Category: دل نوشته ها

بزرگش نخوانند…

«قرچ. قرچ. قرچ    دکتر شریعتی در حال خوردن خیار». این اس ام اسی است که امروز صبح، وقتی هنوز در رختخواب هستم، برایم ارسال شده تا نخستین پیامک روزانه ام باشد. مدت زیادی است که این سبک اس ام اس ها رواج یافته است. نمیدانم احساس شما نسبت به شریعتی چیست. حرفی که اینجا میخواهم بنویسم مستقل از موضع شخصی من نسبت به شریعتی است. همواره احساس میکنم که «بزرگان» یک ملت را نمیتوان به سادگی کوچک کرد. هر چند راه و رسم آنها را نپسندیم. هر چند آنها را دوست نداشته باشیم. خوانده ام که میگویند یکی از ویژگیهای توسعه […]

گفتگوی درونی

شیطان درون من میگفت: برای رشد و پیشرفت تلاش نکن. مقاومت مردم مثل مقامت هوا میماند، تا ایستاده باشی وجود ندارد، اما هر چه سرعتت بیشتر شود، آنها هم بیشتر مقاومت میکنند و آزارت میدهند. فرشته درونم پاسخ میداد: مثل بهمن باش. راه بیفت و شتاب بگیر. آنها کنار میروند و راه را برایت باز میکنند… +۷۸   رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

سرزمین جادو (از وبلاگ برای فراموش کردن)

این متن را مدتی پیش در وبلاگ برای فراموش کردن نوشتم. میدانم خوانده اید احتمالاً. اما دیشب که دوباره میخواندمش، دیدم که چقدر دوستش دارم. معلمی داشتم در دوران راهنمایی. معلم پرورشی بود. از معدود معلمانی که هنرش پرورش دادن بود. بعضی حرفهایش را تازه می فهمم. هنوز هم زنگ پرورشی من با آن معلم عزیز به پایان نرسیده است… یک روز عصر، بعد از کلاس، داستانی تعریف کرد. داستان سرزمین جادو… روزی روزگاری، در سرزمینی دور، شاهزاده ای زندگی میکرد که به همه چیز اعتقاد داشت جز سه چیز: وجود خدا، محدود بودن حکومت پدر و وجود شاهزاده های […]

ما بخشیده خواهیم شد…

ما، بخشیده خواهیم شد. اگر چه هدیه ندادیم، آنگاه که میتوانستیم و هر چند هدیه نگرفتیم، آنگاه که میخواستیم… اگر چه تخم نفرت در دل کاشتیم، هرچند لبخند مهر بر لب داشتیم. اگر چه گاه پای هم را گرفتیم، هرچند که میشد دستهای هم را بفشاریم. اگر چه گاه تردید کردیم، تردید در آمدن روزهای خوب، تردید در مهربانی که آسمان در پس غرش سهمگینش پنهان کرده بود، تردید در وجود گوشی که صدایمان را می شنید، اما ما بخشیده خواهیم شد، به خاطر سکوت در دشواریها و لحظات سخت، آن هنگام که در میانه دشواریها، کوشیدیم در آرامش و […]

درباره امید، مثبت اندیشی و معصومیت

سالها پیش، در اتاق هتلم نشسته بودم و شبکه ORF1 اتریش را میدیدم که با شرکت کنندگان در یک تظاهرات مصاحبه میکرد. خبرنگار از یک شرکت کننده پرسید: «شرکت در این تظاهرات را تا چه حد اثربخش میدانید؟». پاسخ داد: «بعید است اثر خاصی داشته باشد. اما مسلماً فعالیت مدنی بهتر از خانه نشینی است». شبکه بی بی سی، سال ۲۰۱۰ با شهروندان در مورد دیوید کامرون مصاحبه میکرد. از یک نفر پرسید: «وجود کامرون تا چه حد میتواند اوضاع اقتصادی انگلستان را با توجه به افول اقتصاد جهانی بهبود بخشد؟». پاسخ داد: «به هر حال، کامرون از بهشت نیامده […]

غم قفس…

چقدر عمیق گفته صادق هدایت: غم قفس به کنار آنچه عقاب را پیر میکند، پرواز زاغ های بی سر و پاست… +۹۹   رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

چرا شیطان و فرشته را نوشتم…

تذکر: این نوشته نظر کاملاً شخصی من است و صرفاً به دلیل تشابه واژه ها، لطفاً آن را با مباحث فلسفی یا عرفانی یا مذهبی یا تاریخی یا میتولوژیک یا هرمنوتیک یا فنومنولوژیک مخلوط نکنید و کامنت های عمیق و آموزشی و تحلیلی ندهید! شیطان و فرشته، عنوان کتابی ست که بخش کوچکی از آن را در این سایت، برای دانلود توسط خوانندگان گذاشته ام. این کتاب را با هدفهای متعددی نوشتم که برخی از آنها را در اینجا می آورم: هدف اول) به نظرم جامعه ما در تعارض سنگین بین دو قشر قرار دارد. قشری که «مذهب زده» است […]

نامه ای به یک دوست (برای فراموش کردن)

این متن را در یک شب سرد در نخستین روز سال، برای یک نفر نوشته ام. نزدیک ترین دوستم. اسمش ماریو است. از سال ۱۳۷۸ می شناسمش. فقط هم برای او نوشته ام. برای یک بار، چشمهایم را بسته ام و مینویسم و دوست دارم فکر کنم که همه چشمهایشان را بسته اند و نمیخوانند: خوبی؟ این روزها حتماً سردت است. میدانم. هوا خیلی سرد شده. خاک سردتر است. گوشتهای تن تو هم که آب شده. سرما راحت تر به استخوانت نفوذ میکند. آن کلبه چوبیت سالم باقی مانده هنوز؟ یا دیوارهایش پوسیده؟ دو متر پایین از سطح زمین باید […]

خدای گونگی (از وبلاگ برای فراموش کردن)

فکر کن که تو ایستاده ای، یکه و تنها، در مرکز جهان، و خدایی میکنی بر هر آنچه هست: زمین. گیاهان و جانوران. چه بیهوده و خسته کننده خدایگونگی خواهد بود چنین بودنی تکراری و ملال آور. بودن آن هنگام معنی می یابد که کسی در کنارت ایستاده باشد. تا به انگشت اشاره نشانش دهی، زمین را و آسمان را. درختان را و گیاهان را. بودن آن هنگام معنی می یابد که گوشی در کنارت برای شنیدن آماده باشد، تا نجوا کنی با او آنچه را که شنیده ای و می شنوی. بودن آن هنگام معنی می یابد که دلی […]

من از غم میترسم…

من غم را دوست دارم، آن هنگام که بغض میکند، اشک میریزد، فریاد میزند، ناله میکند و میشکند… من از غم میترسم، آن هنگام که لب میگزد، سکوت میکند، محکم می ایستد و لبخند میزند. که این دومی، آرامش قبل از طوفان است، طوفانی که همه چیز را در هم میشکند، همه چیز و هر چیز…   +157   رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

در جستجوی حقیقت

بعضی از انسانها چنان به حقیقت نزدیک میشوند که دیگر آن را نمی بینند. +۸۷   رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش

واحه ای در لحظه…

اگر بگویند کدام واژه را بیشتر از همه دوست داری، بدون تردید میگویم: در زبان خودمان «واحه» و در زبان انگلیسی «Oasis». واحه، نقطه سرسبزی در میانه بیابان است. نقطه ای سرسبز در میانه هجوم بی رحم خشکی و صحرا. واحه ها معمولاً در کنار چاهها پدید می آیند. هر جا که از سطح بیابان راهی به عمق خاک باز میشود، درختانی چند می رویند و گاه همین تک درختان، منزل گاهی میشوند برای مسافران خسته و بی پناه و نومید. در مسیر زندگی، بعضی انسانها مثل واحه هستند. چند لحظه ای که کنارشان می نشینی، فراموش میکنی راه سختی […]