نقش شایعه‌پراکنی وظرف‌شستن در عمر زنان

سرویس Elsevier از جمله سرویس‌هایی است که اعتیاد به آن از دوران لیسانس در دانشگاه برای من مانده است. کتابخانه‌ی دانشگاه، دسترسی رایگان به این سرویس داشت و من آن روزها، هر زمان از «بازگویی صوتی کتابهای دانشگاهی» توسط برخی اساتید خسته می‌شدم، به سراغ این سرویس می‌رفتم تا ببینم دنیا، در بیرون این «ماشین زمان» که ما در آن زندگی می‌کنیم، به چه چیزهایی فکر می‌کند. هنوز هم این سرویس را که مقالات روز دنیا و ژورنال‌های معتبر را در اختیار کاربران قرار می‌دهد دوست دارم، اگر چه احسا س می‌کنم ۵۰۰ هزار تومان برای دانلود ۵ مقاله (آنهم به اسم تخفیف با منت!)  کمی زیاد است.

اما تبعات پرداخت ۱۰۰ هزار تومانی هم جالب است. دیروز برای دانلود یکی از مقالات ژورنال «Hormones and Behavior» به دلیل وجود چند کلمه‌ی کلیدی مشترک، اشتباهاً لینک مقاله‌ی دیگری را وارد کردم و مجبور شدم به جای مطالعه‌ی «عکس‌العمل‌های هورمونی زنان در جلسات مذاکره پرتنش» راجع به «نقش شایعه‌پراکنی و ظرف شستن در افزایش طول عمر زنان» مطلب بخوانم! اما به هر حال، وقتی برای چیزی پول می‌دهی باید آن را «تا آخر» بخوانی و بیاموزی تا دلت کمتر بسوزد. حتی اگر خلاصه‌ی نتیجه‌ی مطالعات تو این باشد که:

– درصد قابل توجهی از زنان، دو روز در ماه نمی‌توانند موی خود را رنگ کنند و موی آنها رنگ نمی‌گیرد (البته این تحقیق ارزشمند من، احتمالاً برای خانم‌ها جدید نیست!)

– اینکه خانم استفانی براون دانشگاه میشیگان من همیشه عاشق خلاقیتش در انتخاب موضوع تحقیقات بوده و هستم، راجع به اثرات مثبت «ظرف شستن خانم‌ها با هم» و «گپ زدن و شایعه‌پردازی بی‌خطر» بر روی «افزایش طول عمر خانم‌ها» مطالعه کرده.

– اینکه «کمک کردن به دیگران» و «انجام رفتارهایی که حس دوستی و نزدیکی ما به اطرافیان را تقویت می‌کند» موجب ترشح بیشتر پروژسترون می‌شود.

– اینکه یکی  از خاصیت‌های مثبت شایعه پردازی و شایعه پراکنی در کنار اثرات منفی آن، ایجاد «احساس دوستی» و «پیوند بیشتر» بین شنونده و گوینده‌ی شایعه است که این «احساس نزدیکی و پیوند» ترشح هورمون پروژسترون را افزایش داده و موجب کاهش «اضطراب و استرس» در زنان می‌گردد.

– اینکه بحث کردن روی شایعه‌ها و پشت سر دیگران، در مورد زنان می‌تواند موجب طول عمر شود اما در مورد مردان، چنین اثری ندارد و حتی موجب افزایش استرس و اضطراب می‌شود. به دلیل اینکه بر خلاف زنان، که تعریف یک خبر (به قول ما خاله زنکی)‌ بیشتز از اصل خبر به معنای اعلام دوستی با طرف مقابل است (آنقدر دوستت دارم که الان به تو یک خبر خیلی جالب راجع به فلانی می‌گویم!) در مورد مردان، تعریف شایعه – خصوصاً در محیط کار – عموماً بخشی از رفتارهای سیاسی است  که برای طرف مقابل یک معنا دارد: «بدبخت! ببین چه خبرهایی را دارم که تو نداری! من خیلی مهم تر و مطلع‌تر از تو هستم!». به همین دلیل مردها در شایعه پراکنی از «طول عمر خود» هزینه می‌کنند!

