فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

Tag: مشکلات

کمی دورتر…

برج میلاد

مقدمه ی یک:

پنجم دبستان، با یکی از همکلاسیهایم رقابت شدید داشتیم و یک بار به دلگیری خیلی زیاد و قهر رسید. سر کلاسها، دیگر به درس گوش نمیدادم و بیشتر وقتم به حرص خوردن میگذشت. وقتی با معلمم حرف زدم، لبخندی زد و گفت: وقتی تو و او، روی یک نیمکت کنار هم نشسته اید و تو تمام دنیا را در همین نیمکت خلاصه کرده ای، معلوم است که به خاطر یک دعوا، زندگیت جهنم میشود.

کمی فاصله بگیر. از دید سایر بچه های کلاس، دو تا دانش آموز همکلاسی – و نه تمام کلاس – با هم دعوا دارند.

بیشتر فاصله بگیر. از نظر من، در یکی از کلاسها، دو دانش آموز با هم مشکل دارند.

بیشتر فاصله بگیر. مدرسه ای در این شهر هست که دو نفر در آن با هم دعوا دارند.

حتی، کشوری روی این کره هست که شهری در آن کشور هست که مدرسه ای در آن شهر هست که کلاسی در آن …

مقدمه ی دو:

روبرت گانتر در کتاب تصمیم گیری خود، از ریاضیدانی میگوید که مشکلات را روی برگه ای کاغذ می نوشته و در گوشه دیوار آویزان میکرده و خودش، از گوشه دیگر اتاق، با دوربین(!)، مسئله را میخوانده است. به او میگویند: این چه کار مسخره ای است که انجام میدهی؟ پاسخ میدهد: وقتی کاغذ دست من است «مسئله ی من است» و وقتی آن دورها قرار میگیرد، فقط «یک مسئله» است. راحت تر حل میشود.

مقدمه ی سوم:

تصویری که در بالا می بینید، یکی از شبهای اخیر است که حدود ساعت ۲ بامداد، بالای برج میلاد تهران، داشتم به شهر نگاه میکردم.

ادامه نوشته

+197
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

مطیع، مصلح یا مخالف؟

مدیریت تغییر و اصلاحات

در مواجهه با شرایط محیطی که آن را نمی پسندیم، سه راه داریم:

یا اینکه مطیع کامل شرایط موجود شویم،

یا بخشی از شرایط موجود را بپذیریم تا بتوانیم بخشی دیگر را مدیریت کرده و تغییر دهیم،

یا وضعیت موجود را به کلی رها کنیم و مسیر زندگی شخصی خود را پی بگیریم…

بر این باورم: کسانی که مسیر تاریخ را ساخته اند، کاملاً مطیع یا کاملاً مخالف نبوده اند. بلکه مصلح بوده اند…

لینک مرتبط :وقتی در برابر مشکلات کم می آورم؟

+152
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

کافه آنلاین،اتوبوس جهانگردی و میوه درخت مشکلات

هم نسل های من، مثالی داشتند به نام «اتوبوس جهانگردی». فکر میکنم این مثال را اکثر مخاطبان این سایت شنیده باشند.

داستان، ماجرای خیابان متروکه ای بود که هیچ ماشینی از آن عبور نمیکرد و یکی از ساکنین هم به غریبه تازه رسیده ای گفته بود که: «با خیال راحت از اینجا عبور کن که خیابان خالی از ماشین است». ظاهراً آن فرد، دقیقاً در لحظه عبور با ماشینی روبرو میشود و تصادف میکند. بعدها وقتی آن غریبه گلایه میکرد، ساکن قدیمی محله گفت: «یادم رفته بود بگویم که سالی یک بار، یک اتوبوس جهانگردی از این خیابان عبور میکند!».

از آن پس، به رویدادهایی که احتمال وقوع آنها بسیار اندک است، اما دقیقاً در آن لحظه که نباید، روی میدهند، «اتوبوس جهانگردی» گفته میشود. از همین دست بود رویداد دیشب برای من!

ادامه نوشته

+26
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

خوشحالم…

یکی از مشکلات ما معلمها این است که آنچنان در فضای درس و کلاس گم میشویم که به ندرت فرصت میکنیم آموخته های خود را در مورد خودمان به کار بگیریم. و این چنین است که ماجرای کوزه گر و کوزه شکسته در مورد ما نیز مصداق پیدا میکند. از این جمله است بسیاری از پرسش ها و پرسشنامه ها که من در کلاسها و سخنرانی هایم مطرح میکنم و دیگران آنها را اجرا میکنند و من می مانم و انبوهی از ابزارهایی که خود هیچگاه آنها را به دست نگرفته ام.

از جمله سوالهایی که من در کلاسهایم از دانشجویانم می پرسم این است که: «اگر به انتخاب خودتان میتوانستید در مکان و زمان دیگری متولد شوید کجا را انتخاب میکردید؟». این روزها که به خودم مرخصی داده ام، فرصت خوبی بود تا خودم نیز به پاسخ این سوال فکر کنم…

من در طول سالیان گذشته کشورهای مختلفی را دیده ام و دوستان صمیمی متعددی نیز از فرهنگها و نقاط دیگر جهان داشته ام. تک تک دوستان و کشورها را مرور کردم. به جوابی رسیدم که خودم را شگفت زده کرد! من همچنان متولد شدن در سال ۵۸ در ایران را ترجیح میدهم.

خوشحالم که در ایران به دنیا آمدم. من ادعاهای جهان-وطنی ندارم که بگویم هر جای جهان باشی، میتوانی به بشریت خدمت کنی و وطن و موطن، واژه های کهنه و بی معنی اند. من هنوز نسبت به ایران حس خاص دارم. اما بدون تعصب ایرانی، فکر میکنم، کسی که در راه آبادی ایران میکوشد، بهتر میتواند جهان را به محلی برای زیستن تبدیل کند تا آنکس که در آمریکاست!

خوشحالم که در سال ۵۸ به دنیا آمدم و تحصیلات و کنکور را در شرایط سخت گذراندم تا امروز بتوانم رو در روی جوانان نسل بعد بایستم و از نحوه طی کردن مسیر پیچیده زندگی بگویم. خوشحالم که دفتر کاهی را تجربه کردم. خوشحالم که تنها انتخابم برای خرید دفترچه، به دفتر خط کشی شده و بی خط کشی محدود می شد تا امروز معنی استراتژی تمایز را بهتر بفهمم.
راضیم از اینکه مدادم را از دو طرف می تراشیدم و باید همیشه مواظب می بودم که در چشمم فرو نرود. خوشحالم که پاک کن را سوراخ میکردم و به گردن می آویختم تا این وسیله قیمتی گم نشود.
خوشحالم که زبانم فارسی است تا بتوانم نوشته های حافظ و اخوان و شریعتی را بخوانم و قدرت کلمات را از آنها بیاموزم. که اگر نبود تنها گزینه ام فرانسه بود و ولتر و مونتنی که همچنان گمان نمیکنم لذت آن سه نفر را برایم زنده کنند.
خوشحالم در دوره ای به دنیا آمدم که مذهب با تمام زوایایش حاکم بود تا بهتر بتوانم مذهب و حکومت مذهبی و سوسیالیزم اسلامی را بشناسم و گرنه ممکن بود در جمله معترضانی قرار بگیرم که در کوچه های پاریس یا بن بست های وال استریت نظام حاکم متفاوتی را جستجو می کنند.
خوشحالم که در سال ۸۸ عقلم به حدی می رسید که یکی از نادرترین پدیده های جامعه شناسی دنیا را تجربه کنم. انقلابیونی که بر ضد نظامی که خود تأسیس کرده اند انقلاب میکنند!
خوشحالم که به دهه ای تعلق دارم که تنهایی اش را داریوش و ابی و سیاوش قمیشی پر میکرد و ساسی مانکن و سوسن خانم هنوز به خانه اش راه نیافته بود.
آنچه بعضی را از شرایط امروز کشور دلگیر میکند سختیها و محدودیتهای خودساخته از سوی خودباختگان مرعوب فرهنگ عرب (بله منظورم عرب است. غرب نخوانید!) است. اما من خوب میدانم که میزان لذت انسانها، به اندازه میزان آزادی آنها نیست. بلکه به میزان عبور از مرز محدودیتها ست. اینچنین است که نظام هستی، عدالت را در میان انسانهای سراسر این کره خاکی، تقسیم و تسهیم میکند.

+229
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

وقتی در برابر مشکلات کم می آورم…

وقتی احساس میکنم مشکلات به حدی بزرگ شده اند که به راحتی نمیتوانم از کنارشان عبور کنم شعری از Portia Nelson را می خوانم. نام شعر «زندگینامه من در پنج فصل» است. این شعر یکی از نیایشهای اختصاصی من است. امیدوارم خواندن آن برای شما هم منبع الهام باشد.

 

فصل اول – در خیابان قدم می زدم،

چاهی در مسیر من قرار گرفت، درون چاه سقوط کردم. در چاه گم شدم. خسته و نومید.

می دانستم که سقوط، به خاطر اشتباه من نبود. مدتها طول کشید تا راهی به بیرون یافتم.

 

فصل دوم – در خیابان قدم می زدم،

چاهی در مسیر من قرار گرفت، سعی کردم وانمود کنم چاه را نمی بینم.

دوباره در چاه افتادم! باور نمیکردم دوباره گرفتار همان چاه شوم و سقوط کنم. سقوطی که به خاطر اشتباه من نبود.

مدتها طول کشید تا راهی به بیرون یافتم.

 

فصل سوم – در خیابان قدم می زدم،

چاهی در مسیر من قرار گرفت، چاه را دیدم. اما عادت کرده بودم که درون چاه بیفتم.

دوباره در چاه افتادم. میدانستم که سقوط در چاه، اشتباه من است. به سرعت بیرون آمدم.

 

فصل چهارم – در خیابان قدم می زدم،

چاهی در مسیر من قرار گرفت. از کنار آن گذشتم.

 

فصل پنجم – در خیابان دیگری قدم زدم…

————————————————————-

کسانی که مفهوم نمایشنامه زندگی را میدانند از فصل سوم این شعر، لذت بیشتری می برند. من این شعر را همچون نیایشی آسمانی در مواجهه با مشکلات می خوانم و میکوشم مسیر زندگی خود را به شکلی عوض کنم که اگر هم در چاه می افتم، لااقل در چاه تکراری نیفتم.

+307
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش