فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

Category: روزمرگی‌ها

خودافشایی گاردین

پیش نوشت: چون الان مدتی است واژه‌ی #خودافشایی را به هر بهانه‌ی مربوط و نامربوطی به کار برده‌ام و چون بلد نبودم تیتر دیگری برای این مطلب انتخاب کنم، تیتر را این‌گونه انتخاب کردم.

اصل خبر:

امروز داشتم به عادت هر روز، خبرهای نشریات مطرح را مرور می‌کردم که مطلبی در پایین یکی از خبرهای گاردین، توجهم را جلب کرد:

guardian-request

گاردین به مشکلات مالی خود و کاهش شدید درآمد تبلیغاتی اشاره کرده و با توجه به افزایش روزافزون مخاطبان و کاهش روزافزون درآمدها، از خوانندگان درخواست کمک کرده است.

دو گزینه‌ی پیشنهادی هم جالب بود. خواسته بود که یا با دادن اطلاعات کارت، به صورت سالیانه حدود ۷۰ دلار از حساب خوانندگان کم شود.

یا اینکه اگر حاضر نیستند این کار را بکنند، یک بار مبلغ ۲۵ یا ۵۰ یا ۱۰۰ پوند کمک کنند. البته فضایی برای ارقام دیگر هم در نظر گرفته شده بود.

اینکه این نوع اعلام خبر چه تاثیری در آینده‌ی گاردین دارد، هنوز به سادگی قابل پیش‌بینی نیست.

و نیز اینکه نمی‌توان به سادگی  عکس‌العمل آگهی دهندگان را حدس زد.

آنها ممکن است از این فرصت برای آگهی دادن بیشتر (با نرخ کمی منصفانه‌تر و احتمالاً قدرت چانه‌زنی بیشتر) استفاده کنند که این خبر خوبی است.

ممکن هم هست که میزان آگهی‌های خود را کاهش دهند و معتقد باشند که این رسانه اثربخشی گذشته را ندارد.

البته گاردین هوشمندانه در متن خود به افزایش مخاطبان و کاهش درآمدها اشاره کرده تا آگهی‌دهنگان چنین چیزی را پیش‌بینی نکنند.

اما من با استفاده از الکسا نگاهی به وضعیت گاردین کردم و به نظر نمی‌رسد که ادعای گاردین در مورد افزایش مخاطب‌ها صادقانه باشد:

رتبه الکسای گاردین

ممکن است احساس کنیم که شاید مخاطبان وب‌سایت‌های خبری ریزش داشته‌اند.

اما بررسی سایت‌های دیگری مانند Independent نشان می‌دهد که چنین فرضی چندان درست نیست:

independent-audiences

اینها را نوشتم تا یادم بماند و در آینده دوباره تبعات این رفتار را بررسی کنم. از طرفی گفتم شاید برای شما هم جالب باشد.

+188
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

تبلیغ زیبای نیویورک تایمز: حقیقت…

معمولاً تلاش می‌کنم مطالب متوالی در مورد مسائل کشورهای دیگر و چیزهایی که مستقیماً دغدغه‌ی ما نیست منتشر نکنم.

با توجه به اینکه اخیراً مطلب کوتاهی در مورد روز رییس جمهورها در آمریکا منتشر کرده بودم و بعد از آن هم به ائتلاف بیل گیتس و راننده‌های آژانس (تحت عنوان هم‌صدایی بیل گیتس و صنف اتومبیل کرایه) منتشر کردم، منطقی نبود که باز هم مطلبی در آن فضا منتشر کنم.

اما حیفم آمد که این مطلب را با شما به اشتراک نگذارم.

شاید یادتان باشد چند سال پیش که فضای محتوا چندان غنی نبود، یکی از انواع محتوا که خیلی جذابیت داشت تیزرهای تبلیغاتی شرکت‌ها و برندها بود.

شاید اگر هنوز هم نشر این نوع محتوا رایج بود، مثالی که اینجا مطرح می‌کنم، نمونه‌ی بسیار خوبی برای آن محسوب می‌شد.

می‌دانید که ترامپ از  روز اول با رسانه‌ها چندان دوست نبوده است. معمولاً هم وقتی از رسانه‌ها مثال می‌زند، سیخی یا نیشی به نیویورک‌تایمز هم می‌زند.

گاهی از آن با عنوان Failed Times یاد می‌کند. گاهی Fake News. یک بار هم توییت کرد که یکی بیاید اینها را بخرد ما خلاص شویم.

نیویورک تایمز در اقدامی که حداقل در یک دهه‌ی گذشته سابقه ندارد، تصمیم گرفته است برای خودش تبلیغ تلویزیونی منتشر کند.

این کار نه تنها برای نیوریورک‌تایمز، بلکه برای بسیاری از رسانه‌های مکتوب رایج نیست.

این تبلیغ به صورت رسمی هم‌زمان با اعطای جوایز اسکار از شبکه های تلویزیونی پخش خواهد شد و الان نسخه‌ی اولیه‌ی‌ آن در رسانه‌های وابسته به نیویورک‌تایمز، اطلاع رسانی (تبلیغ) می‌شود.

تصور کنید رسانه‌ای که ابزارش جملات و کلمات مکتوب هستند و خودش سالها برای کسب و کارها و برندها تبلیغ کرده، می‌خواهد برای خودش وارد بازی اطلاع رسانی و #تبلیغات شود.

هم باید این کار را حرفه‌ای انجام دهد و هم چندان از ظرفیت‌های تلویزیونی استفاده نکند (وقتی یک رسانه‌ی مکتوب دارید، سعی می‌کنید نشان دهید که ظرفیت‌های آن را مناسب می‌دانید).

حاصل این ملاحظات تیزر تبلیغاتی زیر است:

 


ابتدا چند جمله از رایج‌ترین جمله‌های فعلی در فضای رسانه‌ای آمریکا را می‌خوانیم.

نخستین جمله هم این است که کشور، بیش از هر زمان دیگری، اکنون دچار تفرقه و دودستگی شده است.

جمله‌ها به تدریج با سرعت زیادتری نمایش داده می‌شوند. در حدی که خواندن آنها ممکن نیست و کلمات آنها در همهمه‌ی صداها و تراکم تصویر گم می‌شد.

در پایان می‌خوانیم که دانستن و تشخیص حقیقت، سخت است. اما الان بیش از هر زمان دیگری ضروری است.

پی نوشت بی‌اهمیت: ببخشید که این را اینجا می‌نویسم. در واقع خیلی به شما ربطی ندارد. چند روز پیش دیدم نشریه‌ای، تایم را با تایمز اشتباه گرفته بود. فقط چون ‌آن نشریه، رویدادهای روزمره‌ی خودمان را هم خیلی اشتباه می‌گیرد، حس کردم لازم نیست جداگانه در موردش بنویسم.

به هر حال حتماً یادمان هست که Time و The Times و New York Times سه چیز کاملاً متفاوت هستند.

+226
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

روش درست باختن (عنوان زیبای یک کتاب)

the-right-way-1این مطلب را به قصد معرفی یک کتاب یا توضیح دادن در مورد یک کتاب ننوشتم.

صرفاً دوست داشتم لذتِ دیدنِ انتخابِ نامِ زیبا برای یک کتاب را با شما در میان بگذارم.

اسم این کتاب را می‌شود به این شکل ترجمه کرد:

شیوه‌ی درست باختن در یک جنگ

عنوان دوم کتاب هم هست:

آمریکا در عصر تعارض‌های پایدار

البته شاید بعضی ترجیح بدهند که Unwinnable را غیر قابلِ بُرد یا بدون برنده ترجمه کنند. اما با توجه به بحث‌های کتاب فکر می‌کنم ترجمه به تعارض‌های پایدار یا تعارض‌های ماندگار بهتر باشد.

 پی نوشت: گفته بودم که فقط قصد دارم یک عنوان زیبا را معرفی کنم. اما حیفم می‌آید چند جمله هم ننویسم (گاهی یاد کارتون زیبای معاون کلانتر می‌افتم که در دوران کودکیِ ما پخش می‌شد و معاون کلانتر در آن کارتون، همیشه اول می‌گفت حرفی ندارد و بعد می‌گفت بر اساس اصرار دوستان، می‌خواهد چند کلامی صحبت کند و بعد هم دیگر ساکت نمی‌شد).

کتابهای دومینیک تیرنی زیبا هستند. استاد علوم سیاسی است در آکسفورد درس خوانده‌ و در هاروارد می‌چرخد و درس می‌دهد.

تحلیل‌گر خوبی هم هست. از آن تحلیل‌گرهایی که حتی اگر در مواردی، برخی باورها یا برخی تحلیل‌هایشان را هم قبول نداشته باشید، همچنان می‌شود از نحوه‌ی فکر کردن‌شان، نکته‌های فراوان آموخت.

اصل ماجرای کتاب، به نگرش آمریکا به جنگ مربوط می‌شود. تیرنی، ابتدا مروری به جنگ‌های آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم دارد و توضیح می‌دهد که جز در یک مورد (عراق و کویت)، تقریباً هیچ‌جا دستاورد مشخص مثبتی وجود نداشته است. حتی جاهایی که منافعی هم برای آمریکا تامین شده، آن‌قدر هزینه‌ها و چالش‌ها و تبعات و دردسرها زیاد بوده که در نهایت، نمی‌توان جمع‌بندی قطعی انجام داد و صاحب‌نظران، در مورد اینکه بیلان کلی آن جنگ، مثبت است یا منفی، هم‌نظر نیستند (تیرنی جنگ افغانستان و جنگ دو کره را هم نمونه‌هایی از این نوع جنگ‌ها می‌بیند).

اینجاست که دومینیک تیرنی، ایده‌ی خود را مطرح می‌کند: جنگ‌ها و تعارض‌ها و بسیاری از اختلاف نظرهای گروه‌ها‌ی سیاسی و حزب‌ها و کشورها، قرار نیست حل شوند یا لازم نیست حل شوند. اما تفکر سنتی فکر می‌کند که بهتر است به نفع یکی از طرفین وارد میدان شود و جنگ را از بین ببرد. کاری که آمریکایی‌ها بعد از جنگ جهانی دوم بارها انجام داده‌اند.

تیرنی، معتقد است که نگرش سنتی آمریکایی که در هر دو حزب اصلی آمریکا به شکل‌های متفاوتی دیده می‌شود باعث شده که آمریکا هر جا جنگ یا اختلاف دیدگاهی را می‌بیند،‌ تصمیم بگیرد سریعاً موضع بگیرد و البته موضع گیری هم معمولاً با ارسال نیروی نظامی بوده و در نهایت هم، جنگ و تعارض حل نشده و باقی مانده است یا صرفاً به آتشی زیر خاکستر تبدیل شده.

تیرنی در این کتاب که در سال ۲۰۱۵ منتشر شده توضیح می‌دهد که این نوع نگرش (شصت سال دخالت ناموفق یا گران‌قیمت)، در نهایت باعث می‌شود که مردم آمریکا از هر نوع دخالت و جنگی ناامید شوند و نهایتاً‌ به سمت دولتمردان یا سیاستمدارانی بروند که نگاه (یا ادعای نگاه) درون‌گرایانه دارند و می‌خواهند دوباره آمریکا را از درون بازسازی کنند.

پی نوشت دوم: اگر روزی این کتاب را خواندید با این دید نخوانید که من هم همه‌ی بحث‌ها و ایده‌های آن را قبول دارم. بخش‌هایی هم هست که برای من جذاب یا قابل قبول یا لااقل قابل درک نیست.

پی نوشت سوم: ربط مستقیم به مطلب فوق ندارد. اما دوست داشتم اینجا به آن اشاره کنم. چند ماهی است که یکی از دغدغه‌های من در متمم (به عنوان یک دغدغه‌ی شخصی) بررسی شیوه‌ی مطالعه‌ی دوستانم بوده است.

احساس می‌کنم تعدادی از دوستانم، بیشتر به نقل تکیه می‌کنند تا عقل.

به این معنا که در هر موضوع، یا با جستجوی وب، یا جستجوی کتابهای فارسی یا جستجوی کتابهای انگلیسی، مطلب یا مثال یا ایده یا نکته‌ای را مطرح می‌کنند.

کتاب خواندن بد نیست. استفاده از ایده‌ها و نکته‌های دیگران هم بد نیست. اما احساس من و برداشت من این است که سهم حضور ما در حرف‌هایمان و گفتارمان باید بیشتر و جدی‌تر باشد.

اگر حرفی می‌زنیم که این احتمال وجود دارد که دیگری هم با جستجو در وب یا مطالعه همان حرف یا مشابه همان حرف را مطرح کند، احتمالاً‌ چندان ارزش آفرین نبوده‌ایم.

من گاهی برای نوشتن مطالب روزنوشته، تمرینی را انجام می‌‌دهم که خیلی دوستش دارم.

چهار یا پنج کلمه‌ی کلیدی را که در ذهن دارم می‌نویسم و در گوگل به زبان فارسی و انگلیسی جستجو می‌کنم. لینک‌های یکی دو صفحه‌ی اول را می‌بینم و می‌خوانم. بعد به خودم می‌گویم: حالا می‌توانی حرفی بزنی یا چیزی بنویسی که تکرار اینها نباشد؟ یا لااقل نکته یا جمله‌ی جدیدی در نوشته‌ات باشد؟

نمی‌گویم همیشه موفق بوده‌ام. اما فکر کنید که این همه تلاش کرده‌ام، حاصل این نوشته‌های ضعیف شده. اگر این کار را نمی‌کردم چه می‌شد.

گاهی اوقات فکر می‌کنم دوران وفور اطلاعات و گستردگی ابزارهای جستجو، فضا را برای فکر کردن به شدت تنگ کرده است.

دنیا پس از گسترش ابزارهای دسترسی به اطلاعات، یک دوراهی بسیار بزرگ برای انسان‌ها ایجاد کرده:

یک راه که شلوغ‌تر و هموارتر است و به فکر نکردن و خوردن و بازخوراندن فکر دیگران اختصاص یافته و در واقع، انسان را از سطح تفکر قبلی هم پایین‌تر برده است.

راه دیگر که خلوت‌تر و ناهموارتر اما زیباتر است و به فکر کردن پس از خوردن و خواندن و شنیدن افکار دیگران اختصاص یافته. این راه، اگر چه علاقمندان کمتری دارد اما به روندگان مسیرش کمک می‌کند که در نقطه‌ای از اندیشیدن و اندیشه بایستند که برای انسان‌های قبل از عصر تکنولوژی، دستیابی به آن در عمر بسیار کوتاه انسان، تقریباً و تحقیقاً غیرممکن بوده است.

+250
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

تپسی یا اسنپ؟ مسئله این نیست! (بی‌وفایی در عصر دیجیتال)

دوستی دارم که تا دیروز، یک خط در میان اسنپ را تبلیغ می‌کرد. هر جا و به هر بهانه‌ای می‌گفت: اسنپ بگیرید. برای حمل و نقل درونشهری از اسنپ استفاده کنید.

امروز یک اسکرین شات از تپسی گذاشته و نوشته: بچه‌ها! امروز تپسی تا ۲۰ هزار تومن مجانیه. امروز از تپسی استفاده کنید. از فردا دوباره اسنپ سوار بشید.

اسنپ - تپسی - اپلیکیشن حمل و نقل درونشهری

به نظرم اسنپ و تپسی، فقط یک مصداق ساده از اتفاق بزرگیه که در دوران جدید شکل گرفته و باید به عنوان واقعیت جدید پذیرفته بشه. وفاداری، به شکل سنتی امروز معنی نداره.

فرهاد امروز، اگر چهار تا تیشه می‌زد و می‌دید شیرین، شعورش رو نداره، با هشتگ کوه یا شیرین، یک کوه دیگه یا یک شیرین دیگه پیدا می‌کرد و برای اون تیشه می‌زد.

شیرین هم، احتمالاً با کمی جستجو با هشتگ تیشه،  یه نفر دیگه رو پیدا می‌کرد که بهتر یا جذاب‌تر از فرهاد باشه و با همون مکانیزم تیشه عشقش رو ابراز کنه.

اساساً همه‌ی جوانب مفهوم وفاداری، چه در رابطه با انسان‌ها و چه محصولات و چه برندها، در یک تحلیل ساده‌ی اخلاقی خلاصه نمیشه. بلکه جایی در درون خودش به فرصت‌های بی‌وفایی و امکانات برای بی‌وفایی و چالش‌ها و هزینه‌های بی‌وفایی هم نظر داره.

دنیای امروز، نقطه‌ی تعادل جدیدی میان فرصت و امکان و چالش و هزینه پیدا کرده و به نظر نمی‌رسه که بازگشت به دنیای سابق امکان پذیر باشه.

در چنین شرایطی، شاید منطقی باشه که ما هم به بازتعریف مفاهیم کهن بپردازیم.

به عنوان برخی از ساده‌ترین مصداق‌ها، فکر می‌کنم باید طراحی باشگاه مشتریان، فرمول‌های محاسبه‌ی ارزش برند، شیوه‌ی طراحی کمپین‌ها و نحوه ارزیابی ایده‌های خلاقانه‌ برای جذب مشتری تغییر کنند. در غیر این صورت، بازاریابان و تبلیغات‌چی‌ها و سخنرانان و مشاوران امروز، بیشتر به چیزی شبیه اصحاب کهف تبدیل می‌شن که اگر چه سکه‌های زیبا و متعددی در جیب دارند، اما سکه‌شون در بازار خریدار نداره و اگر هم کسی مشتری اونها بشه، بیشتر علاقمندان عتیقه‌جات هستند و نه فعالان بازار.

+230
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش