فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

Tag: امید

در ستایش امید…

نویسنده، موظف است در حد توانش، با قلمش مسائل و دغدغه‌های جامعه را منتشر کند. حتی اگر داستان‌ها و دغدغه‌ها، انعکاس زندگی خودش نباشد. چنین است که گاه باید از روابط متعدد عاطفی نوشت و گاه از کودکی افغانی و گاه گله‌های مرد کافه‌چی که سنگینی نگاه‌ مشتریان به فهرست قیمت‌ قهوه‌ها، آزارش می‌دهد.

اما حق مخاطب است که دغدغه‌ها و نگرش‌های شخص گوینده را بشناسد. از این راه، هم بهتر می‌تواند در مورد ادامه‌ی دوستی و رابطه تصمیم بگیرد و هم توان ذهنی‌اش صرف حدس زدن جنبه‌های پنهان نویسنده نمیشود.

بارها در کامنت‌ها از من پرسیده‌اند که برای چه ایران مانده‌ای و برنامه‌ات چیست و به چه فکر میکنی و اولویت‌هایت کدام است و …

آنچه اینجا می‌شنوید بخش کوچکی از پاسخ است. پاسخی که در یک واژه خلاصه می‌شود: «امید به بهبود».

در مورد این فایل صوتی، یک توضیح لازم است و آن اینکه «گل‌های آفتابگردان» حتی وقتی هوا ابری است، مسیر خورشید را تعقیب میکنند…

برای دانلود فایل صوتی از لینک‌ زیر استفاده کنید:

راز گل آفتابگردان – محمدرضا شعبانعلی

+166
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

هر کس داستانی دارد…

نخستین جلسه ی کلاس توسعه مهارتهای فردی بود. آمد و آن گوشه نشست. با چهره ای که میتوانستی حدس بزنی اهل هنر است! برای من یکی بود مثل باقی دانشجویانم. همه ی آنها را دوست دارم. با دیدن هر کدامشان، لبخند بر لبانم می آید. او هم یکی مثل آنها بود.  روزی به یکی از همکارانم گفته بود که اسلایدهای محمدرضا، از نظر فونت و گرافیک و …، ضعیف است و میتواند بهتر شود. من هم که از زیبایی و زیبایی شناسی هیچ چیز نمی فهمم، این حرف را جدی نگرفتم.

چند باری پیامک هایی رد و بدل کردیم و نهایتاً نمیدانم چطور شد که تصمیم گرفتم سری به او بزنم. آدرس فروشگاهش را داد: «بالاتر از میدان انقلاب – نرسیده به چهارراه نصرت – پلاک ۱۵۲۱ – فروشگاه رنگار».  دیشب ساعت هشت بعد از تمام شدن کلاسم از دانشگاه تهران به سمت انقلاب حرکت کردم و فروشگاه را پیدا کردم: فروشگاهی کوچک در نزدیکی میدان انقلاب! قطعاً در نخستین نگاه از فروشگاهی در این محل، انتظار زیادی نمی شد داشت.

ادامه نوشته

+126
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

کاش ایده ی من بود…

امیدوارم با خواندن این پست به سادگی من نخندید…

اعتراف میکنم که همیشه از دیدن خانه های زیبا لذت برده ام و گاه ساعتی ایستاده ام و نگاهشان کرده ام،

اعتراف میکنم بسیاری از ماشین های لوکس را با لذت دیده ام، و اگر چشم مردم و صاحب ماشین دور بوده، از شیشه با نگاهی کنجکاو، داخل ماشینها را بررسی کرده ام. اما باید این را هم اعتراف کنم، که به ندرت، حسرت خورده ام و تقریباً هرگز در دل نگفته ام: «ای کاش این خانه، خانه ی من بود» یا «ای کاش این ماشین، ماشین من بود».

اما بگذارید اعتراف کنم،

ادامه نوشته

+120
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

امید…

مشکل در اینجاست که:

امید، در گذر زمان ما را رها میکند.

اما ناامیدی،

از دوره ای به دوره دیگر، همراه ما می آید…

+39
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

در ستایش امید…

از کاشان برگشتم و خبر رسمی را اینجا نوشتم. خسته شدم اما «حال» ام خوب شد. من فکر میکنم لغت «حال» از آن لغتهای فراموش شده زبان ماست. ما «شاد» و «خوش حال» را به یک معنی به کار میبریم. غافل از اینکه «شادی» احساسی برای یک لحظه است و «خوش حالی» چیزی عمیق تر و پر دوام تر. و چنین است که در نیایش ها خواسته اند که «حول حالنا الی احسن الحال». و چنین است اشارت آن بزرگمرد که می گفت: شما علم «قال» میگویید و ما علم «حال»…

در کاشان، چند دوست را دیدم. کسانی که به لطف فضای مجازی، با آنها آشنا شده بودم اما دورادور. چقدر جالب است وقتی حتی  یک دقیقه هم قبلاً کنار هم نبوده ایم، اما وقتی حرف میزنیم گویی که سالهاست همدیگر را میشناسیم. یکی از بچه ها میگوید که چه خوب، که تو نرفتی و ماندی و ما هم مثل تو فکر میکنیم. مانده ایم و میمانیم…

نمیدانند همین حرفهای به ظاهر ساده، چگونه به من روحیه و انرژی میدهد…

نمیدانند که چقدر محکم تر میشوم برای ماندن و ادامه دادن…

نمیدانند که چگونه راه بر رفتن من می بندند، با دیواری که از این واژه ها میسازند…

در پایان هم، هدیه ارزشمندی گرفتم. یک تابلو با دستنوشته تک تک بچه ها در پشت آن.

با آن آیه معروف که:«زمانی که یادآوریهای تو را شنیدند، با نگاههایشان کوشیدند تو را زمین بزنند و بگویند دیوانه ای بیش نیست، اما حرفهای تو جز یادآوری برای مردمان نبود…» (نقل به مفهوم)

پی نوشت ۱: گفته ام خیلی زود به کاشان باز میگردم. خیلی زود…

پی نوشت ۲: روز شنبه عصر، نشستی صمیمی با دانشجویان در اهواز خواهم داشت. بیصبرانه منتظرم…

+46
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

امید سیاه و امید سفید: بحثی تکراری اما ضروری

برخی دوستان گله مند هستند که برخی نوشته های من، ممکن است مروج ناامیدی باشد. شاید جواب ساده برای گریز از پاسخ این باشد که: قسمت اصلی سایت، بیانگر مواضع رسمی من است و روزنوشته ها، دلنوشته های شخصی من است و احساس را مینویسم. بدون ملاحظات سانسور و مصلحت.

اما من میخواهم حرف دیگری را اینجا بزنم که در نظر من، جواب درست این بحث است. من همیشه معتقد بوده ام که ما دو جور امید داریم امید سفید و امید سیاه.

امید سیاه، تفکر ساده اندیشانه است. تفکری که در آن هیچ مشکلی وجود ندارد و هیچ مشکلی وجود نخواهد آمد و هیچ مشکلی قرار نیست به وجود بیاید و همه چیز خوب خواهد بود. این شکل از امید، در کوتاه مدت بسیار لذت بخش است. پدر و مادر، عموماً تلاش میکنند بچه ها امید سیاه داشته باشند. نفهمند که قسط داریم. ندانند که اجاره زیاد است. سرطان پدر را فراموش کنند. اشک مادر را نبینند و …

امید سیاه شیرین ترین و بی دوام ترین شکل امید است. انسان ها به سراغ مستی و الکل میروند تا امید سیاه را تجربه کنند. اعتیاد امید سیاه است. رها شدن از دنیای اطراف و فراموش کردن آنچه در اطراف میگذرد. هنوز معتقدم که امید سیاه، بهترین و تنها راه حل برای مواجهه با کودکان است. اما پس از گذر از سن بلوغ، این روشها چندان کارآمد نیست.

بر خلاف عموم مردم، انتقادی که من از صدا و سیما دارم از جنس متفاوتی است. انتقاد من این است که صدا و سیما، «امید سیاه» را پرورش میدهد. معدودی مخاطب که به بلوغ فکری نرسیده اند، ممکن است تا دم مرگ، مخاطب صدا و سیما بمانند و از آن لذت می برند. اینها همانهایی هستند که الان خوشحالند که اروپا دچار بحران شده و در آمریکا هر روز جنازه‌ی بچه‌ها از زیر تیراندازی جمع می‌کنند و باور دارند که مشکلات  اقتصادی  و سازمانی در همه جای جهان وجود دارد. اما عموم مخاطبان روزی به بلوغ میرسند، ریموت را بر میدارند و کانال را عوض میکنند…

امید سفید اما واقع بینانه ترین شکل امید است. مشکلات را می بینیم. اما فرار نمیکنیم. محکم تر میشویم. می ایستیم. به جلو پیش میرویم و سختیها را سخاوتمندانه در آغوش میکشیم. امید سفید، به من می آموزد که درست است شاید آخر ماه، اجاره خانه ام را نتوانم پرداخت کنم، اما این مانع نمیشود که امروز از خوردن غذا لذت نبرم و یا اینکه برای تأمین مالی بهتر، بیشتر نکوشم. امید سفید به من میگوید که نرخ ارز معلوم نیست. مشکلات اقتصادی شدیدند. سختی ها غیرقابل تصورند. اما به من یادآوری میکند که ضمن گفتن تمام انتقادها، باید کنار ملت و دولتمان بایستیم و برای بهتر شدن اوضاع تلاش کنیم.

امید سیاه به کودک میگوید: «پدرت هرگز نخواهد مرد. همیشه زنده خواهد ماند».

امید سفید به انسان بالغ میگوید: «پدرت دیر یا زود خواهد مرد. پس بیشتر قدرش را بدان».

امید سیاه به کودک میگوید: «ما ثروتمندیم. هر چه می خواهی خرج کن و هر راهی که میخواهی انتخاب کن».

امید سفید به انسان بالغ میگوید: «ثروت ما محدود است. بنابراین، سعی کن بهترین انتخابها را انجام دهی».

امید سیاه میگوید: «چشمهایت را ببند. خواسته هایت را تصور کن. کائنات جذب تو خواهد شد…»

امید سفید میگوید: «چشمهایت را باز کن. خواسته هایت را بیان کن. کائنات را چنان بساز که میخواهی»

پی نوشت: به همین دلیل با وجودی که من سالهاست فریاد می زنم «نیاز امروز ما غرور ملی نیست، شرمندگی ملی است». همچنان در این کشور مانده ام. کار میکنم. تلاش میکنم. انتقاد میشنوم و آسیب می بینم. اما صحنه تلاش را ترک نمیکنم…

+87
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

درباره امید، مثبت اندیشی و معصومیت

سالها پیش، در اتاق هتلم نشسته بودم و شبکه ORF1 اتریش را میدیدم که با شرکت کنندگان در یک تظاهرات مصاحبه میکرد. خبرنگار از یک شرکت کننده پرسید: «شرکت در این تظاهرات را تا چه حد اثربخش میدانید؟». پاسخ داد: «بعید است اثر خاصی داشته باشد. اما مسلماً فعالیت مدنی بهتر از خانه نشینی است».

شبکه بی بی سی، سال ۲۰۱۰ با شهروندان در مورد دیوید کامرون مصاحبه میکرد. از یک نفر پرسید: «وجود کامرون تا چه حد میتواند اوضاع اقتصادی انگلستان را با توجه به افول اقتصاد جهانی بهبود بخشد؟». پاسخ داد: «به هر حال، کامرون از بهشت نیامده است، او هم یکی مثل ماست. امیدواریم همه تلاشش را بکند و اوضاع را بهتر کند. اما قطعاً نباید خیالبافی هم بکنیم».

لذت بردم و «تمدن» را تحسین کردم. مقایسه کنید با تلویزیون خودمان: «به نظر شما اثر این راهپیمایی تا چه حد است؟» و پاسخ میشنویم: «بسیارررررررررررررررر مهم است. از همه راهپیماییهای قبلی مهمتر است. خیلیییییییییییییی مهم است».

در روزنامه میخوانیم: «۳۵% ازدواج ها به طلاق منجر میشود».

از دوستم که به تازگی ازدواج کرده و لیسانس آمار و احتمال هم دارد!! میپرسم: احسان. احتمال اینکه ازدواج شما به طلاق منجر شود چقدر است؟ میگوید: صفر!

ما مردم خوشبینی هستیم. بیش از حد خوشبین. واقع گرا نیستیم. دوست نداریم حرفهای منفی را بشنویم.

همین است که فیلم راز،و سخنرانی های مثبت اندیشانه حتی از نوع افراطی، در بین ما فروش سرسام آور دارد.

آیا این بد است؟

من فکر میکنم بد است.

روی دیگر خوشبینی افراطی، بدبینی افراطی است. خوش بینی انرژی میدهد، روحیه میبخشد. حرکت میدهد. اما هر مسیری که به رشد و پیشرفت میرسد، در راه موانع متعدد هم دارد. قبلاً نوشته ام که راه شکست است که سراشیبی و هموار است. راه موفقیت و رشد، سنگلاخ دارد. نخستین زمین خوردن در مسیر پیشرفت، خوشبین افراطی را به بدبین بالفطره تبدیل میکند!

کسانی که به راحتی، امید می بندند به راحتی نیز ناامید میشوند و این یک خطر است.

این همان ویژگی کودکانه است که زمانی تحت عنوان «کودکی ملت ما» از آن نوشتم.

خوشبینی به معنای ندیدن سیاهیها نیست. به معنای دیدن سیاهی ها و تلاش کردن است.

آنکس که چشم خود را بر روی سیاهی ها می بندد خوشبین نیست، نابیناست.

من آن خوشبینی نابینا را «معصومیت» مینامم. معصومیتی که در کودک مشاهده میشود. آن هنگام که فکر میکند، حمایت والدین همیشه هست و همه خوبند و به همه اتکا میکند و حتی دنبال غریبه هم میرود.

اما وای به ملتی که در معصومیت باقی بماند…

پ.ن.: روزهای نخست پس از ماه عسل، ایمیلهای فراوان داشتم که ما چقدر روحیه گرفتیم، چقدر انرژی گرفتیم، چقدر… با خودم می لرزیدم و میترسیدم چون میدانستم که اینها پیامهای معصومانه است. حالا که نوشته های دیگرم را میخوانند همانها ایمیل میزنند که متأسفیم. ای سیاه نما! ای ناامید! ای بدبخت بی انگیزه!

من همان محمدرضا هستم! شخصیتی که در ۳۳ سال شکل گرفته در ۳۳ روز تغییر نمیکند. چه اتفاقی افتاده؟ سکه خوشبینی و معصومیت آنها از روی دیگر آن بر زمین افتاده است!

 

+110
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

کودکی ملت ما

از نخستین لحظات زندگی، طبیعت ویژگیهایی را در نهاد ما قرار میدهد که ما آنها را تا واپسین لحظات با خود حفظ میکنیم. روانشناسان این ویژگیها را «کودک» نام گذاری کرده اند. کودک ویژگیهای زیادی دارد:

کودک خودخواه است. وقتی تکه نانی به او می دهی، آن را با حرص میخورد و به هیچکس نمیدهد. ولی وقتی شکمش سیر شد، آن را به زور در دهان اطرافیان فرو میکند…

کودک بر اساس حس کار می کند نه منطق. گاه با هزار زحمت از آغوش پرمهر کسی فرار میکند و گاه به هزار زور، صورت خود را به چهره اخم آلود میهمانی می چسباند.

کودک مصلحت نمی شناسد. ناگهان در مقابل مهمان فریاد میزند: «چرا اینها نمی روند؟» و زمانی که مادر و پدر به زحمت او را در یکی از اتاقها پنهان میکنند فریاد میزند: «مامان. تو خودت هم همیشه میگی که عمه دیوونست!».

کودک روابط حاکم بر دنیا را نمی شناسد. نمیداند که تفکر انسانها بر اساس دو محور اصلی «منافع» و «مالکیت» شکل می گیرد. فکر میکند که همه «هستند» تا به او «توجه» کنند.

کودک همه چیز را سیاه و سفید می بیند.همه یا عالی هستند یا آدم نیستند. نمی پذیرد که هر کس خوبی هایی دارد و بدی هایی.

کودک مطلق حرف میزند. اگر با کسی قهر کند میگوید که: «قهر تا روز قیامت!». و ساعتی دیگر دوباره در کنار او، دوباره به بازی می نشیند.

کودک چون قوانین طبیعت را نمی شناسد زودباور است. حتی اگر ببیند پدرش به سقف خانه چسبیده تعجب نمیکند!

کودک هیچوقت خودش را مسئول رویدادها و سرنوشت خود نمی داند. همه اطرافیان اما ممکن است در زمین خوردنش مقصر باشند.

کودک اما «امید» هم دارد. هیچ راهی برای کودک، «بن بست» نیست. «ناامیدی» چیزی نیست که کودک تجربه کند.

اگر کودک در درون ما بمیرد، امید نیز می میرد، اما اگر هم تمام فضای زندگی را به کودک درون خود هدیه دهیم، «ساده اندیشی» نخستین پیامد آن خواهد بود.

پی نوشت: گاهی ملت ها، «کودک» میشوند. مثل این روزهای ملت ما…

+133
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش