رأی میدهم: توزیع نابرابر ثروت یا توزیع عادلانه فقر؟

این صرفاً نظر من است و امیدوارم دیگرانی که در سال ۸۴ حرفهای من را نقد میکردند، امروز با من هم نظر شده باشند:

معنای عدالت این نیست که کاندیدای ریاست بر دولت، با وانت پنجر به سفر تبلیغاتی برود و مردم پیاده به دنبالش بدوند.

معنای عدالت این است که رئیس دولت، گران ترین خودرو را سوار شود، اما هر یک از مردم، بتوانند یک خودرو هر چند ارزان داشته باشد.

معنای عدالت این نیست که رئیس دولت، در یک خانه بسیار کوچک زندگی کند و مردمش بی خانمان و زاغه نشین باشند.

معنای عدالت این است که رئیس دولت، بهترین خانه را داشته باشد، اما هر یک از مردم، یک سرپناه آبرومند داشته باشند.

معنای عدالت این نیست که رئیس دولت، ارزان ترین لباس را بپوشد و کودکان خیابانی، برهنه در سرمای زمستان در سر چهارراه ها بلرزند،

معنای عدالت این است که رئیس دولت، بهترین لباس را بپوشد، ولی هر یک از مردم، از داشتن یک لباس آبرومند مطمئن باشند.

به احترام تمام آن دستهای تهی،

به احترام تمام آن سفره های خالی،

به احترام تمام پیاده های کنار خیابان،

به احترام تمام آنها که بیکار مانده اند،

و به احترام تک تک چراغهایی که امروز روشن هستند،

با برق سدها و نیروگاه هایی که بیست سال پیش ساخته شد و مردم، کوته نظرانه برای تک تک آنها لطیفه ها ساختند،

در انتخابات شرکت میکنم و رأی میدهم،

به امید اینکه چراغ وطنم، روشن بماند….



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+198
  


66 نظر بر روی پست “رأی میدهم: توزیع نابرابر ثروت یا توزیع عادلانه فقر؟

  • محمد می‌گه:

    آقای شعبانعلی سلام
    من جدا از مباحث سیاسی و اجتماعی خودمان بحث میکنم چون موضوع جنجال انگیز میشود.
    به
    حضرت علی علیه السلام اعتراض کردند که شما حاکم جامعه هستی و تمام ثروت در دستان توست پس چرا بهترین لباس ها را نمیپوشی و بهترین مرکب ها را سوار نمیشوی؟ در بهترین خانه شهر ساکن نمیشوی؟
    فرمودند میخواهم اگر یک نفر در کل بلاد اسلامی تحت حکومت من این امکانات را ندارد با او هم سطح باشم

    Thumb up 6

  • حسن می‌گه:

    با این تایید صلاحیت ها …
    هنوز هم باید رای داد؟؟
    هنوز هم میگین رای میدم چون…

    Thumb up 0

    • shabanali می‌گه:

      حسن جان.
      فکر کنم اگر «چهار سال آینده» من را خوانده باشی، می بینی که من هم نظرم را تغییر داده ام.
      آن روزها، کاندیدایی که به او اعتقاد داشتم ثبت نام کرده بود و امروز، کسانی را می بینم که به تعبیر امام خمینی، توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند…

      Thumb up 2

      • حسن می‌گه:

        دیدم، خوندم
        اتفاقا متوجه تغییر نظرتون هم شدم،
        اما این و مشورتی سوال کردم
        نمیدونم چقدر باید به تاثیر تعداد رای تو دید کشور های دیگه اهمیت داد
        چقدر باید به زیر بار یک سری مسائلی رفت چون نمیخوایم ضعف کشور بقیه رو حریص کنه
        چقدر باید به بد و بدتر و انتخاب توجه کرد…
        و سوالاتی که شاید به راحتی نمیشه مطرح کرد!

        Thumb up 0

  • امید می‌گه:

    سلام وعرض ادب.
    شاید اگر این مطلب را قبل از سمینار روز جمعه می خواندم..پس از مراسم می ماندم تا حضرتعالی را ببینم و عرض ارادتی داشته باشم.
    حقیر از دور دوم دولت اصلاحات ،انتخابات را تحریم کردم و شرکت نکردم……..ولی چندی پیش یکی از صاحبان سرمایه و فعال حوزه صنعت غذا (صاحب برند معروف)مطلبی را بیان کرد که خیلی بهم برخورد….می گفت اگر رای ندی یعنی اجازه دادی که اون بیسواد فلان کوره دهات صاحب چندتا گوسفند برای آینده ات تصمیم بگیره.
    علی رغم همه موضوعات مطروحه از سوی دوستان……رای دادن در این دوره وظیفه است…هم از نظر بین المللی و هم از نظر حذف نگرش اجتماعی فعلی.

    Thumb up 4

    • سيد محسن می‌گه:

      کاری ب این ندارم ک حتا شاید بشود برداشت های دیگری هم از «یسواد فلان کوره دهات صاحب چندتا گوسفند» کرد؛ اما چون پدرانم -با افتخار- از همان بی سوادها بودند؛ و البته سفره شان هم همیشه گسترده؛ خلاف چیزی ک در این ده سال در این تهران دیدم:دویدن برای دریدن همدیگر. می خواستم بپرسم ب چ حقی حق شما برای تعیین سرنوشت کشور از آن بی سواد صاحب گوسفند بیشتر است؟

      Thumb up 5

    • محمد می‌گه:

      صدبار بیسواد کوره دهات بودن رو به همنشینی افراد مغرور و متکبر ترجیح میدم…

      Thumb up 1

  • mina می‌گه:

    یه مدیر اگه خودش ماشین مدل بالا سوار نشه حق من و شما هم نمیدونه که یه ماشین سایپایی سوار شیم .
    رسوا کردن دیگران به حق یا نا حقِ، ساده زیستی و خیلی چیزای دیگه که اون موقع ها ارزش شدند .فاکتور های ارزشمندی واسه مدیر کشور نیست.ما وظایف مدیر کشورمون رو نمی شناسیم که موقع انتخابش این طور عمل میکنیم.

    Thumb up 1

    • محمد می‌گه:

      آقای شعبانعلی سلام
      من جدا از مباحث سیاسی و اجتماعی خودمان بحث میکنم چون موضوع جنجال انگیز میشود.
      به
      حضرت علی علیه السلام اعتراض کردند که شما حاکم جامعه هستی و تمام ثروت در دستان توست پس چرا بهترین لباس ها را نمیپوشی و بهترین مرکب ها را سوار نمیشوی؟ در بهترین خانه شهر ساکن نمیشوی؟
      فرمودند میخواهم اگر یک نفر در کل بلاد اسلامی تحت حکومت من این امکانات را ندارد با او هم سطح باشم

      Thumb up 0

      • محمد جان.

        دو تا مقدمه ی کوچیک قبل از حرف خودم:
        ۱- چون نوشته های من رو احساس میکنم میخونی همیشه. قطعا ارادت من به امام علی رو می دونی و دیدی که با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع حرفهای ایشون رو نقل و تبلیغ میکنم.
        ۲- حرفی که من هم اینجا مینویسم فارغ از بحث های سیاسی روزه چون توضیحی که میدم در مورد خود آقایونی که من هم دوستشون دارم و تلویحا در این پست اشاره کردم متاسفانه مصداق نداره (یا لااقل تا امروز نداشته!)
        ———————————————-
        من احساسم بر اینه که زمان پیامبر و امام علی به دلیل شکل نگرفتن ساختارهای اقتصادی و سیستمی و همینطور نبودن شبکه ها و ابزارهای گسترده اطلاع رسانی، عملا تا حد زیادی به افراد وابسته بودیم.
        اون زمان سکه وجود داشت اما پول وجود نداشت (سکه به مفهوم طلا و نقره با ۴ هزار سال قدمت و پول به معنای بانکی اون با ۳۰۰ سال قدمت و اختراع انگلیسی ها)
        نظام تامین اجتماعی نبود
        پایگاه داده از مردم و وضع زندگی نبود.

        بنابراین به نظرم «سبک زندگی امام علی» خیلی مهم و تاثیر گذار بوده چون «سیستم مدیریت اجتماعی و اقتصادی» وجود نداشته.

        اما الان زندگی فرق کرده. الان سبک زندگی رییس جمهور یا مقامات سیاسی شاید فقط تاثیر احساسی بگذاره.
        به من کمکی نمیکنه که فلان مسئول هم مثل من شب گرسته بخوابه! اون هر کاری میخواد بکنه من نباید گرسته بخوابم و …

        به همین دلیل.
        با وجودی که بزرگترین و زیباترین رفتار امام علی در زمان زندگیشون، خوراکی بردن شبانه به خانه ی فقرا بود و این کار در آن زمان و آن شرایط بسیار ارزشمند.

        امروز اشتباه ترین کار اینه که رئیس جمهور من، چک پول دست بگیره و درب خانه ی مردم بره و بهشون پول بده.
        امروز من به رئیس جمهور و مسئولین میگم: لطفا شبانه درب خانه ی من رو نزنید و مزاحم استراحتم نشوید. اگر ادعایی دارید سیستم اقتصادی را طوری درست کنید که خودم پول و درآمد داشته باشم.

        در کل منظورم اینه که تشکیل ساختارها، انتظارات و ارزشها و قواعد رو هم کمی تغییر میدهند.

        Thumb up 18

        • مجید ابراهیمی می‌گه:

          مرسی از ای جواب
          خیلی از کسانی که سنگ امام علی و دین رو به سینه میزنند نمیتونن حتی یکی از سیاستهای امام علی رو با شرایط الان تطبیق بدهند. داستان طوطی و بقال مولانا… . نتیجه اش این میشه که میگن دین جوابگوی مقتضیات زمان نیست. این ضربه رو کسانی میزنند که نه از دین اطلاع درستی دارند نه از اقتصاد و فرهنگ و سیاست امروزی و فکر میکنند که هر دوی اونها رو خوب میدونند.

          Thumb up 5

  • ayub farajolah می‌گه:

    به نظرم شعار خدمتگزار مردم بودن دردی دوا نکرد و نخواهد کرد.
    همه جای دنیا شعار اصلی وظیفه مند بودن افراده. وقتی وظیفه انجام شد اونوقت شما اگه دو داری واسه دل خودت علاوه بر وظیفه کاری انجام بدی.
    ضمنا خدمتگزار هیچوقت نمیگه من خدمتگزار شما هستم.
    به امید دولت وظیفه مند و ملت وظیفه مند.

    Thumb up 1

  • حامد می‌گه:

    به نظر بنده برابری عدالت نیست. کسی که بیشتر زحمت میکشه باید بیشتر پیشرفت کنه و بر اساس شایستگی ها همه چیز توزیع بشه. خواه نا خواه تقریبا نصف مردم ایران اصول گرا و نصف دیگر اصلاح طلب هستند ولی وقتی هر کدام ازین دو به اصطلاح حزب، که میان سر کار به شایستگی ها توجهی ندارند و صرفا بر اساس هم عقیده بودنشان دولت مردان را انتخاب میکنند. رئیس دانشگاهها، تیم های ورزشی و … همه و همه عوض میشوند تنها به دلیل هم عقیده نبودن!!! صرفه نظر از خدمتی که کردند کار مثبتی که انجام دادند و … . و همین است عامل درجا زدن. اگر کمی برای نظرات دیگران احترام قائل بودیم همه چیز الان گل و بلبل بود.

    Thumb up 0

  • صحرا می‌گه:

    کاش در شرایطی بودیم که میتوانستیم خود را متعلق به یک حزب مردمی بدانیم اما افسوس…
    خون های ۸۸ برای یک بی اعتمادی مطلق به انتصابات کافی بود.
    من به احترام قطره قطره خون
    به احترام قطره قطره اشک
    و به احترام آزادی
    در این خیمه شب بازی شرکت نخواهم کرد.

    Thumb up 0

  • سمیه می‌گه:

    به یک امید به رفسنجانی رای میدهم:
    زندانی شدن فرندانش به او آموخته باشد که زندانی سیاسی یعنی چه
    خفه شدن صدایش در سال ۸۸ به او فهمانده باشد سانسور و خفقان یعنی چه

    Thumb up 0

  • حسن می‌گه:

    با عرض پوزش
    مدیر عامل خوشنام؟؟؟؟؟
    این کشور نیاز به آرامش داره برای پیشرفت نه دعوا و جنگ و…

    Thumb up 0

  • محمد می‌گه:

    جمله من خبری نیست، بلکه پرسشی است: آقای شعبانعلی؛ اگر شما عضو هیئت مدیره یک شرکت باشید، آیا یک مدیر عامل قدرتمند بدنام را بر یک مدیر عامل متوسط خوشنام ترجیح می دهید؟

    Thumb up 1

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *