فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

Tag: استراتژی محتوا

آینده‌ی سایت‌های خبری ایرانی چه خواهد بود؟

پیش نوشت: این مطلب، خیلی کوتاه و ناقص است. صرفاً اینجا نوشتم تا با دیدن دوباره‌اش، کمی بیشتر فکر کنم.

اصل مطلب: هر روز، صبح قبل از شروع کار روزانه، تعدادی از سایت‌های خبری ایرانی و خارجی را مرور می‌کنم. چند روز اخیر، احساس کردم که روند افت کیفی سایت‌ها بسیار محسوس شده است. در این قضاوت من، این مسئله را هم لحاظ کنید که تقریباً با دست‌اندرکاران تمام سایت‌هایی که چک می‌کنم، رابطه‌ی دوستی بسیار نزدیک دارم و احتمالاً سوگیری ذهنی مثبت، باعث شده که خیلی دیرتر از سایر مخاطبان، احساس نارضایتی کنم.

ترجیح می‌دهم به نام هیچ‌یک از سایت‌ها اشاره نکنم. اما روند مشخص است: سایت‌ها به وضوح از #شبکه های اجتماعی عقب افتاده‌اند.

منظورم از عقب‌افتادگی، این نیست که مثلاً خبرهایی در شبکه‌های اجتماعی هست که در سایت‌ها نیست (این یک واقعیت است که سایت‌ها، محدودیت‌ها و ملاحظات بسیار بیشتری دارند و این مسئله قابل درک است).

همچنین منظورم از عقب افتادگی، این نیست که سایت‌ها خبرها را دیرتر از شبکه های اجتماعی منتشر می‌کنند. این هم مسئله‌ای اجتناب‌ناپذیر است. پلتفرم‌های اجتماعی – حتی اگر در فضای وب هم حضور داشته باشند – عموماً بر پایه‌ی قابلیت‌های موبایل شکل گرفته و توسعه یافته‌اند و واضح است که پلتفرم اجتماعی موبایل محور، به ذاته، دقیقاً به علت موبایل بودن (قابلیت جابجایی بالا) هم در تولید محتوا و هم در مصرف محتوا سریع‌تر از وب است (هنوز، بخش قابل توجهی از محتوای وب، روی دستکاپ مصرف می‌شود و حتی در موبایل هم،‌ مرورگرها عموماً اولین یا دومین اپلیکیشن مورد استفاده نیستند).

منظورم از عقب افتادگی این است که سایت‌های خبری، یا به بازنشر اخبار شبکه های اجتماعی مشغولند و یا بر اساس میل و رغبت کاربران در شبکه های اجتماعی، موضوعات مورد بحث خود را انتخاب می‌کنند.

امروز اگر در چند کانال تلگرام عضو باشید و چند اکانت اینستاگرام را هم دنبال کنید، سایت های خبری به سختی می‌توانند غذای جدیدی بر سر سفره‌ی شما بگذارند.

این مسئله را به صورت مطلق نمی‌گویم. اما در چند سایت خبری، تعداد خبرها و تحلیل‌های «اختصاصی» در دو یا سه سال قبل را با امروز مقایسه کردم. در سایت‌های خبری که بازدید چندصدهزارنفری روزانه دارند، به سختی می‌توانید هر روز بیش از یکی دو مورد «خبر اختصاصی» یا «تحلیل اختصاصی» ببینید.

در اینجا می‌توان ده‌ها صفحه در مورد وضعیت جدید جهان، استفاده‌ی روزافزون از موبایل و پیشی گرفتن سرچ موبایل از دسکتاپ و پیشنهاد ساختار AMP توسط گوگل و تعداد کاربران فعال شبکه های اجتماعی و محدودیت‌های دولتی در سراسر جهان در نشر اخبار اشاره کرد و از ویکی لیکس تا کودتای ترکیه قصه روایت کرد.

به نظرم، چنین بحث‌هایی، لااقل در تخصص من نیست.

اما یک نکته را تقریباً مطمئن هستم. سایت‌های خبری، اگر امید داشته باشند که در شبکه های اجتماعی هم، به همان جایگاهی که در وب داشته‌اند دست خواهند یافت، به نظرم بیش از حد خوش‌بینانه است.

علت‌هایی که به ذهنم می‌رسد را تیتروار می‌نویسم:

  • سایت‌های خبری، حتی در پلتفرم‌های موبایل هم، به خاطر هویت و مسئولیت خود، تحت نظارت و کنترل بیشتری هستند و نمی‌توانند بدون چارچوب، هر چه دلشان خواست بگویند (چنانکه این کار ارزشی هم ندارد. ما برای حرف زدن بدون چارچوب، سر چهارراه‌ها می‌رویم و نه سراغ سایت‌های خبری). به عبارتی، خودکنترلی بیشتری بر این سایت‌ها حکم‌فرماست.
  •  کانال‌ها و اکانت‌ها در پلتفرم‌های اجتماعی، به شکلی چابک تر (Agile) اداره می‌شوند و سایت‌های خبری در این زمینه، تجربه‌ای ندارند و تازه باید یادگیری را آغاز کنند.
  • اکثر سایت‌های خبری، درآمد خود را از تبلیغات کسب می‌کنند. اگر چه مردم ما نشان داده‌اند که اساساً توجهی به اثربخشی تبلیغات ندارند و در زمینه‌ی آتش زدن بودجه‌های تبلیغاتی، کمتر جامعه‌ای به پای ما می‌رسد، اما فکر می‌کنم در فضای دیجیتال، این سنجش اثربخشی کمی مورد توجه قرار بگیرد (صرفاً چون ساده‌تر است. نه اینکه فهم ما از تبلیغات عمیق‌تر شده باشد). جابجا کردن مخاطب از سایت به موبایل یا از موبایل به سایت، نهایتاً یک بازی حاصل‌جمع صفر یا Zero-sum game است. قیمت تبلیغات – اگر چه با تاخیر – نهایتاً بر اساس اثربخشی تعیین می‌شود و اثربخشی هم، بر اساس تولید سرنخ یا Lead. در بلندمدت، اگر هم حضور در موبایل،‌ درآمد تبلیغاتی ایجاد کند، احتمالاً حاصل‌جمع درآمد تبلیغاتی رشد چندانی نخواهد کرد (البته رشد موقتی در درآمد تبلیغاتی همیشه وجود دارد. اما بحث من پایدار بودن است. چند سال قبل قیمت تبلیغات محیطی در شهرهای اصلی کشور هم، به صورت مقطعی رشد کرد، اما نهایتاً نیمی از فضای تبلیغات محیطی امروز تهران، به شعرهای نو و کهنه و جملات و نصیحت‌های موزون و ناموزون اختصاص یافته است و این یعنی در اثر افزایش کوتاه مدت قیمت،‌ در بلندمدت ظرفیت مازاد ایجاد شده).

در اینجا ممکن است سایت‌های خبری بگویند که پا در آب کرده‌اند و دما و شرایط را می‌‌آزمایند تا شاید به تدریج، مهاجرتی از وب به پلتفرم‌های اجتماعی داشته باشند. اینکه چنین اتفاقی تا چه حد می‌تواند موفق باشد و آیا بازیگران موفق و جدید فضای خبری در پلتفرم‌های موبایل، قرار است همان بازیگران موفق وب باشند، بحثی دیگر است که خارج از فضای این وبلاگ است.

اما در پایان فقط دو نکته در ذهنم هست که دوست دارم روی آنها تاکید کنم:

اول اینکه در سطح جهانی که استفاده از شبکه های اجتماعی بسیار بیشتر از ما رایج است، هنوز سایت‌های خبری بزرگ، با جدیت به فعالیت خود ادامه می‌دهند. اگر چه DNA محتوای آنها، جهش‌ها و تغییراتی جدی را شاهد بوده است.

دوم اینکه  انتظار بسیاری از مخاطبان، از سایت‌های خبری، «افزایش توانایی تحلیل» است. این نیاز، از بین نرفته است. اگر چه شاید کسانی که این نیاز را حس می‌کنند کمتر شده باشند. اتفاقاً افزایش توانایی تحلیل، کاری است که پلتفرم‌های اجتماعی در آن ضعیف هستند و ساختار آنها هم به شکلی است که نمی‌توانند این نیاز را تامین کنند یا حتی با آن همراه شوند.

دیده‌ام که برخی دوستانم، در مواجهه با چنین بحث‌هایی،‌ به سرعت سراغ محدودیت‌های رسانه‌ای در سایت‌ها و از سوی دیگر باز بودن دست در پلتفرم‌های موبایل می‌روند. اما فکر می‌کنم اگر در آینده، سایت‌های خبری، اقبال مخاطبانشان را – بیش از امروز – از دست بدهند، منصفانه است که نداشتن استراتژی محتوا در دوران ظهور پلتفرم‌های اجتماعی را به عنوان مهم‌ترین عامل شکست خود (و نه صرفاً یکی از عوامل شکست خود) در نظر بگیرند.

+130
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

پنج نوع مخاطب برای کسب و کار (خصوصاً‌ در شبکه های اجتماعی)

در گذشته‌های دور (از حدود سه هزار سال پیش تا حدود ده سال پیش) وقتی انسان در مورد کسب و کار فکر می‌کرد، دیگران را به سه دسته تقسیم می‌کرد:

  • آنها که مشتری هستند.
  • آنها که مشتری نیستند و نخواهند شد.
  • آنها که مشتری نیستند و ممکن است مشتری بشوند.

دوران جدید، مفهوم دیگری را در کنار مشتری و شاید به جای مشتری مطرح کرده است: مخاطب.

امروز، سازمان‌ها با مخاطب خود حرف می‌زنند.

مخاطب ممکن است هرگز مشتری نباشد. اما مخاطب است.

مشتری هم ممکن است مخاطب نباشد.

سازمان‌ها با مخاطب حرف می‌زنند و به مشتری می‌فروشند.

البته این دو گروه، می‌توانند با یکدیگر هم‌پوشانی داشته باشند. شاید هم تا حد زیادی نزدیک باشند.

اما به نظر می‌رسد که دنیای جدید و فرهنگ جدید و ابزارهای جدید، فاصله‌ی بالقوه بین مخاطب و مشتری را هر روز و هر لحظه بیشتر می‌کند.

مجموعه‌ای که امروز مثلاً یک اکانت صد هزارنفری در یک شبکه اجتماعی یا تلگرام دارد، با مخاطب حرف می‌زند.

ممکن است مخاطب، مشتری‌اش باشد یا مشتری‌اش بشود.

ممکن است مخاطب پیام او را به مخاطب دیگر یا مشتری فعلی یا مشتری بالقوه برساند.

ممکن است مخاطب، صرفاً‌ پیام را هضم، جذب و دفع کند!

چند درصد کسانی که اکانت یک بازیگر تلویزیونی را فالو می‌کنند، فیلم او را هم خواهند دید؟

چند درصد کسانی که اکانت خودروسازهای بزرگ جهان را پیگیری می‌کنند، تا قبل از مرگ، صندلی آن خودروها را لمس خواهند کرد؟

چند درصد از کسانی که فیلم یک بازیگر را می‌بینند یا یک خودرو لوکس را سوار می‌شوند، پیام‌های رسانه‌‌ای مربوط به آن فرد یا سازمان را هم تعقیب می‌کنند؟

به نظر می‌رسد که تقسیم بندی مخاطبان و برنامه ریزی برای آنها، بتواند ایده‌های ارزشمندی برای توسعه‌ی کسب و کارها ایجاد کند. خصوصاً‌ کسانی که در فضاهای رسانه‌ای جدید (خرده رسانه‌ها یا رسانه‌های اجتماعی یا رسانه‌های مجازی یا رسانه‌های پویا یا هر چه دوست دارید بنامید) فعالیت می‌کنند.

یک تقسیم بندی پیشنهادی (صرفاً پیشنهادی) می‌تواند این باشد:

  • کسانی که پیام من را دریافت خواهند کرد، اما امروز مشتری من نیستند و ممکن است مشتری‌ام بشوند.
  • کسانی که پیام من را دریافت خواهند کرد و آن را بررسی می‌کنند تا ایرادها و ضعف‌های من را پیدا کنند (منتقد من هستند) و به هر حال مشتری‌ام نخواهند بود
  • آنها که رقیب من هستند و می‌کوشند نقاط قوت من را بررسی و تقلید کنند و البته باز هم، مشتری من نخواهند بود.
  • کسانی که پیام من را دریافت می‌کنند مشتری‌ام بوده‌اند یا دوست دارند باشند، اما هنوز نتوانسته‌ام پیشنهاد جدیدی بدهم که آنها را به خرید ترغیب کند.
  • کسانی که پیام من را دریافت می‌کنند و در هر فرصتی بتوانند محصول من را تهیه می‌کنند. حتی اگر لازم نداشته باشند (مشتریان اپل، مثال خوبی هستند. یا عاشقان یک بازیگر سینما یا تئاتر)

همین تقسیم بندی را با کمی اصلاح و تغییر و تعدیل، می‌توان در مورد اشخاصی که رسانه در اختیار دارند هم به کار برد:

  • کسانی که پیام من را دریافت می‌کنند اما مخاطب من نیستند (البته شاید بشوند).
  • آنها که منتقد من هستند.
  • آنها که رقیب من هستند.
  • آنها که دوست من هستند.
  • آنها که طرفدار من هستند

تفاوت مورد چهارم و پنجم، در تعصبی است که طرفداران دارند و دوستان کمتر دارند.

چه در مورد عرضه محصول و چه در مورد برندسازی شخصی، به نظرم سوال مهمی که می‌توانیم به صورت دائمی، در انتخاب رسانه‌ها، در تدوین استراتژی محتوا برای آنها، در تنظیم سیاست‌های روابط عمومی، در تولید محتوا، در تبلیغات و در هر نوع تعامل با مخاطب در ذهن داشته باشیم این است که: سبد مخاطبان من چگونه است؟ این پیام خاص، برای کدام مخاطبان است؟ معمولاً به کدام مخاطبان فکر می‌کنم؟ چه سهمی از توانم را برای کدام گروه از مخاطبانم صرف کنم؟

+148
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

وقتی همه نویسنده ایم – مروری بر چالشهای استراتژی محتوا در دوران جدید

محسن امین، در کنار همه‌ی تخصص‌هایش، تیترنویس خیلی خوبی است. همان چیزی که فرنگی‌ها به آن Copywriter می‌گویند.

امیدوارم فرصتی پیدا کند و با هم یک فایل رادیو مذاکره در مورد نوشتن و رسانه تهیه کنیم.

حتی در پیام‌های شخصی هم، مینیمال می‌نویسد.

دیروز برایم دو عکس فرستاد و زیرش نوشت: روزنامه‌ی فردا!

hamshahri-content-strategy-1

محسن عزیز لطف کرده و گزارشی از بخشی از جلسه‌ای که قبلاً در روزنامه‌ی همشهری داشتیم و در مورد آینده روزنامه نگاری و رسانه و تولید محتوا با دوستان عزیزم در همشهری گپ زدیم را منتشر کرده است.

عنوان اصلی و عنوان دوم متن را هم انتخاب کرده که من خیلی دوست داشتم:

وقتی همه نویسنده‌ایم

مروری بر بایدها و نبایدهای استراتژی محتوا در روزگاری که تعداد نویسنده ها بیشتر از تعداد خواننده هاست

البته محسن امین همیشه حرفی می‌زند که درست هم هست. می‌گوید: بعضی حرف‌های تو شنیدنی است. نوشتنی نیست.

(منظورش این نیست که خیلی حرف‌های عمیقی می‌زنم یا خیلی حرف‌های خوبی می‌زنم. منظورش این است که شأن قلم، بالاتر از آن است که بعضی حرفهای من را نقل کند! و به همین دلیل، بخشی از حرف‌ها معمولاً شنیده می‌شوند و ثبت نمی‌شوند).

به هر حال، اگر چه حرف‌های من برای خوانندگان دائمی اینجا، تازه نیست، اما می‌توانید آن را در سایت آنلاین روزنامه همشهری بخوانید.

hamshahri-content-strategy-2

+134
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

گزارش بازدید از دفتر روزنامه همشهری

به لطف و دعوت دوست خوبم آقای محسن امین، فرصتی شد تا امروز به دفتر روزنامه همشهری سر بزنم. ساختمانی زیبا به همراه محیطی مهربان و دوست‌داشتنی و محدوده‌ی وسیعی از فعالیت‌ها. تا جایی که من می‌دانم دفتر روزنامه همشهری یکی از گسترده‌ترین مجموعه‌های مطبوعاتی است که جمعی بزرگ و متنوع از اهل نشر و قلم را زیر یک سقف گرد آورده است.

از بخش خبری تا بخش‌های تحلیلی و از بخش بورس تا بخش فرهنگ و مجموعه گسترده‌ای از مجله‌ها مانند دانستنیها و دوچرخه و خردنامه و سرزمین من.

فرصتی بسیار ارزشمند بود تا فرایند تولید محتوا در چنین حجم گسترده‌ای را ببینم و اصول و چارچوب‌هایی را که برای انجام کار هماهنگ و کیفی در چنین حجمی گسترده به کار گرفته می‌شود، بیاموزم.

با وجودی که در تمام ساختمان چرخیدم و بخش‌ها را دیدم، اما فضای بسته به شکلی بود که خجالت کشیدم عکس‌های زیادی بیندازم و برای شما بیاورم (یا حتی بپرسم که این کار مجاز است یا نه). اما چند عکس را از فضای بیرونی و طبقه‌ی هم کف انداخته‌ام که گفتم شاید برای شما هم جالب باشد.

این نمای حیاط ساختمان است که از بالکن طبقه‌ی ششم قابل مشاهده است. تجربه‌ای آرام‌بخش و لذتبخش از مشاهده‌ی سبزی و سکون:

دفتر روزنامه همشهری

راستی! خودم هم به حیاط رفتم و همانجا عکس انداختم:

دفتر روزنامه همشهری

یک عکس سلفی هم با آقای محسن امین انداختم. من که هیچ‌وقت نفهمیدم برای سلفی گرفتن باید دقیقاً کجای موبایل را فشار داد و به کدام سوراخ آن نگاه کرد. اما آقای امین واقعاً در این کار حرفه‌ای است:

محمدرضا شعبانعلی و محسن امین در دفتر روزنامه همشهری

در طبقه‌ی همکف، موزه مانندی داشتند که دیدنش بسیار لذت‌بخش بود. از جمله صفحه‌ سربی مربوط به چاپ نخستین شماره‌ی همشهری را در آن قرار داده بودند:

نمونه اولین صفحه روزنامه همشهری در دفتر روزنامه

نمونه‌هایی از دستگاه‌های چاپ قدیمی هم در آنجا بود و البته در میان همه‌ی آنها، یک صحنه دلخراش هم وجود داشت و آن، دوربین باقی مانده از سقوط هواپیمای C-130 بود که هنوز در کنارش، کارت خبرنگاری شهید کربلایی احمد قرار داشت:

ادامه نوشته

+172
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش