Tag: مشکلات

کمی دورتر…

مقدمه ی یک: پنجم دبستان، با یکی از همکلاسیهایم رقابت شدید داشتیم و یک بار به دلگیری خیلی زیاد و قهر رسید. سر کلاسها، دیگر به درس گوش نمیدادم و بیشتر وقتم به حرص خوردن میگذشت. وقتی با معلمم حرف زدم، لبخندی زد و گفت: وقتی تو و او، روی یک نیمکت کنار هم نشسته اید و تو تمام دنیا را در همین نیمکت خلاصه کرده ای، معلوم است که به خاطر یک دعوا، زندگیت جهنم میشود. کمی فاصله بگیر. از دید سایر بچه های کلاس، دو تا دانش آموز همکلاسی – و نه تمام کلاس – با هم دعوا […]

مطیع، مصلح یا مخالف؟

در مواجهه با شرایط محیطی که آن را نمی پسندیم، سه راه داریم: یا اینکه مطیع کامل شرایط موجود شویم، یا بخشی از شرایط موجود را بپذیریم تا بتوانیم بخشی دیگر را مدیریت کرده و تغییر دهیم، یا وضعیت موجود را به کلی رها کنیم و مسیر زندگی شخصی خود را پی بگیریم… بر این باورم: کسانی که مسیر تاریخ را ساخته اند، کاملاً مطیع یا کاملاً مخالف نبوده اند. بلکه مصلح بوده اند… لینک مرتبط :وقتی در برابر مشکلات کم می آورم؟ +۱۵۵   رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش […]

کافه آنلاین،اتوبوس جهانگردی و میوه درخت مشکلات

هم نسل های من، مثالی داشتند به نام «اتوبوس جهانگردی». فکر میکنم این مثال را اکثر مخاطبان این سایت شنیده باشند. داستان، ماجرای خیابان متروکه ای بود که هیچ ماشینی از آن عبور نمیکرد و یکی از ساکنین هم به غریبه تازه رسیده ای گفته بود که: «با خیال راحت از اینجا عبور کن که خیابان خالی از ماشین است». ظاهراً آن فرد، دقیقاً در لحظه عبور با ماشینی روبرو میشود و تصادف میکند. بعدها وقتی آن غریبه گلایه میکرد، ساکن قدیمی محله گفت: «یادم رفته بود بگویم که سالی یک بار، یک اتوبوس جهانگردی از این خیابان عبور میکند!». […]

خوشحالم…

یکی از مشکلات ما معلمها این است که آنچنان در فضای درس و کلاس گم میشویم که به ندرت فرصت میکنیم آموخته های خود را در مورد خودمان به کار بگیریم. و این چنین است که ماجرای کوزه گر و کوزه شکسته در مورد ما نیز مصداق پیدا میکند. از این جمله است بسیاری از پرسش ها و پرسشنامه ها که من در کلاسها و سخنرانی هایم مطرح میکنم و دیگران آنها را اجرا میکنند و من می مانم و انبوهی از ابزارهایی که خود هیچگاه آنها را به دست نگرفته ام. از جمله سوالهایی که من در کلاسهایم از […]

وقتی در برابر مشکلات کم می آورم…

وقتی احساس میکنم مشکلات به حدی بزرگ شده اند که به راحتی نمیتوانم از کنارشان عبور کنم شعری از Portia Nelson را می خوانم. نام شعر «زندگینامه من در پنج فصل» است. این شعر یکی از نیایشهای اختصاصی من است. امیدوارم خواندن آن برای شما هم منبع الهام باشد.   فصل اول – در خیابان قدم می زدم، چاهی در مسیر من قرار گرفت، درون چاه سقوط کردم. در چاه گم شدم. خسته و نومید. می دانستم که سقوط، به خاطر اشتباه من نبود. مدتها طول کشید تا راهی به بیرون یافتم.   فصل دوم – در خیابان قدم می […]