فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

Tag: تبلیغات

نکته کوچکی در مورد کمپین اینستاگرامی شاتل

پیش نوشت: من متخصص #تبلیغات نیستم و از کمپین تبلیغاتی هم چندان سر در نمی‌آورم و در مورد اینکه چرا در عبارت کمپین تبلیغاتی، از کلمه‌ی کمپین استفاده می‌شود هم احتمالاً مثل خیلی از شما، اطلاعاتی عمومی دارم.

به قول انگلیسی‌زبان‌ها به عنوان Disclosure و به قول خودمان افشا یا #خودافشایی، اعلام می‌کنم که مشتری و مشترک شاتل هستم و از سرویس خودم هم کاملاً راضی هستم.

اخیراً هم از طریق سرویس شاتل و نماوا، چند قسمت از خانه پوشالی را دیدم و به نظرم از نظر کیفیت Stream کردن، مانند دیدن DVD در خانه و حتی شاید پایدارتر و روان‌تر بود.

آنچه در اینجا می‌نویسم، صرفاً ابهامی است که در ذهن خودم وجود دارد و نتوانسته‌ام حل کنم. البته احتمالاً مشکل از ذهن من یا ناآشنایی من با فضای تبلیغات است.

اصل مطلب:

من هنوز در حال هضم این مسئله بودم که چرا باید شاتل خودش را با لبخند Associate کند و اساساً رابطه‌ی تکنولوژی با لبخند چیست. دیده بودم که نوکیا در تبلیغات خودش را با Connectedness (اتصال) همسو و همراه می‌کرد و این را می‌فهمم.

دیده‌ام که Adobe (عرضه کننده‌ی فتوشاپ و محصولات دیگر) می‌گوید با ما بهتر شوید و این را می‌فهمم (بسیاری از دختران زیباروی اینستاگرام هم این را می‌فهمند).

دیده‌ام که Linksys می‌گوید ما اتصال را راحت‌تر می‌کنیم. این را هم می‌فهمم.

دیده‌ام اوراکل می‌گوید «اطلاعات، به عنوان موتور محرک». این را هم می‌فهمم.

دیده‌ام Vodafone می‌گوید «چطوری؟». این هم قابل درک است.

دیده‌ام که Verizon می‌گوید: «صِدام میاد؟ آهان. چه خوب». این را هم می‌فهمم.

اما هنوز لبخند شاتلی را هضم نکرده‌ام. و مثلاً اگر شرکت شاتل، یک شرکت بیمه بود، باز هم همین شعار معنا داشت. حتی اگر شاتل، گوگل بود باز هم این معنا داشت. شاتل حتی اگر مهدکودک بود باز هم این معنا داشت. معنا داشتن در همه جا با بی‌معنا بودن در همه جا تفاوتی ندارد.

لبخند شاتلی و تبلیغات شاتل

هر دو ترکیب لبخند شاتلی و ترکیب لبخند پاییزی چیزی شبیه جیغ بنفش است. یعنی ترکیبی از دو کلمه که الزاماً به هم ربط ندارند. خوشحال می‌شوم اگر کسی تفاوت لبخندی شاتلی و لبخند گوگلی یا لبخند پاییزی و لبخند تابستانی را به من بگوید.

خلاصه. این لبخند شاتلی که هضم نشده بود. در گلویمان مانده بود و در اواخر سال ۹۵، کمپین سبز شاتل هم اضافه شد.

باز هم هر چه فکر کردیم رابطه‌ی شاتل و گلدان را نفهمیدیم. شاتل از ما خواسته بود که گلدان‌هایمان را با هشتگ شاتل سبز یا چیزی شبیه این تگ کنیم و به بهترین گلدان‌ها جایزه می‌دهند.

خلاصه در آزمون هوشِ سنجش ارتباط بین گلدان و اینترنت هم سرافکنده شدیم.

تبلیغات شاتل

بعد بسته‌های تشویقی شاتل برای عید نوروز آمد:

کمپین تبلیغاتی شاتل

خوب تا اینجا همه چیز خوب به نظر می‌رسد. غیر از اینکه حجم ترافیک اعلام نشده. چون لابد تخم مرغ‌ها جا را برای تکنولوژی تنگ کرده‌اند. البته من باید اعتراف کنم که چون دوستان شاتل، هر چه  التماس می‌کنم از من برای ترافیک پول نمی‌گیرند، حق ندارم هیچ اعتراضی کنم که چرا این بسته‌ها بدون ترافیک اعلام شده. در واقع من هرگز بسته‌ای از شاتل نخریده‌ام و همه چیز را رایگان گرفته‌ام (این یعنی یک مشتری بی‌شعور که باز هم اعتراض می‌کند).

کمپین اینستاگرامی شاتل

حالا دیگر اصلاً نمی‌فهمم توزیع کیسه زباله چه ربطی به اینترنت پیدا می‌کند؟ حتی ممکن است تداعی کننده‌ی این باشد که حالا که کیفیت اینترنت شما در نوروز خوب نیست و نمی‌توانید از آن استفاده کنید، بیایید در طبیعت، کیسه زباله پخش کنید که کار مفیدی انجام داده باشید.

البته امیدوارم الان نگویند که این بحث مسئولیت اجتماعی است. چون مسئولیت اجتماعی تعریف دارد و در هر کتابی می‌توان آن را دید و بحث Relevance از پایه‌های کلیدی آن است. من نمی‌توانم هر کار مثبتی را انجام دهم و آن را در سرفصل مسئولیت اجتماعی جا بدهم. ارتباط ماهوی هم مهم است.

به فرض که بپذیریم واقعاً این سبز بودن به شاتل ربط دارد (این نوع شعارها را شرکت‌های سیاه می‌دهند. مثلاً نفتی‌ها. آلوده‌کنندگان محیط زیست. شرکت‌های تولید کاغذ و شرکت‌های مشابه، که خودشان می‌دانند دارند چه بلایی سر محیط زیست می‌آورند، از این سمت سعی می‌کنند بر سبز بودن تاکید کنند. شاتل تا جایی که ما می‌دانیم در این حد سیاه نیست).

حداقل نکته‌ای که وجود دارد Message Integration و Message Consistency است. لااقل زیباتر می‌بود اگر شاتل بسته‌ی ترافیک خود را فقط تا ۱۲ فروردین می‌داد. سپس می‌گفت: ما می‌خواهیم در ۱۳ فروردین شما را به حضور در طبیعت تشویق کنیم (با آن گلدان‌ها هم کمی جور بود).

بعد هم می‌گفت حالا که در طبیعت هستیم کیسه زباله هم توزیع کنیم.

این هم جذاب بود.

اما من از یک طرف ترافیک ارزان برای ۱۳ فروردین می‌گیرم (که تشویق به ماندن در خانه و استفاده از اینترنت است) و از سوی دیگر کیسه زباله.

نمی‌دانم. شاید پیر شده‌ام یا از دوران دانشگاه خیلی فاصله‌گرفته‌ام و دیگر ذهنم نمی‌تواند پیچیدگی کمپین‌ها را به درستی بفهمد.

اما خواستم اینجا بنویسم تا خودم کمی آرام شوم.

+242
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

باز هم نیویورک تایمز

قبلاً یک بار در مورد تبلیغ خلاقانه‌‌ی نیویورک تایمز نوشته بودم.

ترجیحم این بود که با فاصله‌ی زمانی کم، دوباره مطلب مشابهی منتشر نکنم. اما وقتی تبلیغ دیگری از نیویورک تایمز را دیدم، حیفم آمد آن را با شما به اشتراک نگذارم.

ترامپ، واژه‌ها و اصطلاحات متعددی را به ادبیات رسانه و سیاست آمریکا (و حتی جهان) افزوده است که از جمله‌ی آنها می‌توان به Alternative Facts اشاره کرد.

ترامپ، حتی وقتی نمی‌خواهد مستقیماً Fact‌ های مطرح شده در رسانه‌ها را کاذب بخواند، توضیح می‌دهد که فکت‌های دیگری هم وجود دارند که رسانه‌ها آنها را نمی‌بینند و برای توصیف این فکت‌ها از اصطلاح Alternative Facts استفاده می‌کند.

حالا با این پیش‌زمینه تصویر زیر را ببینید:

Just Facts No Alternatives - تبلیغ خلاقانه نیویورک تایمز

پی نوشت: بحث درباره‌ی دو سارق را فراموش نکرده‌ام. اتفاقاً آن بحث را می‌توانیم در چند قسمت ادامه بدهیم. فقط منتظرم کمی زمان بگذرد و همه‌ی ما (شامل خودم) بیشتر روی آن فکر کنیم.

+136
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

تبلیغ زیبای نیویورک تایمز: حقیقت…

معمولاً تلاش می‌کنم مطالب متوالی در مورد مسائل کشورهای دیگر و چیزهایی که مستقیماً دغدغه‌ی ما نیست منتشر نکنم.

با توجه به اینکه اخیراً مطلب کوتاهی در مورد روز رییس جمهورها در آمریکا منتشر کرده بودم و بعد از آن هم به ائتلاف بیل گیتس و راننده‌های آژانس (تحت عنوان هم‌صدایی بیل گیتس و صنف اتومبیل کرایه) منتشر کردم، منطقی نبود که باز هم مطلبی در آن فضا منتشر کنم.

اما حیفم آمد که این مطلب را با شما به اشتراک نگذارم.

شاید یادتان باشد چند سال پیش که فضای محتوا چندان غنی نبود، یکی از انواع محتوا که خیلی جذابیت داشت تیزرهای تبلیغاتی شرکت‌ها و برندها بود.

شاید اگر هنوز هم نشر این نوع محتوا رایج بود، مثالی که اینجا مطرح می‌کنم، نمونه‌ی بسیار خوبی برای آن محسوب می‌شد.

می‌دانید که ترامپ از  روز اول با رسانه‌ها چندان دوست نبوده است. معمولاً هم وقتی از رسانه‌ها مثال می‌زند، سیخی یا نیشی به نیویورک‌تایمز هم می‌زند.

گاهی از آن با عنوان Failed Times یاد می‌کند. گاهی Fake News. یک بار هم توییت کرد که یکی بیاید اینها را بخرد ما خلاص شویم.

نیویورک تایمز در اقدامی که حداقل در یک دهه‌ی گذشته سابقه ندارد، تصمیم گرفته است برای خودش تبلیغ تلویزیونی منتشر کند.

این کار نه تنها برای نیوریورک‌تایمز، بلکه برای بسیاری از رسانه‌های مکتوب رایج نیست.

این تبلیغ به صورت رسمی هم‌زمان با اعطای جوایز اسکار از شبکه های تلویزیونی پخش خواهد شد و الان نسخه‌ی اولیه‌ی‌ آن در رسانه‌های وابسته به نیویورک‌تایمز، اطلاع رسانی (تبلیغ) می‌شود.

تصور کنید رسانه‌ای که ابزارش جملات و کلمات مکتوب هستند و خودش سالها برای کسب و کارها و برندها تبلیغ کرده، می‌خواهد برای خودش وارد بازی اطلاع رسانی و #تبلیغات شود.

هم باید این کار را حرفه‌ای انجام دهد و هم چندان از ظرفیت‌های تلویزیونی استفاده نکند (وقتی یک رسانه‌ی مکتوب دارید، سعی می‌کنید نشان دهید که ظرفیت‌های آن را مناسب می‌دانید).

حاصل این ملاحظات تیزر تبلیغاتی زیر است:

 


ابتدا چند جمله از رایج‌ترین جمله‌های فعلی در فضای رسانه‌ای آمریکا را می‌خوانیم.

نخستین جمله هم این است که کشور، بیش از هر زمان دیگری، اکنون دچار تفرقه و دودستگی شده است.

جمله‌ها به تدریج با سرعت زیادتری نمایش داده می‌شوند. در حدی که خواندن آنها ممکن نیست و کلمات آنها در همهمه‌ی صداها و تراکم تصویر گم می‌شد.

در پایان می‌خوانیم که دانستن و تشخیص حقیقت، سخت است. اما الان بیش از هر زمان دیگری ضروری است.

پی نوشت بی‌اهمیت: ببخشید که این را اینجا می‌نویسم. در واقع خیلی به شما ربطی ندارد. چند روز پیش دیدم نشریه‌ای، تایم را با تایمز اشتباه گرفته بود. فقط چون ‌آن نشریه، رویدادهای روزمره‌ی خودمان را هم خیلی اشتباه می‌گیرد، حس کردم لازم نیست جداگانه در موردش بنویسم.

به هر حال حتماً یادمان هست که Time و The Times و New York Times سه چیز کاملاً متفاوت هستند.

+226
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

چالش عکس سیاه و سفید و تبلیغ بیسکوییت گرجی

درک این چالش‌های رایج شبکه های اجتماعی برایم چندان ساده نیست.

قبلاً هم یک بار، تحت عنوان دستاوردهای یک سطل آب یخ، کمی در مورد آنها نوشته بودم.

وقتی یکی از آقایانی که دوست من هستند، با کپشن انگلیسی از معلم خصوصی فرانسه شان – که خانمی زیبا رو بودند – به خاطر دعوت به این چالش و کلاس‌های به یادماندنی فرانسه (!) تشکر کردند، احساس کردم که شاید بخشی از موتور محرک این چالش‌ها را باید در نظافت اجتماعی جستجو کرد.

بگذریم.

این‌ مقدمات را گفتم که بگویم، دیروز دیدم اکانت بیسکوییت گرجی که پارسال در اینستاگرام پیدایشان کردم و در صفحه‌‌ی اینستاگرامم معرفی هم کردم، یکی از بهترین استفاده‌های ممکن از چالش عکس سیاه و سفید را انجام داده‌اند.

در نگاه من، شاید بتوان آنها را از لحاظ خلاقیت بسیاری از رجزخوانی‌های سامسونگ و اپل و کوکا و پپسی یا خودروسازهای بزرگ بین‌المللی مقایسه کرد.

در اکانت اینستاگرام بیسکوییت گرجی، عکسی مربوط به خط بسته بندی دهه ۴۰ گرجی منتشر شده و شرکتهای جوان‌تر به چالش دعوت شده‌اند.

 

چالش عکس سیاه و سفید - بیسکوییت گرجی

 

+191
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش