در جستجوی بهترین خدا…

مجری برنامه شبکه دو، در خصوص مدال طلای بهداد سلیمی به عنوان قوی ترین مرد جهان گفت: «سکوی قوی ترین مرد جهان، یک سکوی ورزشی نیست. یک سکوی سیاسی است. کسی که بر این سکو می ایستد، پیداست که بهترین دین، بهترین جکومت و حتی بهترین خدا را دارد!» من بر خلاف عموم مردم که این بیانات را توهین به شعور عموم مردم تلقی میکنند، مشکلی با این اظهارات ندارم. تنها نگرانی من این است که اگر چهار سال بعد مردی از آمریکا یا چین یا هند یا هر جای دیگر، بر این سکو بایستد باید به سرعت هر چه تمام تر، ملیت و حکومت و مذهب و خدایم را تغییر دهم! لینک این اظهار نطر مسخره را میتوانید در اینجا بیابید… فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت […]

این روزها در شهر موشها…

این روزها موشها در فاضلاب روزگار سختی میگذرانند. البته سختی شرایط، تازه نیست. سالهای سال است که مسئله ارزش گردو، موضوع بحث موش هاست. موشها برای خرید پنیر و همینطور در بازدید از فاضلابهای همسایه، معمولاً به دیگر جانوران، «گردو» میدهند. زمانی که قدرت فاضلاب در اختیار موشهای سفید بود، گردو ارزش مشخصی داشت. همه میدانستند که با هر هزار گردو یک حلب پنیر خوب و خوشمزه دریافت میکنند. مهم نبود چه کسی باشی، نرخ برابری گردو برای همه همین قدر بود. اما امروز، گردوها در اختیار موشهای قهوه ای است. بسته به اینکه از وابستگان باشی یا خیر، نرخ تغییر میکند و هنگام مسافرت بسته به اینکه مقصد تو کدام فاضلاب باشد، تعداد متفاوتی گردو دریافت میکنی! در فاضلاب، قیمتها هر روز افزایش می یابد. با آن هزار گردو که زمانی یک حلب پنیر […]

نقشه راه موفقیت – قسمت چهارم: فرار از تصمیم گیری

میخواهم برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بروم، البته هنوز هیچ کاری نکرده ام. میخواهم از شهر خودم بیرون بروم و در شهر بزرگتری مشغول به کار شوم، اما همت نمیکنم. میخواهم از شغل فعلی ام استعفا بدهم و کار جدیدی را شروع کنم که خلاقیت بیشتری در آن باشد، اما هنوز جرأت این کار را ندارم. همه ما در مقاطعی از زندگی، با چنین تصمیمهایی مواجه شده ایم. «فرار از تصمیم گیری» یکی از بیماریهای رایج در انسانهاست. روانشناسان گاهی آن را «فوبیای تصمیم گیری» مینامند. چرا از تصمیم گیری میترسیم؟ دانشمندان علوم رفتاری وجود «تناقض» را دلیل اصلی میدانند. اگر کسی میخواهد برای ادامه تحصیل به خارج از کشور برود، اما به دلیل نامشخصی مراحل این کار را آغاز نمیکند، احتمالاً به این دلیل است که در تناقض میان «توجه به خانواده» […]

مرامنامه: لطفاً سایر پستهای این وبلاگ را نخوانید…

وبلاگ «برای فراموش کردن» برای همیشه بسته شد تا نوشته های من به تدریج به بخش روزنوشته های این سایت منتقل شوند. سالها پیش «مرامنامه» ای برای آن وبلاگ نوشتم که فکر میکنم با شرایط امروز، دقیقاً میتوان آن را از نو نوشت. پس یک بار دیگر آن را اینجا مینویسم:   نخوانید. خواهش میکنم نخوانید. کمی صبر کنید. پست های بعدی را نخوانید. من فکر میکنم دوره دموکراتیزه کردن وبلاگها گذشته است. فکر میکنم دوره انتشار یک وبلاگ برای همه، سر آمده است. فکر میکنم دیگر نمیتوان حرفی نوشت که همه را خوش بیاید. فکر میکنم باید مرزها را مشخص تر کرد. نخوانید. خواهش میکنم نخوانید. کمی صبر کنید. شاید این وبلاگ برای شما نباشد. کامنتهای خصوصی و فشارهای عمومی و خصوصی و تهدیدهای پنهان و پیدا، نشان میدهد که در میان خوانندگان، دوستان […]

نقشه راه موفقیت – قسمت سوم: شیوه تصمیم گیری انسانهای موفق

یکی از ابزارهای قدرتمندی که باید همیشه در مسیر موفقیت همراه ما باشد، ابزار تصمیم گیری است. زندگی هر یک از ما حاصلجمع تصمیمهای ماست. همیشه میتوانیم کسانی را بیابیم که شرایط اولیه زندگی آنها شبیه ما بوده است. اما امروز بسیار موفق تر یا نا موفق تر از ما هستند. اگر بیشتر دقت کنیم تفاوت تنها در چند مورد تصمیم است. چند مورد تصمیم که آنها را به سمت زندگی مطلوب یا نامطلوب هدایت کرده است. همه ما هر روز تصمیمهای زیادی میگیریم. بعضی وقتها، بسیار ناآگاهانه تصمیم میگیریم. شاید بتوان تصمیم گیری را به نفس کشیدن تشبیه کرد. ما پیوسته در حال تنفس هستیم اما در اغلب اوقات این کار را ناآگاهانه انجام میدهیم و اساساً متوجه نیستیم که در حال نفس کشیدن هستیم. تصمیم گیری نیز برای بسیاری از ما همین حکم […]

لطفاً در انتشار تحقیقات خود کمی درنگ کنید…

شاید من را یک مذهبی متعصب ندانند. اما همیشه دغدغه مذهب داشته ام. بعضی وقتها از خدا میخواهم به برخی از مذهبیون کمی شعور و هوش اعطا کند. خبر را بخوانید: کاهش میزان جرم و جرائم در کشور به میزان قابل توجه، از برکات انکار ناپذیر ماه مبارک رمضان است! یکی نیست بگوید: پدر آمرزیده، در کشور گروهی مذهبی داریم و گروهی لامذهب. لامذهب ها که شعبان و رمضان برایشان فرقی ندارد. نشان میدهد مسبب اصلی جرم و جرائم مذهبی ها بوده اند که در این ماه انرژی کمتری داشته اند یا کوشیده اند خودداری کنند. خواهش میکنم در جعل آمار دقت بیشتری داشته باشیم… ثواب دارد… فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

یک رویداد مفید

امروز صبح، پس از تصادفی که شرحش در این مقال نمی گنجد، راهی بیمارستان شدم و به تازگی به خانه برگشتم. تا ده روز استراحت مطلق و ترجیحاً تا نیمه شهریور ماه بدون حرکت و جنبش جدی باید با عصا در جلسات ظاهر شوم. عادت کرده ام که در هر رویدادی دنبال فرصتی بگردم. برای کسی چون من که ساعتی آرامش ندارد، این رویداد فرصتی اجباری است. فرصتی برای مطالعه کردن، خواندن، نوشتن و تمام کردن کتب نیمه کاره. ناراضی نیستم. نمیگذارم طبیعت مرا شکست بدهد. اگر «تصادف»های دیگر هم روی دهد، تا روزی که قلبی و مغزی هست، به کارهایم ادامه میدهم: محکم تر از همیشه. فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

ماکیاولی در جهنم…

ماکیاولی در جهنم

اخیراً کتاب Machiavelli in Hell را میخوانم. هوشمندی نویسنده کتاب را می ستایم. ماکیاولی در جایی از کتاب میگوید:   Heaven for the climate, Hell for the company بهشت را به خاطر هوای خوب میخواهم، جهنم را به خاطر همنشین خوب… فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

نقشه راه موفقیت – قسمت دوم: قوانین موفقیت

راز موفقیت یا نقشه راه موفقیت؟

نخستین قانونی که هر انسان موفقی بر روی آن تأکید دارد این است که موفق بودن و ثروتمند بودن هم معنی نیستند. انسان موفق را با نشانه های دیگری میتوان شناخت. اگر به ریشه کلمه ها توجه داشته باشیم متوجه می شویم که «موفق» و «موافق» از یک ریشه اند. انسان موفق کسی است که «موافق» و «در راستای» اصول و ارزشهای خود زندگی میکند. این انسان ممکن است داراییهای زیادی داشته باشد یا هیچ چیز نداشته باشد. موفق بودن یک ویژگی رفتاری و شخصیتی است. اما ثروتمند بودن یک رویداد در زندگی هر انسان است. انسان ثروتمند ممکن است در هر لحظه ثروت خود را از دست بدهد اما انسان موفق اگر شکست هم بخورد، همچنان موفق است. اگر معیار ما برای رشد و موفقیت ثروت بود، حافظ در زمانی که شعر مینوشت، ادیسون […]

در جستجوی حقیقت

بعضی از انسانها چنان به حقیقت نزدیک میشوند که دیگر آن را نمی بینند. فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

نمیگویم درس نخوانید، می‌گویم درس خواندن خاصیتی ندارد

با توجه به ایمیلی که دریافت کردم، احساس کردم که حرف من در مورد دانشگاه و تحصیل درست و کامل تفهیم نشده. من به عنوان کسی که در این کشور درس خوانده و درس میدهد نمیتوانم و نمیگویم که: «درس نخوانید». به قول قدیمیها، «رطب خورده منع رطب کی توان کرد؟» من حرفم این است که در دنیای امروز تحصیلات در بهترین حالت میتوان شرط لازم برای موفقیت باشد نه شرط کافی. شرط دیگری که میتواند شانس موفقیت را افزایش دهد «تمایز» است. در کشوری که صد سال مردم بستنی «اکبر مشدی» خوردند، «آیس پک» ثروتمند شد این قانون دنیاست: «متمایز باش یا بمیر!». دو راه مشخص برای تمایز وجود دارد: راه اول) رها کردن مسیر دانشگاهی و در پی مسیر زندگی رفتن (مدیران زیادی در کشور در این شرایط هستند) راه دوم) درس خواندن […]

من ایمان دارم که…

من ایمان دارم که شانس وجود دارد و همیشه به سراغ کسانی میرود که به آن اعتقاد ندارند… فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

دنیای آدم بزرگها را دوست ندارم…

آدم بزرگها اعداد را دوست دارند. وقتی با آنها از دوست تازه ای صحبت میکنی، هیچوقت از تو راجع به آنچه اصل است نمیپرسند. هیچوقت به شما نمیگویند که مثلاً آهنگ صدای او چطور است؟ چه بازیهایی را بیشتر دوست دارد؟ آیا پروانه جمع میکند؟ بلکه از شما میپرسند: “چند سال دارد؟ چند برادر دارد؟ وزنش چقدر است؟ پدرش چقدر درآمد دارد؟” و تنها در آن وقت است که خیال میکنند او را می شناسند! اگر شما به آدم بزرگها بگویید: “من خانه زیبایی دیدم که روی پشت بامش کبوتران…” نمیتوانند آن خانه را مجسم کنند. باید به آنها بگویید: “یک خانه صدهزار دلاری دیدم!” آنوقت بلند فریاد می زنند: به به! چه خانه قشنگی! ( کتاب شازده کوچولو – اگزوپری) فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب […]

دیالوگ من و شراره

در همین وبلاگ دوستی پیدا کردم به نام شراره. به من توصیه کرد ادامه تحصیل بدهم (و البته چند توصیه شخصی دیگر که حتماً به آنها توجه میکنم). من هم جوابی برایش نوشتم. چون فکر کردم ممکن است همه، کامنتها را نخوانند اینجا دوباره آن دیالوگ را مینویسم: توصیه دوستم: از من به شما پیشنهاد:حتما دکتری بخونید.اونوقت میشین هیات علمی بعدش استاد تمام بعد پروفسور نهایتا هم میشین استاد اول مذاکره جهان.خیلی بهتر از اینه که آدم فقط تو ایران اول باشه.اونوقت از کل جهان میان دنبالتون.الانو نگاه نکنید!اگر تکی به خاطر اینه که مردم ما هنوز مذاکره رو علم نمیدونن.چند سال دیگه اوضاع عوض میشه طوری که زنها وشوهرها هم برای اینکه با هم حرف بزنن از اساتید مذاکره استفاده میکنن.البته به من ربطی نداره گفتم که در جریان باشی!!! پاسخ من: شراره عزیز٫ […]