دسته بندی: گفتگو با دوستان

موضع گیری در فضای دیجیتال (۳) – انتخاب زمان مناسب

نوع مطلب: گفتگو با دوستان پیش نوشت – این مطلب دو قسمت پیشین هم دارد که اگر آنها را نخوانده‌اید، شاید مناسب‌تر باشد که ابتدا نگاهی به آنها بیندازید: موضع گیری در فضای دیجیتال – قسمت اول موضع گیری در فضای دیجیتال – قسمت دوم ادامه‌ی بحث: انتخاب زمان مناسب در موضع گیری انتخاب زمان مناسب (Timing) برای موضع گرفتن، عامل بسیار مهمی در معنا بخشیدن به موضع گیری ما است. اگر بپذیریم که موضع‌گیری‌های ما، یکی از عوامل بسیار مهم در ساخته شدن هویت و برند ما هستند، می‌توان گفت که زمان موضع گیری به اندازه‌ی موضعی که می‌گیریم در شکل‌گیری هویت ما در نگاه دیگران نقش دارد. بیایید با هم به یک مثال‌ فکر کنیم. *** فرض کنید که حادثه‌ای طبیعی یا سانحه‌ای غیرطبیعی در کشور روی می‌دهد. بسیاری از ما در همان دقیقه‌ها یا ساعت‌های اول، متوجه وقوع […]

برای نگاه، محمدرضا، امین و سمانه: موضع گیری در فضای دیجیتال (۲)

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: نگاه، محمدرضا، امین، سمانه پیش نوشت: این نوشته، قسمت دوم مطلبی است که قبلاً با همین عنوان (موضع گیری در فضای دیجیتال) منتشر کردم. به خاطر اینکه مطالعه‌ی حرف‌های نگاه و محمدرضا و امین و سمانه، هر کدوم جرقه‌هایی برای حرف‌های دیگری شد، خواستم اسم دوستانم رو اینجا بنویسم که یادم باشه بحث در ادامه‌ی چه حرف‌ها و دغدغه‌هایی داره مطرح می‌شه. فکر می‌کنم اگر کامنت‌ها و حرف‌های دوستانمون رو در قسمت اول بحث نخوندین، مناسب‌تر هست که اول اون حرف‌ها رو هم بخونید و مروری بهشون داشته باشید. نمی‌دونم که توی همین قسمت دوم، حرف‌ها تموم میشه یا به قسمت‌ دیگری هم کشیده می‌شه. حالا به هر حال می‌نویسم تا ببینیم به کجا می‌رسیم. ادامه بحث در مورد موضع گیری در فضای دیجیتال: فکر می‌کنم برای اینکه این […]

برای سامان: درباره لحظه نگار و بحث‌های نامربوط دیگر

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: سامان پیش نوشت:  این متن هیچ توضیح مشخصی نداره. داشتم کامنت سامان زیر لحظه نگار پنجره رو می‌خوندم، خواستم این حرف‌ها رو اینجا بنویسم. اصل مطلب: سامان. توضیحات تو رو در مورد بچه‌ها و شهر‌های مختلف دوست داشتم. خیلی زیاد. حتماً اون تعبیر همیشگی که من دوستش دارم و به کار می‌برم رو یادته: انسان در جستجوی معنا. فقط به خاطر زحمات آقایانی مانند یونگ و ویکتور فرانکل و دیگرانی که این واژه رو خیلی مورد استفاده قرار داده‌اند و به تعبیری مستعمل کرده‌اند، هر وقت واژه‌ی معنا رو به کار می‌برم لازمه اشاره‌ای هم بکنم که در باور و نگاه من، انسان معنا رو می‌سازه. کشف نمی‌کنه. بزرگی و کوچکی ما، شاید به این باشه که معناهایی که می‌سازیم چقدر بزرگ و کوچک هستند. بخشندگی و دست و دل‌بازیمون هم، شاید بیش از اینکه […]

برای نگاه احمدی: موضع گیری در فضای دیجیتال (قسمت اول)

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: نگاه احمدی پیش نوشت یک: این مطلب، در جواب سوال یا چالش مشخصی نوشته نشده است. بلکه موضوعی است که مدت‌هاست گوشه‌ی ذهنم بوده و اخیراً احساس کردم فرصت مناسبی است که درباره‌اش صحبت کنیم. چون اولین بار چنین بحثی هنگام گفتگو با دوست خوبم نگاه احمدی مطرح شد تصمیم گرفتم عنوان نوشته را به نام نگاه بنویسم و به این بهانه، فهرست دوستانی را که در روزنوشته‌ها از آنها نام برده‌ام و می‌برم تکمیل‌تر کنم. پیش نوشت دو: قبلاً یک بار اشاره‌ای به بحث برند شخصی داشته‌ام و آنچه اینجا می‌آید به نوعی مکمل آن یا در ادامه‌ی آن است. ممکن است در طول این نوشته، ناگزیر برخی از حرف‌های همیشگی‌ام را تکرار کنم. لطفاً آن را به بزرگی خودتان و تلاش من برای حفظ روند منطقی و پیوستگی متن، ببخشید. […]

برای حامد: در مورد روند گسسته شدن مفهوم هویت

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: حامد (و البته زهرای عزیزم و معصومه جان و مهشید عزیز و شاید دوستان دیگرم) پیش نوشت یک: مطلبی را تحت عنوان مدیریت دوستی‌ها و ارتباطات برای دوست خوبم معصومه نوشته بودم و در زیر آن چند بحث مطرح شد که فکر می‌کنم خواندن این نوشته، مستلزم مرور آنها باشد. با توجه به اینکه محور اصلی حرف من، با الهام از صحبت‌های دوست قدیمی و خوبم حامد است، من فقط  قسمتی از حرف حامد را اینجا می‌آورم، اما همچنان فکر می‌کنم مرور دقیق‌تر آن بحث و کامنت‌ها مفید باشد. یه نکته هست که برام جای سوال داره، مطلبی که در نوشته قبل هم به نوعی بهش اشاره شد، بی وفایی مشتریان. برای من جای سوال هست که بحث وفاداری در دوستی در مدل ذهنی که تبیین کردی چه جایگاهی […]

برای معصومه: درباره مدیریت دوستی‌ها و ارتباطات و پیگیری اهداف

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: معصومه پیش توضیح: برای دوستانی که شاید به اندازه‌ی من، فرصت (و البته وظیفه) ندارند که وضعیت تک تک متممی‌ها را پیگیری کنند، لازم است توضیح بدهم که ما معصومه‌های عزیز زیادی در بین دوستان‌مان داریم. از جمله معصومه‌ها، معصومه فردوس مقدم است و معصومه شیخ مرادی و معصومه شجاعی و معصومه کاپله و معصومه فیض آبادی. معصومه خزاعی هم یکی از معصومه‌های ماست که این مطلب در مورد یکی از بحث‌های اوست. مطلبی که معصومه در زیر بحث گفتگو با دوستان نوشته، نسبتاً طولانی است و حتی از بعضی نوشته‌های من هم طولانی‌تر است. اما به هر حال، چون بدون خواندن آن، خواندن آنچه من برای معصومه می‌نویسم، ممکن است نامفهوم باشد، ابتدا حرف‌های معصومه را در اینجا نقل می‌کنم: این روزها یک مقدار ارتباط برقرار کردن با […]

برای بهروز مطیع: درباره‌‌ی کالیبراسیون اشتباه

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: بهروز مطیع و البته خیلی‌ از دوستان دیگر پیش نوشت یک: این مطلب را می‌شد و می‌شود به عنوان بخشی از سلسله بحث‌های مربوط به شبکه های هرمی در نظر گرفت (قسمت اول، دوم، سوم، چهارم). اما ترجیح دادم در عنوان آن از شبکه های هرمی استفاده نکنم تا به خاطر داشته باشیم که این بحث و چنین بحث‌هایی را در زمینه‌های بسیار متفاوت و متنوعی از زندگی می‌توان مطرح کرد (یا لااقل به آن فکر کرد). علت اینکه از بهروز اسم بردم این است که اصل این بحث، با خواندن حرف‌های بهروز در زیر قسمت چهارم بحث در مورد شبکه های هرمی به ذهنم رسید. وگرنه، بهروز در آنجا سوالی مطرح نکرده بود و ضمناً من کاملاً با حرف‌ها و دیدگاهی که در آنجا مطرح کرد موافقم. بنابراین شاید […]

برای هیوا: نکاتی در مورد استراتژی (چند دیدگاه شخصی)

پیش نوشت: واقعاً پراکنده‌گویی در این حد را در نوشته‌های دیگرم به خاطر ندارم. اما دلم می‌خواست یک بار برای هیوا اینها را بگویم و بنویسم. اگر خواندید و خسته شدید یا خودشیفتگی پنهان در نوشته آزارتان داد، مسئولیتش با خودتان است. نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای:  هیوا صحبت هیوا (زیر مطلب: درباره کتاب و کتابخوانی): محمدرضا سوالی که بارها برام پیش اومده اینه که استفاده از ایده های متمم از عکس-نوشته های لابلای متن و نحوه لینک دادن گرفته تا خروجی آزمایشات زیادی که گاهی نتایجش در کامنتها و گزارشهای مختلف، به صورت رسمی و غیر رسمی گفته میشه چقدر درست و منصفانه ست؟ اگه جایی ببینی که سایت دیگری به کاربرانش میگه کاربر آزاد یا “حامی ویژه”، اگه توی فهرستش “تقویم محتوا” و “نقشه راه” و حتی پیام اختصاصی داشته باشه، نظرت چی خواهد […]

برای علیرضا دورباش: چارچوب تصمیم‌ گیری‌های من

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: علیرضا دورباش متن صحبت‌های علیرضا تقریبا همیشه و همه جا در مواجهه با افرادی که به نظرم در جستجوی یادگیری و یا محتوای فارسی ارزشمند و به روز، هستند، شما، وبلاگ تان و متمم را با افتخار و شور و شوق معرفی می کنم و حدس می زنم سایر دوستان متممی هم این کار را بکنند؛ مانده ام که چرا با این حال، هنوز پیش می آید که با افراد فرهیخته ای مواجه می شوم که هرگز اسم شما را هم نشنیده اند (کسانی که می توانند همیاری (collaboration) خوبی با ما داشته باشند). گاهی احساس می کنم شاید همین استراتژی شما سبب شده که افراد ارزنده ای از این فضا و هم افزایی مان با یکدیگر محروم بمانند و از شما شاکی می شوم اما گاهی نیز همین تفاوت […]

درباره شبکه های هرمی (۲): شبکه هایی که کالای واقعی نمی‌فروشند

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: تعداد زیادی از دوستانم که تا به حال در این زمینه کامنت گذاشته‌اند یا ایمیل زده‌اند. پیش نوشت یک: من قبلاً موضع یک خطی خودم را در مورد شبکه های هرمی و همه‌ی نام‌های زیباتری که بر روی آن می‌گذارند (مثلاً بازاریابی شبکه و نتورک) نوشته‌ام و مشخصاً گفته‌ام که به نظرم این حرکت‌ها (که حتی برخی از آنها مجوز از مراکز مختلف هم دارند) برای اقتصاد کشور و زندگی فردی بازاریابان شبکه ای مخرب و فساد آفرین هستند. اما در عین حال، قرار شد که به صورت دقیق‌تر در مورد آنها بنویسم. این متن قسمت دوم بحث است. اگر قبلاً قسمت اول را مطالعه نکرده‌اید ممنون می‌شوم ابتدا آن را بخوانید: چهار معیار سنجش درست بودن یک فعالیت (شرع، قانون، اخلاق، مدل کسب و کار) پیش نوشت دو: آنچه در […]

برای سامان: در مورد پیچیدگی و سیستم های پیچیده

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: سامان پیش نوشت: سامان در یکی از کامنت‌هایش در مورد علاقه به فلسفه تکنولوژی و سیستم های پیچیده گفته بود (و البته قبلاً هم به بهانه‌ها و شکل‌های مختلف اشاره کرده بود و اگر هم نمی‌گفت، این علاقه را می‌شد حس کرد). سامان جان. راستش را بخواهی، قبلاً معادلاتی که در ذهنم حل می‌کردم به شکلی بود که در نهایت به نتیجه رسیدم بهتر است وقت و انرژی و فضای روزنوشته‌ها را به بحث سیستم های پیچیده اختصاص ندهم. البته چند موردی اشاره وار، به بهانه‌ی موریانه‌ها برای سجاد نوشتم که آنها را خوانده‌ای: نمایی از خانه موریانه‌ها و ساختارهای Headless رفتارهای توزیع شده در زندگی موریانه‌ها آیا اقتصاد جهانی یک سیستم پیچیده است؟ سیستم های پیچیده و توانمندی استقرا راستش را بخواهی، آن مطالب را نوشتم که شاید بچه‌ها علاقمند شوند و خودشان […]

درباره شبکه های هرمی (۱) – چهار معیار سنجش فعالیت‌ها: شرع، قانون، استراتژی،اخلاق

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: تعداد زیادی از دوستانم که تا به حال در این زمینه کامنت گذاشته‌اند یا ایمیل زده‌اند پیش نوشت: برای من اینکه شبکه های هرمی کاری غیراخلاقی و غیراستراتژیک و نادرست و برپایه‌ی حرص و طمع انسان‌ها هستند، آن‌قدر واضح و بدیهی است که شاید در مورد اینکه نام خودم «محمدرضا» است، تردید کنم، اما در مورد آنچه گفتم تردید نخواهم کرد. همچنین برایم واضح است که آنچه امروز به نام بازاریابی چند لایه‌ای یا بازاریابی شبکه‌ای می‌شنویم عموماً هیچ تفاوتی با شبکه های هرمی ندارد و فقط لباس تازه‌ای است که بر تن یک ایده‌ی کهنه پوشانده شده است. این بازیهایِ معروفِ «ما فرق داریم» و «نه! نه! ما یک جور دیگر هستیم» و «حالا بیا یه بار به حرف‌های ما گوش بده» و «اصلاً فرق شبکه هرمی با بازاریابی […]

گفتگو با دوستان (در حال تکمیل)

این مطلب، یک مطلب یا یک حرف جدید نیست. صرفاً‌ به علت اینکه دیدم مجبورم هر بار توضیحات ثابتی را در ابتدای بخشی از نوشته‌هام به عنوان پیش نوشت بیاورم، ترجیح دادم آنها را یک جا بنویسم و از تکرار بی‌هوده‌ی آنها اجتناب کنم. تصمیم گرفته‌ام در روزنوشته‌ ها یک دسته بندی جدید به نام گفتگو با دوستان تعریف کنم. اینها همان مطالبی است که مشخصاً خطاب به یکی از دوستانم یا در پاسخ به کامنت و صحبت‌ها و نظرات یک فرد مشخص از دوستانم می‌نویسم. همیشه این نوع مطالب را داشته‌ام، اما تا کنون آنها را در یک دسته بندی مجزا و مشخص قرار نداده بودم. امیدوارم این دسته بندی جدید، مرا مقید کند که بیشتر از قبل، این سبک نوشته‌ها را در روزنوشته منتشر کنم و از سوی دیگر، توضیح در مورد ویژگی […]

برای باران: چرخ زندگی – در جستجوی عدم تعادل مطلوب (۳)

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: باران پیش نوشت یک: این مطلب قسمت سوم از یک بحث پیوسته است که به علت محدودیت های من، به چند تکه تقسیم شده و در بازه های زمانی مختلف نوشته شده است. در صورتی که قسمت های قبلی را مطالعه نکرده اید، مناسب‌تر خواهد بود اگر ابتدا قسمت اول و قسمت دوم بحث را بخوانید. پیش نوشت دو (خاطره): چند سال پیش، یکی از همکارانم قرار بود دستورالعمل بهره برداری از یک دستگاه را به فارسی ترجمه کرده و در قالب یک کتابچه کاغذی تمیز صحافی شده به یکی از مشتریان تحویل دهد. کار ترجمه و چاپ و صحافی و جلد کردن تمام شده بود و قبل از اینکه کتابچه ارسال شود داشتم آن را ورق می‌زدم. چند مورد غلط دیکته‌ای دیدم و احساس کردم تعداد آنها بیش از اندازه‌ای است که […]