Tag: مرگ

لحظه نگار: نوشته‌ی روی در

اگر فکر می‌کنید من گیر این بازی‌ها می‌افتم که الان مد شده و مثلاً عکس سیاه و سفید می‌ذارم، اشتباه می‌کنید. بازگشت به گذشته برای من جذاب نیست. چه به تکنولوژی گذشته. چه به بیولوژی گذشته. با هر توجیه و فلسفه بافی که باشه. آینده، حتی آینده‌ی خیلی دور که من در اون نیستم، برای جذاب‌تر از گذشته‌ است که در اون بوده‌ام. راستی. امیدوارم کامنت لوس و بی‌مزه و حرف‌های محبت‌آمیز و خلاصه این جور چیزها زیر این نوشته ننویسید. اما دلم می‌خواست این نوشته رو که برام مهمه بعد از خودم، روی سنگ قبرم باشه اینجا بنویسم (که […]

بازگشت به یک عادت زیبا

کوچکتر که بودم دوستی داشتم که تمبر پستی جمع میکرد. کلکسیون جالبی داشت. هر وقت از همه چیز خسته میشد، به کنج اتاقش می خزید و سر در میان آلبومهای تمبر فرو می برد تا به یاری هر یک، سفری کند در تاریخ و جغرافیا. دور شود از روزمرگیها و خوشیها و ناخوشیها. من آن سالها کلکسیون دکمه جمع می کردم. دوست داشتم. تمام آنها را در یک قوطی می ریختم و با تمام وجود مواظبشان بودم. بگذریم از اینکه مادرم گاه و بی گاه می آمد و یکی از دکمه ها را بر می داشت تا به زور جایگزین […]

من و مرگ من…

بهترین شیوه‌ی شناختن نگاه انسانها به زندگی، بررسی نگاه آنها به مرگ است. دیروز، حرف‌هایم را با فرشته‌ی مرگ نوشتم و خواندم. حرف‌هایم را گفتم. به امید آنکه روزی که نبودم، به جای حرف‌های تکراری که حتی گوشه‌ی ذهن هیچ شنونده‌ای را قلقلک نمی‌دهد و «ترساندن‌»های بی دلیل، که جز بازاری برای دلالان آخرت نمی‌سازد، این حرف‌هایم در ذهن شنوندگان مرور شود… فایل صوتی مرگ من (گفتگو با فرشته‌ی مرگ) برای شنیدن فایل صوتی روی آن کلیک کرده و برای ذخیره‌ی آن،‌ راست کلیک کرده و گزینه‌ی Save As را انتخاب کنید +۲۰۰   رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره […]

مرگ دموکراسی؟

متنی نوشته بودم به نام «مرگ دموکراسی در مصر». قبل از انتشار، خلاصه ای از آنرا برای دوست خوش فکر مصریم ایمیل زدم تا احیاناً اگر اصلاحی لازم دارد اعمال کند. خلاصه حرفم این بود که: مرسی با قواعد دموکراتیک بر سر کار آمده و بازی دموکراسی، قواعد خود را دارد. مردم اگر هم او را نمی پسندند باید چهار سال صبر کنند و سپس طبق اصول بازی، او را تغییر دهند. کودتا بر ضد رئیس جمهور منتخب، حتی اگر توسط «تمام» مردم یک کشور انجام شود، مرگ قواعد دموکراسی است. برایم نامه ای طولانی نوشت که خلاصه اش این […]

یک جمله زیبا

نه زندگی آنقدر شیرین است و نه مرگ آنقدر دردناک. که آدمی پای بر شرافت خویش بگذارد… امام علی +۱۱۰   رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

آخرین دقیقه های زندگی…

دوستی داشتم که میگفت تمام لذت خودکشی، آرامش آن دقیقه های آخر است. وقتی داشته ها، نداشته ها، رویاها و یافته هایت را کناری میگذاری و بی دغدغه آینده، برای آخرین بار به آنها نگاه میکنی… گاه با خودم فکر میکنم نمیشود بدون خودکشی، این احساس را تجربه کرد؟ راستی. آن دوست خوبم دیگر زنده نیست… پی نوشت نامربوط: برای دوستانی که معنی Russian Roulette را پرسیده بودند، این یک نوع خودکشی روسی است که فرد فقط در یکی از هفت مخزن گلوله هفت تیر، تیری را قرار میدهد. Revolver را آرام میچرخاند و با آن شقیقه خود را نشانه […]

نامه ای به یک دوست (برای فراموش کردن)

این متن را در یک شب سرد در نخستین روز سال، برای یک نفر نوشته ام. نزدیک ترین دوستم. اسمش ماریو است. از سال ۱۳۷۸ می شناسمش. فقط هم برای او نوشته ام. برای یک بار، چشمهایم را بسته ام و مینویسم و دوست دارم فکر کنم که همه چشمهایشان را بسته اند و نمیخوانند: خوبی؟ این روزها حتماً سردت است. میدانم. هوا خیلی سرد شده. خاک سردتر است. گوشتهای تن تو هم که آب شده. سرما راحت تر به استخوانت نفوذ میکند. آن کلبه چوبیت سالم باقی مانده هنوز؟ یا دیوارهایش پوسیده؟ دو متر پایین از سطح زمین باید […]