گزارش عصر ایران از سمینار پیامها در مذاکره

سمینار پیامها در مذاکره - محمدرضا شعبانعلی

همایشی متفاوت در تهران (گزارش عصر ایران از سمینار پیامها در مذاکره)
—————————————————————–
پنجشنبه اتفاق خوبی در تهران افتاد. همایش سالانه مذاکره با موضوع ” پیام ها در مذاکره ” برگزار شد و بیش از ۷۰۰ نفر از مدیران و علاقه مندان به حوزه مذاکره در این برنامه ۶ ساعته شرکت کردند و روایت علمی محمدرضا شعبانعلی از موضوع که مستند به آخرین یافته های علمی بود را دریافت کردند.
حالا چرا از این همایش به عنوان یک اتفاق خوب، یاد می کنم؟ آن هم در کشوری که همایش و سمینار و کنفرانس و … در آن پدیده هایی عادی و البته عمدتاً بیهوده هستند!

واقعیت این است که اکثر همایش هایی که در کشور برگزار می شوند، هزینه های زیادی را بر بودجه عمومی تحمیل می کنند؛ خلاصه این که بودجه ای می آید که باید یک جوری حیف و میلش کرد و چه چیزی با کلاس تر و احتمالاً موجه تر از همایش؟!

اما برای پیام ها در مذاکره ، حتی یک ریال هم از بودجه عمومی استفاده نشد و همه هزینه های همایش را خود شرکت کنندگان پرداخت کردند.

موضوع امیدوار کننده این که بیش از ۷۰۰ نفر برای شرکت در این همایش و در واقع برای یادگرفتن، هزینه پرداخت کردند. این که مدیران ارشد و میانی و حتی تازه کاران عرصه های کسب و کار ، دغدغه علمی کردن فعالیت هایشان را داشته باشند، علامت بسیار خوبی در مسیر توسعه فراگیر کشور است. جالب این که خیلی ها به دلیل تکمیل ظرفیت ثبت نام – که اینترنتی بود – نتوانستند در آن حاضر شوند.
در این همایش نه از گواهینامه حضور خبری بود و نه از تأییدیه دوره های ضمن خدمت؛ هر چه بود علاقه شخصی بود برای ارتقای سطح دانایی.

کسانی که در این همایش شرکت کردند، متفق القول بودند که در آن ۶ ساعت ، بسیار آموخته اند. این مهم ترین ویژگی همایش ها و کلاس های محمدرضا شعبانعلی است.

وجه بعدی ، تجلیل و ادای احترام مردمی به دکتر مسعود حیدری ، پدر علم مذاکره ایران است. برگزار کنندگان این همایش به ابتکار خود، تمبر تجلیل از ۶ دهه تلاش های دکتر حیدری در عرصه مذاکره را آماده کردند و در این همایش، از آن رونمایی کردند؛ کاری که خود دکتر حیدری را هم سورپرایز کرد.
در میان برنامه آموزشی همایش هم ، گروه “دستان گویا” برنامه موسیقی اش را اجرا کرد. این گروه، متشکل از ناشنوایانی است که با زبان اشاره خاص خود، اشعار و ترانه های خوانده شده توسط هنرمندان کشور را “باز اجرا” می کردند. انتخاب این گروه ، گذشته از ابعاد انسانی ، با توجه به موضوع پیام های غیرکلامی -که جزو موضوعات همایش بود- بسیار هوشمندانه بود.

منتظر همایش سال آینده مذاکره هستیم. تا آن موقع با سایت محمدرضا شعبانعلی سر می کنیم و با فایل های “مدیریت و زندگی” اش در رادیو عصرایران.

لینک منبع خبر



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+105
  


35 نظر بر روی پست “گزارش عصر ایران از سمینار پیامها در مذاکره

  • فرناز جمالی می‌گه:

    سلام
    چقدر عکس خوبی شده من متاسفانه نمیتونستم توی برنامه باشم. خوش به سعادت دوستانی که شرکت کردن توی برنامه. یه خسته نباشید بزرگ به آقای شعبانعلی عزیز و تیمشون که این برنامه رو ریختن.
    به امید برنامه های بعدی که همینجور پر شور و با انرژی باشه.

    Thumb up 1

  • محمد فرازي می‌گه:

    سلام دوستان عزیز
    این همه احساس دوست داشتن و محبت رو بین این همه کامنت ها میخونم ، ی حس قشنگی بهم دست میده.
    خوشحالم اینجا ، پیش شما و محمد رضای عزیز هستم.
    به امید روز دیدار همه ی شما عزیزانم
    شاد و پیروز باشید

    Thumb up 1

  • امید می‌گه:

    شادی نازنین.
    گنجشکهای کوچولو را دیدی؟ تو پروازهای اول خسته می شوند، می آیند لب یک جوی آب ، یک آبخوری و در حالیکه قلبشان تند تند می زند ، آب می خورند تا آرام بگیرند.تو هم الان بعد یک پرواز باید نفسی تازه کنی. تازه اول راهه، تو باید اوج بگیری…

    من شعرهای شاملو را خیلی دوست دارم و در کمال خودخواهی برایت شعری از او را می گذارم.امیدوارم خوشت بیاد.
    https://www.youtube.com/watch?v=AvRyEo21OpM

    Thumb up 2

  • فاطمه.د می‌گه:

    نشد که منم شرکت کنم. برای همه عزیزان آرزوی موفقیت و پایداری دارم.

    Thumb up 6

  • پسرک خامه فروش می‌گه:

    چقد خوبه این عـکس، چقد خوبه… :-))
    من تا به کمر در مقابل زحمات و تلاش اون سه نفر وسطی “باید ” خم شم… دلم مملو از خوبی شماست…

    Thumb up 18

    • سمیه تاجدینی می‌گه:

      آقای حسین شهریاری عزیز
      من رفتار بزرگوارانه شما رو در روز همایش هیچ وقت فراموش نمیکنم
      و همین جا از شما تشکر میکنم.
      (روز همایش،تمام ظرفیت سالن پر بود و متاسفانه بنا به دلایلی برای چند تا از دوستان (۵-۶ نفر) qr کد صادر نشده بود…راه حلی که به ذهن ما رسید این بود که از دوستان خیلی نزدیک خودمون که سالها میشناسیمشون بخوایم..صندلی خودشون رو به ما بدهند تا به دوستانی که qr کد ندارند،اختصاص بدیم و در آخر برای این نزدیکان جایی پیدا کنیم.
      در همون لحظات که دور و بر من خیلی شلوغ بود،پسرک خامه فروش با معرفت ما با اینکه از ریز ماجرا خبری نداشت و فقط شلوغی دور و بر من و دوستانی رو که qr کد نداشتند رو دید..اومد خیلی سخاوتمندانه و دوستانه به من گفت که صندلیش رو به یکی از همین دوستان اختصاص بدهم…این که تو اون لحظه انقدر با من و گروهمون همراه بود..برام یه دنیا ارزش داشت…و خوبیه این همراهی این بود که هیچ کس بهش حرفی نزده بود و توقعی نداشت…)
      پسرک خامه فروش عزیز ،تو یکی از کسایی بودی که به نظم بیشتر برنامه ما کمک کردی…
      سپاسگزارم ازت

      Thumb up 28

      • هومن کلبادی می‌گه:

        حسین عزیز
        خیلی با محبت و با صفا هستی و اونروز ، از نزدیک شاهد صمیمیت و صفات بودم
        سلامت باشی و امیدوارم به زودیِ زود ببینمتون

        Thumb up 9

      • مریم .ر می‌گه:

        از ” پسرک خامه فروش عزیز ما ” انتظاری به جز خوبی نمیشه داشت. به قول خودش دل من هم مملو از خوبی همه ی دوستان عزیز این خونه ست .

        Thumb up 9

      • آزاده م می‌گه:

        “اگر شادی و سمیه عزیز نبودند، نه این سایت، نه این سمینار و نه همه‌ی این دوستی‌ها و ارتباطات نبود. به اونها مدیونم. همین.”
        من هم اون سه نفر وسط رو دوست دارم. و خوشحالم که در این عکس بخوبی جمله بالایی استاد مشهوده.
        پسرک خامه فروش قبیله ست دیگه سمیه جان :) خیلی مهربون و صمیمی..فقط اگه خامه یادش نمیرفت دیگه عالی میشد :)
        من و شهرزاد و سیمین هم اگه متوجه میشدیم با کمال میل جامون رو به اون دوستان میدادیم و کف سالن مینشستیم:)
        سمیه جان و شادی جان باز هم بابت همه زحمتهایی که کشیدید تا این سمینار جزء بهترین اتفاق امسالم باشه ازتون ممنونم. خدا قوت دوستان خوبم.

        Thumb up 7

        • آزاده م می‌گه:

          راستی دوستانی که نبودید، ردیف اول آقایی که لباس آستین کوتاه آبی رنگ پوشیده آقای پلخوابی هستند(گفتگو با دهاتی رو که یادتون هست) و کنارشون آقای پور اکبر.
          آقای سهیل رضایی، آقای محمدی، آقای محمدرضا جباری، آقای ابراهیم حلت فراهانی و خانم نیکی کریمی هم در ردیف اول هستند.

          Thumb up 7

          • هومن کلبادی می‌گه:

            آزاده م جان سلام
            یعنی میخواستین بگین که من بی معرفتم و صندلیم رو نمیدادم ؟ ( ۱-۱ شدیم ، اوندفعه من دیر اسمتونو بردم ، ایندفعه شما اصلاً اسمم رو نبردید ) . انشاالله سممیه جان و شادی جان ، من رو هم از دوستانِ خودشون بدونن و از این به بعد ، رویِ من هم حساب باز کنن
            به امید دیدار ، به زودیِ زود

            Thumb up 3

            • آزاده م می‌گه:

              آقا هومن سلام
              عرض ارادت :-)
              آقا هومن عزیز اینجا همه باور دارند که شما چقدر مهربان و سخاوتمندید:)
              من داشتم پیش سمیه جان خودشیرینی میکردم 😉 :-)
              ولی یادم باشه دفعه بعد حتما صندلی خودم رو با صندلی شما عوض کنم.. اینبار که بهترین ردیف نشسته بودید حیف شد:(
              سمیه جان خیلی مخلصیما:)

              Thumb up 2

              • هومن کلبادی می‌گه:

                آزاده م جان عزیز
                شما و دوستای گلم لطف دارید . امیدوارم همینطور باشه که میگین . ایندفعه هم به لطف شادی جان و سمیه جان ، در نزدیکیِ منبعِ انرژی (محمدرضای عزیز و تیم محترمشون ) نشسته بودم و باید اعتراف کنم ، بهترین روز سالِ ۹۳ تا به امروز رو تجربه کردم . امیدارم با همکاریِ سمیه جان و شادیِ عزیز ، به زودیِ زود ، همۀ دوستان ، همدیگه رو ببینیم
                ارادتمند و به امید دیدار به زودیِ زود

                Thumb up 2

        • شهرزاد می‌گه:

          دقیقا همینطوره که آزاده عزیزم میگه …
          و حیف که این افتخار نصیب ما نشد …!:)
          ما هم از پسرک خامه فروش عزیز این خونه تشکر می کنیم و به داشتن چنین دوستی می بالیم …

          Thumb up 2

    • رها راد می‌گه:

      سلام
      پسرک خامه فروش چقدر حستونو زیبا و فروتنانه بیان کردید…..ضمیمه دلنشینی برای تصویر بود.

      ممنون آزاده م . بامعرفی آقای پلخوابی انگار دوباره حس اون روزی که فایله دهاتی رو گوش دادم واسم تازه شد.مگه میشه این گفتگو خاص را فراموش کرد….

      Thumb up 4

  • سیمین-الف می‌گه:

    شادی جونم نبینم خسته باشی عزیزم.
    یه ذره از اون بار کوله ات رو بده ما رو دوشامون برات حمل کنیم.
    آخی… دوست دوست داشتنی ام.
    اینقدر محمدرضا شعبانعلی خوبن که خدا فرشته هایی رو برای سهل کردن راهی که داره می ره، بهش هدیه داده.
    خوش به حال همگی مون.

    Thumb up 6

  • مجتبی مهاجر می‌گه:

    سلام
    فکر میکنم که با دیدن این عکس،هر دو گروه غایبین و حاضرین یه حسرت و یه ای کاش مشترک رو تجربه میکنن،با این تفاوت که گروه اول میگن:ای کاش ما هم اون روز میتونستیم حضور داشته باشیم(مثل من)،گروه دوم میگن که:ای کاش اون روز خوب تموم نمیشد…

    Thumb up 4

  • ناهید می‌گه:

    سلام و خدا قوت
    از اینکه توانایی و امکان شرکت در این همایش رو نداشتم حسرت می خورم و از اینکه می بینم همه شرکت کننده ها با علاقه شخصی و صرف یادگیری از مباحث ارزشمند شما به این همایش اومدن خوشحالم.
    آقای شعبانعلی عزیز برای شما و همکارانتون آرزوی موفقیت و پایداری می کنم.

    Thumb up 4

  • میلاد می‌گه:

    سلام
    هر روزی که میگذره بیشتر افسوس می خورم که در همایش شرکت نکردم.
    جدا از فضای صمیمی و فوق العاده که دوستان در نظراتشون بیان کردن ، مباحثی هم که مطرح شده قطعا فوق العاده بوده و از زبان شخص فوق العاده ای بیان شده
    درسته من یک دانشجو هستم و شاید مباحث تخصصی تو افق کوتاه مدت مورد استفادم نباشه اما مطمئنم که این مباحث در افق بلند مدت و آینده برای من یک ضرورت انکار نشدنی و موثره.

    خوشا به حال دوستانی که در این همایش شرکت کردند و یه خسته نباشید به استاد شعبانعلی و تیم فوق العادشون.

    Thumb up 4

  • ياسين اسفنديار می‌گه:

    باسلام به همه دوستان
    در پست قبلی خیلی دوست داشتم از دوستانی که در همایش بودند درخواست کنم که عکس های همایش را برایم از طریق ایمیل ارسال کنند. ولی نخواستم زحمتی برای دوستان باشد. گفتم محمدرضا جان توی سایت میگذارد.ولی این عکس رو که دیدم . یه جوری شدم. خیلی دوست دارم عکس های دیگر را ببینم. اگر دوستی آنها را اماده دارد .ممنون می شوم برای من نیز ارسال کند. با تشکر
    پی نوشت: یه جوری شدم یعنی صبرم تمام شد که چند روز گذشته و هنوز عکسی ندیدم.

    Thumb up 8

    • هومن کلبادی می‌گه:

      سلام یاسینِ عزیز
      اگر لطف کنیو ایمیلتون رو به ایمیلِ من hoomankolbadi@gmail.com بفرستید ، با اجازۀ دوستام ، هر چی عکس از اون روز دارم براتون میفرستم

      Thumb up 2

      • سیمین-الف می‌گه:

        هومن کلبادی عزیز و دوست خوبمون یاسین اسفندیار
        من که خوشحال می شم.
        ممنون دوست خوب که هوای دوستاتونو دارید.

        Thumb up 1

      • خسرو می‌گه:

        هومن جان میشه خواهش کنم برای من هم بفرستی.لطفا.
        khosrosharif@mail .com

        Thumb up 0

      • خسرو می‌گه:

        هومن جان میشه خواهش کنم عکس ها رو برای من هم بفرستی.لطفا.
        khosrosharif@mail .com

        Thumb up 1

      • هومن کلبادی می‌گه:

        با سلام به دوستای عزیزم
        من فقط دو تا عکس از همایش دارم که فقط ۶ تا از دوستا توش هستن و قراره از طرف متمم ، عکس ها رو برای همۀ دوستامون بفرستن . از همۀ دوستای عزیزم عذر می خوام که قول دادم عکس ها رو براشون بفرستم . من چون موبایلم ، زیادی آنالوگ هست و فقط شماره می گیره و دوربینش بین ۱ تا ۲ مگا پیکسل هست ، خودم عکسی نگرفته بودم و دوستانم هم عکس های دست جمعی نگرفته بودن که بتونم با بقیه به اشتراک بگذارم . لطفاً من رو ببخشید
        به امید دیدار به زودیِ زود

        Thumb up 8

    • ابراهیم حیدری می‌گه:

      سلام جناب کلبادی عزیز

      من هم از جا مونده‌های همایش هستم و در انتظار همایش سال بعد. امکانش هست عکس‌ها رو برای بنده هم ارسال کنید؟

      Thumb up 2

      • هومن کلبادی می‌گه:

        با سلام به خسرو جان ، ابراهیم عزیز و سایر دوستان نازنینی که به خاطر کامنت قبلیم ، لطف کردن و ایمیلشون رو دادن . من فقط دو تا عکس از همایش دارم که فقط ۶ تا از دوستا توش هستن و قراره از طرف متمم ، عکس ها رو برای همۀ دوستامون بفرستن . از همۀ دوستای عزیزم عذر می خوام که قول دادم عکس ها رو براشون بفرستم . من چون موبایلم ، زیادی آنالوگ هست و فقط شماره می گیره و دوربینش بین ۱ تا ۲ مگا پیکسل هست ، خودم عکسی نگرفته بودم و دوستانم هم عکس های دست جمعی نگرفته بودن که بتونم با بقیه به اشتراک بگذارم . لطفاً من رو ببخشید . ولی همینجا قول میدم با کسب اجازه از محمدرضای عزیز و کمک همۀ بچه ها ، تمام تلاشمون رو بکنیم که به زودیِ زود ، یک دورِ همیِ هم خونه ای ها رو در کنارِ محمدرضای نازنین و تیم محترم و زحمتکششون تدارک ببینیم که این حسرت هایِ نبودن ، به لذتِ با هم بودن تبدیل بشه
        به امید دیدار به زودیِ زود

        Thumb up 0

  • محسن نوری می‌گه:

    چه عکس خاطره انگیزی

    Thumb up 3

  • شهرزاد می‌گه:

    سلام.
    چقدر خوشحال شدم این پست رو دیدم.
    ممنون از آقای محمدی عزیز بخاطر این متن و توصیف بسیار زیبای سمینار و بخاطر همه ی حمایتهای مهربون و خاموشی که از محمدرضای عزیز می کنن…
    توی کامنتی که توی پست قبلی در مورد سمینار گذاشتم، فراموش کرده بودم اسمی از ایشون – این دوست و همراه خوب محمدرضا جان – بیارم و یه جورایی بخاطرش ناراحت بودم… دیروز که عکس مهربونشون رو توی اینستا دیدم، بیشتر ناراحت شدم که چرا در کنار همه ی دوستان خوب، یادی از ایشون نکردم …
    بله آقای محمدی عزیز … این سمینار برای همه ی ما اعضای این خونه هم خیلی ارزشمند و دوست داشتنی بود و اجازه ندادیم هیچ مانعی ما رو برای شرکت در اون متوقف کنه و سعی کردیم خودمون رو از راه دور و نزدیک، بهش برسونیم…
    و چقدر خوشحالیم که افتخار شرکت در اون رو داشتیم و تونستیم از هر چیز خوبی که درش بود سرمست بشیم …
    و چقدر زیبا گفتید:
    “منتظر همایش سال آینده مذاکره هستیم. تا آن موقع با سایت محمدرضا شعبانعلی سر می کنیم و با فایل های “مدیریت و زندگی” اش در رادیو عصرایران”
    و باز هم ممنون از محمدرضای عزیز … بخاطر همه خوبی هاش و بخاطر تمام انرژی های مثبتی که در وجودش موج میزنه و به بیرون متصاعد میشه تا هر کس دیگری هم که در این میدان انرژی قرار میگیره، ازش بهره مند بشه …
    ( پی نوشت غیر مرتبط:
    در مورد توییت shadighpv: شادی جان…! خدانکنه هیچوقت خسته باشی … )

    Thumb up 12

    • هومن کلبادی می‌گه:

      جناب آقای محمدیِ عزیز
      شهرزاد جان انقدر زیبا گفتن و کامل ، که چیزی رو نگفته باقی نگذاشتن. من فقط به عنوان عضو کوچکی از این خونۀ باصفا ، از شما و بودنتون در کنار ما ممنونم و امیدوارم با وجود عزیزانی مثل شما که منصفانه و شفاف ، اطلاع رسانی می کنید ، جامعه روز به روز به سمتِ شفافیت و صراحتِ مثبت ( نه وقاحت و لجام گسیختگی و شکاندنِ حرمت ها ) گام برداره و شاهدِ آینده ای هر چه روشن تر برای خودمون و نسل های آینده باشیم .بازم سپاس از بودنتون و همراهیِ دلگرم کنندتون
      به امید دیدار ، به زودیِ زود

      Thumb up 6

    • رها راد می‌گه:

      سلام
      هرچه بیش تر پیش میرید از اینکه چنین همایشی را از دست دادم بیشتر ناراحت میشم اما باز هم شکر:”منتظر همایش سال آینده مذاکره هستیم. تا آن موقع با سایت محمدرضا شعبانعلی سر می کنیم و با فایل های “مدیریت و زندگی” اش در رادیو عصرایران” ”

      پی نوشت غیرمرتبط:مثله شهرزاد،توییت شادی واسه من هم جلب توجه کرد البته همیشه توییت ها واسم جلب توجه میکنند شاید چون خودم هم گاهی مثله شادی فکرمیکنم ولی خوندن کتاب بالهایت را کجا جا گذاشته ای عرفان نظرآهاری حس عجیبی بم میدی….آرامش در لحظه…و جمله خانم دانشور که همیشه تو گوشم تکرار میشه که میگفتند “بزرگترین پیشنهادم اینه که اول مطمئن بشید به سمت خوب میرید اگرهم غلط رفتید اشکال نداره،با سر بخورید زمین اما پاشین سریع و راهتون را عوض کنید…….گیر نکنید”

      *********
      پشتش سنگین بود و جاده های دنیا طولانی.

      می دانست که همیشه جز اندکی از بسیار را نخواهد رفت.

      آهسته آهسته می خزید/دشوار و کند/و دورها همیشه دور بود.

      سنگ پشت تقدیرش را دوست نمی داشت و آن را چون اجباری بر دوش می کشید.

      پرنده ای در آسمان پر زد/سبک و سنگ پشت رو به خدا کرد و گفت:

      “این عدل نیست/این عدل نیست.

      کاش پشتم را این همه سنگین نمی کردی.

      من هیچ گاه نمی رسم/هیچ گاه.

      و در لاک سنگی خود خزید/به نیت نا امیدی.”

      خدا سنگ پشت را از روی زمین بلند کرد.

      زمین را نشانش داد.

      کره ای کوچک بود.

      و گفت:

      “نگاه کن/ابتدا و انتها ندارد.

      هیچ کس نمی رسد.

      چون رسیدنی در کار نیست.

      فقط رفتن است.

      حتی اگر اندکی.

      و هر بار که می روی/رسیده ای.

      و باور کن آن چه بر دوش توست/تنها لاکی سنگی نیست/تو پاره ای

      از هستی را بر دوش می کشی/پاره ای از مرا.”

      خدا سنگ پشت را بر زمین گذاشت.

      دیگر نه بارش چندان سنگین بود و نه راه ها چندان دور.

      **********

      سنگ پشت به راه افتاد و گفت:

      “رفتن/حتی اگر اندکی!”

      و پاره ای از “او” را با عشق بر دوش کشید.

      Thumb up 14

      • مریم .ر می‌گه:

        ممنون رهای عزیز از متن زیبائی که نوشتی. تو این روزهای ناامیدی, این متن, عجیب حالم رو خوب کرد. مرسی دوست من .

        Thumb up 3

        • رها راد می‌گه:

          خواهش میکنم مریم.ر عزیز.
          فکرمیکنم هر گوشه و کنار این خونه پر از دوستای خوب با حس های خوبه…من به همه دوستانی که تو این مدت به من حس خوب میدهند مدیونم و مسئولم که ذره ای از این حس ها رو انتقال بدم.کاش بتونم!!!!

          Thumb up 3

      • هومن کلبادی می‌گه:

        رها رادِ عزیز
        بسیار زیباو الهام بخش نوشتید دوست خوبم . امیدوارم به زودیِ زود و خیلی قبل تر از سمینارِ سالِ آینده ، شما و سایرِ دوستانمون رو ببینم
        ارادتمند و به امید دیدار به زودیِ زود

        Thumb up 1

  • طاهره جلیلی می‌گه:

    اگر اشتباه نکنم عصر ایران عزیز هم از حامیان سمینار بود… جا داره که از حضور فروتنانه جناب محمدی و تیم محترمشون هم تشکر کنم… هم برای حمایت از این سمینار دوست داشتنی و هم برای سایت مفیدشون….

    Thumb up 10

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *