فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

Category: لحظه نگار

زغالچه: مرز بین آنتروپومورفیسم و آنتی آنتروپومورفیسم

پیش نیاز مطالعه‌ی این لحظه نگار: آنتروپومورفیسم   😉

لحظه نگار - محمدرضا شعبانعلی - زغالچه - گربه سیاهاین همون زغالچه‌ی دوست داشتنی منه که قبلاً به بهانه‌های مختلف ازش صحبت کردم. الان دیگه هشت یا نه ماهه شده.

از روزی که توی کوچه پیداش کردم و هفته‌های اول زندگیش بود و پنیر می‌خورد،‌ با همدیگه دوست هستیم و الان چند وقته که بیشتر توی حیاط خونه‌ی من زندگی می‌کنه.

البته حتی توی برف و سرما هم بیرون می‌مونه که پادشکننده بشه.

صبح ها که می‌خوام از خونه بیرون بیام، هر ساعتی باشه بیدار میشه، دنبال خودم و ماشین تا توی کوچه میاد و قبل از اینکه درب اتوماتیک بسته بشه، دوباره میدوه و میره تو.

شب‌ها هم در پارک ماشین کمک می‌کنه. باید چند بار عقب و جلو کنم و به تعداد دفعات جابجایی، اون هم جابجا می‌شه و نزدیک شدن به دیوار رو با صدای بلند اطلاع می‌ده.

البته از پشت ماشین بیرون نمیاد. چون فکر می‌کنم می‌فهمه که این ماشین قرار نیست زیرش کنه (البته ما معمولاً توسط آدم‌ها و ماشین‌ها و اشیائی که فکر می‌کنیم قرار نیست زیرمون کنند، به فنا می‌ریم. اما دیگه در این حد رو بعید می‌دونم زغال بفهمه).

قبلاً‌ در مورد آنتروپومورفیسم یا انسان انگاری صحبت کرده‌ام.

مثلاً من قدیم که خوکچه‌ی هندی داشتم (لاکی و لوک)، احساس می‌کردم من رو خیلی خوب می‌شناسن و وقتی خونه میام حسابی من رو صدا می‌کنن.

بعد که اونها رو به دوست دامپزشکم دادم، دیدم همون صداها رو (و چه بسا بهتر از اون صداها رو) از لحظه‌ی اول برای اون هم در میارن و به این شکل، دچار شکست عاطفی شدم.

شاید در مورد حیواناتی مانند سگ و گربه، یکی از رایج‌ترین خطاهای آنتروپومورفیستیک، این باشه که ما گاهی فکر می‌کنیم حیوانات چیزی شبیه شرم رو تجربه می‌کنن. بارها دیده‌ام که صاحبان سگ‌ها می‌گن سگ‌شون به خاطر یک اشتباه خجالت کشیده.

من هم این حس رو گاهی به زغالچه دارم.

وقتی مسافرت هستم یا بیرون هستم و میرسم و زغال توی سطل زباله‌ی خیابون هست، میره قایم میشه و بعد یواشکی از یه جایی که دیده نشه میاد توی حیاط. می‌تونم فرض رو بر این بذارم که جلوی من خجالت می‌کشه بره سر سطل زباله. خصوصاً اینکه توی خونه غذاهای خوب گیرش میاد.

چند وقت پیش، از دنیل رابینسون (که گه‌گاه مطالبی ازش نقل می‌کنم) شنیدم که می‌گفت خطای دیگری هم در ما انسان‌ها هست که می‌شه بهش گفت: آنتی آنتروپومورفیسم. شاید بشه انسان ننگاری ترجمه‌اش کرد در مقابل انسان انگاری.

به این معنا که ما به خاطر وسواس علمی، حاضر نشیم برخی از بدیهی‌ترین ویژگی‌های موجودات دیگه و سیستم‌های دیگه رو بپذیریم.

مثلاً گربه یا سگ واقعاً تعجب کنند. ولی ما به خاطر دقت علمی، بگیم که این تعجب کردن یک صفت انسانیه و ما نباید اشتباهاً اون رو به گربه‌ و سگ نسبت بدیم.

یا اینکه اونها واقعاً دلتنگ بشن و ما فکر کنیم که دلتنگی و وابستگی عاطفی، صفت انسانیه و ما نباید به این حیوانات نسبت بدیم.

قاعدتاً این ماجرا صفر و یک نیست.

اما تشخیص اینکه هر سیستمی (از جمله زغالچه یا ما یا عالم هستی) رو در چه ویژگی‌هایی می‌شود به خودمون تشبیه کنیم و در چه ویژگی‌هایی باید مراقب باشیم که دچار این تشبیه نشویم، واقعاً کار ساده‌ای نیست.

روزهایی که با زغالچه حرف می‌زنم یا اون با من حرف می‌زنه، بیش از هر زمان دیگه‌ای به این مسئله فکر می‌کنم.

+207
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

لحظه نگار: خودم – بدون هر گونه انگیزه‌ی مشخص

لحظه نگار - محمدرضا شعبانعلی

به نتیجه رسیده‌ام که بهترین شکل عکس گذاشتن اینه که فاصله‌ی زمانی قابل توجهی با زمان حال داشته باشه.

اینطوری احتمالاً سوال در مورد اینکه چرا چاق یا لاغر هستی یا چرا بلوزت این رنگیه یا چرا موهات اون‌رنگیه یا چرا موهات ریخته یا چرا موهات نریخته به حداقل ممکن کاهش پیدا می‌کنه. 😉

+263
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

لحظه نگار: توجه بیش از حد به منبع

خواندن کتاب UX نوشته‌ی هارتسون را تازه آغاز کرده بودم که نخستین صفحه‌ی کتاب توجهم را جلب کرد. کتاب را انتشارات Elsevier (که از ناشران معتبر محسوب می‌شود) منتشر کرده است.

دوست داشتم شما هم آن را ببینید:

dont-panic

صفحه‌ی اول کتاب صرفاً نوشته شده: نترسید! (یا: وحشت نکنید!)

کتاب حدود ۱۰۰۰ صفحه دارد و این عبارت، می‌تواند شوخی یا مقدمه‌ی خوبی برای شروع باشد.

اما یک نکته وجود دارد: این شوخی قبلاً توسط داگلاس آدامز در کتاب راهنمای مسافر کهکشان به کار رفته. او عبارت Don’t Panic را روی جلد نخستین ویرایش داستانش نوشت و تقریباً مفهوم مشابهی را از طریق آن منتقل می‌کرد.

عبارت نترسید،‌ بدون اشاره به داگلاس آدامز هم شروع زیبایی برای این کتاب بود. احتمالاً سفید ماندن باقی صفحه هم به زیبایی این صفحه بیشتر کمک می‌کرد.

اما این شوخی صاحب دارد. حتی اگر نویسنده‌اش ۱۶ سال قبل مرده باشد و این ایده‌ی ساده، مالکی رسمی نداشته باشد. حتی اگر دو کلمه بیشتر نباشد. حتی اگر بتوان کلمات آن را کمی تغییر داد تا مشخص نشود که اصل این ایده متعلق به آدامز بوده است.

اما نوشته‌ی پایین صفحه، امنیت ذهنی خاصی به خواننده می‌دهد. امنیتی که باعث می‌شود مطمئن شوی هر چیز دیگری که در این کتاب، بدون ذکر منبع و مرجع آمده، مشخصاً متعلق به نویسندگان آن است.

+288
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

لحظه نگار: خودش و عکسش

روی جعبه این‌طوری بود:

kellog-1

توی جعبه این‌طوری بود:

kellog-2

عمقِ این حد از تفاوت رو فقط کسانی که تا حالا سعی کردن از طریق اینستاگرام، دوست پیدا کنند متوجه می‌شن.

پی نوشت: البته از لحاظ حقوقی، کارشون کاملاً درسته. چون اون چیزی که داخل قاشق هست همون چیزیه که داخل بسته هست. احتمالاً می‌گن بقیه‌ی تصاویر روی جعبه حالت تزئینی داشته.

پی نوشت ۲: به هر حال خوشمزه بود.

پی نوشت ۳: چند وقت پیش توی یه کافی شاپ خیلی کوچیک و تنگ (از همون‌هایی که به جای فضای آرامش‌بخش فردی، زندگی زنبور-وار جمعی رو تجربه می‌کنی) یه دختر و پسر جوون رو دیدم که اومده بودن. پیدا بود مدت زیادی هست به صورت دیجیتال دوست هستند اما اولین بار هست همدیگر رو می‌بینن. دوتاشون مثل مرغ پرکنده در تلاش برای به پایان رسوندن این دیدار بودن. مطمئن هستم بعدش هم دنبال دکمه‌ی بلاک اینستاگرام و تلگرام می‌گردن.

بعد از دیدن این بسته، دلم می‌خواست این بسته رو بهشون هدیه بدم و روی اون بزرگ بنویسم: نماد حقیقیِ آشناییِ مجازی.

+317
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش