فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند

خرید آنلاین

یکپارچگی عمودی در برابر یکپارچگی افقی در جهان پیوسته

زیرساختها و یکپارچگی در دنیای متصل

پیش نوشت: این مطلب در ادامه‌ی معرفی کتاب کانکتوگرافی و مروری بر بخشی از فصل اول کتاب کانکتوگرافی (تحت عنوان: پل‌هایی به جای دیوار) نوشته شده است. پاراگ خانا در ادامه‌ی فصل اول کتاب خود، می‌کوشد تصویری شفاف‌تر از نقش پیوستگی و اتصال در تغییرات دنیای جدید برای ما ترسیم کند. یکی از مفاهیمی که او به آنها اشاره می‌کند «رنگ باختنِ تدریجیِ یکپارچکی عمودی در برابر یکپارچگی افقی است». این نوشته را می‌خواهم به تفسیر همین یک جمله اختصاص دهم. اجازه بدهید اول مفهوم یکپارچگی عمودی در منظومه‌ی ذهنی این نویسنده را بررسی کنیم. فرض کنید در جهانی زندگی می‌کنید که امپراطوری‌های بزرگِ X و Y و Z وجود دارند. هر یک از این امپراطوری‌ها درون خود سازمان‌ها و ساختارها و کسب و کارهای متنوعی دارند. حتی می‌توانیم بگوییم دولت‌های متعددی در درون هر امپراطوری وجود دارند (منظور از دولت، گروه‌هایی هستند که […]

داستان دو نگهبان

داستان دو نگهبان

خیابانی که من در آن زندگی می‌کنم پهن است؛ طولانی و بن‌بست. در انتهایش هم فضایی پارک‌مانند وجود دارد با درختانی در هم‌فرورفته و این ویژگی‌ها، خیابان را برای دختران و پسران جوانی که می‌خواهند دور از چشم داروغه‌ها و دربانان جهنم و متولیان بهشت، کنار هم باشند و خلوت کنند، مساعد و مطلوب می‌کند. دو ساختمان اداری در ابتدای خیابان قرار دارند و بر هر یک نگهبانی گماشته شده. نگهبانِ ساختمان اول را نمی‌توانی نبینی. صندلی‌اش را بیرون ساختمان گذاشته و بسته به سرما و گرما محل آن را جابجا می‌کند. داخل هر ماشینی که وارد خیابان می‌شود، سر می‌کشد. غریبه‌ها هم که نمی‌دانند نگهبان ساختمان است و فکر می‌کنند نگهبان محله است، گاهی از او برای ورود به کوچه اجازه می‌گیرند. باید غرورش را در لحظه‌ای که به مردم اجازه می‌دهد وارد خیابان […]

مصاحبه با داریوش ارجمند

مصاحبه با داریوش ارجمند در برنامه من و تو

داریوش ارجمند را در فیلم‌ها کمتر دیده‌ام. نه چندان اهل سینما هستم نه تلویزیون خانه‌ام از ۲۰ سال پیش (سال ۷۶) روشن شده است که او را در تلویزیون ببینم. خاطره‌ای اگر از او دارم، در حد نمایش ابوذر اوست؛ که آن هم به اقتضای سنم طبیعتاً شاهدش نبوده‌ام و آنچه در خاطر دارم روایتی است که دکتر شریعتی در کتاب ابوذر خود نوشته و نقل‌هایی که بعداً از اجرای آن نمایش توسط داریوش ارجمند و دوستانش دیدم و خواندم. اگر به خاطر داشته باشید چند باری هم به بهانه‌های مختلف از اینکه دکتر شریعتی لباس سوسیالیسم را بر تن یک روایت تاریخی کرده گلایه کرده‌ام و یک بار در کتاب پیچیدگی این کار را به عنوان نمونه‌ی بارزی از آناکرونیزم مطرح کردم. خلاصه اینکه امروز وقتی قسمتی سی ثانیه‌ای از یکی از مصاحبه‌های او […]

آخرین نسخه کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده

کتاب پیچیدگی محمدرضا شعبانعلی

توضیحات مربوط به آخرین نسخه کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده: آخرین نسخه کتاب پیچیدگی را می‌توانید از طریق لینک زیر دانلود کنید: دانلود آخرین نسخه فایل PDF کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده در نسخه‌ی جدید کتاب پیچیدگی، وقت قابل توجهی را صرف مرتب کردن کتاب و تا حدی اصلاح ساختاری آن کردم. عکس‌ها کوچک‌تر شده‌اند تا جای کمتری اشغال کنند و صفحه‌های خالی که بعضاً در بین فصل‌های مختلف ایجاد شده بود حذف شده است. در ابتدای کتاب هم فهرستی قرار دادم که به تک تک موضوعات لینک شده و کار پیدا کردن و پیگیری موضوعات را ساده‌تر می‌کند. به پیشنهاد سینا آقااحمدی، جاهایی که کلیپ داشتم، QR-Code گذاشتم و اگر کتاب را روی تبلت یا لپ‌تاپ یا نسخه‌ی کاغذی بخوانید، می‌توانید با اسکن کردن کد روی موبایل، کلیپ‌ها را راحت و سریع ببینید. چند صفحه […]

پل‌هایی به جای دیوار (دنیایی متصل‌تر از همیشه)

پل هایی به جای دیوار - مرور فصل اول کتاب کانکتوگرافی نوشته پاراگ خانا

پیش نوشت: این مطلب مرور کوتاهی به بخشی از فصل اولِ کتاب کانکتوگرافی نوشته‌ی پاراگ خانا است که قبلاً آن را معرفی کرده‌ام. خانا برای عنوان نخستین فصل کتابش، عبارتِ From borders to bridges (از مرزها تا پل‌ها) را انتخاب کرده است. فکر می‌کنم در زبان فارسی، پل‌هایی به جای دیوار بتواند مفهومِ پنهان در این عنوان را تا حد خوبی منتقل کند. به محض دیدن این عنوان، یاد جمله‌ی مشهوری افتادم که از نیوتون نقل می‌شود: «ما دیوارهای زیادی می‌سازیم؛ اما به اندازه‌ی کافی پل نمی‌سازیم.» اگر چه پاراگ خانا در این فصل از کتاب به نیوتون و این حرف او اشاره نکرده است، اما می‌توان حس کرد که تمام این فصل، پاسخی به نگرانی نیوتون است. خانا بر این باور است که اکنون – سه قرن بعد از نیوتون – پل‌ها بیشتر و سریع‌تر […]

درباره دمنوش مهرگیاه

دمنوشهای مهرگیاه

بعد از تعداد زیادی پستِ جدی و رسمی، برای اینکه کمی فضای روزنوشته‌ها عوض بشه گفتم عکس این دمنوش‌های مهرگیاه رو بذارم که اخیراً خریدم. یه مدته دارم سعی می‌کنم مصرفِ کافئین روزانه‌ام رو کاهش بدم و به جاش از دمنوش استفاده کنم (معمولاً سالی یه بار این تصمیم رو می‌گیرم و یه ماه به شدت بهش وفادار می‌مونم و بعد روز از نو روزی از نو). اما اصل علتِ انتشار این پست، تحسینِ زحمت مجموعه تولیده کننده دمنوش مهرگیاه است. با وجودی که از هر فرصتی برای خریدن چای و دمنوش استفاده می‌کنم و هر جا هم مسافرت می‌رم، گرون‌ترین چای یا دمنوش‌ها رو برای کنجکاوی می‌خرم و امتحان می‌کنم، همچنان از اینکه توی ایران چنین محصولِ با کیفیتی عرضه می‌شه لذت می‌برم. پی نوشت: یه بار هم باید در مورد دمنوش نیوشا حرف […]

گزارش چهار سالگی متمم

motamem-logo

امروز، دوم بهمن ماه ۹۶، متمم چهارمین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشت. رابطه‌ی دوستان متممی با متمم چنان نزدیک و پیوسته است که جزئیات فعالیت‌ها، چالش‌ها، ضعف‌ها و بهبودها را بهتر از هر کس دیگری می‌دانند و روند رشد و توسعه متمم را نیز کاملاً زیر نظر داشته‌اند. با این حال، صرفاً به عنوان حفظ سنت سالیانه، بر برخی از تغییرات و بهبودهایی که در سال گذشته در متمم به وجود آمد اشاره می‌کنم. لازم به تکرار و تأکید است که رشد متمم، کاملاً ارگانیک است و مانند هر رشد طبیعی دیگری، همزمان با گذر زمان، در کنار طراحی و توسعه ظرفیت‌ها و قابلیت‌های جدید، گهگاه مسیرهای اشتباه یا نادرستی هم رفته و می‌رود که معمولاً می‌کوشیم با توجه به بازخورد دوستان متممی، آنها را اصلاح کنیم. برخی از مهم‌ترین تغییرات و بهبودهای […]

کتاب کانکتوگرافی پاراگ خانا – نگاه تازه‌ای به جغرافیای جهان

کتاب کانکتوگرافی پاراگ خانا

حرف کتاب کانکتوگرافی در یک جمله خلاصه می‌شود دوستی دارم که تنبلی با تمام وجود در او رخنه کرده است. روزهایی که یک توییت منتشر می‌کند، دیگر در خانه می‌ماند و سرِ کار نمی‌رود. می‌گوید امروز خیلی خسته شدم. این دوست عزیز، معمولاً در مواجهه با کتابها بعد صرف زمان (و انرژی) برای ورق زدن آنها، با نگاهی خسته رو به من می‌کند و می‌گوید: نمی‌شد همین‌ها را در یک جمله توییت کند؟ کلِ حرف این کتاب که یک جمله بیشتر نیست. آن دوست، هنوز فرصت نکرده این کتاب را ببیند. وگرنه فکر می‌کنم آن را یکی از مصداق‌های جمله‌ی طلایی خودش خواهد دانست: کلِ کتاب می‌گوید که دنیا هر روز بیش از گذشته به هم متصل می‌شود. درباره پاراگ خانا پاراگ خانا را نمی‌شناختم – و هنوز هم چندان نمی‌شناسم. راستش را بخواهید کتاب کانکتوگرافی (Connectography) […]

فاصله‌ی رو به افزایشِ نقطه‌ی آغاز و نقطه‌ی پایان

اکنون که بیش از هر زمان دیگری در گذشته با ابزارهای دیجیتال به یکدیگر متصل شده‌ایم، به نظر می‌رسد باید در تحلیل رویدادهای اجتماعی نیز، بیش از هر زمان دیگری به تفاوتِ نقطه‌ی آغاز و مکانیزم گسترش و نتیجه‌ی نهایی توجه داشته باشیم. البته نیت، اقدام و نتیجه، هیچ‌وقت به صورت مطلق به یکدیگر مرتبط نبوده‌اند. اما می‌توان گفت که این سطح از واگرایی و فاصله را هم، هرگز در گذشته شاهد نبوده‌ایم. #شبکه های اجتماعی

نکته کوچکی در مدیریت زمان (و البته مدیریت همه منابع)

rabbit-and-carrot-thumb

هر خبری را که می‌توانی نشنوی نشنو. هر کتابی را که می‌توانی نخوانی نخوان. هر تلفنی را که می‌توانی جواب ندهی جواب نده. هر پیامکی را که می‌شود نخوانده پاک کرد، نخوانده پاک کن. هر پیامکی را که می‌شود خواند و جواب نداد، بخوان و جواب نده. هر تبریکی را که می‌شود نگفت، نگو. هر تسلیتی را که می‌شود نگفت، نگو. هر چه را که می‌شود نخورد، نخور. هر چه را که می‌شود ننوشت، ننویس. هر جا که می‌‌شود نباشی نباش. هر پولی را که می‌شود هزینه نکنی نکن. هر کامنتی را که می‌شود جواب ندهی جواب نده. هر کسی را که می‌شود ندید، نبین. هر چیزی را که می‌شود نیاموخت، نیاموز. بی‌تردید می‌توانی وقتت را: برای شنیدن خبرهایی بگذاری که باید بشنوی؛ و برای کتابهایی که باید بخوانی؛ و برای تلفن‌هایی که باید پاسخ […]

من و مینای عزیزم

لحظه نگار - محمدرضا شعبانعلی

در چند روز اخیر، تراکم کارها و فشرده بودن برنامه‌ها در حدی بوده که کمتر فرصت کردم به روزنوشته‌ها سر بزنم و اگر هم اینجا آمدم بیشتر به ستون کنار نگاه کردم تا آخرین نوشته‌های دوستانم را ببینم. راستش را بخواهید ذهنم چنان درگیر کارهای دیگر بود که نتوانستم آن را مرتب کنم و چیزی بنویسم. با وجودی که فهرست بلندبالایی از موضوعاتی که باید در روزنوشته‌ها بنویسم و منتشر کنم در دست داشتم و دارم. این بود که در میان فایل‌هایی که روی لپ‌تاپ داشتم گشتم و گفتم این سه عکس را اینجا بگذارم.  بعد با خودم فکر کردم که خیلی حس بدی است که عکسی از خودت منتشر کنی (اگر دقت کرده باشید هر وقت کف‌گیر محتوای من به ته‌ِ دیگ‌ می‌خورد چنین کاری می‌کنم). برای اینکه حداقل دیدن این پست به کلیک […]

دانش پیچیدگی – پیش‌نیاز مشاهده‌ی پدیده‌های اجتماعی در دنیای جدید

headless

این روزها اصطلاح جنبش‌های بی‌سر یا جنبش‌های بدون رهبر را زیاد می‌خوانیم و می‌شنویم. آخرین بار که این تعبیر را دیدم، امروز صبح در تیتر یکی از نوشته های روزنامه اعتماد بود. نشریات و رسانه‌های بیرون ایران هم در مورد ناآرامی‌های اخیر کشورمان، از این تعبیر و تعبیرهای مشابه، بسیار استفاده کرده‌اند. خواستم به بهانه‌ی این نکته، یکی از دغدغه‌های جدی و بسیار مهم خودم را تکرار کنم. نیمه‌های سال ۹۴ بود که نوشتم: برایم مهم است که به تدریج در مورد علاقه بیش از حد ما انسان‌ها به مفهوم تمرکز در سیستمها و بی علاقه بودن به پذیرش واقعیت توزیع شده بنویسم و حرف بزنم (اینجا). یک مرتبه‌ی دیگر در اواخر سال ۹۴ به بهانه‌ی زندگی موریانه‌ها، به ساختارهای Headless اشاره کردم و اینکه لازم است در مورد آنها بیشتر بدانیم و بیاموزیم (اینجا). در خرداد […]

جنگ نیابتی و نکته کوچکی در مورد آن

تعریف جنگ نیابتی چیست

مطلبی که اکنون می‌نویسم می‌توانست بسیار دقیق‌تر و حاوی جزئیات بیشتر باشد. با این حال، چون فضای آن از محتوای روزنوشته‌ها فاصله دارد، صرفاً در حد چند سطر به آن اشاره می‌کنم. یکی از مفاهیم مهم در استراتژی – چه حوزه‌ی جنگ و چه حوزه کسب و کار – مفهوم جنگ نیابتی است. ترکیب انگلیسی معادل جنگ نیابتی، Proxy War است. البته پراکسی بیشتر به نزدیکی اشاره دارد و از این نظر می‌توان گفت جنگ نیابتی و Proxy War به صورت واژه به واژه با یکدیگر معادل نیستند. اگر چه برداشت شخصی من بر این است که جنگ نیابتی تعبیر دقیق‌تر و گویاتری است. جنگ نیابتی به جنگ‌هایی گفته می‌شود که قدرتهای بزرگ در سرزمینی غیر از سرزمین اصلی خود با یکدیگر انجام می‌دهند. معمولاً سرزمین‌های کوچک‌تر و ضعیف‌تر به عنوان زمین این بازی در نظر گرفته می‌شوند. مثال‌های جنگ نیابتی در حوزه‌ی […]

اقتصاد، ثبات، زلزله، نیم‌سکه و یک درس مدیریتی

economic-stability

یکی از بزرگترین اختراعات انسان طی قرن‌های اخیر، کسب و کارِ سازمان یافته (Organized Business) بوده است. به این معنا که از اقتصاد مبتنی بر دکان‌داری به سمت اقتصاد مبتنی بر ساختار سازمانی روی آورده است. این الگوی کسب و کار، تا حد زیادی از الگوهای سیاسی و ساختارهای اجتماعی الهام گرفته است. قبل از اینکه چارت سازمانی اختراع شود و پست‌های سازمانی مطرح شوند و چیزی تحت عنوان پست‌های معاونتی شکل بگیرند، مفاهیمی مثل دربار و القاب درباری و وزارت در ساختارهای حکومتی پدیدار شدند. البته بعدها به علت چاق و فربه و ایستا بودن ساختارهای حکومتی و لاغر و چابک و پویا بودن ساختارهای کسب و کار (حداقل در مقایسه با دولت‌ها) عملاً مفهوم سازمان و ساختار سازمانی بیشتر توسط کسب و کارها توسعه پیدا کرد و این بار، حکومت‌ها و دولت‌ها در سراسر جهان، […]