاگ می‌توانید آخرین نوشته‌های دوستان متممی را هم ببینید. البته طبیعتاً بخش قابل توجهی از […]

برای زینب دستاویز: چند پیشنهاد در مورد وبلاگ نویسی

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: زینب دستاویز و البته بقیه‌ی دوستان عزیزم که وبلاگ‌هایشان را می‌خوانم. پیش نوشت- تقریباً هر جا و به هر بهانه‌ای که می‌شده، دوستان عزیزم را به نوشتن تشویق کرده‌ام. مطالب متعددی را هم در زمینه‌ی تجربه‌های خودم در مورد وبلاگ نویسی منتشر کرده‌ام که از جمله‌ی آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: ده نکته پس از ده سال وبلاگ نویسی (قسمت اول) ده نکته پس از ده سال وبلاگ نویسی  (قسمت دوم) استفاده‌ی منصفانه از مطالب دیگران (Fair Use) نکات دیگری هم در ذهنم هست که به تدریج و در فرصت مقتضی می‌نویسم. اما زینب کسی […]

ده نکته پس از ده سال وبلاگ نویسی (۳): استفاده منصفانه

پیش نوشت: این مطلب قسمت سوم در مورد تجربیات ده سال وبلاگ نویسی است که البته با توجه به اینکه یک سال از نوشتن دو بخش اول آن می‌گذرد، می‌توان گفت: یازده سال وبلاگ نویسی. دو قسمت قبل را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر بخوانید: قسمت اول نکاتی در مورد وبلاگ نویسی شامل: وبلاگ نویسی به عنوان یک رزومه وبلاگ نویسی با هویت مشخص دوری از فضای سیاست (نه علم سیاست، بلکه فضای سیاسی کشور) حبس نکردن ترافیک بازدیدکنندگان (شکلی دیجیتال مفهوم بخل) ارائه‌ی اطلاعات رایگان قسمت دوم نکاتی در مورد وبلاگ نویسی که به این موضوع اختصاص داشت که دنبال دنباله‌روهای خودمان راه […]

ده نکته پس از ده سال وبلاگ نویسی (قسمت دوم)

در ادامه قسمت اول این بحث که در آن سعی کردم برخی از تجربیات ‌و آموخته‌های شخصی خودم را طی ده سال وبلاگ نویسی توضیح دهم، این بار می‌خواهم ششمین نکته‌ای را که طی این سالها از وبلاگ نویسی آموختم (و به نظرم در جنبه‌های دیگر زندگی هم – لااقل برای من – قابل تعمیم است) شرح بدهم. اگر بخواهم آن را خلاصه کنم، فکر می‌کنم شکل انگلیسی آن، ساده‌تر و به یادماندنی‌تر باشد: Rule #6: ‌Never follow your followers مفاهیم راهبر و پیرو در دیدگاه شرقی ما، چنان بار معنای عمیقی پیدا کرده است که به سادگی نمی‌توانیم لغتی […]

ده نکته پس از ده سال وبلاگ نویسی (قسمت اول)

پیش نوشت اول: نیمه‌های سال ۸۴ بود. سرپرستی خدمات پس از فروش یک شرکت را بر عهده داشتم و جز معدود ساعاتی در هفته (و گاه در ماه)، فرصت نمی‌شد که به خانه خودم بروم. مسافرت و ماموریت. از این شهر به آن شهر و از این روستا به آن روستا. از شهرک صنعتی قراملک در حوالی تبریز تا شهر صنعتی کاوه در ساوه. از بیابان‌های پشت بجستان تا ایستگاه راه آهن جلفا. از بافق تا اندیمشک. از بم تا آبشارهای بیشه‌ در لرستان. جوانی و خامی من در حدی بود که فکر کنم با پنج شش سال سابقه‌ی کار رسمی […]