فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

Category: توسعه مهارتهای فردی

رادیو مذاکره: شخصیت شناسی و آزمون MBTI

در فایل جدید رادیو مذاکره با دکتر علیرضا شیری گفتگو کرده‌ایم. دکتر شیری سالهاست در حوزه‌ی شخصیت شناسی فعالیت دارند. عمده‌ی فعالیتها و آموزش‌های ایشان با تاکید و نگاه ویژه به کارهای کارل گوستاو یونگ روانکاو شهیر سوییسی انجام شده است. دکتر شیری در این گفتگو ضمن اشاره به تلاش‌هایی که برای استاندارد کردن این آزمون در ایران انجام داده و میدهند، نکات آموزنده‌ای را در مورد پیچیدگی‌های استفاده از یک مدل شخصیت شناسی به شکل دقیق و علمی مطرح می‌کنند.

لینک دانلود قسمت اول این برنامه رادیو مذاکره – گفتگو در مورد آزمون MBTI

لینک دانلود قسمت دوم این برنامه از رادیو مذاکره – گفتگو در مورد آزمون MBTI

پی نوشت: در تمام مدت ضبط این برنامه از رادیو مذاکره، از دکتر شیری با آب میوه پذیرایی شد. اما در مقطعی از برنامه که آب میوه ها به پایان رسید، ایشان – به شوخی – اعلام کردند که از آن لحظه به بعد، تعهدی نسبت به برنامه ندارند! تصویر زیر، دکتر شیری را در حال اعتراض به پذیرایی ناقص تیم رادیو مذاکره نشان می‌دهد.

رادیو مذاکره: گفتگو با دکتر علیرضا شیری در باره آزمون MBTI و شخصیت شناسی

+150
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

آن پنجمین کتاب…

این مطلب را برای عصر ایران نوشتم:

آنچه اینجا می‌نویسم برداشت و نظر و تجربه‌ی شخصی من است. قطعاً پخته نیست. اما دیواری است که امروز در تحلیلها و تصمیم‌هایم به آن تکیه می کنم.

طولانی است. خواندنش حوصله می‌خواهد. شاید فایده هم ندارد. اما باید جایی می‌نوشتم. نمی‌دانم چرا.

نمی‌نویسم که بگویم این نگاه درست است.

می‌نویسم که بگویم این نگاه هم وجود دارد: در مدل ذهنی من و در انتخاب‌ استراتژی‌ام برای یادگیری و زندگی.

دوست دارم – به دلیلی که کمی پایین‌تر می‌نویسم – اگر زیر این نوشته کسی برایم چیزی نوشت، راجع به نگاه من به یادگیری نباشد. بلکه بیانی از نگاه خودش به یادگیری باشد.

اما اگر هر انسانی را ایمانی باشد و ایمان چیزی باشد که هرکس حاضر است جانش را برای آن بدهد، می‌توان گفت: آنچه می‌نویسم ایمان من است.

معیارهای مختلفی برای سنجش میزان یادگرفته‌ها و یادداده‌های ما وجود دارد.

برخی برگه‌های کاغذی را که آموزش و پرورش و وزارت علوم برایمان صادر کرده و مهر زده‌اند، معیار آموخته های خود می‌دانیم. دیپلم باشد یا کارشناسی یا کارشناسی ارشد یا دکترا. فرقی نمی‌کند.

برخی دیگر، ساعت شمار آموزشی داریم. من ششصد ساعت کلاس رفته‌ام. من هزار ساعت درس داده‌ام.

برخی دیگر، مانند پول شمار، کاغذ می‌شماریم: من هزار صفحه کتاب خوانده‌ام. من هزار صفحه کتاب نوشته‌ام.

برخی دیگر، معیار مالی داریم: من باسوادم. چون برای هر ساعت حرفم چند میلیون تومان پول می‌دهند. یا من عاشق علمم. چون برای شنیدن یک ساعت حرف ارزشمند، چند میلیون تومان هزینه کرده‌ام.

فهرست این معیارها، تمامی ندارد.

من هم هر مقطعی از زمان با یکی از این معیارها خودم و دیگران را سنجیده‌ام و اگر صادقانه بگویم آنچه در بالا نوشتم، ترتیب و مسیری بود که خود رفته‌ام.

سالهای دانشگاه که با آرزوی دریافت برگه‌های مدرک آغاز شد و فکر می‌کنم، حتی قبل از گرفتن مدرک کارشناسی، ارزشش برایم از بین رفت. البته اعتراف می‌کنم که از دریافت مدرک دیپلم، چنان ذوق کرده‌ام که کسی از دکترا گرفتن چنین ذوقی نکرده است. چون تجربه‌ی اخراج در دبیرستان و اینکه هیچ مدرسه‌ای به خاطر معدل پایین ثبت نامت نمی‌کند،‌ این باور را به تو می‌دهد که هرگز آن برگه‌ی سفید مزین به مهر وزین آموزش و پرورش را در دستان خود لمس نخواهی کرد.

سالهای بعد، معیار یادگیریم تغییر کرد. جدول بزرگی داشتم از کتاب‌هایی که خوانده‌ام و انباری بزرگ از کتابهایی که خریده‌ام.

سپس، نوشتن و نویسندگی، معیار دانش و سوادم شد. نوشتم و منتشر کردم و شمردم و فخر فروختم. یک کتاب و پنج کتاب و ده کتاب و ده‌ها کتاب.

گفتند که علم نیز کالایی است مانند سایر کالاها. بازار دارد و عرضه و تقاضا. این دستان نامرئی بازار است که «ارزش» دانش‌ات را تعیین می‌کند. این بود که معیاری دیگر بر معیارهای قبلی‌ام افزودم.

امروز هنوز آن معیارها را می‌بینم. دیده‌ام که با آن سنجیده می‌شوم و به آنها معرفی می‌شوم. نمی‌گویم آنها نادرست است. اما معیار «آموختن» نیست. شاید معیار موفقیت باشد. در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم. اما معیار یادگیری چیست؟ چگونه بفهمم که آموخته‌ام؟ چگونه بگویم که امروزم مانند دیروز نیست و امسالم مانند سال قبل؟

بر این باورم که معیار مناسب‌تر یادگیری، تعداد «تناقض‌ها و تعارض‌ها»یی است که در زندگی با آنها مواجه شده‌ایم.

انسان تعارض گریز و تناقض ستیز است. پدران ما در طول تاریخ و عرض جغرافیا، بارها و بارها، یا جان خود را برای دفاع از «ناحیه‌ی امن باورهای خود» باخته‌اند یا دیگران را در آتش عبور از ناحیه‌ی امن باورهایشان، سوخته‌ و شمع‌آجین نموده‌اند.

ما پای حرف کسانی می‌نشینیم که باورشان داریم. کتابهایی می‌خوانیم که باورمان را تایید کند. به سرزمین‌هایی می‌رویم که با باور‌ها و نگرش‌های ما همخوانی داشته باشند. اما نگاهی کوتاه به گذشته‌ی فردی و تاریخی انسان، نشان می‌دهد که پختگی و معرفت، آن هنگام حاصل می‌شود که انسان با تناقض‌های بزرگ روبرو می‌شود.

شمس برای مولانا چنین تناقضی بود. همچنانکه خضر برای موسی. همچنانکه بوسعید برای بوعلی.

انسان تا زمانی که برای کسب ثروت تلاش می‌کند و ثروت را عامل رضایت می‌داند، شاید به موفقیت برسد اما به پختگی هرگز.

پختگی آن هنگام متولد می‌شود که حساب بانکی تو، دوازده رقمی است اما برای حل بیماری‌ات راهکاری نمیابی. آن روز پول و ثروت و دارایی و موفقیت و پیشرفت، که قبلاً یک واژه بودند، ۵ واژه میشوند. متفاوت و مستقل.

انسان تا زمانی که گوشه‌ی عزلت می‌گیرد و از فاصله‌ی فقر و غنا و اختلاف طبقاتی می‌گوید، شاید به تئوریسین چپ تبدیل شود اما به یک مدیر اقتصادی پخته هرگز.

پختگی آن هنگام متولد می‌شود که مدیر می‌شوی و حساب بانکی تو، صفر است و چک‌ها در انتظار. و کلید ماشینی روی میزت قرار می‌گیرد که با فروختنش، قسط‌ها و چک‌ها یک شبه پرداخت می‌شود و باقیمانده‌اش هنوز برای خرید ماشینی دیگر و خانه‌ای دیگر کافی است. پختگی در آن لحظه متولد می‌شود. وقتی رنگ قرمز را که قبلاً روی جلد کتابهایت می‌دیدی،‌ با درخشش بیشتر بر روی خودرویی زیبا زیر نور آفتاب ببینی.

چنین است که در بحث‌های مدیریت و کارآفرینی، همیشه می گویند آنها که شکست‌های بیشتری خورده‌اند، حرف‌های آموختنی بیشتری دارند تا آنها که صرفاً موفقیت را تجربه کرده‌اند. پیروزی، تاییدی بر باورهای قبلی است و شکست تلنگری برای بازاندیشی آنها. چنین است که پیروزی انسان را بزرگ می‌کند و شکست انسان را عمیق.

مسافرت، همیشه توصیه شده. چون باورها و الگوهای ذهنی ما را در هم می‌شکند. ما را با تناقض روبرو می‌کند و وادار به اندیشیدن.

شاید اگر امروز، حاجی ثروتمند ایرانی به حج می‌رود و در روز بازگشت تغییری در رفتار و منش‌اش دیده نمی‌شود، به دلیل تجربه نکردن همین تناقض است.

قرار بود برود تا بیابان را ببیند. و نبودن را و نداشتن را. قرار بود بر پیراهنش حتی نخی نباشد تا بفهمد که هیچ چیز به انسان نمی‌چسبد و دنیا – بر خلاف آنچه شنیده و باور کرده بود – مانند همین لباسی است که بر تن دارد و ممکن است به هر اتفاق و برخوردی از تنش بیفتد و عریانی او را برای دیگران نمایان کند. حج محل این تناقض‌ها بود و حاصل آن، افزایش عمق نگرش.

اما امروز، حاجی ایرانی، در سعی صفا و مروه، همان سیستم گرمایش از کف را لمس می‌کند که در پنت‌هاوس خانه‌ی خود دارد و وایبر و واتزآپ در کنار حرم الهی، به او یادآوری می‌کنند که دیگر دوران آن پیرهن بدون نخ گذشته و در کنار خداوند هم می‌توانی تعلقات مادی را داشته باشی. حتی از نوع وایرلس!

چنین می‌شود که سنت دیروز، که تناقضی بزرگ و تجربه‌ای متفاوت بود، امروز به یک سفر توریستی تکنولوژیک تبدیل می‌شود و به جای بزرگ دیدن خداوند و خوار دیدن بشر. بزرگی بشر را به تو یادآوری می‌کند که چگونه می‌توان خانه‌ی خداوند را که بیابانی به دور از تعلقات مادی بود، غرق در نورهای مصنوعی و گرانیت‌های ساب خورده و تهویه‌های مطبوع کرد، تا خدای ناکرده، مواجهه‌ی رفاه  و سادگی، تجربه‌ی «نداشتن هیچ چیز» پس از «داشتن همه‌ چیز»، ولو در حد یک بند انگشت، به عمق روحت نیفزاید.

فرهنگ هم در تعارض و تناقض رشد می‌کند. شاید حرف زیبای سعدی: «نابرده رنج گنج مسیر نمی‌شود» به خودی خود و به تنهایی هیچ چیز به درک و نگرش ما نیفزاید. اکنون آن را کنار حرف‌ حافظ می‌گذاریم که: «دولت آن است که بی خون دل آید به کنار / ورنه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست…»، در این تضاد و تعارض،‌ شهود متولد می‌شود. شعر سعدی سفیدی امید و آینده را تداعی می‌کند و شعر حافظ، رنگ سیاه دلگیری را. یکی از این دو نگاه، بدون دیگری، دنیایی خواهد ساخت تک بعدی و غیرواقعی. اما این دو نگرش در کنار هم، نه دنیایی خاکستری، که دنیایی رنگی می‌سازند. بزرگ و زیبا و قابل درک…

با این نگاه، یادگیری زبان انگلیسی، اگر با هدف تکرار «افکار فارسی ما» به زبانی دیگر باشد، چیزی از جنس یادگیری نخواهد بود. یادگیری زبان دیگر، زمانی مفید است که حرف‌هایی دیگر را پیش روی ما قرار دهد و تناقض و تعارض و دشواری، ما را به اندیشیدن و بازاندیشیدن وادار کند.

آن روز است که فکر می‌کنیم: «آیا واقعاً با یک گل بهار نمی‌شود؟» یا آنچنانکه دیگران گفته‌اند: «رویش بهار با رویش نخستین گل آغاز می‌شود؟». یادیگری زبان انگلیسی یا هر زبان دیگر، آن روز که تناقض‌ها را پررنگ کند، عمق را هم خواهد بخشید. روزی که در پی کشف و تجربه‌ی فرهنگ دیگران باشم. نه برای جستجوی نگاه خودم و رد پای فرهنگ و نگرش خودم در کلام دیگران. چنان روزی چنین شعری خواندنی تر خواهد بود:

one song can spark a moment
one flower can wake a dream
one tree can start a forest
one bird can herald spring
one smile brings a friendship
one handclasp lifts a soul
one star can guide a ship at sea
one word can frame a goal
one vote can change a nation
one sunbeam lights a room
one candle wipes out darkness
one laugh can conquer gloom
one step must start each journey
one word must start each prayer
one hope will rise our spirits
one touch can show you care
one voice can speak with wisdom
one heart can know what`s true

جنگل با نخستین درخت آغاز می‌شود، همچنانکه دوستی با نخستین لبخند. گاهی شنیدن یک ترانه برای روشن کردن و به آتش کشیدن لحظه‌هایت کافی است. همچنانکه یک گل، می‌تواند برای برانگیختن و زنده‌ کردن رویاهای فراموش شده‌ات کافی باشد. پیدا کردن راه برای کشتی گمشده، نیازمند آسمان صاف و پرستاره نیست. گاهی یک ستاره هم برای یافتن راه کافی است. گاه برای روشن کردن تاریکی، یک پرتو باریک نور کافی است. همچنانکه یک رای، برای تغییر سرنوشت یک ملت.

امروز اگر پنج کتاب پیش رویم بگذارند و تنها در برداشتن یکی مخیرم کنند،‌ بی تردید از میان آنها چهار کتاب را که بیشتر باور دارم، کناری خواهم نهاد و پنجمی را برخواهم داشت.

اگر حرف و نظریه‌ای بشنوم، قبل از آنکه به دنبال مثال نقض‌اش بگردم، به دنبال مصداق‌هایی می‌گردم تا ببینم کجاها ممکن است بهتر از دیدگاه خودم، پاسخ‌گوی پرسش‌هایم باشد.

این روزها آنها را که در تایید نظریه‌ای که قبول ندارند، مثال می‌جویند و بیان می‌کنند،‌ بیشتر تقدیس می‌کنم تا آنها که با مخالفت کردن و جستن مثال نقض برای هر نگاه متفاوتی، «احساس وجود» می‌کنند. چرا که گروه اول در پی تعمیق خویش است و گروه دوم در تقلا برای تثبیت خویش.

این روزها حتی تعریفم از تمدن و توحش هم فرق کرده است.

توحش، هر قوم و فرهنگی جز خودش را «توحش» می‌داند و تمدن، هر قوم و فرهنگی جز خود را تمدنی دیگر می‌بیند همراه در مسیر رشد و توسعه: شاید کمی جلوتر یا کمی عقب‌تر…

چنین است که تمدن به ما می‌آموزد، تعارض‌ها و تفاوت‌ها را در آغوش بگیریم و از آنها مسیری بسازیم نه برای فرا رفتن از دیگران. بلکه برای فرو رفتن بیشتر در عمق عالم هستی.

استراتژی فردی من

+413
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

گزارش یک مذاکره: پرتقال یا شعبه‌؟

از همون وقتی که توی مدرسه،‌ به ما گفتند «علی سه پرتقال دارد و دو پرتقال دیگر هم می‌خرد. حالا چند پرتقال دارد؟» بنیاد فکری ما خراب شد! هر کس یکی از سوالهای زیر را می‌پرسید به او می‌خندیدیم:

– چرا پرتقال؟ سیب بهتر نبود؟

– چرا سه پرتقال؟ آنها را از کجا آورده؟ پرتقال‌ها از کی دستش بوده؟

– مگر آن سه پرتقال کافی نبود که حالا دو تا پرتقال دیگر می‌خرد؟

– پولش را از کجا می‌آورد؟

– پرتقال‌ها برای خوردن است یا تزیینی است؟

ادامه نوشته

+120
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

نقطه شروع: فایل تصویری محمدرضا شعبانعلی

این فایل ویدئویی، خلاصه‌ای ۱۰ دقیقه‌ای از ایده‌ی ما در مورد «برنامه‌ریزی» است که تحت عنوان « نقطه‌ی شروع » به صورت یک فایل صوتی دو ساعته روی سایت متمم عرضه می‌شود. این پست را به پرسش و پاسخ و گفتگو در حوزه‌ی برنامه‌ریزی آینده‌ اختصاص می‌دهیم. به این شکل، کسانی که حرف‌های من را در نقطه شروع شنیده‌اند و سوالهایی درباره‌ی برنامه ریزی دارند، محلی برای مطرح کردن این سوال‌ها خواهند داشت. دوستانی هم که در فایل صوتی جملاتی را شنیدند که به نظرشان خوب است بقیه بخوانند، خوشحال می‌شوم اینجا برای دیگران بنویسند.

سرفصل‌های اصلی نقطه شروع:

۱- دلایلی برای اینکه چرا نباید به فایلهای صوتی آموزشی از این جنس، اعتماد کنیم!

۲- امید، خوشبینی و انگیزه یکسان نیستند. این واژه‌ها را به جای یکدیگر به کار نبریم.

۳- با گذشته خود آشتی کنیم. شکست‌های گذشته را نمی توان فراموش کرد. آنها را می‌توان به شکل دیگری نگاه کرد.

۴- اعتماد مهمترین عامل در موفقیت برنامه ریزی است. اعتماد به خود با اعتماد به دیگران آغاز می‌شود.

۵- تحلیل شکست‌های گذشته

۶- چگونه از گذشته، مسیری به سوی آینده بسازیم.

۷- اصول مهم در هدف گذاری برای زندگی – تفاوت هدفگذاری انسانی و هدف گذاری مکانیکی (پروژه‌ای)

۸- مسیر رضایت، همیشه از جاده‌ی موفقیت نمی‌گذرد.

۹- آرزوهایی برای سال جدید

ادامه نوشته

+196
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

تجربه‌ی من در آموزش و یادگیری زبان انگلیسی (۲)

پس از اینکه نخستین تجربه‌ی شخصی در خصوص آموزش و یادگیری زبان انگلیسی را منتشر کردم، کامنت‌ها و نظرات متعددی ارسال شد و تصمیم گرفتم در پاسخ به سوالات مطرح شده دومین نوشته در این خصوص را منتشر کنم. این بار هم مانند دفعه‌ی قبل بیشتر به یادگیری کلمات و گسترش دامنه لغات توجه دارم:

لطفاً اگر پست قبلی را نخوانده‌اید توضیحات کلی من را در ابتدای آن پست بخوانید. آنجا هم تاکید کرده‌ام که این نظرات کاملاً شخصی هستند و هیچ ارزش علمی ندارند!

ضمناً من به طور خاص در مورد یادگیری زبان انگلیسی که آشنایی بیشتری با آن دارم صحبت می‌کنم. اگر چه بر اساس شناخت جزئی با برخی زبان‌های دیگر، احساس می‌کنم اصول نباید چندان متفاوت باشند.

تجربه محمدرضا شعبانعلی در آموزش و یادگیری زبان انگلیسی

ادامه نوشته

+679
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

راز واقعی مدیریت زمان

یکی از همکاران من که در رشته‌ MBA تحصیل می‌کند با تمام هوش و حواس مشغول کار کردن با یکی از نرم‌افزاری خانواده‌ی آفیس، برای ترسیم یک نمودار خاص بود. وقتی کنارش نشستم گفت: کار گروهی داریم. گفتم بقیه چه کار کرده‌اند؟ گفت: اکثراً گفته‌اند که وقتشان ارزش دارد و سرشان شلوغ است و فرصت انجام این تمرین‌ها را ندارند.

با هم نشستیم و کمی در محیط نرم افزار گشتیم و در نهایت نمودار مورد نظر را ترسیم کردیم. گفت: «ممنونم که با وجود اینکه وقتت ارزش دارد، نشستی تا با هم بگردیم و روش ترسیم این نمودار رو پیدا کنیم». به او گفتم: «اگر وقت ما امروز ارزشی پیدا کرده‌ است دلیلش این است که وقت یادگرفتن، هرگز به ارزش وقتمان فکر نکرده‌ایم. آنها که وقتشان را ارزشمندتر از آن می‌دانند که صرف یادگیری شود، هرگز وقتشان “ارزشمند” نخواهد شد».

مدیریت زمان

+241
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

نمونه مقالات مربوط به توسعه کسب و کار از طرح متمم

همانطور که می‌دانید،‌ در  طرح متمم، دو نوع محتوا ارائه می‌شود. مطالبی که به بهبود کیفیت زندگی کمک می‌کنند و مطالبی که مهارتهای شغلی ما را بهبود می‌بخشند و کمک می‌کنند درک بهتری از دنیای کسب و کار داشته باشیم و موفقیت تجاری کسب کنیم.

با توجه به تعریف ماموریت متمم، گروه اول مطالب، رایگان هستند و برای استفاده از مطالب گروه دوم، که به صورت پیوسته منتشر می‌شوند، باید مبلغ ماهیانه‌ای به عنوان هزینه اشتراک پرداخت شود. این هزینه برای تامین مالی پروژه‌ی تولید محتوای متمم، صرف می‌شود. نمونه‌ی برخی از عناوینی که برای بهبود و توسعه کسب و کار در متمم آمده است را در اینجا فهرست کرده‌ایم.

داستان کسب و کار: امریکن اکسپرس و درسهایی برای ما

طراحی دفتر کار: مشکل اتاقهای بدون پنجره

وظایف یک فروشنده: دیدگاه یخچال و اسکیمو

انواع ایمیلها در ایمیل مارکتینگ

مهارت اسلایدسازی و پاورپوینت(۷): مسیر چشم

داستان کسب و کار: فندق، روغن پالم و مالیات نوتلا

مهارت فروش: هفت نیاز یک فروشنده موفق

تکنولوژی دیجیتال مدیر بهتر می‌خواهد نه تکنوکراتهای بیشتر

مهارت اسلایدسازی و پاورپوینت(۶): طراحی اسلاید

هزینه های غیرقابل بازگشت یا Sunk Cost

مهارت اسلایدسازی و پاورپوینت (۵): نمایش اعداد

مهارت اسلایدسازی و پاورپوینت(۴): ذهن تصویری

مهارت اسلایدسازی و پاورپوینت(۳):شش سوال کلیدی

مهارت اسلایدسازی و پاورپوینت (۲)

مهارت اسلایدسازی و پاورپوینت (۱)

ابزاری برای مقایسه عملکرد سایتهای رقیب

دوره MBA-قسمت ۱۹- بازاریابی و انگیزه انسانها (۱)

استراتژی و مفهوم دیوارهای ورود

دوره MBA- قسمت ۱۸- درباره مدل و مدلسازی(۲)

دوره MBA- قسمت ۱۷- درباره مدل و مدلسازی (۱)

دوره MBA- قسمت ۱۶- باز هم در مورد خدمات

دوره MBA- قسمت۱۵- چند نکته درباره کالا و خدمت

داستان کسب و کار – چالش استراتژیک در تاریخچه IBM

دوره MBA- قسمت۱۴- درباره محصولات و خدمات

دوره MBA- قسمت۱۲- سایرمعیارهای ارزیابی بازار

دوره MBA- قسمت ۱۱- معیارهای ارزیابی بازار

دوره MBA- قسمت ۱۰- تفاوتهای بازار و صنعت

داستان‌ کسب و کار- نگاهی به تاریخچه ژیلت و بیک

Harvard Business Review: جولای و آگوست ۲۰۱۴

دوره MBA- قسمت ۹- «بازار» یعنی همه چیز

دوره MBA- قسمت ۸- فرصت‌طلبی یا ارزش آفرینی؟

دوره MBA – قسمت ۷- پرسشهایی درباره ارزش

روانشناسی پول و حسابداری ذهنی

دوره MBA – قسمت ۶- ایجاد ارزش در کسب و کارها

دوره MBA – قسمت ۵- رویداد، الگو، مدل ذهنی

روانشناسی پول و رابطه پول و قدرت

هوش هیجانی ، برداشت از خود و خودشکوفایی

استراتژی‌هایی که مرده به دنیا میایند (قسمت دوم)

پایلوت، ماکاپ و یادگیری از طریق اقدام

استراتژی هایی که مرده به دنیا می‌آیند

روانشناسی پول: نگرش پولی و ناکافی بودن پول

کندی از کجاست؟ از سایت من یا اینترنت شما؟

استفاده از ایمیل مارکتینگ در کمپین تبلیغاتی

Harvard Business Review: ژوئن ۲۰۱۴

آدریان فرنهام، روانشناسی پول و تمایل به نگهداری پول

آیا در ارتباطات و مذاکره رفتار انفعالی تهاجمی دارید؟

اشتباهات جبران ناپذیر در مصاحبه استخدامی

مصاحبه استخدامی و سه پیام پنهان در آن

کالاهای تند مصرف یا FMCG چگونه موفق می‌شوند؟

وسواس پولی از نگاه آدریان فرنهام و روانشناسی پول

اثر بازیها روی مغز ما: بالاخره بازی خوب کدام است؟

جسیکا لیوینگستون، کارآفرینی و کتاب «Founders At Work»

پرسشنامه MB‌BS آدریان فرنهام: سنجش نگرش پولی

بازاریابی و تبلیغات با استفاده از محتوا

تحلیل استراتژیک صنعت شامل چه بخش‌هایی است؟

سواد عددی: آمار، احتمال و نفس حافظ

مورچه و مورچه خوار: گفتگو با خود

ویژگیهای یک پلتفرم موفق

دلیل استفاده از لغت کمپین در عبارت کمپین تبلیغاتی

آنالوژی: ابزاری برای تصمیم گیری در استراتژی

نکاتی که معمولاً در آموزش اکسل فراموش میکنیم

علائم چهره در ارتباطات و مذاکره – مدل پل اکمن

استراتژی افزایش سهم بازار یا افزایش سهم از کیف پول مشتری؟

تفکر سیستمی: فایل صوتی سمینار محمدرضا شعبانعلی

استراتژی Lock-in و نصب زنجیر به پای مشتری

هیوریستیک: میان‌بر‌ها خطاساز مغز انسان

الکسا چیست؟ آیا رتبه الکسا همیشه مهم است؟

انواع اطلاعات در مذاکره

استراتژی پلتفرم Platform Strategy

استراتژی: تغییر، توسعه یا رشد؟

ارزیابی اثربخشی کمپین‌های تبلیغات

Harvard Business Review: آوریل ۲۰۱۴

گلوله‌های برفی و تفکر سیستمی

بورس: کوسه‌های‌خشن یا پشه‌های‌مزاحم؟

مهندسی اعداد: درسی از یک قاچاقچی

چگونه یک ایده را نابود کنیم؟

انسانهای دشوار در محیط کار و زندگی

یک کلمه‌ی کلیدی در بورس: EPS

ایمیل مارکتینگ یا هرزنامه‌های انبوه؟

بازار دیجیتال از کجا آغاز می‌شود؟

سایت TED را از دست ندهید

اثر مار کبری و تفکر سیستمی

سهم چاق و سهم لاغر

می‌خواهیم «سهم» بفروشیم…

طبقه‌بندی منابع اطلاعات

استراتژی و همجنس خواران

«پایداری» در «استراتژی»

کیفیت زندگی کاری من؟

برنامه ریزی: فایلهای صوتی نقطه شروع

ارزش برند

برند و برندسازی

شستشوی مغزی و متقاعدسازی اجباری

اکونومیست: هزینه‌‌زندگی‌شهرهای‌جهان

شستشوی مغزی در «شرکتها»

نکاتی در بررسی مطالعه‌های موردی

مشتری راغب: تولید «Lead» در بازاریابی

تاریخچه و کاربرد QR Code

طراحی ساختار تکنولوژیک بازاریابی

من یک مدیر خودشیفته دارم…

شماره مارس ۲۰۱۴: Harvard Business Review

طراحی را به خلاقیت محدود نکنیم

حتی محصول قدرتمند،‌ بدون طراحی موفق نمی‌شود

زیرساختهای رایگان مدیریت پروژه برای شرکت من

انتخاب بهترین هدیه تبلیغاتی

«توسعه زیرساخت» یا «توسعه بازار»؟

آیا BCG برای شما هم یک ماتریس است؟

پیگمالیون: تصویر ذهنی شما از دیگران…

«رفتار سازمانی» یا «رفتار نادرست سازمانی»

ارتقا‌ی کارکنان بر اساس «توانمندی» یا «زیبایی؟»

Credit-Suisse: خطای شناختی «باخت روی کاغذ»

بورس در ایران: تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟

 

+83
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

ویدئوی معرفی طرح متمم

بالاخره در نخستین گام اجرای استراتژی‌های جدید آموزشی گروهمان، طرح متمم برای توسعه مهارتهای فردی را به شکل جدی و متفاوت، اجرا کردیم. چند روزی از راه‌اندازی آزمایشی طرح می‌گذرد و خوشحالم که تا همین لحظه‌ هم، با وجودی که طرح هنوز در مرحله‌ی تست بتا هست، استقبال خوبی از آن شده است. در ویدئوی زیر توضیحات ۷ دقیقه‌ای من را در خصوص طرح متمم می‌‌بینید.

لینک سایت متمم: http://www.motamem.org

+100
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

چارچوب یک سخنرانی: دامهای کارآفرینی در ایران

اخیراً دو ایمیل جالب دریافت کردم. یکی پس از انتشار فایل صوتی دامهای کارآفرینی بود که دوستی گفته بود گوش دادن ۳ ساعت حرف سخت است و برای ما آن را خلاصه کن(!) و دیگری دوستی که در مورد نحوه‌ی آماده شدن من برای سخنرانی ها می‌پرسید (بعد از ماجرای روشن شو). اگر چه مورد اول کمی برایم دردناک است که در آن حد بی‌حوصله شده‌ایم که حوصله‌ی گوش کردن ۳ ساعت حرف را نداریم و به دنبال خلاصه‌ی چند خطی می‌گردیم. اما با دریافت سوال دوم، احساس کردم شاید متن زیر بتواند کمک کند. من برای هر سخنرانی (چه یک دقیقه و چه یک روز) یک Outline یا چارچوب می‌نویسم. هرگز جمله‌بندی‌هایم را مرور نمی‌کنم یا برای سخنرانی تمرین نمی‌کنم. اما بارها و بارها چارچوب را می‌خوانم و اصلاح می‌کنم و تا زمانی که داستان کاملش در ذهنم شکل نگیرد، سخنرانی نمی‌کنم.

گفتم شاید برای شما جالب باشد که چارچوبی را که من قبل از ۳ ساعت صحبت در مورد کارآفرینی برای خودم نوشته‌ام بخوانید…

ادامه نوشته

+120
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

یک توصیه‌ی مذاکره ای: نگرش به کار

نگرش به کار در مذاکره و زندگی

زمانی که در مورد شغلمان فاکتور «درآمد» و «نیاز مالی» را حذف می‌کنیم:
۱- تصمیم‌گیری ما در انتخاب شغل «استراتژیک‌تر» و «بلند‌مدت‌تر» خواهد بود.
۲- «لذت» ناشی از «کار کردن» به شدت افزایش خواهد یافت.
۳- «قدرت مذاکره و چانه‌زنی» ما در مقابل مدیرانمان افزایش می‌یابد.
۴- «عزت نفس» و «اعتماد به نفس» ما افزایش می‌یابد.
۵- میزان «احترام» دیگران به ما افزایش می‌یابد.
۶- «خروجی کار ما» افزایش می‌یابد.
۷- «رشد شغلی ما» تسریع می‌شود.
۸- «برند حرفه‌ای ما» تقویت می‌شود.

بقیه را لطفاً شما اضافه کنید…

+245
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش