به خاطر پای شکسته ممنونم…

دهمین روزی است که در خانه هستم و با پای شکسته ام سر میکنم. بیست روز دیگر هم مانده است… در ده سال گذشته روی هم کمتر از ۳۰ روز تعطیلی داشته ام. جمعه ها نیز کار کرده ام، عیدها را و تعطیلات را نیز. نخستین روز که پایم شکست هزار حسرت خوردم: – حالا که قرار است کار نکنم، کاش پایم سالم بود تا مسافرتی به کیش میرفتم. ترکیه شاید. امارات یا اروپا. هر جا که پیش آید. – حالا که قرار است کار نکنم، کاش پایم سالم بود تا مسافرتی به شمال میرفتم کنار دریا. – حالا که قرار است کار نکنم، کاش… اما هیچیک از آنها امکان پذیر نبود. این بود که خانه نشستم، کامپیوتر بر روی پاهایم و کتابهایم دور و برم. چیزهای خوبی را تجربه کردم اما: – خانه ام […]

در بیست و چهار ساعت گذشته…

در روزی که گذشت، رویدادهای زیر به وقوع پیوست: ۱٫۲۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ جرعه نوشابه در سراسر جهان نوشیده شد. ۸۸۲٫۰۰۰٫۰۰۰ نخ سیگار مارلبورو از آمریکا به سایر کشورها صادر شد. ۴۱٫۰۰۰٫۰۰۰ مشتری در رستورانهای مک دونالد غذا خوردند. ۱۴٫۰۰۰٫۰۰۰ خودکار بیک دور انداخته شد. ۶٫۲۰۰٫۰۰۰ کیلو پلاستیک صرف درست کردن بطری های آب معدنی شد. ۴۳٫۰۰۰ هکتار جنگل از میان رفت. ۲۶٫۵۰۰ کودک زیر پنج سال از فقر مردند. ۷٫۴۰۰ نفر به دام ویروس ایدز گرفتار شدند. ۲٫۸۰۰ کودک آفریقایی از مالاریا مردند. ۷۳ گونه جاندار منقرض شدند. اخبار دیروز هم همین بوده. اخبار فردا هم همین خواهد بود. ————————————————————————————————————————- پ.ن.۱: مرجع کتاب Do Good Design نوشته David Berman پ.ن.۲: یکی از ویژگیهای ذهن مهندسی، داشتن حس نسبت به اعداد است. استاد طراحی ما در دانشگاه از ما می پرسید: «چرخ یک تاکسی در طول عمر تاکسی […]

نقش نظم در موفقیت

در پاسخ یکی از دوستان که در کامنتها در مورد رابطه نظم و موفقیت پرسیده بود، گفتم شاید جالب باشد تصویری از میز مطالعه من را ببینید. همانطور که مشاهده میکنید خود من هم در قسمت میانی تصویر در حال مطالعه کتاب، مشاهده نمی شوم. 😉 فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

نقشه راه موفقیت: مرکز کنترل شما کجاست؟

مرکز کنترل از اصطلاحات متداول در روانشناسی رفتاری است. بعضی از ما دارای مرکز کنترل درونی و برخی دیگر دارای مرکز کنترل بیرونی هستیم. اما جدای از سوالها و پرسشنامه ها و بحث‌های تئوریک، اجازه بدهید در قالب یک مثال، این مفهوم را بررسی کنیم. اگر صبح دیر به دانشگاه یا محل کار برسید و شما را، به خاطر تأخیر بازخواست کنند، کدامیک از جملات زیر پاسخ شما خواهد بود: تصادف شده بود و معطل شدم. ترافیک خیلی شدیدی بود و معطل شدم. ساخت بزرگراه جدیدی نزدیک منزل ما، ترافیک را کامل مختل کرده است. باید زودتر از خواب بیدار میشدم. اشتباه کردم. اگر از کسانی هستید که جمله آخر را بیان میکنند، در مسیر رشد و موفقیت یک گام جلوتر از دیگران هستید. قبل از اینکه باقیمانده این نوشته را بخوانید یک برگ کاغذ […]

در پاسخ به یک کامنت: علی خلیلی کیست…

کتاب مذاکره من به «علی خلیلی» تقدیم شده است. علی خلیلی، یک نام عام است. شاید شما «علی خلیلی» بوتان را بشناسید، شاید «علی خلیلی» را در صنعت خودرو. اما «علی خلیلی» که من میشناسم، کسی است که سالها در صنعت ریلی فعالیت کرده است. تصمیم گرفتم به بهانه پاسخ به یک کامنت، که در مورد «علی خلیلی» پرسیده بود، موضوع مهمی به نام «Mentoring» را مطرح کنم. من زمانی «علی خلیلی» را دیدم، که بیست سال داشتم. تجربه محیط رسمی کسب و کار را نداشتم و از کسب و کار خیابانی و کارگاهی وارد فضای رسمی سازمانی شدم. حوصله اش در تربیت و آموزش و ریسک کردن روی کارکنان، ستودنی بود. یادم نمیرود که مرا برای نخستین بار با گروهی از مدیران ارشد به اتریش می فرستاد و برای من که فرق «مک دونالد» […]

فایلهای صوتی رادیو مذاکره

سه لینک اول  فایلهای صوتی رادیو مذاکره در زیر آمده ااست:  (فایل اول مذاکره ، فایل دوم مذاکره، فایل سوم مذاکره) برای دانلود سایر فایلها می توانید به لینک زیر مراجعه کنید: صفحه اختصاصی رادیو مذاکره فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

زنده باد جنگ!

چند سال پیش با مدیر خط تولید یکی از خودروسازهای اروپایی صحبت میکردم. پیرمردی بود با سنی بیش از سن بازنشستگی اما هنوز کار میکرد. پرسیدم آینده شرکت را چطور می بینی؟ سکوت کرد. سکوت کرد. باز هم سکوت کرد. آه کشید. آه کشید. دوباره آه کشید. گفت سالهای جنگ، معیار کار کردن ما، میزان تولید بود. اگر تولید به سقف خود نمیرسید، اضافه کار می ماندیم و اگر میرسید، زودتر میرفتیم تا اضافه حقوق را به شرکت تحمیل نکنیم. ما انسانهای دوران جنگ بودیم. برای رفتن به رستوران کار نمیکردیم، یا خانه ای بزرگتر، یا مبلی شیک تر، یا لباسی گرانتر در یک مهمانی بزرگتر. دغدغه ما زنده ماندن یا نماندن بود. امروز فرزند من، در همین شرکت کار میکند. میدانی تصمیمش برای اضافه کاری بر مبنای چیست؟ گفتم: نمیدانم. گفت: از پنجره به […]

این حفره را می شناسید؟

در برابر بعضی از زیباییهای هستی، تنها می توان سکوت کرد. فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

نقشه راه موفقیت: استعاره هایی برای زندگی

میگویند یادگیری، یعنی ارتباط مطالب جدید با دانسته های قبلی. همه ما به همین شیوه یاد میگیریم. وقتی میخواهند به ما ارزش زمان را بیاموزند میگویند که: «زمان مثل پول است». شاید زمان مستقیماً و به سرعت به پول تبدیل نشود. اما این تشبیه به ما می آموزد که در مورد زمان و خرج کردن آن با احتیاط بیشتری برخورد کنیم. همچنین به ما یادآوری میکند که «زمان» را نیز مانند «پول» میتوانیم سرمایه گذاری کنیم و اگر درست سرمایه گذاری کنیم میتوانیم سود خوبی نیز به دست آوریم.  همچنین این تشبیه به ما یادآوری میکند که زمان را نیز مانند پول میتوان به «بهترین شکل» یا «بدترین شکل» هزینه کرد. یادگیری در عمیق ترین شکل خود، از طریق تشبیه و استعاره در ذهن ما انسانها شکل میگیرد. یکی از شیوه های تقلید از انسانهای […]

نامه ای به یک دوست (برای فراموش کردن)

این متن را در یک شب سرد در نخستین روز سال، برای یک نفر نوشته ام. نزدیک ترین دوستم. اسمش ماریو است. از سال ۱۳۷۸ می شناسمش. فقط هم برای او نوشته ام. برای یک بار، چشمهایم را بسته ام و مینویسم و دوست دارم فکر کنم که همه چشمهایشان را بسته اند و نمیخوانند: خوبی؟ این روزها حتماً سردت است. میدانم. هوا خیلی سرد شده. خاک سردتر است. گوشتهای تن تو هم که آب شده. سرما راحت تر به استخوانت نفوذ میکند. آن کلبه چوبیت سالم باقی مانده هنوز؟ یا دیوارهایش پوسیده؟ دو متر پایین از سطح زمین باید کمی گرمتر باشد. نیست؟ سال تحویل شده و به عادت هر سال، موبایل را کنار دستم گذاشته ام تا تو زنگ بزنی. با همان لهجه شیرین کودکانه ات، کلمات فارسی را که به سختی یادت […]

خدای گونگی (از وبلاگ برای فراموش کردن)

فکر کن که تو ایستاده ای، یکه و تنها، در مرکز جهان، و خدایی میکنی بر هر آنچه هست: زمین. گیاهان و جانوران. چه بیهوده و خسته کننده خدایگونگی خواهد بود چنین بودنی تکراری و ملال آور. بودن آن هنگام معنی می یابد که کسی در کنارت ایستاده باشد. تا به انگشت اشاره نشانش دهی، زمین را و آسمان را. درختان را و گیاهان را. بودن آن هنگام معنی می یابد که گوشی در کنارت برای شنیدن آماده باشد، تا نجوا کنی با او آنچه را که شنیده ای و می شنوی. بودن آن هنگام معنی می یابد که دلی در کنارت، دل سپرده باشد به دلهره ها و دلشادی هایت. تا حس کند آنچه را که نه دیده میشود و نه شنیده می شود. بودن آن هنگام معنی می یابد که روحی در کنارت، […]

قسمت پنجم نقشه راه موفقیت – نگرش نسبت به پول

آدام اسمیت میگفت: «پول تنها زبانی است که تمام ملل جهان آن را به خوبی درک میکنند». این زبان به قدری ساده و قابل فهم است که سال گذشته در یک تحقیق جالب دانشگاهی، توضیح داده شد که حتی به میمونها هم با صرف مدت زمان کمی میتوان مفهوم پول را آموزش داد.  به شکلی که با سایر میمونهای اطراف خود، موز و نارگیل و سایر مایحتاج خود را معامله کنند! پس چرا در مورد پول و نگرش به پول در میان ما انسانها به این حد اختلاف دیدگاه وجود دارد؟ چرا برخی از ما تلاش برای کسب پول را کاری غیراخلاقی و نامطلوب میدانیم و برخی دیگر، در مسیر کسب پول و ثروت لحظه ای توقف نمیکنیم؟ نگرش انسانهای موفق به پول تا حد زیادی با نگرش انسانهای معمولی متفاوت است. شاید نخستین تفاوت […]

روز جهانی چپ دست ها

چند سال پیش به مناسبت ۱۳ آگوست روز جهانی چپ دستها، متنی نوشته بودم که اینجا مرورش میکنم. چپ دستها اقلیتی هستند که کمتر از ۸% جمعیت جهان را تشکیل میدهند و من هم جزو آنها هستم. ظاهراً هر جا اقلیتی هست ما هم هستیم. خدا را شکر که طعم اقلیت بودن را بر ما چشاند تا هیچگاه از حق اقلیت چشم نپوشیم.زمانی فهمیدم در اقلیت هستم که در کنکور، در مقابل معلولیتها برای خودم در مقابل چپ دستی علامت زدم.زمانی فهمیدم در اقلیت هستم که دیدم انگشتان قدرتمندم تنها بر روی پیانو آکورد میزنند و دست ضعیفم، بار نواختن مانده آهنگ را تحمل میکند. زمانی فهمیدم در اقلیت هستم که نتوانستم مانند خواهر و برادرم، با چاقو میوه پوست بکنم. هم اکنون هم که چاقوی دو لبه آمده، توان یادگیری من مانند سابق نیست! […]

تحریم میکنم پس هستم!

در راستای ژستهای روشنفکری خوانندگان عزیزی که بنده را به تحریم صدا و سیما دعوت میکنند، پیشنهاد میکنم: – از این به بعد استفاده از موبایل را هم تحریم کنیم (چون تکلیف مالکیت همراه اول و ایرانسل مشخص است) – از این به بعد به اینترنت هم وصل نمی شویم (چون هم سود اصلی در جیب مخابرات میرود و هم مالکیت مبین نت و ایرانسل مشخص است) – از این به بعد خودروهای داخلی هم سوار نمیشویم چون شنیده ایم مالیات آن به جیب برخی … میرود. – از این به بعد خودرو خارجی هم سوار نمیشویم چون عوارض آن را دولت دریافت میکند و ثروتمند میشود. – از این به بعد مرغ هم نمیخوریم تا دولت بفهمد که ما به گرانی اعتراض داریم. – اگر هم مردیم، گورستان را تحریم میکنیم تا به همه […]