پاسخ به یک پرسش: اگر تو زن بودی؟

یکی از دوستانم در وبلاگ پرسیده: فکر میکنی اگر زن بودی باز هم در موقعیت فعلی بودی؟

واقعیت این است که پاسخ این سوال مشخص نیست و هرگز مشخص نخواهد شد. چون این فرض در عمل قابل سنجش نیست.

اما یک پاسخ برای دوست خوبم دارم.

فکر میکنم سوال، سوال خوبی نیست. چون مقایسه، مقایسه ی خوبی نیست.

به فرض که من موفق محسوب شوم – که خودم چنین فرضی را قبول ندارم – موفقیت برای تو این نیست که در موقعیت من باشی، موفقیت برای تو این است که از دختران دیگری که وضعیت مشابه تو داشته اند، بالاتر باشی.

من هم هرگز خودم را با پسرهای پولداری که امروز سوار بنز و پورش در خیابانها می چرخند مقایسه نمیکنم،

من خودم را با تمام پسرهایی که از خانواده کارگر و طبقه متوسط رو به پایین جامعه بوده اند و در سالهای پایانی دهه پنجاه متولد شده اند میسنجم و میکوشم در بین آنها در حد توانم برتر باشم.

معیار قضاوت ما در زندگی راجع به خودمان و دیگران، نباید وضعیت فعلی باشد،

مهم فاصله ای است که از نقطه آغاز تا وضعیت فعلی طی کرده ایم…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+72
  


29 نظر بر روی پست “پاسخ به یک پرسش: اگر تو زن بودی؟

  • mohammad می‌گه:

    اینگونه مقایسه از ریشه غلطه…

    Thumb up 0

  • هیوا می‌گه:

    در مورد این دو جمله:
    “معیار قضاوت ما در زندگی راجع به خودمان و دیگران، نباید وضعیت فعلی باشد،

    مهم فاصله ای است که از نقطه آغاز تا وضعیت فعلی طی کرده ایم…”

    به نظر من مسافتی که طی کردیم معیار مهمیه اما
    معیار مهمتر مسافتی است که طی کردیم نسبت به مسافتی که میتوانستیم طی کنیم(نرمالایزشده معیار بالا).

    سوالی که پیش میاد اینه که آیا “نقطه ای که الان هستیم” با “نقطه ای که که می توانستیم باشیم” فرق داره یا نه؟(همان بحث جبر و اختیار)
    پاسخ درست این سوالو هنوز نمیدونم ولی فکر میکنم جواب “نه” دادن به این سوال مفیدتره و مارو تواناتر میکنه در طی مسیر.

    Thumb up 8

    • شهرزاد می‌گه:

      چه پست جالبی بود. ندیده بودمش!!
      به نظر من هم اصلا مرد بودن یا زن بودن یا از چه خانواده ای بودن یا نبودن، یا چه سنی داشتن یا نداشتن، یا چه در چه موقعیتی بودن یا نبودن یا … مهم نیست.
      چیزی که مهمه اینه که انسان بدونه که در حد توانش تلاشش رو کرده و میکنه و در مسیر رویاهای قشنگش قرار داره …
      یه جمله ی خیلی شگفت انگیز از کتاب «الف» (پائولوکوئیلو) یادمه که من عاشقشم … ( اصلا من عاشق همه ی حرفهای پائولو کوئیلو هستم:)…)
      میگه:
      “همه ی ما لحظه ای قبل از مرگ به دلیل واقعی زندگیمان پی می بریم و از همان یک لحظه است که بهشت و جهنم متولد می شود…. جهنم زمانی است که در می یابیم که فرصتی را برای تکریم معجزه زندگی از دست داده ایم. … بهشت وقتی است که می توانی بگوییم: اشتباهاتی کرده ام. اما جبون و ترسو نبودم. زندگی را کرده ام و کاری که باید انجام دادم…”
      راستی … هیوای عزیز. خوبین؟ :)

      Thumb up 5

      • هیوا می‌گه:

        ممنونم شهرزاد مهربون
        به نظر من تعداد کسایی که به قول پائولو کوئیلیو، جهنم دریافتن اینکه فرصت تکریم معجزه زندگی را از دست داده اند رو تجربه کرده اند، بسیار بسیار کمه.
        (البته من ترجبح مبدم به جای فرصت تکریم معجزه زندگی، بگم فرصت “ساختن” معجزه زندگی. تفاوت ظریفی دارن این دو. چرا که خارج از ما چنبن معجزه ای وجود نداره مگه اینکه ما بسازیمش و حسش کنیم)

        همینطور فکر میکنم که تعداد آدم هایی که می تونن ادعا کنند که تمام آنچه را که در توانشون بوده، انجام داده اند، از اون هم کمتره. ما توانایی عجیبی در این داریم که خودمون رو عمیقاً گول بزنیم و بگیم تمام تلاشمون رو کرده ایم.

        اینها بخشی از دغدغه های تلخ چند ماه اخیر منه 😉
        __________________________
        از لطفت و از اینکه نقل قول زیبای پائولو رو گذاشتی ممنون

        Thumb up 5

        • شهرزاد می‌گه:

          هیوای دقیق.
          (یادمه یه بار محمدرضا جان اینطوری خطابتون کرده بودن :) )
          منم ممنونم که به کامنتم پاسخ دادی.
          دقیقا همینطوره که میگین. و من فکر میکنم پائولوی نازنین هم با اشاره به تکریم معجزه ی زندگی میخواد به ما بگه که باید از لحظه لحظه ش به بهترین نحو استفاده کنیم…
          در هر حال امیدارم دغدغه ها و تجربه های زندگیت همیشه شیرین و دلچسب باشه.:)

          Thumb up 1

  • طیبه می‌گه:

    مارک نچسبونیم روی خودمون برای اینکه توجیه کنیم در جا زدنمونو….نه اینکه شعار بدم….توی تنگنا بودم که میگماااا…ولی هیچوقت از خودم نپذیرفتم این عقب ماندگی رو اونم به دلیل زن بودن….

    Thumb up 4

  • نسیم می‌گه:

    سلام همه ی حرف های شما قبول اما…من در یکی از نوشته های شما دیدم که از بچه ای صحلت کردید که هرگز نداشته اید خوب این حق شماست که خودتان انتخاب کنید که ازدواج کنید یا نه.اما حالا فکر کنید یکی مثل من در اینده به نتیجه شما برسد خوب ایا نگاه اطرافیانم نسبت به من مانند نگاه دیگران نسبت به شماست .مسلما نه!اگر مرد بودم و ازدواج نمی کردم می گفتند سر عقل می اید فرصت زیاد است !اما اگر این تصمیم برای من رخ بدهد همه ان قدر حرف می زنند پشت سر ادم که نگو تازه مادر و پدرم نیز شرمنده جلو جمع می شوند که نتوانسته اند دختر شان را عروس کنند پس حضور من در اجتماع تمام میشود !تازه اگر من در سن مثلا بالایی بفهمم که اشتباه کرده ام دیگر کسی با من ازدواج نخواهد کرد اما در مورد مردها این طور نیست!میبینید این نمونه کوچکی از تفاوت بین مرد وزن است!

    Thumb up 2

  • کودک درون می‌گه:

    مهم زن یا مرد بودن ویا فلان جایگااه اجتماعی را دااشتن نیست مهم انسان خوب بودنه چون بقیه به دمی بنده و تمام میشه

    Thumb up 3

  • رضا می‌گه:

    توضیح قشنگی بود مهندس
    من هم همیشه در مورد خودم همینطور قضاوت میکنم

    Thumb up 0

  • Neda.sh می‌گه:

    سلام محمد رضا با پاسختون کاملا موافقم
    مقایسه با انسانهایی که از خودت بالاتر باشن باعث احساس حقارت ، ضعف و خودکم بینی و از دست دادن اعتماد به نفس میشه همچنین مقایسه با انسانهایی پاینتر از خودت باعث غرور کاذب،قضاوت اشتباه،بی انگیزه شدن و سست شدن میشه بهترین نوع مقایسه همون مقایسه با هم سطح و هم جنس خودمونه اما متاسفانه بیشتر آدمها خودشون رو با کسانی که بالاتر از اونها وایسادن مقایسه میکنن و فقط مکان ایستادنش رو نگاه میکنن و به مسیری که این فرد طی کرده و پله هایی رو که شاید عبور کردن از هرکدومش چند سال طول کشیده باشه رو نمی بینند و همین مقایسه اشتباه باعث میشه راهی رو بریم که متعلق به سطح و جنس ما نیست و فقط ما رو از مسیر اصلی خودمون منحرف میکنه

    Thumb up 0

  • سارا.ر می‌گه:

    کاملا موافقم

    Thumb up 0

  • الف می‌گه:

    سلام

    آقای مهندس لطفا در مورد تصمیم گیری در شرایط بحرانی (داشتن استرس و وسواس ) توضیح می دید ؟
    ممنون

    Thumb up 0

  • حمیده می‌گه:

    سلام مهندس
    میشه یه پست واسه وارد شدن به بازار سهام و بورس بنویسید؟
    من میخام وارد شم،نمیدونم گام اولم چی باشه!
    بماندکه اصلا تو این کلاسها با هزینه های سرسام اورشونم نمیتونم شرکت کنم!

    Thumb up 0

  • somaye می‌گه:

    این مطلبی که گذاشتد واقعا تامل برانگیز و شاید جواب خیلی از سوال های مبهم زندگیه هر کدوم از ماها باشه.
    و راجع به خودتون, استاد ادم نمیتونه همه موفقیتها رو یه جا کسب کنه اما یکی از خوشبختی که شما به اون رسیدید از خودگذشتگیتون و معلم بودنتون .
    که چیزهای رو که شاید خودتون بهای سنگینی دادین تا بهش برسید رو راحت در اختیار همه قرار میدین واین قابل ستایش

    Thumb up 0

  • گیتی می‌گه:

    دستتون درد نکنه!

    واقعاً “LIKE”!!!

    خیلی عالی بود!

    Thumb up 0

  • Ati می‌گه:

    سلام کامنتام در مورد این پست و پست قبلی به اسم ناشناس تو قسمت نظرات اومده بود خواستم تصحیح کنم موفق باشید و در پناه خدا

    Thumb up 0

  • sahar می‌گه:

    خیلی عالی بود.
    من همیشه این فکرو میکردم ولی احساسم این بود که دارم خودم و توجیه میکنم.

    Thumb up 0

  • anahita.s می‌گه:

    دقیقا حرفتو قبول دلرم فاصله ای که طی کردیم و هزینه ای را که کرده ایم تا به یک نقطه برسیم خیلی مهمه…

    Thumb up 0

  • جواد می‌گه:

    سلام محمدرضا
    آویزه ی گوش کردن همین یکی دو جمله ی کلیدی می تواند انسان را به عرش آرزوها و خواسته ها برساند .
    البته به شرطی که همواره آویزه ی گوش باشد و نصب العین و نه به مثابه ی گوشواره ای که گاه آویزندگان ان به گوش ، حسی نسبت به ان ندارند و یا به مانند عینکی که نصابان آن بر چشم به هیچ وجه ان را نمی بینند .

    Thumb up 0

  • مهرنوش می‌گه:

    حرفاتون به من آرامش داد.

    Thumb up 0

  • پگاه می‌گه:

    جمله اخر بسییی به دلمان چسبید…مهم فاصله است و مسیر…
    ولی خب اگر زن بودید و به فرض اینکه تو مملکت و همین شرایط خودتون متولد میشدید…شاید در موقعیت الان نبودیدو مطمینا خیلی خیلی خسته تر ……بعد اگر زن بودید حتما ظاهرتون تا یه حدی در پیشرفتتون دخیل بود چون میدونید که اکثر مدیران ما آقا هستن مخصوصا تو رشتهای فنی و خب حتما مجبور می شدید دماغتون و عمل کنید و خب من فکر نمی کنم اگر شما زن هم بودید زیر بار همچین عمل جراحی میرفتیتد این بود که مسلما اون آقایی که یه بار ازشون تعریف کردید چه لطفی در زندگی بهتون کرده شاید شما رو حمایت میکرد ولی نه در اون حد و مسلما برای رفتن به کشور دیگه تواون سن نیاز داشتین خیلی زیاد با خانوادتون کلنجار برید در صورتی که شوهر نداشته باشید که اگر داشتید مجبور بودید ازش اجازه بگیرید که وکالت بده تا پاسپورت شما صادر بشه و خب اگر زن بودید اینقدر مشکلات ریزاینطوری داشتید که به احتمال زیاد رو یکی از چیزایی که کار میکردید تغییر فرهنگ و دید اینچنینی نسبت به زنا می بود البته من شدیدا اعتقاد دارم از ماست که بر ماست ..:)

    Thumb up 1

  • پرویز می‌گه:

    جالب هست یه زمانی یه خانمی به من گفت که خوش به حالت توی مسیر موفقیتی؟!
    همون روز بهش گفتم تا معیار ما از موفقیت چی باشه؟

    خیلی گذشته، شاید هم نگذشته! اما مدتهاست که فکر میکنم من باید خودم رو باخودم مقایسه کنم و راستش به این نتیجه رسیده‌ام که اگر توی زندگی‌ات نتونی کار درست رو بکنی و یا حداقل توی اون مسیر قدم برداری مطمئناً بازنده‌ای…

    دارم برنامه‌ات رو دانلود می‌کنم اگر مثل همیشه خوب نباشه بهت می‌گم چه ایرادی داشت….
    موفق و مؤید باشی

    Thumb up 0

  • ناشناس می‌گه:

    سلام با اینکه مقایسه از نظر جنسیتی بجا نیست موافقم اما یه واقعیت وجود داره که زن بودن محدودیت میاره حتی توی موفق بودن هم محدودی که به قول شما در حد زن بودنت موفق باشی در حالی که اگه بخوایم موفقیت شما رو فقط از جنبه انسان بودن با یه خانوم مقایسه کنیم ونه از جنبه
    جنسیت موضوع فرق میکنه ….تنها چیزی که میتونه در من باعث ترک کردن کشورم بشه همین تفاوت گذاشتین و تبعیض بین مرد و زنه که ناخوداگاه در همه ی ما نهادینه شده وقتی میبینم تو جاهای دیگه چقدر به وجودم احترام گذاشته میشه مخصوصا از جنبه حقوقی واقعا به سرم میزنه که شاید رفتن حداقل برای ماها خیلی بهتر از موندنه .

    Thumb up 0

  • الهام می‌گه:

    این حرفت شدیدا به دلم نشست ….
    یه جورایی خیلی بجا بود ،
    تو موقعیتیم که نیاز داشتم این حرفو بشنوم ..

    ممنون که هستی ..

    Thumb up 0

  • عباس ملكشاه می‌گه:

    سلام مهندس شعبانعلی عزیز
    به ملاک بسیار خوبی اشاره کردید. نمی گم ای کاش همه این طور فکر کنند، بلکه می خوام حواسم باشه که خودم همیشه در مورد خودم و بعد در مورد دیگران این طور فکر کنم. من مسئول فکر نادرست مردم نیستم

    راستی برنامه امشبتون هم خیلی خوب بود، گرچه دوست داشتم یه خورده از اون محمد رضای شوخ و
    cpu usage %100
    بیشتر در برنامه بیشتر هویدا بود

    Thumb up 0

  • صفورا می‌گه:

    سلام
    به نظر منم آدم باید خودشو با هم سطح و هم جنس خودش و حتی هم محیط خودش بسنجه منظورم اینه اگه توی یه شهر کوچیک باشی با امکانات خاص اونجا بسنجی نه با یه هم سن توی یه شهر بزرگ یا یه کشور دیگه من خودمو با دوستام میسنجم میبینم تقریبا موفق ترم اما میشد بهتر از این باشم البته تجربه الان رو اگه داشتم اما لازمه داشتن تجربه یکی اش اینه که زمان بگذره و متاسفانه زمان منفی نمیشه و نمیتونی به عقب برگردی
    خدا رو شکر میکنم که تونستم تحصیل کنم برم سر کار استقلال مالی داشته باشم موقعیت اجتماعی داشته باشم اما اینا شرط کافی موفقیت نیست اما شرط لازم میتونه باشه

    Thumb up 0

  • نسیم می‌گه:

    اقای شعبانعلی سلام.من موقعی این سوال را پرسیدم که هدقم را در زندگی گم کرده بودم.ان موقع دانش اموز سوم دبیرستانی بودم که تعریفی دیگر از موفقیت داشت و نا امیدی در وجودش بود شما گفتید موفقیت یعنی فاصله از مبدا تا توان دارم این فاصله را بیشتر خواهم کرد .فقط امیدوارم تاثیر حرف شما تا دو سال دیگر در وجودم بماند تا بتوانم با رسیدن به رشته مورد علاقه ام(دندانپزشکی )که یکی از هدف های زندگی ام است زندگی ام را تغییر دهم .برایتان روز های خوشی ارزومندم.

    Thumb up 0

  • سلام محمدرضای عزیز
    منم گاهی به بعضی آدما میگم خوشبحالتون اما بعدش که فکر میکنم میبینم اصلن شرایط ما دو نفر خیلی باهم فرق داشته اینکه من نتونستم مثه اون آدم باشم خب بسته به شرایطمون داره ما چه بخایم چه نخایم تو موقعیت فعلی خودمونو پیدا کردیم حالا از اینجا به بعده که باید سعی کنیم اونی که میخایم باشیم اونی که در توانمونه نه حتی بیش از اون

    Thumb up 0

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *