توصیه هایی برای خواب راحت شبانه

خواب راحت شبانه به روایت نیچه

با خودم گفتم بد نیست به سبک پاراگراف فارسی متمم، چند جمله از کتاب چنین گفت زرتشت را در این‌جا نقل کنم. بخشی که به خواب راحت شبانه می‌پردازد. نیچه در این بخش، از فرزانه‌ای حرف می‌زند که به مردم توصیه می‌کند تمام جنبه‌های زندگی خود را چنان بچینند که بتوانند آسوده بخوابند. و البته در پایان، حرف این فرزانه را نقد می‌کند و می‌گوید که چنین نگرشی، وقتی مفید است که برای زندگی معنایی قائل نباشیم: *** زرتشت وصف فرزانه‌ای را شنید که از خواب و فضیلت نیکو سخن می‌گفت و بدان خاطر بسیار پاس داشته می‌شد و پاداش می‌گرفت و جوانان همه پای کرسیِ آموزش‌اش می‌نشستند. زرتشت به سراغ او رفت و با جوانان همه در پایِ کرسی‌اش نشست. و فرزانه چنین گفت: حرمت و شرم در پیشگاهِ خواب! این است سَرِ کارها! […]

درباره فروشگاه روستایی | برای خرید عسل طبیعی

فروشگاه عسل روستایی - فروش عسل طبیعی

پیش‌نوشت: محمدصادق و لیلا یک فروشگاه آنلاین برای فروش عسل طبیعی راه‌اندازی کرده‌اند. آدرس این فروشگاه roustaee.com است. محمدصادق سوال‌ها و دغدغه‌هایی را در قالب یک کامنت مطرح کرده بود که من تصمیم گرفتم پاسخ آن‌ها را در قالب یک مطلب مستقل منتشر کنم. به نظرم انتشار این بحث در قالب یک مطلب مستقل، چند خاصیت دارد: اول این‌که افراد بیشتری با فروشگاه روستایی آشنا می‌شوند. دوم این‌که مشابه دغدغه‌های محمدصادق می‌تواند برای افراد دیگر هم مطرح باشد و بد نیست که آن‌ها هم این دغدغه‌ها را ببینند. سوم هم این‌که بقیه‌ی خوانندگان عزیز روزنوشته هم، اگر ایده‌ای در این زمینه دارند و می‌خواهند نکته‌ای را به محمدصادق و لیلا پیشنهاد کنند، می‌توانند زیر این مطلب بنویسند. فعلاً حرف‌های محمدصادق را می‌نویسم تا بعداً در اولین فرصت، چند نکته را هم که به ذهن خودم […]

یادی از چند نفر، به مناسبت روز معلم

به مناسبت روز معلم

در کشور ما، در روز ۱۲ اردیبهشت، بیشتر از همیشه از معلم و معلمی سخن به میان می‌آید. همین باعث می‌شود که در ذهن من هم، یاد بسیاری از معلمانم، زنده شود و خاطراتشان رنگ بگیرد. خوشبختانه همیشه این عادت را داشته‌ام که با مناسبت یا بی‌مناسبت، از معلم‌هایم یاد کرده و به آن‌ها ادای احترام کنم. در حدی که اگر خواننده‌ی همیشگی متن و کامنت‌های روزنوشته باشید، می‌توانید ده‌ها نفر از معلم‌های من را با ذکر ویژگی‌ها و خاطرات‌شان فهرست کنید. بنابراین در این‌جا، صرفاً به نام چند نفر که شاید تا کنون در نوشته‌هایم کمرنگ‌‌تر بوده‌اند یا آن‌چنان که باید و شاید مورد اشاره قرار نگرفته‌اند – به ترتیب زمانی – می‌پردازم. از خانم نعیمی معلم سوم دبستان شروع می‌کنم که یک روز گفت مادرم را به مدرسه بیاورم و وقتی نگران، با […]

ما حق را به چه کسی می‌دهیم؟

در روزنوشته‌ها، #مطالب نوشته نشده  مطالبی هستند که قرار بوده روزی کامل‌تر شوند، اما به خاطر وقت کم، یا بی‌حوصلگی یا ملاحظه‌های دیگر، به همان شکل ناقص در حد یک ایده‌ی اولیه در دفتر یادداشت من رها شده‌اند. می‌شود آن‌ها را دور ریخت. اما یک گزینه هم این است که بدون شرح و بسط و توضیح بیشتر، آن‌ها در روزنوشته‌ بیاورم و من تصمیم گرفته‌ام گاهی گزینه‌ی دوم را انتخاب کنم. *** هیچ‌وقت به تماشای مراسم اعدام نرو. اگر کسی که اعدام می‌شود شایسته‌ی مجازات نباشد، تو در اعدام او شریکی. و اگر محق اعدام باشد، بر سنگ‌دلی‌ات افزوده خواهد شد. *** در دعوای دو نفر، ما معمولاً طرف حق را نمی‌گیریم، بلکه به سمت کسی متمایل می‌شویم که همدلی بیشتری با او داریم. آن‌چه به اشتباه عدالت خوانده می‌شود، معمولاً غلبه‌ی نظر گروه همدلی […]

اهمیت سناریو نویسی و دیدن قوهایی که سیاه نیستند

توضیح: این نوشته ناتمام است و به تدریج تکمیل می‌شود نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: صدرا علی آبادی (پروفایل صدرا در متمم | وبلاگ صدرا) پیش‌نوشت – آن‌چه در ادامه می‌خوانید، به صحبت‌هایی ربط دارد که صدرا زیر مطلبِ استراتژی تمرکز در برابر قاعده‌ی سبد و تخم‌مرغ نوشته است. بنابراین بهتر است ابتدا حرف‌های صدرا را بخوانید: من حرف‌های خودم را در چند بخش مطرح می‌کنم. اول این‌که شاید بهتر باشد برای چنین رویدادهایی، اصطلاح قوی سیاه را به‌کار نبریم. دوم این‌که استراتژی – اگر واقعاً استراتژی باشد – نباید با موانع مقطعی، مختل شود. و سوم این‌که سناریونویسی می‌تواند تا حد زیادی به شفاف‌ شدن ذهن ما در برابر رویدادهای نامطلوب یا ناخواسته کمک کند و قدرت تاب‌آوری ما را افزایش دهد. آیا باید آبان و اسفند را قوی سیاه در نظر گرفت؟ نسیم […]

جنگ با غول‌ها

جمله ای از نیچه - نقل قول از نیچه

تقریباً هفته‌ای نمی‌گذرد جز این‌که این جمله از نیچه را به خودم، یا به دوستی از میان دوستانم یادآوری می‌کنم. گفتم آن را این‌جا هم بگذارم تا بیشتر پیش چشم‌ همه‌‌مان باشد:

استراتژی تمرکز در برابر قاعده‌ی سبد و تخم مرغ

اصل تمرکز

نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: علی رسولی پیش‌نوشت: زیر مطلبی که درباره‌ی مزیت ناهم‌زمانی نوشته بودم، علی رسولی بحثی را درباره‌ی «تمرکز» مطرح کرد و به قاعده‌ی معروف «تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد نگذارید» هم اشاره شد. این مطلب را به بهانه‌ی آن بحث می‌نویسم. البته چنین بحثی با این موضوع، می‌تواند بسیار گسترده باشد و به‌ گمان من می‌توان درباره‌اش یک کتاب هم نوشت. اما آن‌چه من در این‌جا می‌نویسم صرفاً چند نکته‌ی پراکنده است که فکر می‌کنم ممکن است کمک کند تداعی‌های مفیدی و گفتگوهای سازنده‌ای در ادامه‌ی آن شکل بگیرد. تخم‌مرغ‌ها و این سبد لعنتی دوستی دارم که یک سایت بزرگ پرمخاطب دارد، اما در کنارش برای چند سایت کوچک هم وقت گذاشته و اکنون، سبدی از سایت‌ها را در اختیار دارد. هر وقت از او می‌پرسم چرا روی سایت اصلی‌اش متمرکز نمی‌شود و […]

روش‌های افزایش اثربخشی آموزشی برنامه‌های لایو اینستاگرام

لایو اینستاگرام

پیش‌نوشت: در مطلبی با عنوان مزیت ناهم‌زمانی به این نکته اشاره کرده بودم که فکر می‌کنم بسیاری از لایوهای دونفره‌ی آموزشی که این روزها در اینستاگرام برگزار می‌شوند، از اثربخشی آموزشی بالایی برخوردار نیستند (البته استثنا همیشه وجود دارد). رسول فتح‌پور عزیز برایم نوشت که به هر حال، این واقعیت جدید دوره‌ی ماست که حداقل تا زمانی که کرونا وجود دارد، با ما می‌ماند و بهتر است به جای زیر سوال بردن کارکرد آموزشی، به این فکر کنیم که چگونه می‌توان اثربخشی آموزشی این برنامه‌های لایو دونفره در اینستاگرام را افزایش داد. چند نکته به ذهنم رسید که فکر کردم بهتر است در قالبِ یک مطلب مستقل (و نه یک کامنت) منتشر شوند. چون فضایی ایجاد می‌شود که دوستان دیگر هم ایده‌ها و تجربه‌های خود را بنویسند. بنابراین در این‌جا  چند راهکار برای افزایش اثربخشی آموزشی لایو‌های […]

صحنه‌هایی که یادگار این روزها باقی خواهند ماند

یکی از کارهای زیبایی که طی دوران کرونا در تهران انجام شد این بود که کنسرت‌های برج میلاد لغو نشد و بدون مخاطب، روی صحنه رفت. خبری که به نظرم، زیبا بود و ارزش داشت که بیشتر از این‌ها به آن پرداخته شود، اما لابه‌لای اعداد و ارقام و آمارها و شایعات کرونا و تبادل آتش میان گروه‌های رسانه‌ای و سیاسی، کم‌رنگ شد (شاید اگر در اسپانیا یا ایتالیا یا آمریکا بود، جدی‌تر گرفته می‌شد). البته محدودیت نمایش ساز در تلویزیون هم مانع بزرگی بود که باعث شد این برنامه‌ها، کمتر از آن‌چه باید و شاید دیده شوند. به هر حال باید بپذیریم که بعد از حدود هشتصدمیلیون تا یک‌میلیارد سال از ظهور نخستین جلبک‌ها روی زمین، هنوز هم مغزهایی با ظرفیت جلبک در میان ما انسان‌ها هستند و گاه در مقام تصمیم‌گیری هم قرار […]

درباره‌ی مزیت نا-هم‌زمانی

در شهری که نامش یادم نیست، دیواری وجود دارد که به آن دیوار گفتگوهای ناهم‌زمان می‌گویند. هر کس هر فکر و اندیشه‌ای را که به ذهنش می‌رسد روی آن دیوار می‌نویسد و می‌گذرد. وقتی از کنار دیوار عبوری می‌کنید، می‌توانید گچی را که آن کنار گذاشته شده بردارید و در ادامه‌ی یکی از جمله‌ها یا در پاسخ به آن‌ها، جمله‌ای بنویسید. دیوار بزرگ است و به سادگی پُر نمی‌شود. به همین علت، گفتگوها به‌سرعت به پایان نمی‌رسند. گاه فاصله‌ی زمانی اولین جمله‌ی یک بحث با آخرین جمله‌، بیش از چند ماه است و هم‌چنان هم، فضایی خالی زیر آن بحث وجود دارد تا شما هم به سهم خود، چیزی به آن بیفزایید. دیوار هیجان‌انگیزی است. این‌طور نیست؟ فکر می‌کنید چند ساعت بتوانید پای آن دیوار به خواندن بحث‌ها و گفتگوها بگذرانید؟ چنین دیواری، تا جایی […]