من شعبه دیگری ندارم!

اسکرین شات مطلب دوستی در اینستاگرام رو برای من فرستاده بودند که بخونم. توجهم به اسم اکانت جلب شد.

دیدم اکانتشون اسم و فامیلشون هست و آخرش هم Official نوشته‌اند.

فکر کردم حتماً از این بازیگران تلویزیونی یا سینمایی هستند یا سوپرمدل‌هایی که اخیراً به وجود اومدن و من نمی‌شناسمشون.

و چون خیلی صفحات Fake به اسمشون بوده و جاهای مختلف از اسم شون سوء استفاده کردند، ته اسم اکانت Official گذاشتن.

توی گوگل سرچ کردم دیدم حتی یک لینک هم به اسمشون نمیاد. حتی محض رضای خدا، لینک پروفایل اینستاگرامشون هم نمیاد.

یاد قنادی باغادانی دم خونه مون افتادم. با یه فونتی که هشت برابر باغادانی بود، نوشته بود: ما در هیچ جای دیگری شعبه نداریم.

انصافاً شیرینی‌هاش عالی بود. اما من هنوز بعد از سی سال، در کوچه و خیابان، سرگردان دنبال مغازه‌ای می‌گردم که از این برند باغادانی سوء استفاده کرده باشه تا بفهمم چی شد که مجبور شده چنین چیزی رو بنویسه.

پی نوشت:

کلاً جو‌های شبکه های اجتماعی باحاله. این بالایی یه نمونه‌اش هست.

مثال‌های دیگه هم دارم:

اصطلاحات “کشورم” و “مردمم” در شبکه های اجتماعی یه جوری زیاد شده آدم احساس می‌کنه داره خاطرات ناپلئون رو می‌خونه.

دیگه یه مملکت معلق بین فرجام و برجام در وسط خاورمیانه با این همه آدم عجیب غریب و چالش و دردسر که تازه گاه و بیگاه به صفحه‌ی آدمهای دور و نزدیک هم حمله می‌کنیم و خواب رو ازشون می‌گیریم، چی هست که چهارصد نفر هم ما رو جزو “مردم‌شون” و “کشورشون” می‌شمرن.

بابا به ما هم حق تعیین سرنوشت خودمون رو بدین. گاهی صبح بلند میشم می‌بینم توی تایملاین اینستا و تلگرام و توییتر و …، خواب بودیم دویست مالک جدید برای کشورمون و سیصد مالک جدید برای ما مردم پیدا شده!



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+230
  


6 نظر بر روی پست “من شعبه دیگری ندارم!

  • نادر آرین می‌گه:

    محمدرضا منم این لینک رو برات میزارم تا ببینی و بخونی:
    https://www.instagram.com/p/BH1ZDNZABKP/

    Thumb up 1

    • بهداد می‌گه:

      کلا هر چی مربوط به اینستاگرام و شبکه های اجتماعی باشه، منم باید ببینم 😀 نوشته بودی محمدرضا، نمی دونم الان کلیک من روی لینک؛ نقض اینجا حریم شخصی بوده یا نه !! به نظر من این رو کسی نوشته که یا یک دوره بازاریابی و فروش شرکت کرده و یا در ترم اول MBA مشغول به تحصیله! ابتدایی ترین واژه های این علم رو به کار برده. دیگه swot و crm رو بقال سرکوچه ما هم به کار میبره. متاسفانه در جامعه ی مجازی، عده ای دنبال موج سواری هستن. برای ایجاد موج، یا از کسی تعریف اغراق آمیز میکنن و یا توهین. و یک موج درست میکنن که در نهایتش اگر باعث فالور گرفتن هم نشه، لااقل تعداد بیشتری با اسمش آشنا شدن و به مرور هم جنبه ی منفی اون موج در ذهن مخاطب از بین میره ولی اسم موج سوار، باقی می مونه. نمونه اش رو هم کم نداریم متاسفانه. یه دوستی داشتیم که شغلش مشخص نبود. بعضی وقتها بهش میگفتیم “نکنه اطلاعاتی هستی و صدات در نمیاد؟” و از این عبارت خوشش میومد! یه جوری دوست داشت فکر کنن اطلاعاتی هستش با اینکه نبود. الان این متن هم فکر کنم شبیه همین مثاله! دلش میخواد اینجوری باشه اما اگه واقعا چنین چیزی صحت داشت، به صورت عمومی منتشر نمیکرد در صفحه ی خودش.

      Thumb up 1

  • محسن نوری می‌گه:

    عنوان مطلب رو که دیدم یه لحظه فکر کردم یکی دیگه ادعای شعبانعلییّت کرده 😀 یاد اکانت اینستاگرامی افتادم که قبلا کل مطالب متمم رو به اسم خودش گذاشته بود.

    Thumb up 24

    • بهداد می‌گه:

      محسن جان
      من فکر نمی کنم اگر کسی به قول تو، ادعای شعبانعلیت کنه، محمدرضا ناراحت بشه چه برسه به اینکه یک مطلب روزنوشته رو بهش اختصاص بده. اما بحث گروه متمم جداست و اونجا قوانین خاص خودش رو داره که ذکر هم کردن. در روزنوشته ها، من هیچ هشداری چیزی در مورد کپی کردن ندیدم. چه در پایین صفحه و چه در مرامنامه. شاید اتفاقا خیلی هم خوب باشه که از اینجا کپی بشه. این تفکرات اگر به شکل گسترده کپی بشه، احتمالا خیلی هم خوب باشه. تا جایی که من درک کردم، این بوده که این تفکرات رو باید منتشر کرد اما اگر اخلاق حرفه ای داری (منظورم تو نیستی محسن)، منبع رو هم ذکر کن.

      اما کپی کردن، کسی رو شعبانعلی نمیکنه، چون در مقابل پرسشها کم میارن و حبابشون میترکه. من اگر نوشته ی پشت جلد کتابی رو بخونیم، شاید با موضوع کلی کتاب آشنا بشم اما قطعا دانش و درکم از اون کتاب، قابل مقایسه با فردی نیست که چندین بار کتاب رو مزه مزه کرده. کپی کردن من از متن محمدرضا به نسبت دانش محمدرضا در اون زمینه، مثل اختلاف نوشته ی پشت جلد و خود کتابه!

      البته من خودم اگر کسی رو الگوی خودم کنم و از تفکرش لذت ببرم، دوست دارم شبیهش باشم تا کپیش!

      Thumb up 16

  • فواد انصاری می‌گه:

    یک قنادی هم توی شهر ما هست که وسط یکی از میدونها بیلبورد زده بود که این قنادی شعبه ی دیگری ندارد . انگار مثلا برند خیلی مشهوریه که کسی میخواد اون رو کپی کنه. یک بار ازتون در خصوص چنین تبلیغات و اصولا مبالغه های بیش از حد یا به اصطلاح Show off (کاملا نمیدونم این اصطلاح درسته یا نه و یا صدق میکنه) سوال پرسیدم و خواستم نظرتون رو بدونم. میدونم که الان دروغگویی توی تبلیغات زیاده جدیدا یک سرویس اینترنتی رو دیدم که میتونستی هر شماره مجازی توی هر کشوری رو باهاش بخری و توی کاتالوگ یا آدرس سایت شرکت بنویسی توی ۲۰ کشور دفتر داری و این هم شماره هاش خیلی ها هم این کارو میکنن و یا مدارک بین المللی ISO میخرند و یا کارهای مشابه . یه بار یک نامه اومد برامون که میگفت ۱۲ میلیون بدید بعد من شما رو به عنوان مدیر نمونه کشور یا کارآفرین نمونه کشور انتخاب میکنم و توی جشنواره بهت جایزه میدیم و شبکه ۴ هم ۱۰ دقیقه باهات مصاحبه میکنه!!
    خیلی از آدم ها و شرکتها هم با همین روشها خودشون رو جلو دید مشتریان میزارند ولی جدا اط مسایل اخلاقی میخواستم بدونم تبلیغات این شکلی و Show Off مزایا و معایبش کجاست؟‌

    Thumb up 17

  • نادر آرین می‌گه:

    محمدرضا اتفاقا اینجا هم دوتا شیرینی سرا به یه اسم وجود داره که هر دو هم نوشتن که شعبه دیگری ندارد! من یاد صحنه آخر فیلم قلعه حیوانات میفتم با این کاراشون!

    Thumb up 1

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *