فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

Tag: سیستم های پیچیده

قسمت جدید کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده

بعد از نسخه اول و نسخه دوم و نسخه سوم از کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده، در اینجا نسخه‌ی چهارم را برای دانلود قرار داده‌ام.

این نسخه حدود ۱۷۰۰۰ کلمه‌ای شده و در واقع حدود ۳۰۰۰ کلمه به نسخه‌ی قبلی افزوده شده است.

این بار، در صفحات آخر به زندگی فرانسیس بیکن پرداخته‌ام. بیکن از شخصیت‌های بسیار دوست‌داشتنی قرون اخیر است که مانند همه‌ی دانشمندان و اندیشمندان تاریخ، کوشیده است آتش علم را به هر زحمت و قیمتی شده در دستان خود نگه دارد و به آیندگان منتقل کند.

اگر کمی این قسمت طول کشید ناشی از این است که نتوانستم در این دو هفته در برابر مرور دوباره‌ی کتاب زیبای بیکن (ارغنون جدید) مقاومت کنم. این کتاب، چنان انسان را سرمست می‌کند که فراموش می‌کنی به چه علت به سراغش رفته بودی و نمی‌توانی به سادگی از آن دل بکنی و جدا شوی.

لینک دانلود نسخه PDF رایگان کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده

طی روزهای آتی، در ادامه‌ی قصه‌ی بیکن، قصه‌ی گالیله را خواهم نوشت.

اگر فکر می‌کنید قرار است همان روایت تاریخی همیشه و مرثیه خوانی بر دادگاه گالیله را بخوانید، اشتباه می‌کنید.

اتفاقاً من در ماجرای گالیله و کلیسا، حق را تا حد زیادی به کلیسا می‌دهم.

فکر می‌کنم بحث روی همین مسئله می‌تواند بهترین مثال برای درک حرف‌های بیکن  حرف‌های کوهن باشد. همچنین بحث دقیق‌تر در مورد ماجرای گالیله می‌تواند راه را جهت درک بهتر پارادایم پیچیدگی و سیستم‌های پیچیده هموار کند.

+104
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

برای سامان: در مورد پیچیدگی و سیستم های پیچیده

نوع مطلب: گفتگو با دوستان

برای: سامان

پیش نوشت: سامان در یکی از کامنت‌هایش در مورد علاقه به فلسفه تکنولوژی و سیستم های پیچیده گفته بود (و البته قبلاً هم به بهانه‌ها و شکل‌های مختلف اشاره کرده بود و اگر هم نمی‌گفت، این علاقه را می‌شد حس کرد).

سامان جان.

راستش را بخواهی، قبلاً معادلاتی که در ذهنم حل می‌کردم به شکلی بود که در نهایت به نتیجه رسیدم بهتر است وقت و انرژی و فضای روزنوشته‌ها را به بحث سیستم های پیچیده اختصاص ندهم.

البته چند موردی اشاره وار، به بهانه‌ی موریانه‌ها برای سجاد نوشتم که آنها را خوانده‌ای:

راستش را بخواهی، آن مطالب را نوشتم که شاید بچه‌ها علاقمند شوند و خودشان مطالعه کنند.

جالب اینجاست که معادلات ذهنی من تغییر نکرده. اما به قول اهل ریاضیات، شرایط مرزی معادله‌ها فرق کرده و همان معادلات، امروز به من حکم می‌کنند که بیشتر و دقیق‌تر و کامل‌تر در مورد سیستم های پیچیده بنویسم.

البته ما بحث‌های مشابه و نیز مطالب منتج شده از نظریه سیستم‌های پیچیده را قبلاً هم داشته‌ایم.

اگر از من بپرسی، قضاوت من در مورد نسیم طالب این است که او، هیچ حرف تازه‌ای نزده. فقط مصداق‌هایی از نظریه پیچیدگی را در بازارهای مالی (و البته سایر جنبه‌های زندگی)‌ مطرح کرده است.

بحث‌هایی هم که در مورد پادشکنندگی مطرح می‌کند و در سلسله بحث‌های مدیریت در شرایط ابهام، به آن پرداخته‌ایم دقیقاً از جنس سیستم های پیچیده است.

البته نسیم طالب، به رابطه‌ی المان‌های سطح میکرو توجه ندارد و بیشتر رفتارهای سطح ماکرو در سیستم های پیچیده برایش جذاب است. مثلاً به این مسئله توجه نمی‌کند که در سطح میکرو، چه اتفاقی می‌افتد که در سطح ماکرو،‌ یک سیستم پادشکننده یا Antifragile می‌شود.

به همین علت، حتی پادشکنندگی را هم با Overreaction یا پاسخ بیش از حد توضیح می‌دهد که باز مکانیزمی در سطح ماکرو است.

درست مانند اینکه نفرت را با عشق توضیح دهی و عشق را با دلبستگی و دلبستگی را با وابستگی و وابستگی را با ضعف.

به این شیوه، تو یک دستگاه روانشناختی برای توصیف انسان بنا کرده‌ای، اما به این مسئله توجهی نداشته‌ای که در سطح دیگری، شیمی در کار است و در سطح دیگری زیست شناسی.

بگذریم. اینها مهم نیست. اتفاقاً نگاه همزمان به سطوح مختلف هم ضروری نیست. یعنی روانشناسی که عشق را به صورت یک پدیده‌ی شیمیایی نمی‌بیند، چیزی از واقعیت عشق را از دست نداده، بلکه صرفاً از دریچه‌ی دیگری به عشق نگاه کرده است.

خلاصه اینکه همه‌‌ی اینها را گفتم که بگویم، شاید کار نسیم طالب را در مقابل مجموعه‌ی کسانی مانند بولتزمن و هیدالگو و ولفرام را بتوان با کار کسانی مثل اریک برن در مقابل فروید مقایسه کرد. مدل تحلیل رفتار متقابل، از درون مدل سه بخشی اید و ایگو و سوپر ایگو برآمده، اما این چیزی از ارزشش کم نمی‌کند. چون مدل ساده‌تری برای درک جلوه‌هایی از یک نظریه‌ی پیچیده عرضه کرده است.

بگذریم.

حرفم این بود که به شکل‌های پراکنده به برخی از جلوه‌ها و جنبه‌های نظریه‌ی پیچیدگی اشاره شده، اما تا کنون به شکل ساختاریافته به آن نپرداخته‌ام.

اگر نظر من را در مورد سیستم های پیچیده در حد چند جمله بخواهی، به نظرم تنها نظریه‌ای است که در حال حاضر، آن‌قدر شایستگی و پتانسیل دارد که به عنوان Theory of Everything در نظر گرفته شود.

ما تا همین چند قرن قبل، چیزی به نام دانش تخصصی (به معنای امروزی آن) نداشتیم.

منجم بود. جامعه شناسی هم می‌کرد.

جامعه شناس بود. تاریخ هم می‌گفت.

شاعر بود. ریاضی هم می‌فهمید.

هندسه دان بود. فلسفه هم کار می‌کرد.

جنگجو بود. نویسندگی هم می‌کرد.

شیمیدان بود. فیزیک و ریاضی هم می‌فهمید.

کیمیاگر بود. قوانین گرانش را هم کشف می‌کرد.

جالب اینجاست که این نوع فهم ترکیبی، اتفاقاً سینرژی هم ایجاد کرده بود. اثر درک عمیق ابوریحان از نجوم را می‌شود در تحلیل بی‌‌تعصب او از هند هم دید. همچنانکه بلندپروازی نیوتن در کیمیاگری را در تلاشش برای فهم قوانین حاکم بر کهکشان‌هایی که نمی‌دید.

اراتوستن ریاضی دان بود. اما در جغرافیا و زمین شناسی هم کار بزرگی کرد و حدود سیصد سال قبل از میلاد مسیح، قطر زمین را از روی سایه‌ی خورشید با خطایی در حد چند درصد، حساب کرد. هنوز دو هزار سال توهم و توحش بشر باقی مانده بود تا گالیله در دادگاه، بر زمین پا بکوبد و از چرخش آن بگوید و برونو به خاطر اینکه گفته بود در قلب، چیزی جز خون نیست، یک شبانه روز بر روی آتش بریان شود.

به هر حال.

به نظر می‌رسد که طی چند قرن اخیر، این تخصصی شدن که ما می‌بینیم، اگر چه خوب و لازم و ضروری بوده است، اما روندی نیست که در دهه‌ها و قرن‌ها آتی ادامه پیدا کند.

این انشعاب موقت دانش که چند قرنی به طول انجامیده و تخصصی شدن‌هایی که در‌ آن مقطع ضروری بود، امروز دیگر آن کارکرد سابق را ندارند.

بحث مطالعات میان رشته‌ای هم به نوعی از همین واقعیت نشات می‌گیرد. اگر چه واقعاً ما در میانه‌ی رشته‌ها نیستیم. ما تار و پود علم را از هم گسسته‌ایم و رشته رشته کرده‌ایم و حالا که میان دو رشته خودمان را معلق نگه داشته‌ایم، به شکلی افتخار آمیز از میان رشته‌ای بودن حرف می‌زنیم.

همه‌ی اینها، باعث می‌شود که من به عنوان دوست تو، خوشحال باشم که نظریه پیچیدگی (و البته فلسفه تکنولوژی) جزو علایق توست. چون به نظرم – همچنانکه همیشه گفته‌ام – مردن پیش از درک پیچیدگی و پس از آن، دو نوع مرگ متفاوت است.

اینها را گفتم که مقدمه‌ای برای روزهای آتی باشد که اگر عمری ماند، بیشتر به این موضوع بپردازیم.

پی نوشت نامربوط: راستی. ما تصمیم داریم که به زودی حداقل امتیاز برای کامنت گذاری در روزنوشته‌ها را از بحث‌های عمومی به بحث‌های اختصاصی تغییر دهیم. امیدوارم دوستان متممی هم به تدریج علاقمند شوند و علاوه بر بحث‌های عمومی برای درس‌های تخصصی هم وقت بیشتری بگذارند (کامنت‌ها و تمرین‌ها را هم به زودی بر اساس امتیاز در دو بخش مستقل عمومی و تخصصی در متمم منتشر خواهیم کرد. که البته به صورت دائمی به روزرسانی خواهد شد).

+138
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش