دسته بندی: دل نوشته ها

آموزش حرف زدن به یک سنگ

نوشته ای از آنی دیلارد - حرف زدن به یک سنگ

جزیره‌ای که من در آن زندگی می‌کنم، پر است از آدم‌های ناجور؛ مثل خودم. یکی از آنها، مردی سی و چندساله است که تنها در کلبه‌ای چوبی روی یک صخره، با سنگی زندگی می‌کند و می‌کوشد به او حرف زدن بیاموزد. همان‌طور که حدس می‌زنید، شایعه‌های بسیاری در مورد او وجود دارد. البته بسیاری از آنها، حرف‌های الکی و بی‌پایه و اساسی است که عموماً جوان‌ترها در موردش می‌سازند. اما یک واقعیت قطعی وجود دارد: اینجا تقریباً همه به تلاش لری احترام می‌گذارند؛ درست مثل من. دقیقاً به علت همین احترام است که من سعی می‌کنم حریم این مرد (یا این زن) را حفظ کنم و شما را با جزئیات گیج کنم تا به سادگی وارد فضای شخصی زندگی‌اش نشوید. مثلاً شاید او با توده‌ای از ماسه‌ها حرف می‌زند؛ و حتی شاید با بادی که […]

عکسی که دوستش دارم (بخشی از سحابی عقاب)

خوب یادم هست که اولین بار برای اینکه روی CD طرح چاپ کنم و بفروشم، پرینتر جوهرافشان خریدم. تازه کرک کردن و Patch بعضی برنامه‌های مهندسی را – که آن زمان خیلی ساده‌تر از این روزها بود – یاد گرفته بودم و آنها را روی CD رایت می‌کردم و امانت در چند مغازه می‌گذاشتم تا بفروشند. اما حرفم این نیست. وقتی که با هزار سختی و دشواری، پول جمع کردم و پرینتر خریدم، قبل از تست چاپ روی CD، عکسی را که همیشه آرزو داشتم به دیوار خانه‌ام باشد، پرینت گرفتم. می‌دانستم جوهر زیادی مصرف می‌کند. اما نمی‌توانستم در برابر این وسوسه مقاومت کنم. عکس، مربوط به قسمتی از سحابی عقاب (NGC6611) بود که به اسم ستون‌های خلقت / ستون‌های آفرینش یا Pillars of Creation شناخته می‌شود. البته آن عکس مربوط به سال ۱۹۹۵ میلادی بود و در […]

بردهای کوچک، باخت‌های بزرگ

+۲۵۶ فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار

از هر کسی چه بپرسیم؟

در میان تعریف‌هایی که از انسان خوانده‌ام و شنیده‌ام، دوست‌داشتنی‌ترین تعریف این بوده که انسان، موجودی پردازش‌گر است. اطلاعات را دریافت، پردازش،‌ ذخیره و بازیابی و منتقل می‌کند. این نگرش، علاوه بر زیبایی ظاهری با چارچوب‌های علمی و دانسته‌های امروز انسان – از جمله آنچه در روانشناسی شناختی هم می‌گویند – همسویی و هم‌خوانیِ بالایی دارد. به عبارتی، ما مجموعه‌ی متراکمی از اطلاعات هستیم. داده‌های اولیه را در بدو تولد در قالب ژنوم از والدین می‌گیریم و داده‌های ثانویه را به مرور از محیط می‌گیریم و در نهایت، اندوخته‌های خود را از طریق نگارش، تعامل، گفتگو و یا جفت‌گیری، به دیگران منتقل می‌‌کنیم و می‌میریم. اینکه هر کس در این میان کدام راه‌ها را برگزیند، قطعاً یک انتخاب شخصی است و ممکن است انتخاب‌های من با انتخاب‌های تو و انتخاب‌های ما با انتخاب‌های دیگران، یکسان نباشد. […]

دچار چشم تو دگر دچار خود نمی‌شود

چند روزی است که ترانه‌ی حوالی تو با صدای هوتن هنرمند را خریده‌ام و گوش می‌دهم و بارها و بارها در گوشم تکرار می‌شود. به قصد رعایت حقوق صاحب اثر، صرفاً بخشی از این ترانه را برای شما در اینجا می‌گذارم. این اثر، مجاز است و مانند بسیاری از آثار موسیقی از طریق فروشگاه بیپ تیونز عرضه می‌شود. یک بار دیگر هم باید به جان بچه‌های بیپ تیونز دعا کرد. چون بخشی از مشکل رعایت نکردن کپی رایت، به دشوار بودن یا طولانی بودن مسیر پرداخت حقوق صاحب اثر بازمی‌گردد. شاید اگر بیپ تیونز نبود، ما وقتی آهنگی را می‌شنیدیم، تا بعداً که به فروشگاهی برسیم و یادمان باشد و آن آلبوم وجود داشته باشد، خریدنش را فراموش می‌کردیم. توضیح اینکه عنوان این نوشته (دچار چشم تو دگر دچار خود نمی‌شود) بازنویسی مفهومی یکی از بیت‌های ترانه […]

باز هم درباره گاردین

قبلاً یک بار در مورد گاردین مطلبی نوشته بودم که اگر آن را نخوانده باشید، شاید تصاویر امروز برایتان کم‌معنی‌ یا بی‌معنی باشد. مطلب قبلی: خودافشایی گاردین نشریه‌ی گاردین، همچنان نتوانسته است مشکل نقدینگی ناشی از کاهش درآمدهای تبلیغاتی را به صورت کامل حل کند. متن تقریباً همان متن قبلی است. با این تفاوت که تاکید بیشتری شده که: ما تا امروز از شما پول نگرفتیم و الان نیاز مالی داریم. پاپ آپ پایین صفحه، کمی نگران کننده‌تر است. چون تاکید می‌کند که اگر هفته‌ای یک قهوه به ما کمک کنید، ما سرپا باقی می‌مانیم. البته تغییرات مثبتی در رتبه‌ی الکسای این سایت دیده می‌شود: +۱۷۸ فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار

جبر جغرافیایی و روزهای تلخ غرب و شمال غرب

سال جدید هم مانند سال قبل و سال‌های قبل‌تر و در ادامه‌ی آنها، با خبرهای تلخ خود از راه رسیده و در کنار ما جا خوش کرده است. اتفاق بد می‌افتد. مثل اتفاق‌ خوب و ظاهراً باید وجود آنها و روی‌دادن آنها را پذیرفت. اما بعضی اتفاق‌های بد، بدتر از برخی دیگر هستند. اتفاق‌هایی که احساس می‌کنیم بیش از آنکه به تصمیم‌های نادرست ما بازگردند، به جبر جغرافیایی باز می‌گردند. سیل در آذربایجان و بخش‌های دیگری از غرب و  شمال غرب کشور، از این جنس است. از اقلیتی که در حال سلفی گرفتن و تجربه‌ی هیجان، فوت کردند بگذریم، اکثر کسانی که از دست دادیم، نه به علت تصمیم یا رفتار اشتباه‌شان، بلکه صرفاً به علت موقعیت جغرافیایی‌شان قربانی این حادثه شدند. خیلی چیزها در زندگی قابل تغییرند. خیلی چیزها هم نیستند. یا به سادگی […]

روزگاری است که عدم، گریبان خلقت را گرفته و رها نمی‌کند

ماه‌های گذشته، بیش از آنچه انتظار داشته‌ایم، خبرهای تلخ مرگ را شنیده‌ایم. مرگ‌هایی که اگر چه افشین یداللهی آنها را به این سال پرمسافر کبیسه گره می‌زد، اما خوب می‌دانیم که پایان مشخصی برای آن متصور نیست. نسل سی ساله ها و چهل ساله‌ها، به قانون طبیعت، باید در این سال‌ها، نام‌های زیادی از قهرمانان جوانی خود را بشنوند که یکی پس از دیگری، دنیا را ترک می‌کنند و البته در این میان، فرشته‌ی مرگ، با دست‌چین کردن نامنظم انسان‌ها، می‌کوشد به ما یادآوری کند که دست این بازیگر پیر کهنه کار را، هیچ کس نمی‌تواند به دقت و درستی بخواند. افشین یداللهی را، با وجود کارهای متعدد ارزشمندی که به ادبیات فارسی هدیه کرده است، معمولاً با ترانه‌های تیتراژ مدار صفر درجه و شب دهم به خاطر می‌آورم. هر دو سریال را ندیده‌ام. اما […]

درگذشت علی معلم – آخرین تصویر دنیای تصویر

علی معلم

«از نظر من، عباس کیارستمی، داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی، خودشان یک یادگار و میراث هستند و همان‌طور که به یک بنای تاریخی احترام می‌گذاریم و دور آن حصار می‌کشیم تا کسی روی آن یادگاری ننویسد، آنها هم مراقبت و نگهداری می‌خواهند. البته که آرتیست‌ها به علت خصلت هیجانی و احساسی‌شان، ممکن است بعضی مواقع با ما همراستا نباشند، اما نباید آنها را کنترل احساسی کرد». این‌ها حرف‌های علی معلم است. بعد از درگذشت کیارستمی و زمانی که مهرجویی در مراسم یادبود او، از سر خشم، اعتراضاتی را با لحنی تند مطرح کرده بود. حرف‌های معلم، همیشه آرام، متین و دوست داشتنی بود. دنیای تصویر هم نشریه‌ای خاص و متفاوت در زمان خود بود. تفاوت، دغدغه‌ی همیشگی علی معلم بود. چه در تصاویر رنگی دنیای تصویر در آن روزهای سیاه و سفید و چه در شادمانی‌های […]

زندان – محسن چاوشی

گاهی با خودم می‌گم کاش محسن چاوشی وقت بیشتری می‌گذاشت و شعرهای بیشتری از مولوی رو می‌خوند. این شعر زندان رو (بمیرید، بمیرید،‌ در این عشق بمیرید) هر چقدر گوش می‌دم خسته نمی‌شم. لینک دانلود فایل mp3 بمیرید با صدای محسن چاوشی داشتم فکر می‌کردم خیلی پررویی می‌خواد که آدم در مورد یک تک آهنگ که دوست داره نظر بده؟ خصوصاً وقتی متخصص موسیقی و حتی آشنایی با موسیقی نیست؟ بعد خودم رو قانع کردم که به هر حال، موسیقی برای مخاطب تولید می‌شه و شاید یک مخاطب به اندازه‌ی یک رای خودش برای خودش بتونه نظر بده. اون هم در دنیایی که مردم فکر می‌کنن حتی بدون درک و دانش و سواد، یک رای خودشون رو می‌تونن در مورد سرنوشت یکی دیگه هم خرج کنند و با افتخار بهش می‌گن دموکراسی. بگذریم. از موسیقی […]