فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

Tag: عباس کیارستمی

درگذشت علی معلم – آخرین تصویر دنیای تصویر

علی معلم درگذشت

«از نظر من، عباس کیارستمی، داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی، خودشان یک یادگار و میراث هستند و همان‌طور که به یک بنای تاریخی احترام می‌گذاریم و دور آن حصار می‌کشیم تا کسی روی آن یادگاری ننویسد، آنها هم مراقبت و نگهداری می‌خواهند.

البته که آرتیست‌ها به علت خصلت هیجانی و احساسی‌شان، ممکن است بعضی مواقع با ما همراستا نباشند، اما نباید آنها را کنترل احساسی کرد».

این‌ها حرف‌های علی معلم است. بعد از درگذشت کیارستمی و زمانی که مهرجویی در مراسم یادبود او، از سر خشم، اعتراضاتی را با لحنی تند مطرح کرده بود.

حرف‌های معلم، همیشه آرام، متین و دوست داشتنی بود.

دنیای تصویر هم نشریه‌ای خاص و متفاوت در زمان خود بود. تفاوت، دغدغه‌ی همیشگی علی معلم بود.

چه در تصاویر رنگی دنیای تصویر در آن روزهای سیاه و سفید و چه در شادمانی‌های جشن حافظ در روزگاری که لبخند برای خیلی‌ها، پدیده‌ای نامیمون و نامبارک محسوب می‌شده است و مرزهای هنر، به چارچوبِ تنگِ سلیقه‌ی برخی کج‌سلیقه‌گان محدود و مسدود بوده است.

علی معلم اما، می‌کوشید از حاشیه‌ها دور باشد و سبک خودش را ادامه دهد.

او را دوست داشته باشیم یا نه، استقلال سلیقه‌ی او و تلاش حرفه‌ای او قابل ستایش است. در جامعه‌ای که این هر دو، چندان مورد ستایش واقع نمی‌شوند.

در فرهنگ‌های تشابه‌طلبی مثل فرهنگ ما، قلب انسان‌های متفاوت، معمولاً زودتر از آنچه انتظار می‌رود از حرکت می‌ایستد.

+294
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

لحظه نگار: آخرین فیلم عباس کیارستمی (نقل از پیمان قدیمی)

اگر نگویم، تمام، باید بگویم عمده‌ی نوشته های این وبلاگ متعلق به من است و عادت به نقل کامل نوشته دیگران ندارم. اما امروز دوستی، عکسی از شفیعی کدکنی را در مراسم عباس کیارستمی برایم فرستاد تا به متنی که در یادهست شفیعی کدکنی نوشته بودم، بیفزایم.

بر اساس اصول یادگیری کریستالی که همیشه آن را تبلیغ و توصیه و ترویج می‌کنم، نام عکاس و اکانت او در اینستاگرام را (که عکس از آنجا برداشته شده بود) جستجو کردم و تعدادی از نوشته های او را خواندم.

حیفم آمد که نوشته ای به آن زیبایی از پیمان قدیمی زیر خرخوارها خاک دیجیتال – که خواسته و ناخواسته بر روی محتواهای شبکه های اجتماعی می‌نشیند – دفن شود.

آن را در اینجا نقل می‌کنم (اکانت او در اینستاگرام را می‌توانید با peymanghadimi جستجو کنید و بیابید).

تعبیر پیمان قدیمی، صرفاً یک تعبیر شاعرانه نیست. با شناختی که از عباس کیارستمی و کارهای او داریم، می‌توانیم این روایت را به عنوان یک واقعیت و نه ا ستعاره‌ی زیبای ادبی بخوانیم و بپذیریم:

لواسان - محل دفن عباس کیارستمی

عباس کیارستمی ساخت فیلم آخر خود را امروز تمام کرد.

امروز همه، بازیگران فیلم آخر کیارستمی بودیم: یک شاهکار بی‌بدیل.

این بار اما، او واقعیت محض و جهان فیلم‌اش را روی پرده سینما نشان نداد. که ما را، یک راست کشاند توی جهان‌اش.

او انتخاب کرده بود کجا قاطی خاک شود.

به درستی و در نهایت اعجاب.

امروز هم از کانون پرورش شروع کرد.

بعد انگار که همه ما نقش اول طعم گیلاس باشیم.

به خاطر مرگ از جاده های پیچاپیچ لواسان عبورمان داد.

از تپه ها و کوه ها.

بعد رسیدیم به یک تک درخت؛ همین تک درخت توی عکس.

آن طرف تر، چند سرباز روی اریب تپه ای ایستاده بودند.

بعد خودش آمد.

زیر یک درخت، رفت توی خاک دراز کشید و تمام. کات. یک کاتِ ابدی.

و بعد تیتراژ پایان.

فیلمی از عباس کیارستمی. فیلم آخر او.

همه به احترامش ایستادیم و دست زدیم.

دستمریزاد عالیجناب.

پیمان قدیمی

پی نوشت یک: تصویری که برایم فرستاده بودند این نبود. عکس بعدی اکانت پیمان قدیمی بود. تصویری که در زیر می‌بینید و استاد محمدرضا شفیعی کدکنی مانند بقیه حاضران، آرام و ساکت و باوقار در میان جمع تشییع کنندگان عباس کیارستمی ایستاده‌اند.

تصویر استاد شفیعی کدکنی در مراسم بدرقه عباس کیارستمی

پی نوشت دو: تصویر دیگری هم بود که برایم فرستادند. اما به لطف ابزارهای نوین ارتباطی که جایگزین ابزارهای اصیل ارتباط دیجیتال (مانند وب سایت‌ها) شده است، نمی‌دانم عکاسش کیست. اگر می‌دانستید، ممنون می‌شوم بگویید تا در زیر آن اضافه کنم.

شهرام ناظری در مراسم بدرقه عباس کیارستمیاین عکس را هم به خاطر وقار و تواضع آرامشبخش استاد شهرام ناظری گذاشتم و هم به علت اینکه در زمانی که متن اصلی یادهست به جای یادبود را نوشتم،‌ در اثر شتابزدگی، نام ایشان و محمود دولت آبادی و ناصر تقوایی و خیلی اساتید بزرگ دیگر را نبردم که هر جا فرصت و بهانه‌ای بود، جبران مافات خواهم کرد.

پی نوشت ۳: حرفی که می‌زنم تلخ است. خیلی تلخ. اما نتیجه اش تلخ نیست. احساس می کنم اکنون که دست مرگ، تعدادی از گل‌های ارزشمند باغ هنر و فرهنگ معاصر را چیده است و از سوی دیگر، بزرگی نسل بزرگان‌مان با نسل ما جوان‌ترها در حدی است که در زنده بودنشان هم، مانند افسانه‌ای دست نیافتنی می‌نمایند، طعم تلخ از دست دادن، به تدریج دارد ما را به بلوغ و پختگی می‌رساند.

به زندگانمان (لااقل کمی بیشتر از قبل)‌ فکر می‌کنیم و می‌کوشیم قدر آنها را بیشتر بدانیم.

بیایید آرزو کنیم روزی، وقتی بزرگانمان را از دست دادیم – که این واقعیت اجتناب ناپذیر زندگی است – با غرور و افتخار بگوییم: حرف محبتی در دلمان نمانده بود که زنده‌شان نگوییم و از قدردانی و قدرشناسی، چیزی کم نگذاشته‌ایم که امروز، در پیشمانی‌اش بسوزیم.

+227
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

#یادبود مردگان و یا #یادهست زندگان؟

پیش نوشت: این مطلب برای عصر ایران نوشته شده است.

اصل مطلب:

حوصله‌ی طولانی نوشتن ندارم.

قبلاً به بهانه‌ی حبیب، در مورد احترام به مردگان که در فرهنگ ما بسیار رایج‌تر از احترام به زندگان است نوشته بودم.

در مورد بزرگانمان از جمله کیارستمی، پیشنهاد کرده بودم که لااقل تا زنده‌اند، حتی اگر شده کتاب کوچکی از آنها یا یکی از محصولات فرهنگی آنها را بخریم. نه برای آنها که آنها بی‌نیاز از ما هستند. برای خودمان تا در زمان از دست دادن‌شان، کمتر رنج بکشیم و اگر افسوس می‌خوریم‌، به خاطر از دست دادنشان باشد و نه بی‌توجهی‌هایمان.

از لغت یادبود بدم می‌آید. به یادمان می‌افتد که کسی بود.

ای کاش فرهنگستان یا هر جای دیگری، با زور یا قانون یا بخش نامه یا توصیه، به جای واژه‌ی منحوس و مانوس یادبود واژه‌ی نیک و نامانوس یادهست را پیشنهاد می‌کرد.

تا یادمان باشد که کسی هنوز “هست”.

امروز که از نعمت داشتن محمدرضا شجریان برخورداریم، هوشنگ ابتهاج هنوز در میان‌مان نفس می‌کشد، هوشنگ مرادی کرمانی و بهرام بیضایی کنارمان هستند. شفیعی کدکنی با همه‌ی گنجینه‌ای که در دل دارد، نفسش از این شهر نگرفته و در حصار تن را نشکسته، بنشینیم و به اینکه هستند فکر کنیم.

لحظه‌ای فکر کنیم که اگر در میان‌مان نباشند، می‌خواهیم چه مدایحی برایشان بگوییم و چه ستایش‌هایی را روانه‌شان کنیم.

همان حرف ها را، همان توصیف‌ها را، همان مدح‌ها را، همان سلفی‌ها را، همان خاطرات را، همان مقالات را، امروز بنویسیم و منتشر کنیم. نه برای #یادبود آنها. برای #یادهست ‌شان.

+253
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

عباس کیارستمی

عباس کیارستمی درگذشتسال خوبی نیست.

از عباس کیارستمی جدا شدیم.

از جمله معدود ایرانیان معاصر که به جای آنکه صرفاً به نام و اعتبار و داشته‌های نیاکان دور خود تکیه کند، خود به اعتبار و تکیه گاه و داشته‌ای برای آیندگان تبدیل شد: معقول ترین مصداقی که برای مفهوم جاودانگی قابل تصور است.

لینک مرتبط: مصاحبه با عباس کیارستمی در مورد فیلم کلوزآپ

+264
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش