Tag: تبلیغات

نکته کوچکی در مورد کمپین اینستاگرامی شاتل

پیش نوشت: من متخصص #تبلیغات نیستم و از کمپین تبلیغاتی هم چندان سر در نمی‌آورم و در مورد اینکه چرا در عبارت کمپین تبلیغاتی، از کلمه‌ی کمپین استفاده می‌شود هم احتمالاً مثل خیلی از شما، اطلاعاتی عمومی دارم. به قول انگلیسی‌زبان‌ها به عنوان Disclosure و به قول خودمان افشا یا #خودافشایی، اعلام می‌کنم که مشتری و مشترک شاتل هستم و از سرویس خودم هم کاملاً راضی هستم. اخیراً هم از طریق سرویس شاتل و نماوا، چند قسمت از خانه پوشالی را دیدم و به نظرم از نظر کیفیت Stream کردن، مانند دیدن DVD در خانه و حتی شاید پایدارتر و روان‌تر بود. آنچه در اینجا می‌نویسم، صرفاً ابهامی است که در ذهن خودم وجود دارد و نتوانسته‌ام حل کنم. البته احتمالاً مشکل از ذهن من یا ناآشنایی من با فضای تبلیغات است. اصل مطلب: من هنوز در حال […]

باز هم نیویورک تایمز

قبلاً یک بار در مورد تبلیغ خلاقانه‌‌ی نیویورک تایمز نوشته بودم. ترجیحم این بود که با فاصله‌ی زمانی کم، دوباره مطلب مشابهی منتشر نکنم. اما وقتی تبلیغ دیگری از نیویورک تایمز را دیدم، حیفم آمد آن را با شما به اشتراک نگذارم. ترامپ، واژه‌ها و اصطلاحات متعددی را به ادبیات رسانه و سیاست آمریکا (و حتی جهان) افزوده است که از جمله‌ی آنها می‌توان به Alternative Facts اشاره کرد. ترامپ، حتی وقتی نمی‌خواهد مستقیماً Fact‌ های مطرح شده در رسانه‌ها را کاذب بخواند، توضیح می‌دهد که فکت‌های دیگری هم وجود دارند که رسانه‌ها آنها را نمی‌بینند و برای توصیف این فکت‌ها از اصطلاح Alternative Facts استفاده می‌کند. حالا با این پیش‌زمینه تصویر زیر را ببینید: پی نوشت: بحث درباره‌ی دو سارق را فراموش نکرده‌ام. اتفاقاً آن بحث را می‌توانیم در چند قسمت ادامه بدهیم. فقط منتظرم […]

تبلیغ زیبای نیویورک تایمز: حقیقت…

معمولاً تلاش می‌کنم مطالب متوالی در مورد مسائل کشورهای دیگر و چیزهایی که مستقیماً دغدغه‌ی ما نیست منتشر نکنم. با توجه به اینکه اخیراً مطلب کوتاهی در مورد روز رییس جمهورها در آمریکا منتشر کرده بودم و بعد از آن هم به ائتلاف بیل گیتس و راننده‌های آژانس (تحت عنوان هم‌صدایی بیل گیتس و صنف اتومبیل کرایه) منتشر کردم، منطقی نبود که باز هم مطلبی در آن فضا منتشر کنم. اما حیفم آمد که این مطلب را با شما به اشتراک نگذارم. شاید یادتان باشد چند سال پیش که فضای محتوا چندان غنی نبود، یکی از انواع محتوا که خیلی جذابیت داشت تیزرهای تبلیغاتی شرکت‌ها و برندها بود. شاید اگر هنوز هم نشر این نوع محتوا رایج بود، مثالی که اینجا مطرح می‌کنم، نمونه‌ی بسیار خوبی برای آن محسوب می‌شد. می‌دانید که ترامپ از  روز اول […]

چالش عکس سیاه و سفید و تبلیغ بیسکوییت گرجی

درک این چالش‌های رایج شبکه های اجتماعی برایم چندان ساده نیست. قبلاً هم یک بار، تحت عنوان دستاوردهای یک سطل آب یخ، کمی در مورد آنها نوشته بودم. وقتی یکی از آقایانی که دوست من هستند، با کپشن انگلیسی از معلم خصوصی فرانسه شان – که خانمی زیبا رو بودند – به خاطر دعوت به این چالش و کلاس‌های به یادماندنی فرانسه (!) تشکر کردند، احساس کردم که شاید بخشی از موتور محرک این چالش‌ها را باید در نظافت اجتماعی جستجو کرد. بگذریم. این‌ مقدمات را گفتم که بگویم، دیروز دیدم اکانت بیسکوییت گرجی که پارسال در اینستاگرام پیدایشان کردم و در صفحه‌‌ی اینستاگرامم معرفی هم کردم، یکی از بهترین استفاده‌های ممکن از چالش عکس سیاه و سفید را انجام داده‌اند. در نگاه من، شاید بتوان آنها را از لحاظ خلاقیت بسیاری از رجزخوانی‌های سامسونگ و […]

لحظه نگار: نمونه تبلیغات خلاق محیطی

به علتی – که خارج از حوصله‌ی روزنوشته‌هاست – گفتم در لحظه نگار امروز، یادی کنم از یک تبلیغ محیطی هوشمندانه‌ی ارزش آفرین که در کشور امارات در یک مال تجاری دیدم. آنها برای تامین هزینه‌های تمیز کردن دستشویی‌ها، فضای داخل توالت‌ها را برای تبلیغات به مزایده گذاشته بودند. طبیعتاً می‌توانید حدس بزنید که دیوار توالت، ارزان ترین فضای تبلیغاتی محسوب می‌شود و از سوی دیگر، محلی است که به شدت مورد توجه حاضرین قرار می‌گیرد (این همان فضایی است که ما معمولاً ناله و نفرین و مهم‌ترین حرف‌هایمان را روی آن می‌نوشتیم و می‌نویسم و شکل ابتدایی شبکه های اجتماعی محسوب می‌شود که در کشور ما رواج داشته و نشانه‌ی دیگری از اینکه ما مردم خلاق، حتی قبل از اختراع توییترو اینستاگرام، از ابزاری به نام توالت های اجتماعی برای تخلیه ی احساسات خود […]

پنج نوع مخاطب برای کسب و کار (خصوصاً‌ در شبکه های اجتماعی)

در گذشته‌های دور (از حدود سه هزار سال پیش تا حدود ده سال پیش) وقتی انسان در مورد کسب و کار فکر می‌کرد، دیگران را به سه دسته تقسیم می‌کرد: آنها که مشتری هستند. آنها که مشتری نیستند و نخواهند شد. آنها که مشتری نیستند و ممکن است مشتری بشوند. دوران جدید، مفهوم دیگری را در کنار مشتری و شاید به جای مشتری مطرح کرده است: مخاطب. امروز، سازمان‌ها با مخاطب خود حرف می‌زنند. مخاطب ممکن است هرگز مشتری نباشد. اما مخاطب است. مشتری هم ممکن است مخاطب نباشد. سازمان‌ها با مخاطب حرف می‌زنند و به مشتری می‌فروشند. البته این دو گروه، می‌توانند با یکدیگر هم‌پوشانی داشته باشند. شاید هم تا حد زیادی نزدیک باشند. اما به نظر می‌رسد که دنیای جدید و فرهنگ جدید و ابزارهای جدید، فاصله‌ی بالقوه بین مخاطب و مشتری را […]

لحظه نگار: نام‌هایی که نان نمی‌شوند

این دو عکس را در ایستگاه مترو، در کشوری که قطعاً چین نیست انداختم. هر چه فکر کردم نفهمیدم که چطور می‌شود نام و دیکته‌ی این دامین را حفظ کرد. باز هم خدا بیامرزد پدربزرگ مرا که اگر نام خانوادگی بی معنی روی ما گذاشت، حداقل به خاطر سپردنش ساده‌تر به نظر می‌رسد! پی نوشت یک: از این جنس مثال‌ها در مورد انتخاب نام تجاری همیشه مطرح بوده و هست. ظاهراً نام اولیه‌ی سونی هم به عنوان مخففی از Tokyo Tsushin Kogyo گاهی اوقات Totsuko گفته می‌شده که بعد از تجربه‌ی بین‌المللی موریتا در مسافرت به کشورهای دیگر، متوجه می‌شود تلفظ چنین کلمه‌ای در زبان انگلیسی سخت است و نام سونی را انتخاب می‌کنند که به نوعی تداعی‌کننده‌ی واژه‌های مرتبط با صوت هم باشد. اگر چه امروز، دیگر سونی ماموریت خود را سیستم‌های صوتی و […]

لحظه نگار: عبادت مومن کار است (تبلیغات محیطی در شهر تهران)

پیش‌نوشت یک:  هر کس در هر جای جهان، یک خدمت ارائه کند به زودی با این چالش مواجه می‌شود که چگونه ظرفیت‌های خود را مدیریت کند. گاهی تقاضا بیشتر از ظرفیت است و گاهی ظرفیت، فراتر از تقاضا. این مسئله از هتل‌داری تا خطوط هوایی و از بیمارستان‌ها تا آموزشگا‌ه‌ها وجود دارد و بحث مدیریت تقاضا هم به نوعی به همین مسئله اشاره دارد. افزایش هزینه‌های تبلیغات محیطی (که علت‌های آن خارج از فضای اینجاست)‌ از یک سو و به وجود آمدن رسانه های مجازی که بسیار ارزان‌تر هستند و اثربخشی آنها سریع‌تر قابل مشاهده و سنجش است از سوی دیگر، باعث شده که در مقاطعی از سال، ظرفیت فضای تبلیغاتی شهر تهران، بیشتر از تقاضا باشد که چنین چیزی در بسیاری از شهر‌های بزرگ جهان، به شکل‌های گاه مشابه و گاه متفاوت، مشاهده می‌شود. […]

انتخاب کتاب مناسب برای هدیه تبلیغاتی سال نو

قبلاً در متمم مطلبی تحت عنوان انتخاب بهترین هدیه تبلیغاتی منتشر کرده‌ایم و در آن نکات مختلفی را که می‌توانند در انتخاب و طراحی و ارسال هدیه تبلیغاتی مد نظر قرار گیرند، مطرح کرده‌ایم. بحث مطرح شده در آنجا، برای انواع هدیه از جمله سررسید و جاسوییچی و شکلات و انواع هدیه‌های رایج، مفید است. اما در اینجا – که فضا شخصی‌تر است – می‌خواستم نکته‌ی دیگری را مطرح کنم. خوشبختانه طی چند روز گذشته، دوستان زیادی را دیدم که قصد دارند از طرف شرکت‌های خود، به مشتریان، شرکت‌های همکار و یا کارفرماهای خود، کتاب هدیه دهند. از آنجا که به من هم لطف داشتند، گاهی در مورد انتخاب کتاب مناسب از من هم نظر می‌خواستند. طبیعی است که در اینجا بحث بسیار سلیقه ای است و من هم گزینه‌ی چندان مناسبی نیستم (چون اخیراً […]

تبلیغات صرفاً برای تبلیغ!

چند هفته‌ای است که به بهانه‌ی صحبت در خصوص همایش موسسه ماهان در خصوص ارتباطات و مذاکره که ۲۶ دی ماه برگزار می‌شود و من دبیر آن هستم، هر هفته شنبه‌ها به صدا و سیما سر می‌زنم. گاهی دلم از نحوه‌ی فکر کردن و کار کردنمان می‌گیرد و احساس کردم اینجا می‌توانم با شما صحبت و درد و دل کنم. فقط یک خواهش دارم. از آنجا که ما تخصص ویژه‌ای در «دیدن نوک انگشت» و «غافل شدن از محل مورد اشاره» داریم، تقاضا می‌کنم در خواندن متن، به «ماهان» و «تبلیغات موسسه ماهان» فکر نکنید و فراتر از اینها بیندیشید. خوب می‌دانیم که «دیکته‌ی نانوشته غلط ندارد» و در جامعه‌ی ما که «بدون حرکت ایستادن» مانع از «خوردن و زنده‌ماندنت» نمی‌شود، «هر حرکتی» را باید تحسین کرد. همین همایش موسسه‌ی ماهان هم، مزایای مثبت متعددی […]

آموخته های یک معلم درباره کارآفرینی

طی ده سالی که در کنار فعالیتهای فنی و تجاری، به تدریس حوزه های مدیریت اشتغال داشته ام، فرصتهای ارزشمندی دست داد تا به عنوان معلم یا دوست یا مشاور در خدمت برخی از برترین مدیران و کارآفرینان کشور باشم. در تمام این سالها همیشه کتابچه ای دارم که داخل آن در مورد کارآفرینی در ایران – بر اساس گفته های کارآفرینان – مینویسم. این مطالب حاصل یک کار سیستماتیک علمی نیست و به همین دلیل، تا کنون این نوشته ها را منتشر نکرده ام. اما از آنجا که این مطالب حاصل گفتگو و گپهای دوستانه و صادقانه با بیش از ۲۰۰ کارآفرین برتر کشور است همیشه میتواند در ذهن ما ایده هایی در خصوص کارآفرینی ایجاد کند. من معمولا در ارائه خدمات مشاوره به شرکتها و سازمانهای نوپا از این دفترچه استفاده میکنم و […]

تبلیغ برای تبلیغ (نقد استراتژی تبلیغات بانکها)

هنر برای هنر را شنیده‌ایم. همینطور شعر برای شعر. همینطور مطالعه صرفا برای مطالعه. اما «تبلیغ برای تبلیغ» را نمی‌فهمم! قبل از هر چیز باید یک تذکر کوتاه بدهم و آن اینکه، من با اکثر بانک‌های اصلی کشور و بزرگترین آژانس‌های تبلیغاتی ایران، رابطه‌ی بسیار نزدیک دارم. بنابراین لطفاً نوشته‌ی مرا نه به عنوان حمله‌ای به رقیبان، بلکه به عنوان درد و دلی با دوستان بخوانید… من متخصص تبلیغات نیستم. اما نقش من در صنعت تبلیغات از هر متخصصی مهم‌تر است. چون من، «هدف» تبلیغات هستم. جز اینکه همه‌ی تبلیغ‌ها انجام می‌شود تا نهایتاً ما به عنوان مشتریان بالقوه تصمیم به اقدام بگیریم؟ +۱۲۰   رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • […]