Tag: دموکراسی

ما و ابزارها

با دستگاه ضبط و پخش mp3 که تازه خریده بود بازی میکرد و هر کاری میکرد نه صدایی از آن در میآمد و نه صدایی به آن فرو میرفت! همه دکمه ها را زد. همه دکمه ها را دوتا دوتا زد. حتی یکی دوبار به دستگاه ضربه زد. گفتم: خوب این دفترچه راهنما رو بردار. حتماً نوشته که چگونه کار میکنه. گفت: نه بابا. این دفترچه ها مال آدمای خنگه. اینقدر توش توضیح واضحات نوشته حوصلم سر میره. من الان خودم می فهمم چیکار کنم.  و این حرکت ساده، میشود اساس فرهنگ رفتاری ما. ابزارها را میگیریم بی آنکه حاضر باشیم دستورالعملها را بخوانیم. گاهی هم خودمان دستورالعمل جدید مینویسیم. گاهی هم دستورالعمل خودمان را به سازنده ابزارها هدیه میدهیم تا اطلاعات و دانششان افزون شود. +۲۶۹   رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری […]

امیرمهرانی و بازی‌وبلاگی کوله پشتی

معمولاً بازی‌های وبلاگی را دوست ندارم. از سال ۸۷ که برای آخرین بار این بازی را با کسی انجام دادم که امروز در مجموعه‌ی دوستانم نیست، هرگز وارد این فضا نشدم. اما دو دلیل باعث شد که به «زمین این بازیها» برگردم. نخست اینکه بازی کوله پشتی را امیر مهرانی پیشنهاد کرده که تا کنون ندیده‌ام حرفی بزند که بی خاصیت باشد یا تمرینی پیشنهاد کند که انجام دادنش به بهتر شدن حال انسانها و ذهن انسانها، کمک نکند. دوم اینکه این بازی وادارم می‌کرد کمی با خودم صادق باشم و لحظاتی فکر کنم تا دستاورد سال قبل و رویاهای سال جدیدم را بازبینی کنم. از این مقدمه‌ها بگذریم و بازی را آغاز کنیم: سال گذشته، برای من با رویدادهای تلخ و شیرین زیادی همراه بود. نمی‌خواهم آنها را اینجا مرور کنم. فقط از دستاوردها […]

مرگ دموکراسی؟

متنی نوشته بودم به نام «مرگ دموکراسی در مصر». قبل از انتشار، خلاصه ای از آنرا برای دوست خوش فکر مصریم ایمیل زدم تا احیاناً اگر اصلاحی لازم دارد اعمال کند. خلاصه حرفم این بود که: مرسی با قواعد دموکراتیک بر سر کار آمده و بازی دموکراسی، قواعد خود را دارد. مردم اگر هم او را نمی پسندند باید چهار سال صبر کنند و سپس طبق اصول بازی، او را تغییر دهند. کودتا بر ضد رئیس جمهور منتخب، حتی اگر توسط «تمام» مردم یک کشور انجام شود، مرگ قواعد دموکراسی است. برایم نامه ای طولانی نوشت که خلاصه اش این بود: نگرانی ما، از تحمل تا انتخابات بعد نیست. نگرانی ما، استقرار کسانی است که «استقرار دموکراسی»، قاعده بازیشان نیست. ما حاضریم تا انتخابات بعد صبر کنیم اما دغدغه این است که با این روند، […]

بهانه ای برای خندیدن…

پیش نوشته: امروز بهانه بهتری برای خندیدن پیدا کردم. وقت خود را برای خواندن ادامه این نوشته حرام نکنید. این پست من را در مورد مناظره بخوانید… ———————————————————————————————— بعضی وقتها تراکم کار و فشارهای شدید، فرصت خندیدن و لذت بردن را از انسان میگیرد. اما خوش بختانه، خداوند همیشه بندگانی خلق کرده، که بتوانند حتی برای لحظه ای کوچک، خنده بر لبان تو بیاورند. دیروز اتفاق جالبی افتاد. شخصی به نام …….. به من ایمیل زده با این مضمون (و در همین حد غیرمحترمانه) که: من شک  کرده ام که تو فارغ التحصیل شریف باشی و احتمالاً اصلاً آنجا نبوده ای. اگر راست میگویی ثابت کن آنجا بوده ای! ————— چقدر برایم جالب بود. اینکه انسانها چقدر بدون تحقیق و بدون شناخت حرف میزنند. اینکه حتی نمی فهمند، اگر ادعایی دارند، آنها باید در پی […]

تمام رسانه های جهان اسلام در خدمت استکبار جهانی…

زمانی نیچه در کتاب «اینک آن انسان» نوشته بود: «در پاسخ به کسانی که میگویند چرا در کتاب “شامگاه بتان” آنطور که باید و شاید به اخلاق اشاره نکرده ای میگویم که: بحث کردن در مورد یک موضوع، به رسمیت شناختن آن موضوع است و من اخلاق را به رسمیت نمیشناسم» (نقل به مضمون) این یک واقعیت است که اگر من با شما به گفتگو مینشینم، یعنی شما را هم ارزش و هم رده خودم ارزیابی کرده ام که حاضر شده ام با شما همنشین و همکلام شوم. اگر دقت کرده باشید، سیاست قدرتهای برتر جهان این است که مردم را در ابراز عقاید آزاد میگذارند و آن چنان همهمه ای در فضای رسانه ای برپا میشود که بلندترین فریادهای انتقادی نیز برای خود محلی از اعراب نمی بینند! یکی از بزرگان زمانی گفته بود: […]