Tag: ارتباطات

مغز جهانی: صحبت من در «روشن شو» تهران

روشن شو تهران، اجرایی از نمونه‌های Ignite Show است که در نقاط مختلف جهان برگزار میشود و سخنرانان ۵ تا ۷ دقیقه فرصت دارند درباره‌ی یک مسئله‌ی خاص صحبت کنند. مسئله‌ای که بتواند ایده‌ی جدیدی را در ذهن مخاطب ایجاد کند. من در این برنامه در خصوص «مغز جهانی» یا Global Brain حرف زدم. خلاصه‌ی حرفم شکل گیری شبکه‌ی جدیدی از ارتباطات در سراسر جهان بود که باعث شده است شخصیت ها، مدل کسب و کار، استراتژی‌ها و حتی «الگوریتم محکم و تاریخی تکامل» تغییر کند. من مغز جهانی را یک Superorganism می‌دانم. پدیده‌ی جدیدی که آینده‌ی جهان ما را […]

امیر مهرانی را بخوانید…

امیر مهرانی از دوستان خوب من است که مدتها نوشته‌هایش را می‌خواندم و در رمضان امسال، در ضیافت افطاری مدیران ایران، برای نخستین بار فرصتی دست داد تا از نزدیک با او به گفتگو بنشینم. به «توسعه مهارتهای فردی» فکر می‌کند و نوشته‌‌ها و دیدگاه‌ها و فعالیت‌ها و آموزش های ارزشمندی دارد. برخلاف بسیاری از فعالان حوزه‌ی آموزش که در سایت‌هایشان فقط به اندازه‌ای می‌نویسند که تشنه‌ شوید و به آنها پول پرداخت کنید، امیر مهرانی، چنان می‌نویسد که اگر هرگز هم او را نبینیم، باز هم به توسعه نگرش من و شما کمک کرده است. این مطلب را مدتها […]

تبلیغات صرفاً برای تبلیغ!

چند هفته‌ای است که به بهانه‌ی صحبت در خصوص همایش موسسه ماهان در خصوص ارتباطات و مذاکره که ۲۶ دی ماه برگزار می‌شود و من دبیر آن هستم، هر هفته شنبه‌ها به صدا و سیما سر می‌زنم. گاهی دلم از نحوه‌ی فکر کردن و کار کردنمان می‌گیرد و احساس کردم اینجا می‌توانم با شما صحبت و درد و دل کنم. فقط یک خواهش دارم. از آنجا که ما تخصص ویژه‌ای در «دیدن نوک انگشت» و «غافل شدن از محل مورد اشاره» داریم، تقاضا می‌کنم در خواندن متن، به «ماهان» و «تبلیغات موسسه ماهان» فکر نکنید و فراتر از اینها بیندیشید. […]

فرهنگ استفاده از تکنولوژی برای ارتباطات

آرتور سی کلارک زمانی در یک مصاحبه‌ی تلویزیونی گفته بود: «بزرگترین بلا برای یک جامعه، مجهز شدن به تکنولوژی است در شرایطی که خودش هیچ نقشی در تولید و توسعه‌ی آن نداشته است!». نیل پستمن هم جای دیگری نوشته: «هیچ چیز به اندازه‌ی زنگ موبایل در یک مراسم تدفین، مرا به خنده نمی‌اندازد. تکنولوژی خود را به فرشته‌ی مرگ هم تحمیل می‌کند!». زمانی که حرف آرتور سی کلارک را از تلویزیون شنیدم، به تازگی دومین دهه‌ی زندگی را آغاز کرده بودم. امروز در میانه‌ی چهارمین دهه، خیلی بهتر کلارک و پسمتن را می‌فهمم. ساعت ۱۲ شب، یک دوست به دوستش […]

برند شخصی در گفتگو با بهنود الله وردی نیک

در حوزه مشاوره مدیریت، یکی از موضوعات پرطرفدار که تا حدی نیز با حوزه ارتباطات و مذاکره مرتبط است، برندینگ است. همه‌ی کسب و کارها دوست دارند یک برند قوی داشته باشند و این روزها، در کنار برند محصولات و خدمات، «برند شخصی» نیز، یکی از حوزه‌هایی است که مدیران به آن توجه می‌کنند. بهنود الله وردی نیک، که مدلی را در برندینگ به نام «بانیک» ارائه کرده است، از جمله کسانی است که بیش از یک دهه در این حوزه فعالیت مستمر کرده و نام و افکار و نظریه‌ها و مدل او، پشت بسیاری از برندهای معروفی که امروز […]

باهم در یلدا: قصه گویی از ارتباطات و مذاکره

حدود یک سال پیش نوشته‌ای را منتشر کردم تحت عنوان: «کاملاً شخصی». کامنت‌های مختلفی روی آن دریافت کردم و احساس بسیار خوب لذتبخشی که بعداً به عنوان «این قبیله مجازی» منتشر شد. گهگاه زیر بعضی از پست‌ها بحث‌های طولانی مطرح شد که نمونه‌های آن را در پست‌هایی مثل ادامه تحصیل در دکترا و قوانین زندگی من دیدیم. زمانی تصمیم گرفتیم که فضایی مثل «چت روم» تحت عنوان «کافه آنلاین» داشته باشیم و با ساکنان این قبیه‌ی مجازی صحبت کنیم. اما تجربه‌های ما چندان موفق نبود. چت روم، فضای گفتگوهای «کوتاه» و «کلمات محدود» است. ضمن اینکه ریسمان گفتگوها در آن […]

دروغ سفید: بیایید اعتراف کنیم…

در سالهای گذشته، در بخشی از کلاسهای مذاکره و ارتباطات، از دروغ حرف می زدم و در مورد نحوه مواجهه با آن صحبت می کردم. دروغ ها را به دو گروه تقسیم میکنند: دروغ سیاه  و دروغ سفید. دروغ سیاه دروغی است که با گفتن آن به زندگی فرد دیگری آسیب می زنیم. مثلاً فردی که به همسر خود خیانت میکند اما به او میگوید که هنوز عاشقانه دوستش دارد. شرکتی که درآمد سرشار دارد اما در اظهارنامه های مالیاتی، خود را ضررده معرفی میکند. کسی که از شرکت خود دزدی میکند ولی کس دیگری را برای این دزدی متهم […]

دانستن یا توهم دانش؟ راه حل چیست؟

طی چند ماه اخیر، با چند تن از دوستان و آشنایانم چند مذاکره داشتم. همه آنها در کلاسهایم شرکت کرده بودند. برخی نه یک بار و دو بار. همه معتقد بودند که خودشان و من را می شناسند. معتقد بودند که به مهارت مذاکره کاملاً مسلط هستند. اما در مذاکره، رفتارهایی نشان میدادند که مرا به شدت نا امید می کرد. اشتباهاتی که هرگز انتظار دیدن آنها را نداشتم. چند روزی است فکر من، مشغول این مذاکره هاست. با کسانی که از من، دور هم نیستند. به نتیجه رسیدم که: «دانستن نصفه نیمه یک علم، از ندانستن آن خطرناک تر […]