دسته بندی: روزمرگی‌ها

بالاخره تصمیم گرفتم که دیگر به اینستاگرام سر نزنم

پیش نوشت: این یک گزارش کاملاً شخصی است و برای دوستان و آشنایانم نوشته شده. ممکن است برای مهمان گذری این خانه، جذاب نباشد. فکر می‌کنم که تقریباً تمام شبکه‌های اجتماعی متعارف را تجربه کرده‌ام. بعضی از آنها را با اسم خودم و بسیاری از آنها را با حساب‌های کاربری عمومی و ناشناس. زمانی در فیس بوک فعال بودم و صفحه‌ی شخصی داشتم. بعد که تعداد دوستانم به سقف تعریف شده توسط فیس بوک رسید، یک Fanpage درست کردم و آنجا هم مطلب منتشر می‌کردم. مدت‌هاست به آن سر نزده‌ام. وقتی آن را رها کردم و برای آخرین بار به آن سرزدم چندان شلوغ نبود و حدود بیست هزار لایک داشت. مدت کوتاهی هم دوستان خوبم آن صفحه را جمع و جور کردند و نهایتاً تصمیم گرفتیم آن را به صورت متروکه رها کنیم. توییتر برای […]

داستان جدید کشتی رافائل

پیش نوشت: این روزها، به جای اتلاف وقت در شبکه‌های اجتماعی، این فرصت را به خودم داده‌ام که تمرین‌های متمم را حل می‌کنم و تمرین‌های دوستان دیگرم را می‌خوانم تا چیزهای جدیدی یاد بگیرم. بامداد امروز، داشتم مطلب رها شده در آب را برای چندمین بار می‌خواندم و دیدم که در زیر توضیحی که مهشید محمدی عزیز در مورد کشتی رافائل نوشته، فاطمه هاشمی نسب عزیز که بوشهری است، دردنامه‌ای برای از بین رفتن رافائل نوشته که برای من به شدت، خواندنی و آموختنی بود. آنقدر زیبا و آنقدر ساده و شفاف توضیح داده بود، که دلم می‌خواست حتماً در روزنوشته‌ها باشد تا بتوانم باز هم آن را ببینم و بخوانم. گفتم شاید خواندن آن برای شما هم مفید باشد. من متن فاطمه را بدون تغییر در اینجا نقل می‌کنم: رافائل یادآور خاطرات بسیاری است. همیشه […]

سوگواران خاموش

علیرضا قربانی

پیش نوشت: این حرفها به نوعی به پیش نوشت سوم بحث تعارض و تضاد مربوط هستند. ممنون که این مسئله را لحاظ می‌کنید. اصل مطلب: داشتم به آلبوم سوگواران خاموش علیرضا قربانی گوش می‌دادم. آنجا که شاهکار زیبای محمدرضا شفیعی کدکنی را می‌خواند (لینک بیپ تیونز این قطعه): سوگواران تو امروز خموشند همهکه دهان های وقاحت به خروشند همهگر خموشانه به سوگ تو نشستند رواستزان که وحشت زده ی حشر وحوشند همهآه از این قوم ریایی که درین شهر دو رویروزها شحنه و شب ، باده فروشند همهباغ را این تب روحی به کجا برد که بازقمریان از همه سو خانه به دوشند همهای هر آن قطره ز آفاق هر آن ابر بباربیشه و باغ به آواز تو گوشند همهگر چه شد میکده ها بسته و یاران امروزمهر بر لب زده وز نعره خموشند همهبه وفای […]

تبلیغ برای تبلیغ (نقد استراتژی تبلیغات بانکها)

استراتژی تبلیغات بانکها

هنر برای هنر را شنیده‌ایم. همینطور شعر برای شعر. همینطور مطالعه صرفا برای مطالعه. اما «تبلیغ برای تبلیغ» را نمی‌فهمم! قبل از هر چیز باید یک تذکر کوتاه بدهم و آن اینکه، من با اکثر بانک‌های اصلی کشور و بزرگترین آژانس‌های تبلیغاتی ایران، رابطه‌ی بسیار نزدیک دارم. بنابراین لطفاً نوشته‌ی مرا نه به عنوان حمله‌ای به رقیبان، بلکه به عنوان درد و دلی با دوستان بخوانید… من متخصص تبلیغات نیستم. اما نقش من در صنعت تبلیغات از هر متخصصی مهم‌تر است. چون من، «هدف» تبلیغات هستم. جز اینکه همه‌ی تبلیغ‌ها انجام می‌شود تا نهایتاً ما به عنوان مشتریان بالقوه تصمیم به اقدام بگیریم؟ +۱۳۲   فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال