مهمانی امشب من…

مهمانی امشب را در زیر این پست برگزار میکنیم.

ظاهراً دو تا موضوع تا حالا مطرح شده. پیشنهاد من رویا پردازی بود که توضیحاتی هم در موردش نوشتم.
بچه ها در مورد «صداقت، روراستی و یکرنگی» و این نوع مفاهیم هم پیشنهاد داشتند.
شاید موضوعات دیگری هم مطرح شود…
به هر حال من هم مثل شما منتظرم.
تازه به خانه رسیده ام. یک استراحت کوتاه بکنم و ۱۰ بیایم پیش شما…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+25
  


661 نظر بر روی پست “مهمانی امشب من…

  • الهام فیض الهی می‌گه:

    از این مهمونیا هم داشتین?! :O :Dخیلی حرکتتون بانمک بوده،کلی خندیدم! چقدرم سخت بوده این مدل چت کردن!
    من چقدر دیر با اینجا آشنا شدما :O

    Thumb up 0

  • ساكار می‌گه:

    سلام .روزتون بخیر و نیکی !
    دلم یه مهمونی دوستانه سالم می خواد که توش از کتاب و جامعه و همه چی حرف زده بشه ووقتی اومدی خونه از حرفای قشنگی که شنیدی و ذهنتو درگیر کرده ،تا صب نخوابی و یه ایده قشنگ تو ذهنت شکل گرفته باشه و به زندگی امیدوار و به خودت اعتماد.
    منم تو جمع دوستاتون را می دین؟
    خیلی تو دوستی ثابت قدمم و خوبم .:))))))))))))))

    Thumb up 5

    • سیمین-الف می‌گه:

      خوش اومدی ای دوست

      اینجا درست همون جایی یه که وصفشو کردی. تازه مهمون نوازی شونم عالیه.
      تو هفته چند بار مطالب علمی و بحث روز و دلنوشته های ناب برات می یارن و تو دلی سیر می تونی اونارو بخونی و نظر دوستاتو ببینی و با بقیه مهمونا تعامل داشته باشی. صاحبخونه و یاراش کلی ازمون پذیرایی می کنن هر نوع ذائقه ایی داشته باشی اینجا جذبت می کنه. هر چه که بخونی بیشتر می خواهی و سیر که نمی شی هیچ، گرسنه تر هم می شی.
      خلاصه به جمع دوستانه و با صفای این خونه خوش اومدی.
      امیدوارم بتونیم قدردان زحمات این عزیزان باشیم.

      Thumb up 4

  • رسول می‌گه:

    سلام به معلم خوبم
    آقای شعبانعلی و همه بچه های مهمونی ، چقدر خوشحالم که این قابلیت ارتباطی رو شناختم ، امیدورام افتخار ارتباط رودررو که درتالار معلم سعادت آباد نصییبم شد باز هم تکرار بشه . ممنون میشم مهمونی بعدی رو بهم خبربدین به امید موفقیت بیشتر

    Thumb up 0

  • آناهیتا می‌گه:

    یه بیماری عجیبی که دارم اینه که هر وقت یه اتفاق خوب تو زندگیم میفته که حس میکنم برام خوبه، چند روزی ازش شدیدا لذت می برم و بعد یه حس عجیبی ذهنمو پر میکنه که اگه از دست بدمش و دیگه نداشته باشمش چی…
    الان نسبت به اینجا دچار این حس شدم…
    نکنه….

    Thumb up 0

  • واحد می‌گه:

    سلام . ممنون از حسن نظرتون . محبت کردین وقت گذاشتین و جواب منو دادین . من از نوشته هاتون استفاده میکنم . نوشته هاتون آدمی رو به تفکر و تعقل وادار میکنه و این امر تلاقی کرده با فصل پاییز فصل خزان و اندیشه . فصل عشاق . و من خوشحالم که این آشنایی با شما باب دیگری رو به من باز کرده . بقول و گفته خودتون باعث میشه که خودمون و رفتار و گفتارهاون رو مورد بررسی قرار بدیم .

    Thumb up 0

  • واحد می‌گه:

    سلام وعرض ادب . ادب حکم میکنه استاد صداتون بزنم . اگه اجازه بدین من هم مرید باشم و از دل نوشته هاتون استفاده کنم . خ.شحال میشم لایق بدونین و اجازه بدین .
    بی اجازه اومدم ولی اگه رخصت بدین مرخص میشم .

    Thumb up 1

    • واحد جان. خوشحالم که به این سایت سر می‌زنی و امیدوارم همیشه سر بزنی.

      نگاه کردن به آرشیو گفتگوها و کامنت‌های این سایت، یک نکته مهم رو نشون می‌ده و اون اینکه طی سالها و ماههای اخیر، خیلی از حرفهای من به تدریج تغییر کرده. دلیلش هم مشخصه. حرف زدن با بچه‌ها باعث می‌شه آدم دوباره رو حرفهاش فکر کنه و طبیعیه که بعد از مدتی می‌بینه بخشی از حرف‌ها و نظرهاش منطقی نبوده. امیدوارم این گپ زدن‌ها و گفتگو‌ها برای من و همینطور بقیه‌ی بچه‌ها، باعث بشه که بخشی از حرف‌هامون که نیاز به اصلاح و تعدیل داره، صیقل بخوره و شکل بهتر و معقول‌تری به خودش بگیره.

      Thumb up 11

  • علی می‌گه:

    محمد رضا …
    حالا که به سلامتی رفتی خانه نو…
    نمی خواهی بچه های قبیله را دور هم جمع کنی و یک شب نشینی راه بیاندازی
    به صرف یک جرعه عقل و عشق و شعور…

    Thumb up 0

  • ليلا می‌گه:

    چه مهمونی قشنگ و صمیمی ای بوده،حیف که من متوجه نشدم کی برگزار شده،صمیمیتتون خیلی دوس داشتنی بود استاد

    Thumb up 0

  • آذر می‌گه:

    استاد چرا من همیشه از این قافله عقبم؟؟؟!!!! استاد نمیشه مهمونی ها صبح باشه یا عصر آخه من شبها به اینترنت دسترسی ندارم!!!واقعا که چه شب قشنگی بوده برای همه کسایی که تو این مهمونی بودن چقدر افسوس خوردم
    راستی بچه ها چطوری خبردار شده بودن

    Thumb up 0

  • مریم می‌گه:

    سلام به محمدرضا و همه ی کسایی که تو این مهمونی بودن . من تقریباً ۲ ماه میشه با شما آشنا شدم و هر روز هم سر می زنم . اصلاً نمی دونستم که همچین مهمونی هست وگرنه حتماً حنماً میو مدم .تقریباً همه ی نوشته ها تونو خوندم ( البته با اجازه ) خیلی خوشم اومد از این جمع . محمدرضا میشه منم دعوت کنی واسه مهمونی بعدی . برام بنویس زمانش رو . خیلی خیلی ممنون میشم عزیزم

    Thumb up 0

  • shirin می‌گه:

    مثل اینکه امشب خبری از قهوه نیست :(

    Thumb up 0

  • Neda.sh می‌گه:

    سلام
    من هم تو مهمونی شرکت کردم اما چون با گوشیم وصل شده بودم نتونستم کامنت بزارم اما همون شب تا ساعت ۳نخوابیدم و همه کامنتها رو خوندم قبل از هر چیز باید بگم که
    مهمون نوازیتون عالی و بامزه بود باور کنید شاد شدم از خوشحالیتون امیدوارم همیشه پایدار و برقرار باشه
    میدونم الان برای کامنت گذاشتن دیر شده اما منم دوست دارم در این مورد صحبت کنم
    به نظر من رویا و رویا پردازی خوب و دوست داشتنیه اما تو رویا موندن و متوقف شدن خوب نیست و باعث اتلاف وقت و انرژی میشه خیلی پیش اومده که رؤیای زندگی من واقعیت زندگی دیگران بوده و بالعکس
    من فکر میکنم رویاها هم محصور در زمان و یا مکان باشند چرا که هر رؤیایی متعلق به یک دوره از زندگی است رؤیای کودکی،نوجوانی،جوانی و… من هم با رؤیاهام زندگی میکنم و با فکر کردن بهشون حالم خوب میشه
    محمد رضا جان هم کلام شدن با انسان بزرگوار و موفقی همچون شما برای خیلی از دوستان از جمله خود من یک رؤیا بوده از اینکه این امکان رو فراهم کردید که این رویا رنگ حقیقت به خودش بگیره ازتون ممنونیم

    Thumb up 0

  • محمد می‌گه:

    باز هم دیر رسیدم.

    Thumb up 0

  • sanam می‌گه:

    سلام آقای شعبانعلی، ممنون به خاطر رادیومذاکره. برای اولین بار تو ماه عسل دیدمتون و عامل علاقمندیم به حرفاتون علاقه و افتخارتون به بهترین بودنتون بود. چیزی که شعار من تو زندگی هست. چه تو حرفه ام و چه تو کارای دیگه مثل غذاپختن و حتی ترشی انداختن. البته من بهترین نشدم اما همۀ هدفهام میرسن به این قله.
    الان داشتم فایل اعتماد رو گوش میکردم. یه نظریه در مورد اعتماد دارم که دوست دارم نظر شماروهم بدونم در موردش.
    میگن انسان موجودی نسبی است و بندۀ شرایط و تحت شرایط مختلف عکس العملهای متفاوتی نشان میدهد. پس به نظر من اعتماد مطلق به انسانی نسبی پایۀ عقلانی ندارد. متأسفانه گاهی برای اثبات وفاداریمان به کسی و قبولاندن اینکه او در قلبمان است و روراستیم و… اعتماد مطلق میکنیم یا طالب اعتماد مطلق میشویم.

    یه چیز دیگه، دوست دارم ارشد روانشناسی بخونم و البته یه لیسانس بی ربط با روانشناسی دارم. میشه کمکم کنید.

    Thumb up 0

  • زیبا می‌گه:

    سلام
    کاش میشد یه رویا مشترک رو آخر حرفهاتون میگفتید و مهندس تو سایتش میزد. یا اینکه هممون دست به دست هم به محمدرضا کمک کنیم تا رویای قشنگش رو عملی کنه.

    Thumb up 0

  • farshad می‌گه:

    Salam mohamadreza aziz
    in mehmonia khaili hale adamo khob mikone

    Thumb up 0

  • گیتی می‌گه:

    سلام
    بازهم نتونستم بیام این هفته. گرچه هر چقدر که مهمونی بزرگتر میشه جای آدما زیاد خالی حس نمیشه…
    استاد باور کنید این طوری سخته! همش باید صفحرو refresh کنیم و گاهی بحث رو گم می کنیم!
    کاشان…
    اهواز…
    شهر ما چی؟! این طرفا هم بیایید…

    Thumb up 0

  • سارا.ر می‌گه:

    سلام مهمونی جمعه به نظر من عالی بود من اون شب به خاطر دیر اومدن و حجم بالای کامنت ها نرسیدم همشو بخونم اما امروز که خوندمش جدا انرژی شب مهمونی برام تداعی شد فقط اگه دقت کرده باشید از کافه اول تا حالا فکر میکنم حدودا ۲۰ تا مهمون اضافه شده بود و حجم کامنت ها هم ۲۰۰ تایی افزایش پیدا کرد با مهمون نوازی خوبی صاحب خونه مطمینا بیشتر هم میشه که هم کار شما سخت میشه هم ما مثل این سری کامنتها و جواباشو گم میکنیم( البته خودم اینطور بودم) سیستم چتتون راه بیفته عالی تر میشه.
    بهمون ثابت کردید دنیای مجازی هم گاهی میتونه به زیبایی دنیای حقیقی باشه، به امید روزی که همه با هم این زیبایی و تو دنیای حقیقی تجربه کنیم.
    موفق تر از همیشه باشی محمدرضای عزیز

    Thumb up 0

  • استاد دلمان بسی تنگ شد انشالله سلامت باشید

    Thumb up 0

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *