Tag: فلسفه تکنولوژی دیجیتال

برای امیرمحمد قربانی: درباره‌ی زندگی در جهان مسطح (این پختستانِ جدید)

پیش نوشت یک: اگر چه هنوز در سطر نخست این مطلب هستم، اما یقین دارم که این نوشته طولانی و پراکنده خواهد بود. به همین علت، پیشاپیش عذرخواهی من را بپذیرید. پیش نوشت دو: امیرمحمد قربانی از دوستان قدیمی متممی است و احتمالاً شما هم به واسطه‌ی شناسنامه‌اش در متمم و وبلاگش به اسم در راه شناختن، او را می‌شناسید. من مطلبی با عنوان سهم آموزش و غریزه در یادگیری داشتم و در زیر آن، امیر کامنتی گذاشته بود که این مطلب را در پاسخ به آن یا با اتکاء به آن، یا به بهانه‌ی آن می‌نویسم. پیش نوشت سه (برای امیر): می‌دانم که بخشی از آنچه در ادامه می‌نویسم (و شاید همه‌ی آنچه در ادامه می‌نویسم) الزاماً به حرف‌های تو مربوط نباشد. اما این را هم می‌دانم که انتظار نداری مستقیماً چیزی در پاسخ نوشته‌ات بخوانی. […]

بیل گیتس و صنف اتومبیل کرایه هم‌صدا و هم‌داستان با هم

پیش نوشت یک: این مطلب یک مقاله‌ی تحلیلی طولانی نیست. صرفاً اشاره به نکته‌ای است که به نظرم ارزش فکر کردن دارد. پیش نوشت دو: من قبلاً در جایی از بیل گیتس و ملیندا گیتس با احترام و به صورت بسیار مثبت تحت عنوان مومنان عصر بی‌ایمانی یاد کرده‌ام. در مورد اسنپ و تپسی هم، یک بار در مطلبی تحت عنوان اسنپ یا تپسی؟ مسئله این نیست، کمی نوشته‌ام. در مورد چالش اخیری که بین شرکت‌های اسنپ و تپسی با کسب و کارهای سنتی وجود دارد هم، به نظرم مطلبِ اسنپ آمریکایی اعدام باید گردد در عصر ایران، مطلب خوبی است. اگر هم کامل نباشد، نقطه‌ی شروع خوبی برای فکر کردن محسوب می‌شود. بنابراین، اینجا صرفاً نکته‌ی کوچکی را  که در ذهن داشتم مطرح می‌کنم و قصد ندارم نگاهی همه جانبه به این چالش و این نوع چالش‌ها […]

تپسی یا اسنپ؟ مسئله این نیست! (بی‌وفایی در عصر دیجیتال)

دوستی دارم که تا دیروز، یک خط در میان اسنپ را تبلیغ می‌کرد. هر جا و به هر بهانه‌ای می‌گفت: اسنپ بگیرید. برای حمل و نقل درونشهری از اسنپ استفاده کنید. امروز یک اسکرین شات از تپسی گذاشته و نوشته: بچه‌ها! امروز تپسی تا ۲۰ هزار تومن مجانیه. امروز از تپسی استفاده کنید. از فردا دوباره اسنپ سوار بشید. به نظرم اسنپ و تپسی، فقط یک مصداق ساده از اتفاق بزرگیه که در دوران جدید شکل گرفته و باید به عنوان واقعیت جدید پذیرفته بشه. وفاداری، به شکل سنتی امروز معنی نداره. فرهاد امروز، اگر چهار تا تیشه می‌زد و می‌دید شیرین، شعورش رو نداره، با هشتگ کوه یا شیرین، یک کوه دیگه یا یک شیرین دیگه پیدا می‌کرد و برای اون تیشه می‌زد. شیرین هم، احتمالاً با کمی جستجو با هشتگ تیشه،  یه نفر […]

استیو جابز، آی پد، مک لوهان و ترس عقب ماندن از روندی که نمی‌شناسیم

بخش اول: ما استفاده از تکنولوژی را برای بچه‌ها محدود کرده‌ایم نیک بیلتون، در سال ۲۰۱۴ مقاله‌ی معروفی را در نیویورک تایمز منتشر کرد و در آن، رابطه‌ی استیو جابز با تکنولوژی را در نقش پدر خانواده توضیح داد. عنوان مقاله چنین انتخاب شده بود: Steve Jobs was a Low-Tech Parent. او در این مقاله توضیح می‌دهد که سال ۲۰۱۰ با استیو جابز مصاحبه‌ای داشته و ظاهراً به خاطر مقاله‌ای که در مورد برخی نواقص آی پد نوشته بوده، استیو جابز او را تکه پاره می‌کند. نیک بیلتون برای اینکه بحث را عوض کند و بیش از این خورده و جویده نشود، از جابز می‌پرسد: پس بچه های شما باید آی پد را دوست داشته باشند. جابز توضیح می‌دهد که: آنها از تبلت استفاده نکرده‌اند. ما کلاً استفاده بچه هایمان از تکنولوژی را در خانه محدود کرده‌ایم. نیک […]

تکنولوژیست ها (دیگر) به بهشت نمی‌روند؟

پرده اول: کریس ارمسن (Chris Urmson) در برنامه تد در مورد اینکه خودران ها، خیابان را چگونه می‌بینند صحبت می‌کند (سخنرانی کریس ارمسن در تد). او مدیر فنی ارشد (CTO) پروژه خودران ها در گوگل است. بسیاری او را یکی از مغزهای متفکر بزرگ در زمینه خودران‌ها (اتوموبیل‌های بدون راننده) می‌دانند. اما خودش، در مصاحبه‌ها بارها به صورت غیرمستقیم – و البته متواضعانه – به نکته‌ای اشاره می‌کند که نشان می‌دهد نقش خودش را کمی بزرگتر و جدی‌تر می‌بیند. او توضیح می‌دهد که قبل از کارها و تلاش‌ها و برنامه‌های او، همیشه فرض بر این بوده که تکنولوژی قرار است در نقش کمک کننده (Assistant) برای راننده باشد. اما او این ایده را مطرح کرده که تکنولوژی می‌تواند و باید جایگزین راننده باشد. البته بحث او فقط مطرح کردن ایده نبوده و کریس ارمسن این باور […]

اجتماع های شبکه ای یا شبکه های اجتماعی؟

پیش نوشت یک: فرض کنید با یک نفر در مورد زنبور عسل صحبت کنید و چون او فرق زنبور عسل و عسل زنبور را نمی‌فهمد (و حتی نمی‌داند که چنین تفاوتی وجود دارد که بفهمد آیا آن را می‌فهمد یا نمی‌فهمد) همان ویژگی‌های عسل زنبور را به زنبور عسل نسبت دهد. مثلاً بگوید زنبور عسل مایعی لزج و شفاف است که آن را می‌توان به صورت خالص خورد یا در چای ریخت و هم زد و نوع طبیعی و مصنوعی دارد و … فکر می‌کنم به چنین فردی، اگر برچسب دیوانه نخورد، برچسب نادان را می‌توان با کمترین تردیدی به او نسبت داد. پیش نوشت دو: اخیراً چالشی در شبکه های اجتماعی و به طور خاص اینستاگرام (به عنوان یکی از معدود شبکه های اجتماعی که در کشورمان مجاز است) راه افتاده که پیشنهاد می‌کند افرادی را […]

ایلان ماسک و توسعه سایبورگ های مبتنی بر Neural Lace

امروز بعد از چند هفته فرصتی دست داد تا ویدئو‌ها و متن مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های Code 2016 را ببینم. طبیعتاً بحث‌های ایلان ماسک را دوست دارم و آن‌ها را هم دنبال کردم. ایلان ماسک بر خلاف فضای رایج، برای من بیش از آنکه یادآور خودروهای تسلا و پی پل و سولارسیتی باشد، به این دلیل دوست داشتنی است که احساس می‌کنم مانند من (حتی شاید کمی کمتر از من!) به نقش تکنولوژی به عنوان چیزی فراتر از ابزار انسان در آینده‌ی هستی، ایمان دارد. او مدتهاست از Neural Lace حرف می‌زند و تاکید می‌کند که با توجه به سرعت توسعه‌ی یادگیری ماشینی (Machine Learning)، اگر انسان‌ها می‌خواهند به یک “حیوان دست آموز خانگی” برای تکنولوژی تبدیل نشوند، لازم است برای مغز آنها کاری بکنیم. فعلاً لایه‌ی کورتکس، روی لایه‌ی لیمبیک نشسته و کمک کرده که […]

“خان” تا “خام”: تاملاتی در سبک زندگی دیجیتال

پیش‌نوشت: این مطلب را برای عصر ایران نوشتم.  گفتم در اینجا هم آن را بازنشر کنم.   در گذشته‌های نه چندان دور، شاید فقط حدود هفت هزار سال پیش، رایج بود که هر کس و هر خانواده‌ای، کارهایش را خودش انجام می‌داد: خودش برای خودش، سرپناهی می‌یافت یا می‌ساخت. خودش برای خودش، غذا می‌یافت یا می‌پخت. خودش برای خودش کشاورزی یا دامداری می‌کرد. خودش برای خودش لباس و پوشش می‌یافت یا می‌بافت یا می‌ساخت. اگر چه نمی‌توان نقطه‌ای مشخص و قطعی را در تاریخ جستجو کرد، اما به نظر می‌رسد به تعبیر “مک لوهان” با اختراع چرخ، مسیر تاریخ و تکامل جامعه انسانی، به سمت دیگری چرخیده است: حالا می‌شد مواد اولیه و محصولات را از جایی به جای دیگر منتقل کرد. شاید نطفه‌ی آغاز مفهوم تجارت و حتی بازار هم چندان از چرخ دور […]

تکنولوژی به کجا می‌رود؟

دوست خوبم رضا. در زیر نوشته‌ی قبلی، مطلبی نوشت که فکر می‌کنم ارزش دارد به شکل جداگانه مورد بحث قرار بگیرد: محمدرضا. در مورد اینده آموزش و دانش شکی در مورد حرف های شما نیست .اما در مورد مهارت و تجربه جای سوال هست. مثلا در حوزه های کار فنی داشتن علم تنها کافی نیست بلکه تجربه حرف اول را می زند تا جایی که حتی سازمان های بزرگ فضایی هم بی نیاز از تکنیسین ها ی کارآزموده نیستند. و این مهارت و استادی در هیچ دوره ای منقرض نخواهد شد .تنها مسئله این است که چگونه این تجربه به نسل بعد منتقل بشود با توجه به سرعت تحولات و پیچیده شدن تکنولوژی ها که فرصت استادی و کسب تجربه را نمی دهند. آیا همین نقطه ضعفی برای تکنولوژی نخواهد شد؟ من هم پاسخی بسیار […]

شبکه های اجتماعی و تفاوت آنها با گروه های اجتماعی

پیش نوشت یک: در زمینه تفاوت شبکه های اجتماعی با کامیونیتی‌ها، مدتی قبل مطلب کوتاهی را در وبلاگ انگلیسی نوشته‌ام. هنوز آنجا هم فرصت نکرده‌ام این بحث را تکمیل کنم. اما چون برای خودم مطلب مهمی بود، دوست داشتم اینجا هم به آن اشاره کنم. پیش نوشت دو: تا جایی که من می‌دانم و می‌فهمم، متاسفانه در زبان فارسی امروز، ما واژه‌‌ی رایجی که معادل مناسب Community باشد نداریم. از میان گزینه‌های جمع، جامعه، انجمن، اجتماع، گروه، حلقه، مجلس، جماعت، جمعیت،‌ مجمع، محفل و سایر واژه‌های خویشاوند آنها، هیچکدام دقیقاً معادل Community نیستند. خودم به شخصه، واژه‌ی انجمن را به عنوان معادل این کلمه، زیبا می‌دانم. اما متاسفانه امروز، معنای انجمن محدودتر ازمعنای گذشته‌ی آن است. انجمن‌های صنفی، انجمن فیزیک، انجمن اولیا و مربیان و سایر ترکیب‌های انجمن، کمی رسمی هستند و عموماً معنای حقوقی […]

دنیای دیجیتال و شکل گیری حافظه بیرونی – قسمت اول

پیش نوشت نامربوط: مدتی پیش با یکی از دوستان غیرایرانی، در یکی از خیابان‌های تهران قدم می‌زدیم. مغازه‌ای را دید که پشت آن کاغذهای زیادی چسبانده شده بود. او که گاه و بیگاه به ایران سر می‌زند گفت: اینجا را می‌شناسم! اینجا را می‌شناسم! فارسی بلد نیستم. اما اینجا را می‌شناسم! پرسیدم کجا؟ گفت: این مغازه را می‌شناسم. بنگاه معاملات املاک است. در سفر قبلی خودم یاد گرفتم. پیشنهادهای جذابشان را روی شیشه می‌چسبانند. لبخندی زدم و گفتم: آره. قبلاً این کار را می‌کردند. اما الان کمتر شده. خیلی کمتر. اطلاعاتشان را در کامپیوتر و یک شبکه مرکزی ذخیره می‌کنند. با جستجو در دیتابیس، پیشنهادهای مناسب را بر اساس نیاز و اولویت تو، پیدا می‌کنند. گفت: اما این بنگاه املاک است. می‌دانم. من در سفر قبلم یاد گرفتم. مجبور شدم برایش توضیح بدهم که مغازه‌ای که […]

تاریخچه شبکه های اجتماعی و نگاهی به نظافت اجتماعی

پیش نوشت ۴: قبل از این، بحثی رو تحت عنوان مرور تاریخچه و کارکرد شبکه های اجتماعی و نگاهی به آینده‌ شبکه های اجتماعی شروع کردم و در نخستین مطلب، اشاره بسیار کوتاهی به شکل گیری ابرواقعیت جدید به دلیل به وجود آمدن تکنولوژی دیجیتال داشتم که نهایتاً به سه پیش نوشت تبدیل شد و بحث اصلی آغاز نشد. موضوع در حدی پیچیده و مبهم هست که نمیتوان به صورت ساده و مستقیم به آن نزدیک شد. شبیه ورود به یک غار تاریک که حتی اگر خودت به اندازه‌ی کافی برای ورود به آن دیوانه باشی، باید مسیری را پیدا کنی که همراهانت هم، حوصله یا جرات یا علاقه به طی کردنش داشته باشند. من فعلاً در چند نوشته اول در مورد تاریخچه شبکه های اجتماعی و بررسی وضعیت فعلی آنها و همینطور نگاه به […]

تاریخچه شبکه های اجتماعی و ابرواقعیت جدید

پیش نوشت اول – چرا درباره تاریخچه شبکه های اجتماعی می‌نویسم؟ شبکه های اجتماعی دیجیتال (از فیس بوک و توییتر و اینستاگرام تا گروه های وایبری وگروه های ایمیلی نرم افزارهای چت و مسنجر) طی سالهای اخیر چنان به سرعت وارد زندگی ما در ایران شدند که فرصتی برای فکر کردن در مورد آنها و تحلیل دقیق آنها پیدا نکردیم. از طرفی فرهنگ اجتماعی ما، نسبت به ورود و نفوذ شبکه های اجتماعی مقاومت جدی داشت و این باعث شد که حرف زدن و نوشتن از آنها هم تا مدت‌ها، مطلوب و مقبول نباشد. خوب یادم هست که همین چند سال قبل، دوستانم که مسئولیت‌هایی را بر عهده داشتند، فهرست تماس‌های وایبر گوشی خودشان را به من نشان می‌دادند و با هیجان می‌گفتند: محمدرضا ببین! فلانی هم وایبر داره! معلومه که دیگه اشکال نداره وایبر داشته […]

عصر سن تورها

تفاوتهای انسان و ماشین، کم نیست. لااقل هنوز کم نیست. اما ظاهراً برای قرن‌ها، توانایی شطرنج بازی کردن یکی از تفاوت‌های جدی انسان و ماشین در نظر گرفته می‌شده است. شطرنج، قرنها تاریخ را در پس مربع‌های سیاه و سفید خود پنهان کرده است. همیشه عادت داشته‌ایم که در کنار صفحه شطرنج، انسانی را ببینیم که در سکوت، با چهره‌ای متفکر به صفحه نگاه می‌کند و گاه دقیقه‌ها و ساعت‌ها می‌گذرد و هیچ نمی گوید. به همین دلیل است که حتی در گذشته‌های دور هم، وقتی انسان به ماشین متفکر فکر می‌کرد، یکی از نخستین تصاویری که به ذهنش می‌رسید، ماشینی بود که با انسان شطرنج بازی می‌کند! بی دلیل نیست که وقتی دستگاهی به نام تورک را به عنوان یک شطرنج باز مکانیکی روبروی ناپلئون – که عاشق شطرنج بود – قرار دادند، نتوانست در مقابل […]