گیاهخواری با دستهای خونی…

اینجا از همه چیز حرف زده میشود. امروز (۱۰ آبان) روز جهانی گیاهخواری است. نمیخواهید متنی کوچک، در دفاع از خام خواری – غیر از گوشت – و حقوق حیوانات بنویسید؟گیاهخواری هم جنایت به حیوان هاست

 اندر مزایای گیاه خواری، بحثهای مختلفی مطرح میشود. از مواردی مثل کمک به سلامت بدن و افزایش طول عمر تا حفظ حقوق حیوانات. من متخصص سلامت نیستم اما از آنجا که تفکر سیستمی را دوست دارم، نگاه ساده انگارانه ی انسانها در خصوص کمک به حیوانات از طریق گیاه خواری، آزارم میدهد…

اجازه دهید قبل از هر چیز بگویم که من با گیاه خواران موافقم که: «تغذیه ی ما انسانها باید ترجیحاً به شکلی باشد که حداقل آسیب را به حیوانات برساند یا اساساً آسیب نرساند».

اما پرسش اینجاست که آیا واقعاً نخوردن گوشت حیوانات، بهترین روش حمایت از حیوانات است؟

بسته به نوع حیوان و گیاه، حدود ۲ تا ۱۰ کیلوگرم گیاه لازم است تا یک کیلوگرم گوشت حیوانی تولید شود. تحقیقات مختلف – تحقیق مورد استفاده من در استرالیا انجام شده – نشان میدهد که کسی که گیاه خواری میکند به ازاء هر کیلوگرم پروتئین حیوانی که «نمیخورد»، ۲۵ برابر یک انسان که گوشت «میخورد»، حیوانات مختلف را به قتل می رساند!

متوسط آمارهای جهانی نشان میدهد که کشتن یک گاو به ۲۸۸ کیلوگرم گوشت و استخوان تبدیل میشود که اگر ۳۲% استخوان – متوسط آماری – آن را حذف کنیم، و به خاطر داشته باشیم که سهم متوسط پروتئین در گوشت ۲۳% است، قتل هر حیوان به ۴۵ کیلوگرم پروتئین منجر میشود. به عبارت دیگر، انسانها برای مصرف هزار کیلوگرم پروتئین، ۲۲ حیوان را به قتل می رسانند.

گیاه خواران این واقعیت تلخ را میدانند و برای اجتناب از این قتلهای بی رحمانه، تصمیم به گیاه خواری میگیرند. برنج و گندم میتواند دو نمونه از این نوع گیاهان باشد. مهمترین پیش نیاز زراعت، داشتن زمین های زراعی است و داشتن زمین های زراعی یعنی نابود کردن بخشی از اکوسیستم طبیعی به دلیل از بین رفتن مارها و موش ها و سایر حیواناتی که در طبیعت حضور دارند و زندگی می کنند.

اجازه بدهید موش ها را به صورت جدی تر بررسی کنیم. به طور متوسط هر چهار سال یکبار در یک زمین زراعی باید موش ها و سایر حیوانات مضر از بین بروند. با در نظر گرفتن تعداد ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ موش در هر هکتار میتوان حساب کرد که برای هر هکتار محصول هر سال باید ۱۰۰ موش کشته شوند. اگر محصول گندم هر هکتار را در هر هکتار حدود ۱٫۴ تن در نظر بگیریم و با در نظر گرفتن ۱۳% پروتئینی که از این طریق حاصل می شود میتوان محاسبه کرد که برای هر هزار کیلوگرم پروتئین گیاهی، ۵۵۰ قتل انجام میشود.

اگر یک گوشتخوار حاضر است برای خوردن غذا و کسب پروتئین، یک حیوان بی گناه به قتل برسد، یک گیاه خوار حاضر است ۲۵ حیوان را برای همین منظور و با هدف حمایت از حیوانات به قتل برساند! ضمن اینکه اگر یک گاو در یک لحظه کوتاه کشته میشود، قتل گروهی موشها علاوه بر قتل از طریق مسمومیت، منجر به از دست دادن والدین و مرگ تدریجی تعداد بسیار زیادی از موشهاست که در اثر نداشتن غذا و حمایت والدین، به تدریج شکنجه میشوند و می میرند…

این نوشته تنها از دیدگاه قتل یک موجود صاحب احساس – که کشته شدن را می فهمد – نوشته شده، اما اثرات منفی دیگر را نیز باید لحاظ کرد. سم های شیمیایی که برای دفع موش ها استفاده میشوند تا گیاهخواران از قتل سایر جانداران اجتناب کنند، باعث میشود که جدای از آنها که می میرند، باقیمانده موشها جهش ژنتیکی پیدا کنند و به موجودات غول پیکری تبدیل شوند که زمین های اطراف شهرها را ترک میکنند و به شهرها هجوم می آورند. سمپاشی ها کمک کرده که موشها طی مدتی کوتاه از ۶۰ گرم به ۵ کیلوگرم تبدیل شوند و در خیابانهای تهران و شهرهای بزرگ آزادانه بگردند. تغییری که طبیعت بدون کمک گیاه خواران و سایر قاتلان موشها، طی میلیونها سال ممکن بود آن را ایجاد کند!

امیدوارم گیاهخوارانی که این متن را میخوانند نگویند که موشها هر چه باشد از گاو ها کمتر می فهمند یا کشتن موش حس بد کمتری دارد. چون در آن صورت باید راجع به تبعیض نژادی در حیوانات هم بنویسم…

——-

پی نوشت۱: اعداد و ارقام این متن اقتباسی از نظرات مایک آرکر استاد دانشگاه نیو ساوث ولز است. از علیرضا نخجوانی که متن نوشته های مایک آرکر را برای استنادهای عددی در اختیار من قرار داد ممنونم.

پی نوشت ۲: موشها تنها یکی از حیواناتی هستند که در این بازی آسیب می بینند. میتوان راجع به باقی حیوانات هم فکر کرد و نوشت…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+157
  


92 نظر بر روی پست “گیاهخواری با دستهای خونی…

  • Zohre می‌گه:

    همونطور که میدونیم خوراک دام از انسان بیشتره و برای پرورش دام چند برابر مصرف روزانه انسان از محصولات گیاهی استفاده میشه و مقدار زیادی سویا و خوراک گیاهی برای دام ها کشت میشه و به گفته ی خودتون چند برابر اون تعدادی که گفتین برای زراعت بخاطر پرورش دام، حیوانات دیگه کشته میشن که علاوه بر اون خود دام ها هم کشته میشن.
    غیر از اون از نظر آسیب به طبیعت و اکوسیستم، پرورش دام آسیب زیادی به اکوسیستم و لایه اوزون میزنه و باعث بر هم خوردن چرخه طبیعت و مرگ آبزیان میشه. فضولات دامی از اون مقداری که برای کشاورزی به عنوان کود بخواد استفاده بشه، به خاطر تقاضای بالای گوشت، اونقدر بیشتره که جذب طبیعت یا تجزیه بشه و به همین دلیل مقدار خیلی زیادی نیترات کود های دامی وارد آب دریاها و اقیانوس ها میشه و میلیون ها ماهی و موجود آبزی بخاطر وجود نیترات در آب کشته میشن.
    موضوعی که این وسط قابل تامله عمل کشاورزیه که باید فقط توی تولید نحوه ی تولید محصولات گیاهی تجدید نظر بشه و تاکید تنها روی محصولات ارگانیک هستش.
    به هر حال گیاهخوارا روی کمترین آسیب به حیوانات و اکوسیستم تاکید دارن.
    امیدوارم به جوابتون رسیده باشین و گوشت خوردنتون رو با دلایل غیرمنطقی توجیه نکنید.

    Thumb up 11

  • پریا می‌گه:

    به نظر من هرحیوانی را که میخواهند بکشند باید بدون درد کشت با شوک الکتریکی که سربریدن رامتوجه نشوند این باید قانون بشه توسراسر دنیا. درمورد موش هم خیلی حیوان چندشیه ولی اگه سمی اختراع بشه که اوناهم بدون درد بمیرند عالی میشه حتی قانون اعدام هم برداشته بشه و حبس ابد گذاشته بشه بجاش. هیچ موجودی نباید درد بکشه

    Thumb up 1

  • سید حسین خراشادیزاده می‌گه:

    سلام به جناب شعبانعلی
    ضمن تشکر از زحمات شما برای سایت مفیدتان ، ای کاش کمی بیشتر در این زمینه مطالعه می نمودید . بسیار از بیمارانی که از دارو ها جواب نگرفتن با خام گیاه خواری کاملا خوب شدند و با سلامتی کامل به زندگی برگشته اند . آیا جای تامل ندارد ؟!!!

    Thumb up 6

  • فرشيده احمدى می‌گه:

    سلام
    به عقیده من وظیفه ما حفظ تعادل اکوسیستم محیط زیستمون هستش مقایسه گیاه خوارى یا گوشتخوارى یک بررسى همه جانبه میخاد که من در اون رابطه اطلاعات کاملی ندارم . فقط. میتونم بگویم اعتدال خیلی چیز خوبی هستش مطمئنا بدنمون به هر دو منبع غذائی نیاز دارد .
    از جنبه دیگرش هم میشه گفت وجودتک تک موجودات أعم از نبات و حیوان برای حفظ تعادل چرخه طبیعت ضرورى هست ، و وظیفه اصلی إنسان به عنوان موجودى که اجازه دخل و تصرف در محیط زیست رو به خودش میده توجه به حفظ این تعادل هستش

    Thumb up 1

  • فرشيده احمدى می‌گه:

    سلام
    به عقیده من دلائل مطرح شده در بالا به عنوان عواقب حاصل از گیاه خوارى بر نمیگردد اگرچه که بهم خوردن اکوسیستم طبیعی محیط زیستمون یه واقعیت هستش ، ،ولی اون بر میگردد به عدم توجه کافی ما ادما به محیط زیستمون و عدم تفکر جامع و کلی به محیط زیست و غفلت از اینکه هر موجود أعم از حیوان و گیاه نقش خودش را بازى میکند و خلقتش دلیل بر لزوم هستی اون داره ، بنابر این نمیشه أولویتی قائل شد بین اونا اگرچه که ظاهرا بعضی از گونه ها میتونن براى ما آزار رسان باشند اما وجودشون برای کل سیستم لازم و ضرورى هستش.

    Thumb up 1

  • مظفر می‌گه:

    سلام، من الان از طریق سرچ توی اینترنت به این مقاله برخورد کردم و از اونجا که دیدم آقای شعبان علی نویسنده مطلب هستن خیلی دوست داشتم نظر ایشون رو بدونم، متاسفانه بعد خوندن متن متوجه شدم ایشون اینبار اصلا منصفانه و همه جانبه موضوع رو بررسی نکردن، چندین اشکال اساسی به نظر ایشون وارد هست که خواستم بهشون بگم، بعدش که توی نظرات خوندم دیدم خیلیا اشکالات رو بیان کردن و خیالم راحت شد، فقط چرا جناب شعبانعلی جواب ندادن؟!!!!!! لطفا بگین اون گاوها چی میخورن که گاو بشن؟ چند نفر همینو پرسیدن و جواب ندادین، من نمیخوام بگم گیاه خوار بشید اما خب چرا دیگه برای اثبات روش خودتون مغالطه میکنید؟!!! گیاهخواری دلایل زیادی داره که با شناختی که نسبت به جناب شعبانعلی و منطق قوی ایشون دارم فکر میکنم ایشون تا حالا درست و حسابی این موضوع رو تحلیل نکردن، نمیدونم چطور بگم که چقدر ناراحت شدم وقتی این متن رو خوندم، لطفا اگر در مورد این موضوع مطالعات و وقت کمی گذاشتین حتما کمی روش وقت بذارید و اگه مطلبتون رو درست دیدید ……..

    Thumb up 10

  • معین قهرمانی می‌گه:

    البته یک نکته ی دیگه رو هم ذکر کنم، اونم اینکه واضحه که این معضل فقط مربوط به گیاهخواران نیست، چون غیر گیاهخواران هم اینطور نیست که فقط گوشت بخورن! مثلاً تو همین ایران خودمون، تمام غذاهای گوشتی مثل چلوکباب همراه با غلاتی مثل گندم (نون) و برنج مصرف میشه، که در واقع مشکل رو چند برابر می کنه.
    اینجاست که اهمیت راهکارهای زیست پایدار بیشتر مشخص میشه…

    Thumb up 3

  • معین قهرمانی می‌گه:

    من از مهرماه ۱۳۹۰ گیاهخوار شدم و بیشتر به سمت خام گیاهخواری و میوه خواری رفتم که نتایج خیلی خوبی هم برام حاصل شد. در این چند سال هم به طور پیوسته مشغول تحقیق و فعالیت های مختلف در زمینه ی گیاهخواری بودم و تا حدی از تجربیات همه ی گیاهخواران در سراسر جهان استفاده کردم…
    اتفاقاً دیروز من داشتم با یکی از دوستان فعال گیاهخوار راجع به همین قضیه کشتار حیوانات مختلف در کشاورزی شیمیایی و غیرارگانیک صحبت می کردم که قبلاً دیده بودم چند تا سایت خارجی راجع بهش نوشته بودن و الآن خیلی جالب بود برام که دیدم آقای شعبانعلی هم اینقدر ریزبینانه راجع به این موضوع نوشتن.
    ببینید گیاهخواری تنها یک گام هست، و برای رسیدن به تعادل و حداکثر بی آزاری، لازمه گام های دیگه ای هم برداشته بشه، از جمله کشاورزی ارگانیک به شیوه های علمی، مدرن و کارآمد که هم تعادل اکوسیستم رو بر هم نزنه، هم در اون از سموم شیمیایی استفاده نشه. به این شکل، آسیب به محیط زیست و موجودات به حداقل ممکن می رسه.
    البته این موضوع یک مشارکت همگانی می طلبه و زمانبر هست. ضمن اینکه علاوه بر اون، بهترین خوراک برای انسان غلات و حبوبات نیست بلکه میوه ها هستن، به خصوص میوه های درختی، که کاشت اونها به مراتب فشار کمتری به اکوسیستم وارد می کنه نسبت به غلات و حبوبات.

    Thumb up 9

  • همایون می‌گه:

    با درود بر دوستان

    خود نویسنده در این مطلب نوشته که برای یک کیلو گوشت حیوانی نیاز به ۲ تا ۱۰ کیلو محصول گیاهی مانند علوفه میباشد پس برای آماده سازی یک حیوان برای کشتار حداقل نیاز به زمینی به اندازه زمین فوتبال است تا برای این حیوان تولید علوفه نماید و این همان به هم زدن اکوسیستم و کشته شدن مارها و موشها و هزار تخریب دیگر است که شما به گردن گیاه خواران انداخته ایید

    عزیز، حیوان که نمیتواند با آب بزرگ شود!

    Thumb up 19

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *