از منطق تخم کفتری تا بوعلی سینا

منطق تخم کفتری

پیش‌نوشت: وقت کم باعث شد که یک بار دیگر هم از نوشتن مطالب کامل با جزئيات و حواشی آن‌ها فاصله بگیرم و مانند دفعه‌ی پیش، چند روایت مختصر را با شما مرور کنم. در ابتدای مطلبی که با عنوان کارت ملی و اسنپ و داشته‌های ناچیز نوشتم، ماهیت این نوع نوشته‌ها را شرح داده‌ام. منطق تخم کفتری چند پیرمرد پشت میز کناری، داخل رستورانی قدیمی نشسته بودند و با صدای بلند حرف می‌زدند. خلوت بود، فاصله نزدیک و صداها بلند. به همین علت، من هم ناخواسته شنونده‌ی گفتگوهایشان بودم. سرگرم نقد وضعیت اداره‌ی کشور بودند و ماجرای اختلاس‌ها و همین حرف‌هایی که نمک و فلفل غذای این روزهای همه‌ی ما شده است. اما آن‌چه در این میان جلب توجه می‌کرد، تحلیل‌های یکی از آن‌ها درباره‌ی صنعت آموزش کشور بود. داشت با جدیت توضیح می‌داد که: «جوان‌ها […]

کارت ملی | اسنپ | خطر داشته‌های ناچیز

خطر دارایی‌های ناچیز

من هم مثل خیلی از وبلاگ‌نویس‌ها، دفتر یادداشت کوچکی دارم که وقتی ایده‌ی اولیه‌ی یک مطلب در ذهنم شکل می‌گیرد، آن را در حد چند جمله در آن‌جا می‌نویسم تا بعداً در قالب یک نوشته‌ی کامل منتشر کنم. شاید از هر ده مورد، تنها یکی از آن‌ها به نوشته‌‌ای کامل و طولانی تبدیل شود و بقیه، به علت پاره‌ای ملاحظات، یا بعضاً بی‌حوصلگی، صرفاً به یک کاغذ چرک‌نویس تبدیل می‌شوند تا از پشتِ خالی و سفیدشان،‌ استفاده شده و سپس دور انداخته شوند. نمونه‌ای از آن ایده‌های چند جمله‌ای را در این‌جا می‌‌آورم و شاید اگر برایتان جالب بود، از این به بعد مطالب نوشته نشده هم جایی در روزنوشته‌ها پیدا کنند. کارت ملی کارت ملی من، مقوای کهنه‌ای با عکسی قدیمی است که میان دو پلاستیک نامرغوب پِرِس شده و اثرِ یک بار جا ماندن […]

معرفی چند کتاب درباره تحلیل داده و علم داده

کتاب تحلیل داده

پیش‌نوشت: این مطلب در پاسخ کامنت علی کریمی نوشته شده. این نوع پاسخ‌ها را معمولاً در بخش کامنت‌ها می‌نویسم. اما به خاطر این‌که در متن این نوشته، بارها عبارات انگلیسی و فارسی ترکیب شده، برای حفظ بهتر فرمت متن، آن را در قالب یک نوشته‌ی جداگانه منتشر می‌کنم. توضیحات من علی جان. قاعدتاً سواد من در تحلیل داده بسیار کمه و صرفاً در حد بعضی کارها و پروژه‌هایی که درگیرش بوده‌ام یا هستم، به سراغش رفتم. بنابراین پیشنهادهام رو با تأکید بر این‌که «پخته و کارشناسانه نیستند» مطرح می‌کنم. اگر فقط Data Analysis رو مطرح کرده بودی، می‌تونستم فرض کنم بیشتر جنبه‌های تحلیل منطقی داده‌ها و نگاه مدیریتی به دیتا مد نظرت هست. اگر هم فقط Data Analytics رو می‌گفتی، به نتیجه می‌رسیدم که یه سری کارهایی با پایتون و R و DAX و SPSS […]

سه الگو برای انتخاب رشته تخصصی (MTV)

انتخاب رشته تخصصی و سه الگو برای آن

پیش‌نوشت: این نوشته، ادامه‌ی مطلبی است که با عنوان مراحل انتخاب رشته تخصصی نوشته بودم. آن‌چه دفعه‌ی پیش گفتم را می‌شود در این جمله خلاصه کرد که: «انتخاب رشته‌‌ی تخصصی، دغدغه‌ و چالشی است که در مراحل مختلف رشد و یادگیری، به شکل‌های متفاوتی در زندگی ما پدیدار می‌شود.» سه الگو برای انتخاب رشته تخصصی همه‌ی کسانی که دغدغه‌ی یادگیری تخصصی و عمیق را دارند، در مسیر رشد و یادگیری، دیر یا زود به نقطه‌ای می‌رسند که متوجه می‌شوند یادگیری تخصصی چیزی فراتر از خواندن چند کتاب یا اخذ یک جین مدرک و گواهینامه از مراکز و موسسات مختلف دولتی و خصوصی است. اما مسئله در همین‌جا تمام نمی‌شود. حتی پس از این‌که بپذیریم آموزش رسمی کافی نیست، این سوال باقی است که حالا باید چه مسیر و سبکی را برای یادگیری تخصصی انتخاب کنیم؟ به […]

مراحل انتخاب رشته تخصصی

نکاتی در مورد انتخاب رشته

پیش‌نوشت: امیرمحمد قربانی زیر مطلبی که با عنوان معیارهای انتخاب شغل نوشته بودم، درباره‌ی معیارهای انتخاب رشته صحبت کرده بود. البته نه انتخاب رشته دانشگاهی؛ بلکه انتخاب رشته برای مطالعه و یادگیری تخصصی و به نوعی فرو رفتن در یک رشته‌ی تخصصی و فرا رفتن از متخصصان دیگر آن حوزه. در این زمینه حرف‌های بسیاری می‌توان زد و من هم این‌جا و آن‌جا، پراکنده‌گویی‌هایی در این‌باره داشته‌ام. بنابراین بخش‌هایی از این حرف‌ها، تکرار حرف‌های پیشین من – حداکثر به بیانی تازه – محسوب می‌شوند. ضمناً آن‌چه در این‌جا می‌نویسم، مقدمه‌ای است بر حرف‌های دیگری که در‌ آینده، حول این موضوع مطرح خواهم کرد. اصل مطلب: حرف‌هایی که در این‌جا می‌زنم، یک چارچوب علمیِ مُتقَن و استوار ندارد و صرفاً تصویری است که با بررسی دوستان و آشنایان و دانشجویان دور و نزدیک، در ذهنم نقش بسته است. پس آن را در […]

درباره نتایج و فواید قناعت | برای یوسف

بحث درباره قناعت به فواید قناعت محدود نمی‌شود

پیش‌نوشت یک: زیر مطلبی که با عنوان نوجویی و نوخواهی نوشته بودم، یوسف عزیز به مطلبی از دکتر سروش درباره‌ی قناعت اشاره کرد (مطالبی که ایشان در حاشیه‌ی تفسیر و تدریس باب ششم بوستان سعدی بیان کرده‌اند) و پیشنهاد کرد که من هم چند خطی درباره‌ی قناعت بنویسم. هم‌چنان‌که به یوسف گفته بودم،‌ سعی کردم نوشتن این مطلب را به تأخیر بیندازم تا به فکرها و خوانده‌ها و شنیده‌هایم سر و سامانی بدهم که البته چنین فرصتی – آن‌چنان‌که دوست داشتم و می‌خواستم – فراهم نشد. این بود که تصمیم گرفتم حالا که نوشتن روزنوشته‌ها مدتی به تأخیر افتاده، آن موضوع را به بهانه‌ای برای نوشتن تبدیل کنم. این را هم بگویم که زیر مطلب تمرین تفکر تحلیلی، موضوعی را مطرح کرده بودم و بابک یزدی هم در ادامه‌اش حرف‌های خوب و ارزشمندی را مطرح کرده بود […]

معیارهای انتخاب شغل

انتخاب شغل

نوع مطلب: گفتگو با دوستان خطاب به: مصطفی خودمانی موضوع: مصطفی زیر مطلبی که با عنوان شاخص های موفقیت حداقلی نوشته بودم، پیشنهاد کرده بود شاخص هایی درباره‌ی انتخاب شغل و ورود به بازار کار بنویسم (و البته تأکید کرده بود که حرف‌هایی مثل انتخاب میان شغل دولتی و خصوصی و رویاهایت را چند می‌فروشی را خوانده است). پیش‌نوشت: مصطفی. می‌دانم که روزنوشته‌ها را به دقت می‌خوانی و پیگیر درس خواندنت در متمم هم هستم. به همین علت، این را هم می‌دانم که حرف تازه‌ای ندارم که پیش از این، جایی نگفته یا ننوشته باشم یا تو ندیده و نخوانده باشی. این را هم می‌دانم که می‌دانی پاسخ مناسب به بحث معیارهای انتخاب شغل را صرفاً با یک کار چارچوب‌دار و نظام‌مند می‌توان پیدا کرد. به این معنی که فرد یا افرادی بنشینند و وقت‌ بگذارند و با […]

زنجیره تأمین – زیربنای قدرت در دنیای امروز

اهمیت زنجیره تأمین

از دورانی که گاه و بی‌گاه، بخش‌هایی از کتاب #کانکتوگرافی پاراگ خانا رو نقل می‌کردم مدت نسبتاً زیادی (در حدود یک‌سال یا بیشتر) می‌گذره. برای کسانی که اون سلسله مطالب رو یادشون نیست، عنوان مطالب قبلی رو دوباره تکرار می‌کنم: نگاهی تازه به جغرافیای جهان پل‌هایی به جای دیوار یکپارچگی عمودی و یکپارچگی افقی آمادگی برای زندگی در جهانی با یکپارچگی افقی مگاترندها (ابر روندها) در جهان امروز سرنوشت همه‌ی دیوارهای جهان بحث کانکتوگرافی از این نظر برای من جذاب بود و هست که ساختار جهان جدید رو بهمون یادآوری می‌کنه. عمداً از اصطلاح «یادآوری» استفاده می‌کنم. چون فکر می‌کنم همه‌ی ما به نوعی تغییرات ساختار قدرت و حاکمیت در جهان رو تجربه کرده‌ایم و می‌کنیم؛ اما گاهی لازمه نویسندگان و متفکرانی پیدا بشن و این تغییرات رو به شکلی شفاف و چارچوب‌دار، دوباره در […]

کوتاه به بهانه‌ی کتاب پوست در بازی – نسیم طالب

کتاب پوست در بازی - سعید رمضانی و هادی بهمنی

پیش نوشت: این مطلب را در پاسخ متنی که سعید رمضانی زیر بندبازی زندگی درباره‌ی انتشار ترجمه کتاب Skin in the Game نوشته بود می‌نویسم. ابتدا می‌خواستم حرف‌هایم را در قالب کامنت بنویسم، اما گفتم شاید نوشتن آن به شکل یک مطلب مجزا، باعث شود دوستان بیشتری متوجه انتشار این کتاب بشوند. اصل حرف‌ها: سعید جان. کتاب پوست در بازی به دستم رسیده و مشغول خوندنش هستم. قاعدتاً در متمم هم باید به شکل مستقل معرفی بشه. اگر چیزی درباره‌اش ننوشتم به این علته که خوندنش به پایان نرسیده بود؛ نه این‌که ازش بی‌اطلاع باشم. چند مورد در ذهن داشتم که خواستم این‌جا برات بنویسم. مورد اول اینه که خسته نباشی. امیدوارم تو و همه‌ی کسانی که به نوعی کمک کردند تا این پروژه‌ی ترجمه بتونه با موفقیت به پایان برسه، از نتیجه‌ی کار راضی باشید و […]

همه بندبازانی هستیم با تماشاچیانی چشم‌انتظار سقوط

قسمتی از کتاب چنین گفت زرتشت

چند ماهی است که اتفاق‌های مختلف و چالش‌هایی که برای افراد و کسب و کارها به وجود می‌آید، مرا بیش از پیش به باوری که سال‌هاست در پس ذهنم دارم و آن را هر روز به خودم می‌گویم، مطمئن‌تر می‌کند. نه فقط مسئله‌ی دکتر نجفی – که من دِینِ شخصی هم به ایشان دارم – و نه مسائلی مانند ماجرای اسنپ که هر دو اردوگاهِ درگیر، در دفاع از عقیده‌ی خود، تحریم پلتفرم را درخواست می‌کنند؛ مثال‌ها از این دست بسیارند و هر روز، نمونه‌های مختلفی را می‌بینیم و می‌شنویم و هر کس در زندگی شخصی و شغلی خود نیز، مصداق‌های فراوانی از این جنس را تجربه می‌کند. همیشه هر وقت هر یک از دوستانم در زندگی شخصی یا کسب و کار خود، در حال رشد و پیشرفت است و لبخند و تشویق دیگران، چشم  […]