صبح شده و من دیشب برای کاهش درد ناشی از پرداخت پولی که برای دانلود یک مقاله‌ی اشتباه پرداخت کردم، بیش از ۱۰۰ صفحه مقاله را مرور کرده‌ام. لباسم را می‌پوشم و به محل کارم می‌روم و در راه حسرت می‌خورم:

اینکه کاش کسی ما را وادار می‌کرد به جای بحث‌های بیهوده‌ی «برابری و نابرابری زنان و مردان»، «انتخاب روز مناسب برای روز زن و مادر»، به جای بحث کردن‌های بیهوده روی فیس.بوک و شبکه‌های مجازی که ما می‌فهمیم و شما نمی فهمید، به جای خواندن کتاب‌های مزخرف کلاسیک در تایید اینکه زنان هرگز نمی توانند ماشین را به خوبی مردها پارک کنند و مردها هرگز نمی‌توانند جوراب خود را به سرعت زن‌ها پیدا کنند، کمی بیشتر در این حوزه مطالعه کنیم.

کاش به ما در مورد روش صحیح تحلیل کردن و فکر کردن، چیزهای بیشتری آموخته بودند.

کاش به جای آن معدود ساعتهایی هم که در دوران کارشناسی سر کلاس رفتم، در کتابخانه‌ی دانشگاه، از مقاله‌های رایگان Elsevier استفاده می‌کردم. اگر چه از مقاله‌هایی که آن زمان فراوان و رایگان خواندم، چیزی در خاطرم نمانده است…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+228
  


39 نظر بر روی پست “نقش شایعه‌پراکنی وظرف‌شستن در عمر زنان

  • بهرام رفیعی می‌گه:

    اگه به شخصیت مردانه داشتن ۰ بدیم و به شخصیت زنانه داشتن ۱،
    واقعیت دنیا اینه که به ندرت آدم ها صفر یا یک هستند، و شخصیتا همیشه بین این دو مقدار متغیر هستند.به همین دلیل همیشه رفتارهای زنانه و خاله زنکی در بین مردان سازمان هم وجود داره و خیلی از مردان هم دقیقا برای القای اثبات دوستی بین خودشون به شایعه های سازمانی دامن می زنند.

    Thumb up 5

    • جالبه.
      از زمان نگارش این مطلب، چندان گذشته بود که اصلاً فراموش کردم چنین مطلبی را نوشته‌ام (و البته سبک نگارش آن، حتی از الانم هم ضعیف‌تر است).
      قطعاً همان‌طور که فرمودید باید تفاوت جنس و جنسیت را لحاظ کرد و اینکه ما عموماً در میانه‌ی طیف قرار داریم.
      اگر چه بعضی تفاوت‌ها به سادگی قابل چشم پوشی نیستند.
      مثلاً نمی‌توانیم از کنار این واقعیت عبور کنیم که به هر حال، امید به زندگی زنان به طور متوسط نزدیک به ۵ سال بیشتر از مردان است یا ترشح هورمون تستوسترون در مردان بیشتر از زنان است.
      قاعدتاً‌ مطالعات در مورد زنان و مردان (حتی در شرایط امروز جهان) در حدی آلوده به پیش‌داوری هست که به سادگی نتوانیم نظر بدهیم.
      اما فکر می‌کنم به عنوان یک فرض اولیه‌‌ی قابل بررسی، بد نیست این را هم به خاطر داشته باشیم که ممکن است مسیر تکامل سیصد هزار ساله‌ی جنس مرد در مقایسه با جنس زن، کارکردهای متفاوتی از به اشتراک گذاری اطلاعات را ایجاد کرده باشد.
      اگر چه تجربه‌ی شخصی در اینجا نمی‌تواند ملاک استناد باشد، اما به نظرم کم نیستند مرد‌هایی که از به اشتراک گذاری به عنوان نشانه‌ی قدرت استفاده می‌کنند.
      وقتی می‌گویند: شنیده‌ای مدیر فلان قسمت قرار است عوض شود، گاهی در لا به لای آن، پیام دیگری هم ممکن است پنهان باشد: خاک بر سرت که نشنیده‌ای فلانی قرار است عوض شود و اگر من نمی‌گفتم شاید هرگز نمی‌شنیدی!

      اگر چه چنین مقایسه‌ها و ریشه‌یابی‌هایی نیازمند مطالعات جدی علمی و آماری است، اما صرفاً‌به عنوان شهودی که پس از مطالعه‌ی ده‌ها هزار کامنت در روزنوشته‌ها به دست آورده‌ام، احساس می‌کنم جدای از Gender (جنسیت)، تفاوت‌های مبتنی بر “جنس” را هم می‌توان به طرز مشهودی مشاهده کرد.

      ابتدای کامنت‌های مردانه‌ی زیادی می‌توانید این جمله را (بدون به هم خوردن لحن جمله) بیفزایید که:
      عجیب است به این نکته دقت نکرده‌اید. اجازه بدهید به شما بگویم که…

      و ابتدای کامنت‌های زنانه‌ی زیادی می‌توانید این جمله را (بدون به هم خوردن لحن جمله)‌بیفزایید که:
      چه جالب. اتفاقاً من هم داشتم فکر می‌کردم که…

      البته طبیعتاً حرف من صرفاً یک حس است و به هیچ‌وقت هم مطلق نیست و ارزش آن را دارد که یک محقق، با تکیه بر دانش سمانتیک و معناشناسی، چنین مقایسه‌‌ای را انجام دهد. اما به نظرم اگر همه‌ی کامنت‌ها و نظراتی را که تم کلی آنها به اشتراک گذاری یک مطلب یا نظر است مطالعه کنیم (لااقل در روزنوشته‌ها) به وضوح کامنت‌های آقایان به سمت اول و کامنت‌های خانوم‌ها به سمت دوم، سوگیری یا بایاس دارد.

      به هر حال، مشخصاً نباید فراموش کنیم که در مطالعاتی که بر مبنای جنسیت انجام می‌شوند، متوسط جامعه‌های آماری با هم مقایسه می‌شوند، وگرنه قطعاً در هر دو جامعه، گستردگی و تنوع در تمام طول طیف وجود دارد.

      Thumb up 22

  • محمدعلی شمس می‌گه:

    سلام
    محمد رضای عزیز, بعضی از مطالبی که برای آغاز هفته می نویسی فوق العاده زیبا و دلنشین هستند ( مثل مطلب این هفته ) و من در طول هفته به دفعات آن را می خوانم . من هم همین اعتقاد را دارم . بسیاری را می شناسم که تا مشکلی پیش میاید می خواهند بروند , گاهی از یک اداره کل به یک اداره کل دیگر و گاهی هم از یک شرکت به شرکت دیگر و اینور و آنور پرس و جو می کنند همه را در جریان می گذارند و سفارش می کنند در حالیکه مشخص است که حتا سی در صد هم اطمینان ندارند و ساز رفتن صرفاً یک نوع بیان نارضایتی است مواردی بوده که موافقت حاصل شده اما نرفته اند.
    اما از این افراد که بگذریم به سعدی می رسم که برای ترک دوست معتقد به زمان است:
    بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
    هرکس شراب فرقت روزی چشیده باشد داند که سخت باشد قطع امیدواران
    …….. ………………… …………………..
    سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران
    عذر خواهی میکنم که در مورد مطلب آغاز هفته اینجا نوشتم . چند وقت بود که می خواستم در مورد حسن موضوع مطالب آغاز هفته چیزی بنویسم که نمیدانستم کجا و همین جای نقد رو پیدا کردم.

    Thumb up 0

  • حسین می‌گه:

    سلام
    این موضوع که بابت هرچیز پول می دهی باید تا اخرش استفاده کنی منو یاد دوستم می ندازه
    رفته بودیم بیمارستان، سرم یک لیتری تمام شده بود و پرستار شروع به جدا کردن نیدل از دست دوستم شد
    ولی دوستم گفت لطفا صبر کن تا اخرین قطره ها هم بره توی رگم اخه پولش رو دادم!!!!
    :-)

    Thumb up 2

  • سیمین-الف می‌گه:

    استاد عزیز هنوز هم ما منتظر چکیده ارزشمند شما از مقاله”عکس العمل های هورمونی زنان در جلسات مذاکره پرتنش”هستیم، ما رو بی نصیب نذارید.
    پایدار و برقرار باشید.

    Thumb up 0

  • mahsa می‌گه:

    چه خوبه یه وبی هست که همیشه توش یچیزی پیدا میشه واسه خوندن و فهمیدن!
    مرسی آقا محمدرضا!

    Thumb up 3

  • محمدرضاموسوی می‌گه:

    سلام به استاد عزیز
    این دوتا سایت شاید یکم از بار هزینه ای تونو کم کنه:)
    http://www.freepapers.ir/
    http://paper.paperdl.com/
    ممنون

    Thumb up 2

  • علیرضا می‌گه:

    سلام استاد عزیز
    در بخش متمم لینک مجله هاروارد بیزینس را گذاشتید و واقعا مفید بود
    خواهش میکنم این روند را ادامه دهید و مجله Economist را هم بگذارید
    برای تهیه این دو مجله هزینه های زیادی رو قبلا متقبل شدم
    امیدوارم این حرکت شما برای مجلات ادامه پیدا کنه و از جنس فعالیت هایی برای جذب کاربر متمم ویژه نباشد
    پیشنهاد می کنم برای عیدی به کاربرانتون هم لینک دانلود کتاب های مفید ارائه کنید
    تشکر

    Thumb up 0

  • اکبری می‌گه:

    راستی ، من دسترسی به تقریبا تمام پایگاههای اطلاعاتی علمی دارم به خاطر نوع کارم …اگه مقاله ای خواستید اکانت ها و دسترسی های قانونی و علمی داریم که می تونم کمک تون کنم …..

    ok محمدرضا ؟ ok تیم محمدرضا ؟

    Thumb up 0

  • سیمین-الف می‌گه:

    ممنونم شهرزاد جون که به نوشته ام اهمیت دادی و پاسخگو بودی.ناراحت نشدم، چرا که می دانم چون رو در رو نیستیم، همه ی بار صحبتهایمون می افته رو دوش کلمات. و بدین صورت سوءتفاهم بیشتر تو این جور جاها پیش می یاد.
    روحیه ی جالبی داری.
    موفق باشی.

    Thumb up 2

  • سیمین-الف می‌گه:

    سلام به گروه پرتلاش
    سلام شهرزاد عزیزم
    خداروشکر که شما به صفات ارزنده ایی آراسته اید.
    به نظر من در اجتماعمان صفات و رفتارهای متفاوتی و به تبع آن عکس العمل های مختلفی وجود دارد. که شما تا حدودی قسمت مثبتش رو ذکر کردید. اگه دومرتبه کامنتم رو بخونی، من از کلماتی مثل (گاهی، اکثرا،ممکنه و یه موقع هایی) استفاده کردم تا کلی، صحبت نکرده باشم و برچسب نزده باشم و برای اونها هم مثال آوردم تا سوءتفاهم به وجود نیاد که “همه ی خانمها” اینجوری هستند! (که انگار پیش اومد)
    درپایان ممنونم از تو که باعث شدی “هورمون پروژسترونم” افزایش یابد.
    پایدار و برقرار باشید.

    Thumb up 0

    • شهرزاد می‌گه:

      میدونم عزیزم… ببخش اگه ناراحتت کردم. من خواستم تجربه شخصی خودم رو به عنوان “مشت نمونه ی خروار ” بیان کنم،نه به منزله ی تعریف از خودم…و خواستم اون کامنت بهانه ای باشه برای بیان بهتری از ما و همه ی دوستان عزیزی که میشناسیم و برامون ارزشمندن، در نظر کسانی که احیانا اون نوع طرز فکر کلی رو در مورد همه دارن… که خوشبختانه انگار توی این خونه وجود ندارن و ممکنه بصورت رهگذر باشن. و ممنون از صاحبخونه، بخاطر در اختیار گذاشتن یک تریبون بدین منظور! 😉

      Thumb up 1

  • سیمین-الف می‌گه:

    با تاخیر
    سلام استاد عزیز
    سلام آقا هومن، ممنونم از اینکه بیشتر توضیح دادید.
    میشه اینجوری هم به مساله نگاه کرد.

    Thumb up 1

  • zoorba.booda می‌گه:

    سلام استاد نازنینم
    اگه بخواین از دیدگاه سیستمی نگاه کنین این سوال رو چه جوری جواب میدین؟
    آیا هر کتابی ارزش یک بار خوندن رو داره؟ هر مقاله ای چی؟

    Thumb up 1

  • محمدرضای شاگرد می‌گه:

    سلام دوست خوبم محمدرضای عزیز
    میدونم آدمای زیادی رو داری یا میشناسی که اگه بخوای میتونی مقاله هارو رایگان دانلود کنی. شایدم ترجیح میدی هزینه تک تک کلماتشو شخصا بپردازی تا با تمام وجود بخونیشو و به دلت بشینه. با این حال دست منم رد نکن، بذار منم سهمی تو مطالعاتت داشته باشم، دسترسی رایگان دارم. چیزی نفرستی دلخور میشم…

    Thumb up 4

  • سیمین-الف می‌گه:

    سلام همراهان عزیز
    آقا هومن درست گفتید.گاهی ممکن است خانمها حس خوبی نسبت به هم نداشته باشن و اکثرمونم می دونیم که من الان دارم چی می گم، ولی یه موقع هایی هم خیلی از مصاحبت هم لذت می بریم. که اونم خانوما می دونن من چی می گم.

    یه اعتراف:
    متاسفانه وقتی پای حسودی یو خدای ناکرده چشم همچشمی باشه پاراگراف اولی در موردمون صدق می کنه، و وقتی متاسفانه بخواهیم جلوی شماها در بیاییم، قسمت بعدی گفتتون درسته.
    ولی به عقیده من همه ی اینا بازی های زندگی یه.من همیشه خدایم می خواستم که درست صحبت کردن وخوب گوش کردن رو به من بیاموزه. که خدارو شاکرم که به این سایت هدایت شده ام.

    Thumb up 1

    • شهرزاد می‌گه:

      سیمین عزیزم- آقاهومن عزیز. لطفا با این ذهنیت به ارتباطات بین خانومها با هم نگاه نکنین… من به تجربه خودم و در طول زندگیم چنین تجربه ای نداشتم و ارتباط من با دوستانم همیشه بر پایه یکدلی، محبت، صمیمیت و احترام بوده و خواهد بود… واقعا این ذهنیت درستی نیست در مورد همه خانومها، دوستان خوب من…:)

      Thumb up 3

      • هومن رهبری می‌گه:

        من حس می کنم نوع نوشتنمم، سوءبرداشت ایجاد کرده
        منظورم این نبوده که خانمها حس خوبی نسبت به هم ندارند. من گفتم اگر نسبت به هم حس خوبی نداشته باشند بازهم از مصاحبت با هم لذت می برند ولی از دیسلایک ها و کامنتها مشخصه که خانمها حرف من را گونه ای دیگر برداشت کردند

        Thumb up 2

        • شهرزاد می‌گه:

          هومن عزیز .. ممنون بابت این توضیح مهربانانه تون و … معذرت بابت یکی از اون دیسلایک ها بخاطر سوء برداشتم از حرف شما .. ! :) ( آخه دلم نمیخواد آقایون یا حتی خانم های دیگه، چنین تصور اشتباهی که خیلی جاها میشنویم، در مورد همه خانومها داشته باشن…)

          Thumb up 3

  • hedieh می‌گه:

    ی استاد داشتیم میگفت هروقت دیدن ی جایی دارن بحث های جنسیتی میکنند که مثلا فلان کار مال خانم هاست این کارو فقط مردا میتونن انجام بدن دارن سعی میکنند شما رو از ی موضوع بزرگ تر دور میکنن….

    Thumb up 2

  • مهدی می‌گه:

    یکی از سوالاتی که در مورد تو دارم و خیلی وقته ذهنم رو مشغول کرده ، اینه که آیا کتابای دوران کهن ایران رو خوندی یانه؟مثلا کیمیای سعادت یا فیه ما فیه یا مثنوی معنوی یا…
    هیچ وقت ازشون نقل قولی نکردی. آیا تعبیر “کتاب‌های مزخرف کلاسیک” که به کار بردی می تونه جواب سوال من رو تاحدی بده؟

    Thumb up 0

  • پگاه می‌گه:

    سلام محمد رضای عزیز
    خواستم بگم برای دانلود کردن می تونی رو من حساب کنی کافیه اطلاعات مقاله ای رو که می خوای به همین آدرس ایمیلی که اینجا گذاشتم بفرستی در اولین فرصت که وقت کنم دانلود میکنم و برات ایمیل میکنم…حساب کاربریم محدودیتی نداره…

    Thumb up 4

  • هومن رهبری می‌گه:

    برای من همیشه جالب بوده که خانم ها با وجود این که ممکن است حس خیلی خوبی نسبت به هم نداشته باشند ولی از مصاحبت با هم خیلی بیشتر لذت می برند.

    Thumb up 4

  • سیمین-الف می‌گه:

    آوای عزیز سلام
    مسلما خانمها دوست ندارند و نمی پسندند که همسرشون سر هر دلتنگی و ناراحتی گریه کند. و من با نظرت در مورد پذیرش تفاوتها، موافقم.
    اما نظر من این بود که بگذاریم به طور مثال وقتی پسر کوچولویی می افتد و دردش می آید، آن احساس درد را بروز دهد. نه اینکه آن را در وجود خود خفه کند. و یا وقتی کسی به او زور می گوید، با این گفته که تو مرد شده ایی بخواهیم احساس ضعف و ناتوانی را در او با گریه نکردنش پنهان کنیم. پسر کوچولو هم باید احساساتش را بشناسد و هم باید از خود بتواند به طریق صحیح، دفاع کند. ما می توانیم راههای شناخت عواطف و مقابله با آن را از همین دوران طلایی به او آموزش دهیم.
    تا در بزرگسالی شاهد عواقب نادرست از “آموخته های اشتباه” لفظی ما،در خود نباشد.

    Thumb up 5

  • معصومه می‌گه:

    محمد رضا حان هر وقت به سایت شما می آیم و مطلبی را میخوانم و لذت می برم و آگاهی ام بیشتر می شود دوست دارم تمام کسانی که دوستشان دارم و حتی ندارم این مطلب را بخوانند حتی سایت شما رو به رییسمان معرفی کردم حالا نمی دانم می خواند یا نه؟ ولی به هر حال ممنون

    Thumb up 1

  • سیمین-الف می‌گه:

    دوست عزیز اطلاعات من از نظر استاد در همین حد بود.
    دوستان اگه شما اطلاع بیشتری دارید، flh منتظر دست یارییتان است.
    موفق باشید.

    Thumb up 0

  • سیمین-الف می‌گه:

    سلام استاد عزیز و همراهان پرتلاش
    سلام fih همسایه ی عزیز
    لطفا برای دریافت پرسش تان به پست “باران تویی” پاسخ استاد به آقای امیرحسین و پست گزارشی از نوشته های متمم کسب و کار پاسخ استاد به آقای حسین مراجعه کنید. موفق باشید.

    Thumb up 0

    • flh می‌گه:

      ممنونم سیمین عزیز

      ولی سوال من درباره کتاب و مقاله های ژورنالهای خارجی هست نه محصولات مختلف ایرانی، چون من کناب ایرانی، موسیقی ایرانی و فیلم ایرانی رو دانلود نمیکنم. مثلا اگر کتابی رو بخوام یا از کتابخونه میگیرم یا میخرم و یا اگر هزینه اش رو نداشته باشم صبر میکنم هر وقت داشتم انشاالله میخرم.

      برای یه سمینار که من دارم ۳۰ تا مقاله حداقل نیاز دارم که قیمت شان ۳۰ دلار به بالاست، نه میتونم هزینه اش رو بپردازم و نه میتونم مقاله ها رو نداشته باشم!

      Thumb up 0

  • هدی می‌گه:

    شاید به دردتان بخورد:
    http://paper.paperdl.com/

    Thumb up 0

  • ليلا (تبريز) می‌گه:

    من هم در خرید اینترنتی یک پکیج آموزشی دچار این اشتباه شدم و ۷۰۰۰۰تومن رو به ریال خوندم و بعدا متوجه شدم 😀
    فقط از حرصم تا الان مطالعش نکردم چون حس بدی بهم میده 😀

    Thumb up 3

  • مریم .ر می‌گه:

    یعنی الان باید از این تحقیق نتیجه بگیریم که شایعه پراکنی و پشت سر دیگران حرف زدن خوبه؟ یعنی ما که زیاد غیبیت نمیکنیم طول عمرمون کم میشه؟ :)
    دوستان عزیزم نمیشه حالا همدلیتون رو یه جور دیگه نشون بدین احیانا جوونمرگ نشم یه وقت ؟ :) :)

    Thumb up 4

  • کیان می‌گه:

    سلام
    چندی پیش مطلبی خوندم که بی ربط به این موضوع نبود و فکر کردم شاید خوندنش مفید باشه:
    در یک کلاس بعدازظهر در دانشگاه استنفورد آخرین سخنرانی در مورد ارتباط ذهن و بدن بود .بررسی تاثیر استرس و
    اضطراب بر بدن انسان.
    سخنران جلسه(رئیس بخش روانشناسی دانشگاه) به این موضوع پرداخت که:

    “یکی از بهترین کارهایی که یک مرد میتواند برای سلامتی اش انجام دهد ازدواج کردن با یک زن است!
    در حالی که یکی از بهترین کارهایی که یک زن میتواند در این راه انجام دهد تقویت روابطش با دوستان هم جنس اش است.
    زنان به طرز متفاوتی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و یک سیستم حمایتی فراهم میاورند که استرس و دشواری های زندگی را با یکدیگر تقسیم کرده و از شدت آن میکاهند.
    به لحاظ روانشناختی این کیفیت که به “girlfriend time” تعبیر می شود به تولید سروتونین بیشتری در بدن کمک میکند;
    نوعی انتقال دهنده عصبی که با افسردگی مقابله می کند و در بدن احساس نشاط به وجود میاورد.
    زنان احساساتشان را با یکدیگر در میان میگذارند در حالی که مردان اغلب روابطشان را بر مبنای کار و فعالیتشان شکل میدهند.آنها به ندرت با رفقایشان در مورد اینکه راجع به مسایل جدی و روزمره چه احساسی دارند و یا زندگی خصوصیشان چطور پیش می رود حرف میزنند.
    بله آنها در مورد کار و ماشین و شکار و فوتبال حرف می زنند ولی در مورد احساساتشان ؟بعید است!
    با زنان اما اغلب چنین کاری میسر است. ما از اعماق روحمان با خواهرانمان و مادرانمان سهیم میشویم و بدیهی است که این برای سلامتی ما مفید است.وقت گذراندن با دوستان باندازه ورزش و پیاده روی و بدنسازی برای سلامت عمومی بدن اهمیت دارد.
    تصور می کنیم زمانی را که برای ورزش کردن صرف میکنیم فعالیت مفیدی برای سلامت جسممان انجام می دهیم اما
    زمانی را که با دوستانمان صرف میکنیم وقت تلف کردن به حساب می آوریم که میتوانستیم آن را به کار مفیدتری اختصاص دهیم!!
    مسلما اینطور نیست . در واقع نداشتن یا از دست دادن روابط صمیمانه با انسان های دیگر به اندازه سیگار کشیدن برای سلامتی جسمی شما خطرناک است!!!
    بنابراین هر زمان که شما با یک دوست مونث در مورد چیزهای بی اهمیت و روزمره حرف می زنید در واقع بر سر خود دست نوازش میکشیدوباید به خودتان تبریک بگویید که کار مفیدی در راستای سلامت جسم وروح تان انجام میدهید.
    ما براستی بسیار بسیار خوشبختیم !
    از همه افراد مونثی که به زندگی من سلامتی و شادی وعشق هدیه کرده اند سپاسگزارم.”

    Thumb up 24

    • شهرزاد می‌گه:

      عجیبه .. کیان جان ، چرا من فکر می کردم شما «آقا» هستین؟؟! از نوع کامنت هاتون و بحثی که با «امید» داشتید، چنین تصوری تو ذهنم شکل گرفته بود …!!!!!

      Thumb up 5

      • مریم .ر می‌گه:

        شهرزاد جان منم همین فکرو می کردم. البته از این مطلب هم مشخص نیست که آقا هستن یا خانم، متنی که کیان نوشته داخل گیومه هست یعنی فکر کنم نقل قولی هست از همون سخنران مربوطه که گفتن. :)

        Thumb up 4

      • كيان می‌گه:

        شهرزاد عزیز
        من هیچ جا اشاره ای به جنسیتم نکردم ،
        تو میتونی هرجور راحتی فکر کنی.
        راستش بنظرم این سایت رو گذاشتند که ما
        رشد کنیم و به رشد هم و جامعه کمک کنیم
        فارغ از دغدغه جنس و شکل و طبقه و ….
        و البته این لازمه فضای مجازیه والا در زندگی حقیقی
        هرکدوم از ما منابع و مشاغل و دوستان نزدیک و تعلقات
        خودمون رو داریم.ما فقط و فقط در این راه با هم هم سفریم.
        از شبهه ای که برات ایجاد شد متاسفم دوست من .
        و البته نظر شخصی من اینه که :
        “نگفتن همان دروغ گفتن است ، قدری کثیف تر .”
        نادر ابراهیمی/ یک عاشقانه آرام .

        Thumb up 3

        • شهرزاد می‌گه:

          نه کیان عزیز… میدونی، آخه چون کامنتها و علایقتون به شعرها و مطالب نغزی که من هم به عنوان یه دختر با تک تکشون آشنام و مورد علاقه م هستن، رو میدیدم و از اونجا که از اسمتون و خوب مدل بعضی کامنتها رو تصور میکردم این فرد یه آقا هستن، برام خیلی جالب بود که یه آقا هم میتونه تا این حد همه این شعرها رو بشناسه و بتونه اینقدر بااحساس باشه… از این نظر برام جالب توجه بود. اما وقتی سمیه عزیز در جواب کامنتی، شما رو خانم کیان خطاب کردن، راستش فکرکردم اشتباهی رخ داده و وقتی دیدم شما جوابی برای اصلاح این موضوع ندادین+این کامنت اخیر، متوجه شدم اشتباه میکردم و اونوقت تصورم کامل دگرگون شد. چون خانمها کلا در ذاتشونه که لطیف و با احساس باشن و این دیگه چیز عجیبی نیست! (با احترام به احساسات قشنگ تمام آقایون البته). در هرصورت خوشحالم که یک دوست همجنس خوب دیگه با روحیات شاعرانه مشابه! پیدا کردم. امیوارم همیشه موفق باشی دوست خوبم.
          فقط یه چیزی رو صادقانه بگم؟… کلا از اینکه بعضی وقتها توی دنیای مجازی گیج و ویج میشم ،کلا خسته ام… ولی بیخیال…
          درضمن مریم .ر عزیزم مرسی که هستی.:)

          Thumb up 2

  • flh می‌گه:

    سلام استاد

    ما که خودمون مقاله ها رو دانلود میکنیم رایگان، عذاب وجدان هم داریم ولی دیگه چاره ای نیست، نمیتونیم این قدر هزینه بکنیم! به نظرتون از نظر اخلاقی اشکال داره؟ اگر اشکال داره ما باد چی کار کنیم؟ ممنون میشم لطفا راهنمایی کنید.

    Thumb up 0

  • سیمین-الف می‌گه:

    سلام استاد عزیز
    خوشحالم که به بچه های این خونه دوباره چکیده ارزشمند مطالعاتتان را هدیه دادید.
    به نظر من خانمها به خاطر اینکه بیشتر اهل حرف زدن و درد دل کردن هستند، غمهایشان را بیرون می ریزند و شادی یشان را مضاعف می کنند. متاسفانه، آقایون چون کمتر اهل درد دل کردن هستند، مسائل را به درون خود می ریزند و به این صورت مرگ ومیر در آنها بیشتر است.کاش از کوچکی به پسرهای کوچک این سرزمین نگوییم “تو دیگه مرد شده ایی، مرد که گریه نمی کند و بگذاریم تخلیه ی احساسی شوند.
    به امید سلامتی روحی وجسمی مردان و زنان سرزمینم.

    Thumb up 16

    • آوا می‌گه:

      سلام.جامعه ای رو در نظر بگیرید که آقایون سر هر دلتنگی و ناراحتی، مثل خانمها گریه می کنند.چند خانم می شناسید که همچین رفتاری رو پذیرا باشند.به نظرم بهتره هر جنسی رو با تفاوتهاشون قبول کنیم.

      Thumb up 8

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *