فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

Category: لحظه نگار

لحظه نگار: تصویر فسیل یک ماهی

لحظه نگار - تصویر فسیل یک ماهی

لینک تصویر با کیفیت بالاتر

+110
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

لحظه نگار: قوی سفید

پیش نوشت: اصولاً اینکه ما آدمها راه می‌افتیم عکس می‌گیریم، توهین به عکاس‌های حرفه‌ایه.

متاسفم که ابزارها و تکنولوژی اونقدر ارزون و در دسترس شده که امثال من، هم می‌تونیم عکس ثبت کنیم و هم چون هزینه نداره با دیگران به اشتراک بگذاریم. قبل از اینکه یاد بگیریم عکس انداختن یعنی چی.

به هر حال. با نهایت پررویی و با عذرخواهی از اونهایی که هنر عکاسی رو بلدند (و با آرزوی اینکه من هم یاد بگیرم) دو تا عکس رو انداخته بودم و دوست داشتم بذارم اینجا بمونه:

لحظه نگار - تصویر قوی سپید در دریاچه در حال حرکت

لحظه نگار -عکس قوی سفید در دریاچه

پی نوشت یک:

ما این روزها توی ادبیات‌مون، فکر می‌کنم به اندازه‌ی کافی به دکتر مهدی حمیدی شیرازی جا و جایگاهی نداده‌ایم.

شاید هم لج و لج‌بازی‌های اخوان و نیما و شاملو با خود حمیدی (بیشتر از شعرش) باعث چنین شرایطی شده.

چنانکه شاملو هنگامی که هوای تازه را وارد فضای ادبیات فارسی می‌کرد و از شعری که زندگی است حرف می‌زد، در لابه‌لای شکوِه از درد مشترک خلق و لبخند زدن با لبان مردم، از آونگ کردن “حمیدی شاعر” بر دار شعر خویش، خاطره می‌گفت!

اما به هر حال، چنانکه دکتر غلامحسین یوسفی در کتاب چشمه‌ی روشن و دکتر شفیعی کدکنی در با چراغ و آینه گفته‌اند، در حدی آثار ارزشمند دارد که بتوان او را به عنوان بخشی از ادبیات سنت‌گرا در دوران معاصر، جدی گرفت.

حتی با وجودی که حمیدی شاعر در لابه‌لای حرف‌هایش، کل کل‌های عجیب‌هم دارد: گر تو شاه دخترانی، من خدای شاعرانم! (مناسب این اکانت‌های دوزاری در اینستاگرام)

به هر حال، فارغ از همه‌ی حب و بغض‌ها، همین که خوانندگان و آهنگ‌سازان بارها و بارها به سراغ شعر او، خصوصاً قوی زیبا رفته‌اند، نشان می‌دهد که برخی کارها هم دارد که زیبایی و دل‌نشینی آنها انکارناپذیر است.

یکی از لذت‌های دوست داشتنی برای من، زمزمه‌ی شعر قوی زیباست:

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد / فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجی / رود گوشه‌ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب / که خود در میان غزلها بمیرد

گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا / کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد

شب مرگ از بیم آنجا شتابد / که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم / ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

چو روزی ز آغوش دریا برآمد / شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش وا کن / که می‌خواهد این قو‌ی زیبا بمیرد

پی نوشت دو: اگر فرصتی دست داد و به شیراز سر زدید، در حافظیه می‌شود سری هم به خاک “حمیدی شاعر” بزنید. بخشی از گذشته‌ی ماست.

پی نوشت سه: شیرین عزیزم! به جان محمدرضا بعد از ماجرای پلیکان و دریاچه ارومیه، این بار به خودم قول داده بودم عکس بذارم بدون توضیح. زیرش بنویسم: فقط برای شیرین. نمی‌دونم باز چرا این‌طوری شد. قول اخلاقی می‌دم یه بار عکس بذارم زیرش بدون شرح و توضیح، بنویسم فقط به خاطر شیرین!

پی نوشت چهار: مدیون هستید اگر فکر کنید خواستم بحث رو عوض کنم چنین مطلبی نوشتم.

پی نوشت پنج: فکر کنم این جور وقت‌ها، کامنت‌های شهرزاد می‌تونه کمک خوبی برای تغییر حال و هوا باشه. کلاً میاد از همه تشکر می‌کنه. از قو. از آب. از عکاس. از هوا. آفتاب. خورشید. لجن ته دریاچه. دل همه رو به دست میاره! یه مدته دقت کردم توی یه سری درس‌های متمم که تمرین حل کردن مستلزم اینه که کسی یا چیزی یا محصولی یا برندی رو نقد کنیم، کلاً تمرین حل نمی‌کنه! به هر حال، شهرزاد جان. فعلاً این حال و هوا، دست تو رو می‌بوسه!

+183
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

لحظه نگار: فاصله‌ی دنیای تو با دنیای من فقط سی سانتی‌متر است اما…

کسی که نرده ندارد - محمدرضا شعبانعلی

فاصله‌ی دنیا، از آنجا که تو نگاهش می‌کنی و اینجا که من نگاهش می‌کنم، فقط سی سانتی‌متر است.

اما چه دنیاهای متفاوتی را می‌بینیم.

من در پنجره‌ای که حتی هم سطح خیابان هم نیست، باید پشت نرده بمانم، تا امنیت را تجربه کنم و هم‌نوعان دیگرم که خود را از سگ و گربه و موش و هر جاندار دیگری بالاتر می‌دانند، راهی به خانه‌ام پیدا نکنند.

ما جانشینان خداوند بر زمین، هر یک به دور خود میله‌‌ها و دیوارهای زیادی کشیده‌ایم تا از شر سایر جانشینان خداوند در امان باشیم!

چون ظاهراً از تمام داشته‌های خداوند، آنچه که بدان رشک می‌بریم، قلمرو وسیع قدرت اوست!

تصویر کسی که از پشت نرده به بیرون نگاه می‌کند - محمدرضا شعبانعلی

پی نوشت صفر: این مجسمه همیشه آنجاست تا دنیا را بهتر از من ببیند و به من کمک کند دنیا را از نگاه او تصور کنم.

پی نوشت یک: امروز از صبح ساعت چهار که کارم رو شروع کردم، دیگه تقریباً خسته شدم و گفتم که یه کوچولو استراحت کنم و بعد دوباره ادامه بدم.

ثبت این عکس‌ها حاصل این بی‌کاری است.

پی نوشت دو: چقدر خوشحالم که اینستاگرام نیستم و عکس‌ها و حرف‌هام، قاطی به رخ کشیدن میز رستوران‌ها و دکور هتل‌ها و آرایش‌هایی که چهره از سنگینی آنها گریه می‌کند و دماغ‌های درشتی که می‌خواهند بی‌توجه به این چوب بی قواره‌ی خویش‌انداز، به لنز نگاه کنند و منت فرد دیگری را نکشند، گم نمی‌شود و برای دوستانم می‌ماند.

پی نوشت سه: یکی از شیرین‌ترین لذت‌های قدیم، منتظر ماندن برای عبور یک رهگذر بود یا جستجوی لبخندی کمی مهربان‌تر در میان عابران، تا دوربین یا موبایل را به دستش بسپاری و بگویی: می‌شود از من یک عکس بگیرید؟

هنوز هم لذت جالبی است. من هر وقت این خویش انداز به دستان را می‌بینم، این پیشنهاد را مطرح می‌کنم.

یک بار بالای برج میلاد این پیشنهاد را به چند جوان که از مشهد آمده بودند دادم.

صدایم را که شنیدند گفتند: به تصویر نمی‌شناختیمت. اما به صدا چرا. شعبانعلی نیستی؟ عکس را فراموش کن. بیا بنشینیم و گپ بزنیم…

+330
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

لحظه نگار: نقش ماندگار یک تصادف (تصویر شیشه از پرنده)

علیرضا نخجوانی، عکسی را نشانم داد که حیفم آمد با شما به اشتراک نگذارم.

آنها در خانه‌شان‌، شیشه‌ی تمیز و شفافی دارند که پرنده‌ها خیلی وقت‌ها آن را نمی‌بینند و با آن برخورد می‌کنند.

متاسفانه در یکی دو مورد، فوت هم کرده‌اند.

تصویری که در اینجا می‌بینید، نقش بر جا مانده از کبوتر بر روی شیشه پس از برخورد با شیشه است.

چون ظرافت‌های عکس به خوبی دیده نمی‌شد، بخشی از جای پرهای پرنده‌ را در تصویری جداگانه برایتان گذاشتم.

دیدن حاصل این تصادف، خوشحال‌کننده نیست. اما هم‌چنان تصویری زیباست.

لحظه نگار - عکس برخورد کبوتر با شیشه

 

لحظه نگار - عکسی از برخورد و تصادم یک کبوتر با شیشه پنجره

+153
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش