دسته بندی: گزارش هفتگی

گزارش هفتگی | ششمین نمونه

تا این لحظه پنج گزارش هفتگی نوشته‌ام و این ششمین نمونه است. اگر چه این گزارش‌ها بر خلاف اسم‌شان به صورت هفتگی منتشر نمی‌شوند و معمولاً هم به رویدادها و اتفاق‌های «یک هفته» محدود نیستند. اما حالا که به این اسم عادت کرده‌ایم،‌ همین عنوان را به کار می‌برم و هر از چند گاهی، یک گزارش هفتگی منتشر می‌کنم (مجموعه گزارشهای هفتگی قبلی). هیاهوی غول رسانه‌ای حمکرانی سایبری در عرصه‌ی بیولوژیکی قطع‌نامه‌های پایانی راهپیمایی‌ها همیشه برایم جذاب بوده‌اند. خصوصاً این‌که در کشور ما معمولاً‌ این قطع‌نامه‌ها هم‌زمان با راهپیمایی یا در پایان آن منتشر می‌شوند و عملاً مردم ابتدا در راهپیمایی شرکت می‌کنند و بعد می‌فهمند که اساساً در دفاع از چه چیزی یا در نقد چه چیزی راهپیمایی کرده‌اند. به همین علت، با وجودی که ممکن است عجیب به‌نظر بیاید، یکی از تفریحاتم خواندن […]

گزارش هفتگی | پنجمین نمونه | از سرقت کتاب تا فروشنده ترانزیستور

هایاتو ایکدا

تا کنون در چهار نوبت مطالبی را تحت عنوان گزارش هفتگی منتشر کرده‌ام (اولین گزارش، دومین گزارش، سومین گزارش و چهارمین گزارش). بنابراین بدون مقدمه و ارائه‌ی توضیحات تکراری، در قالب پنجمین گزارش به سراغ چند موضوعی که در روزهای اخیر توجهم را جلب کرد یا برایم تداعی شد می‌روم و درباره‌ی هر کدام کمی حرف می‌زنم. مثل همیشه، متن‌ها را به شکل حداقلی ادیت می‌کنم. بنابراین اگر هم اشتباهی داشته باشد یا منطق استدلاش در جایی ضعیف باشد،‌ احتمالاً اصلاح نخواهد شد. فقط می‌نویسم و منتشر می‌کنم. زحمت اصلاح اشتباهات و جبران ضعف‌های استدلالی و تکمیل‌تر کردن موضوع، بر عهده‌ی «ذهن خواننده» است. ابتدا به سیاستمداری اشاره می‌کنم که به «فروشنده ترانزیستور» معروف شد. سپس روایتی از یک سرقت کتاب در نشر ثالث را مرور خواهم کرد. بعد درباره‌ی بارداری دنیا جهانبخت حرف می‌زنم (بله درست […]

گزارش هفتگی | چهارمین نمونه | اسکناس، اتنبرو و بایا

blank

تا کنون در سه نوبت مطالبی را تحت عنوان گزارش هفتگی منتشر کرده‌ام (اولین گزارش، دومین گزارش، سومین گزارش). بنابراین بدون مقدمه و تکرار توضیحاتی که در گزارش‌های قبلی ارائه کردم به سراغ چند موضوعی که در روزهای اخیر توجهم را جلب کرد می‌روم و درباره‌ی هر کدام کمی حرف می‌زنم. ابتدا کمی درباره‌ی اسکناس‌ها حرف می‌زنم و در ادامه، اشاره‌ی کوتاهی به دیوید اتنبرو خواهم داشت و در پایان، کمی به بایا می‌پردازم. بله بایا. همان اعجوبه‌ای که قرار است زندگی همه‌ی ما را متحول کند! نبرد بی‌صدا در زمین اسکناس‌ها نمی‌دانم آیا تا کنون فرصت کرده‌اید به اسکناس‌هایی که دست به دست می‌کنیم نگاه کنید؟ طرح‌های آن‌ها را ببینید. نوشته‌های پشت و رویشان را بخوانید و با جزئیات بصری آن‌ها سرگرم شوید؟ چند روز قبل، اسکناسی به دستم رسید که یکی از شهروندان […]

گزارش هفتگی | سومین نمونه

blank

اگر اولین نمونه‌ی گزارش هفتگی و دومین نمونه‌ی گزارش هفتگی را دیده باشید، لازم نیست توضیح چندانی درباره‌ی ساختار و محتوا و هدف انتشار گزارش‌های هفتگی ارائه کنم. یکی از مهم‌ترین هدف‌هایم از انتشار چنین گزارش‌هایی این است که روزنوشته‌ها به روز شود و خالی نماند. اما قطعاً این تنها هدفم نیست. هدف دیگرم هم نشر / بازنشر چیزهایی است که شاید در قالب یک مطلب مستقل، قابل ارائه نباشند. ضمن این‌که فکر می‌کنم گاهی می‌توان در این قالب، نکته‌ها و اشاره‌هایی را مطرح کرد که طرح آن‌ها به شکل مطالب مستقل، به علل مختلف مناسب نبوده یا امکان‌پذیر نیست. هنوز در عنوان این نوشته‌ها تأکید می‌کنم که آن‌ها «نمونه گزارش» هستند، چون به قطعیت نرسیده‌ام که چنین روندی را در آینده ادامه دهم. سفری آبی از روتردام تا آمستردام همیشه از علاقه‌مندان ویدئو‌های تایم‌لپس […]

گزارش هفتگی | دومین نمونه

blank

اگر اولین نمونه‌ی گزارش هفتگی را خوانده باشید، تا حدی با فضای آن آشنا شده‌اید. نوشته‌های ساده و بی‌پیرایه و صاف و ساده‌ای است که معمولاً آداب و ترتیب خاصی ندارد و بدون ملاحظه‌کاری‌های مرسوم در وبلاگ‌نویسی منتشر می‌شوند. در واقع بعضی از مطالب گزارش هفتگی از جنسی هستند که «عقل سلیم» حکم می‌کند در وبلاگ عمومی منتشر نشود، اما در نگارش این مطالب، سعی می‌کنم چندان به این ملاحظات توجه نکنم. از کیارستمی شروع کنیم و ببینیم به کجا می‌رسیم. عباس کیارستمی | یک استقبال غیرمنتظره تقریباً همه‌ی کسانی که کیارستمی را از نزدیک دیده‌اند، روی یک نکته اتفاق‌نظر دارند: حتی اگر با فیلم‌هایش ارتباط برقرار نکنید،‌ با خودش به سادگی می‌توانید ارتباط برقرار کنید. لحن ساده و صمیمی، شوخ‌طبعی و برخورد ساده و فروتنانه از جمله ویژگی‌های اوست (به نظرم در توصیف بزرگان، […]

گزارش هفتگی | اولین نمونه

اردشیر رستمی

گفتم کمی درباره‌ی روزها و هفته‌های اخیر برایتان بنویسم. آداب و ترتیب خاصی را رعایت نخواهم کرد و می‌کوشم کمتر به این سوال فکر کنم که نوشتن چه چیزی صلاح است و نوشتن چه چیزهایی به صلاح نیست. شاید بعداً این سبک نوشته را ادامه بدهم. فعلاً نمی‌دانم. اردشیر رستمی و داستان طلسمی که باطل شد برنامه‌ی کتاب‌باز (شبکه نسیم) را گاهی می‌بینم. از نظر آلودگی ایدئولوژیک وضعیت تأسف‌برانگیزی دارد که در انتخاب برخی مهمانان برنامه مشهود و ملموس است. در کنار آلودگی‌های ایدئولوژیک، لحن و بیان و محتوای بحث‌های فلسفی که در آن مطرح می‌شود را هم نمی‌پسندم. اما اردشیر رستمی را – که گاهی در این برنامه می‌آید – دوست دارم. همیشه به این‌که محفوظاتش در حوزه‌ی ادبیات بسیار بیشتر از من است، غبطه می‌خورم. به عنوان یک نمونه‌ی کوتاه از حرف‌هایش، حکایت […]