معلم بودن کسب و کار نیست

در هر کسب و کاری، رویای تو این است که روزی جلوتر از دیگران باشی.
اما رویای یک معلم، این است که دیگران روزی جلو‌تر از او باشند.

—————–

پی نوشت:

آرزویم این است که روزی معلم بشوم.

نه اینکه خودم بگویم که اطلاق عنوان به خود، ساده است.

اینکه وقتی نبودم، بگویند: معلم بود.
بدون یک کلمه بیشتر یا کمتر.



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+318
  


79 نظر بر روی پست “معلم بودن کسب و کار نیست

  • محمد صادق اسلمی می‌گه:

    سلام معلم عزیز
    به مناسبت روز تولدت میخواستم بخاطر تمامی چیزهایی که مستقیم و غیر مستقیم بهم یاد دادی تشکر کنم. به نظرم اینجا بهترین جایی بود که میشد این کامنت رو گذاشت.
    چنتا آرزو هم داشتم برات ولی ننوشتم گفتم حالا تو دلش شروع میکنه نق زدن :-) (اصلا به نظرم آرزو کردن کار مسخریه،اونم برای یکی دیگه)
    با تمام وجود ازت ممنونم معلم

    Thumb up 3

  • حامد صیادی می‌گه:

    لئوناردو داوینچی جمله قصاری دارد که از وقتی شنیدمش سعی کردم در هنگام تدریس فراموشش نکنم:
    “بیچاره آن استادی که شاگردش بهتر از او نشود”
    مدرسانی داشتم و داریم که با توجیه اینکه سالها دود چراغ خوردم تا به این لِم ها و راهکارها رسیدم چرا باید شُسته رُفته در اختیار شاگرد قرار بدم یا “فوت آخر کار” گذاشتم واسه خودم، همچون ماری که دور گنج خودش حلقه زده حاضر نیستند تا بخاطر “هراس” از عقب افتادن از شاگرد، شاهد بهتر شدن آنها از خویش باشند.
    غافل ازینکه اگر معلمی بتواند شاگردی برتر از خود پرورش دهد افتخار دارد والا قاعدتاً استاد که باید بیشتر از دانش آموز “دانش” داشته باشد.

    Thumb up 4

  • زهرا رستمی می‌گه:

    محمدرضای عزیز! منم عاشق معلم هام هستم و معلم شدن:)
    امروز رفتم به دیدن دختر یکی از معلم های عزیزم که سال ها پیش شاگردشان بودم و طی دوران بیماری ایشان با دخترشان دوست شدم و پس از فوت معلم نازنینم ارتباطم با یادگارشان حفظ شد. در راه برگشت به سمت خانه داشتم فکر می کردم به اینکه چقدر یک معلم می تواند در مسیر زندگی شاگردانش تاثیر گذار باشد تاثیری که به مراتب بسیار بیشتر از تاثیر پدر و مادر است.
    من به شخصه همیشه معلم دوست بودم یادم هست سال چهارم دبستان معلمی داشتم به نام خانم مهرگان که خیلی خانم مهربان و مذهبی ای بودند و هرچه دانش دینی و شرعی تا این سن بلدم، چیزهایی است که از ایشان یاد گرفتم. بسیار شخصیت تاثیرگذاری داشتند برای من در آن سن.
    سال سوم راهنمایی معلم ادبیاتی داشتم به نام خانم فروغ مجدد شهروز. جالب است که عشق و عاشقی را در کنار ایشان یاد گرفتم و تصویری که از “خدا” داشتند باعث شد من شیفته ایشان شوم. خدای فروغ شهروز بسیار زیبا، مهربان، دوست داشتنی و در عین حال در دسترس بود و من فهمیدم که این تصویر از خدا را در زندگی کم داشتم. در واقع فکر می کنم خانم شهروز جرقه مسلمان شدن را در وجودم روشن کرد.
    سال ها بعد در دوران دبیرستان خداوند معلم ادبیات دیگری در مسیرم قرار داد به نام خانم فهیمه سنایی. ایشان نماد کامل عقل و عشق و معرفت در کنار هم بودند و تا همین الان هرجایی که گیر می کنم تماس با ایشان و کلامشان راهگشای من است.
    در دوران دانشگاه استادی داشتم به نام دکتر فرامرز رفیع پور که جرقه هایی که در سایه خانم شهروز و خانم سنایی در وجودم روشن شده بود، در مجاورت با ایشان شعله ور شد و در کنارش بسیار آموختم از خدا، طبیعت، علم، عقل و ایمان. همچنین نگاه من به جامعه شناسی و قرار گرفتن در مسیر شغلی کنونی ام یعنی آموزش خانواده در سایه ایشان و تاکیدهایشان به اهمیت خانواده شکل گرفت.
    سال های بعد که با این معلم های عزیزم رابطه خانوادگی برقرار کردم و با فرزندانشان از نزدیک آشنا شدم فهمیدم که آنقدر که من از خانم شهروز، خانم سنایی و دکتر رفیع پور یاد گرفتم مطمئنم که بچه هایشان نتوانستند از آنها یاد بگیرند.
    در حال حاضر دارم فکر می کنم به اینکه چرا بهترین معلم ها بیشترین تاثیر را بر شاگردانشان دارند تا فرزندانشان؟ شاید یکی از دلایلش این است که ما میزان پذیرشمان همیشه از نزدیک ترین کسانمان به مراتب کمتر از افراد دورتر به خصوص دیگران مهم زندگی مان است! به خصوص در سنین دانش آموزی! شاید برای همین است که مادرها در دوران دبستان به مدرسه می آمدند و با معلم ها دردل می کردند و میگفتند شما این را به بچه ما بگویید گوش میکند چون حرف شنوی اش از شما بیشتر است . شاید هم دلیل روانشناختی این مسئله آنست که ما فقط قسمت خوب و زیبای معلم هایمان (یا همان پرسونای اجتماعی) آن ها را می بینیم و با یک جور بت انگاری فکر می کنیم این شخصیت واقعی آنهاست و عاشق این جلوه از آن ها می شویم و می خواهیم که خودمان را شبیه آن ها کنیم ولی فرزندان معلم ها همه ویژگی های خوب و بد زندگی مادر یا پدر خود را می بینند و یک جورهایی عادی سازی توسط مغز مانع از دیدن ویژگی های خاصشان می شود ولی ما حتی در یک برهه از زمان (دوران کودکی) فکر می کردیم معلم ها حتی دستشویی هم نمیروند چون در ذهن ما دستشویی رفتن یک چیز زشت و بد بود و معلم ها که مبرای از این چیزها هستند!
    با خودم پیمان بستم که فرزندانم را به معلمینی خردمند بسپارم که بذر عشق و ایمان و آگاهی را در وجودشان بکارند بذری که من به عنوان مادر شاید نتوانم بکارم اما بتوانم آبیاری کنم.
    من هنوز که هنوز است عاشق معلم هایم هستم و همیشه تا آخر عمر شاگردشان خواهم بود و دعاگویشان هستم و اگر به سال های دبستان برگردم و بخواهم انشایی بنویسم که می خواهید چکاره شوید؟ حتما خواهم گفت می خواهم معلم شوم…
    سپیده رستمی- آبان ماه ۱۳۹۴

    Thumb up 6

  • آزاده ام می‌گه:

    در شهری پر از ریا و دروغ، مردی هست که می گوید درستکاری بهتر و سیستمی تر است.
    در شهری پر از ناتوانی آموخته شده، مردی هست که از امید و داشتن هدف و حرکت به سوی آن میگوید.
    ورود به نوشته هایش مثل ورود به باغی سر سبز در میان بیابانی است مثل واحه ای. در اینجا می توانم تا ته ریه ام نفس بکشم.
    وجودش همانقدر عجیب و غیر منتظره است که حضور شازده کوچولو در میان بیابان.
    هر چند از شاگردان پشت پنجره ام، اما قدر این موقعیت را خیلی خوب می دانم.
    او تفکر را در من زنده کرد
    و زنده کردن تفکر در دیگران را به من آموخت.
    نه تنها کلمات، بلکه مفاهیم نیز در تشکر از او قاصرند.

    Thumb up 8

  • علیرضا می‌گه:

    با توجه به مخالفت کاربران با این دیدگاه این نظر پنهان شد، . برای مشاهده کامنت کلیک بفرمایید و در صورتی که متن کامنت مورد تایید شماست، لطفا به آن رای مثبت دهید.

    Thumb up 1

  • فرزاد علایی می‌گه:

    محمد رضای گرامی

    متن این پست به نظرم در تضاد با ایده سهیل رضایی میاد. اونجایی که میگفت من همیشه دست دوم میفروشم به بقیه. هرچیزی رو خودم زندگی می کنم و تجربه زندگی اش رو می فروشم. میگفت که خطر بزرگ شغلش اینه که فقط حمال برخی مفاهیم باشه و نه عمل کننده به آنها.
    با این ایده، معلم هرچیزی رو که آموزش میده قبلاً خودش تجربه اش کرده، زندگی اش کرده. برای همین همیشه از همه شاگرداش یه گام به پیشه. با ایده سهیل رضایی، جمله این پست معنای حمالی میده (البته با عرض معذرت).
    من فقط خواستم موضوعی در حد یه چشمک زدن رو بهت یادآوری کتم. من از تو بسیار آموخته ام و محتوای تولیدی تو به کارم اومده زیاد!!! دمت گرم.

    Thumb up 6

    • علیزاده می‌گه:

      خوب قرار نیست شاگردان در همان آموخته هاشون از معلمها درجا بزنند. اگر این طور بود چطور این همه پیشرفت در انسانها اتفاق میافتاد؟
      قراره یاد بگیریم و بعد ایده ها و خلاقیت خودمون رو بکار بگیریم و طرحی نو در اندازیم.

      Thumb up 1

  • رویا می‌گه:

    این عکسو که دیدم …تنها کلمه ای که به ذهنم اومد معلم بود ….عکس استاد شفیعی کدکنی در کلاس …یک معلم ! نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد
    http://mazoraz.blog.com/files/2011/02/kadkani.jpg

    Thumb up 9

  • سعید می‌گه:

    می تراود مهتاب
    می درخشد شبتاب
    نیست یکدم شکند خواب به چشم کس ولیک
    غم این خفته ی چند خواب در چشم ترم می شکند
    محمد رضا جان
    می شناسمت، که صبورانه خواب از چشم روبودی برای بیداری ما
    می شناسمت به صوتی رسا ، هنگامی که یافته هاو تجربیات ات را گفتی برای هوشیاری ما
    می بینم ات که در میانی و تنهایی
    معلمی پیشه ی تو نیست
    صفتی است جاودانه از تو
    استوار و پایدار و سلامت باشی

    Thumb up 8

  • آرزو می‌گه:

    محمدرضای عزیز
    معلم عزیزم روزت مبارک

    Thumb up 1

  • Hassan می‌گه:

    معلمی شغل خوبیه! عالیه! ولی با مقایسه حقوق معلم ها با شغل های دیگه میبینیم که فقط در زبان ما ارزش میزاریم فقط در زبان!

    این عاملم باعث شده معلما برن سمت در امد زایی از طرف شاگردا:)

    Thumb up 0

  • دوست می‌گه:

    خیلی کم هستن معلمهایی که از حرص یاد دادن دچار زخم معده شاید بشن و کمتر از اون معلمهایی که رد شاگرد رو می گیرن تا شاهد موفقیتهای آتی اون باشن ولی خیلی زیادن معلمهایی که خیلی سختی کشیدن تا معلم شدن و بابت هر جمله ای که می تونن بگن تا شاگردی از سردرگمی در بیاد یاد همون بدبختیهایی که کشیدن می افتن تا شاگرد عزیز بره خودش راهشو پیدا کنه. (اگه بتونه!)

    Thumb up 3

  • کیانوش می‌گه:

    محمد رضا شعبانعلی عزیز و گرانقدر
    ببین چقدر قدرت تاثیر گذاریت زیاد است که از راه دور و تو را ندیده خود را شاگردت می پندارم
    معلم بسیار بزرگی هستی امیدوارم من هم بتوانم دانش آموزخوبی باشم .
    قدر شناسی و سپاس بی نهایتم را بپذیر………..

    Thumb up 6

  • مونا.م می‌گه:

    برای کسی که معلم بودن رو انتخاب میکنه همه ی روزها مبارک میشه…
    محمدرضای عزیز
    و دوستان عزیزم در این خانه، که معلمید و معلم بودن و معلم شدن رو انتخاب کرده اید:
    لحظه لحظه ی زندگیتون پر برکت باد…

    Thumb up 5

  • سید عباس می‌گه:

    سلام جناب شعبانعلی عزیز
    مدتی بود به دستنوشته ها و دغدغه هایتان سری نمیزدم… شاید به دلیل تکراری بودن برای من… شایدم خسته گی…
    فارغ از هر گونه مقایسه و قوه ی تمیز… باید بازهم اذعان کنم که دیدگاه و ناآرامی شما به من نزدیک است…
    دستنوشته هایتان را می خوانم و به قول “فروغ ادب پارسی”: “خودم را آه میکشم”… آه…
    هر چند که من با شما با فاصله ای زیاد در راهم… اما من هم معلمی و کارمندی را در سطحی متوسط تجربه کرده ام… تجربه ی کار در یک محیط صنعتی… دیدن نحوه ی تولید در آن سوی مرزها در بطن صنعت…

    به هر روی، به جد معلمی دوست داشتنی ترین و طاقت فرساترین شغل عالم از دیدگاه ذهن ناکامل و پر از نقصان من است…

    مراقب خودتان باشید…

    Thumb up 1

  • saraQ می‌گه:

    سلام
    محمدرضا جان روزت مبارک
    ببخشید دیر پیام میدم

    Thumb up 2

  • سپیده می‌گه:

    معلم جان …
    دوست دارم بدونی، آموزنده ترین معلم زندگیم هستی. بی تملق، بودنت برای من سرشار از برکت و انگیزه بوده و هست!
    بخاطر تمام درس هایی که گرفتم، از ته ته دلم ممنونم :)
    روزت مبارک….

    Thumb up 5

  • مریم ز می‌گه:

    روزتون مبارک معلم عزیز ما.
    شما قبل از هر چیزی و هر عنوانی برای ما معلم هستید.
    امیدوارم که ما یک روزی انقدر خوب درس هایی که از شما گرفتیم رو یاد بگیریم و به کار ببندیم
    که جلوتر از شما باشیم.
    امیدوارم.

    Thumb up 3

  • رها(اسفند) می‌گه:

    دو کس آدمی را می سازد. آموزگار و روزگار، آموزگار به بهای عمرش و روزگار به بهای عمرت…
    روزتون شاد مهربان معلم….

    Thumb up 7

  • مجتبی ف می‌گه:

    معلم بود…

    Thumb up 4

  • ياسين اسفنديار می‌گه:

    باسلام
    محمدرضای عزیز روزت مبارک

    Thumb up 2

  • بهاربهار می‌گه:

    گفت استاد مبر درس از یاد
    یاد باد آنچه به من گفت استاد

    یاد باد آن که مرا یاد آموخت
    آدمی نان خورد از دولت یـــاد

    هیچ یادم نرود این معنــــی
    که مرا مادر من نـــــادان زاد

    پدرم نیز چو استــــــادم دید
    گشت از تربیــــــــــت من آزاد

    پس مرا منت از استـــاد بود
    که به تعلیـــــــم من استاد استاد

    هر چه می دانست آموخت مرا
    غــــیر یک اصل که ناگفته نهاد

    قدر استـــــــــاد نکو دانستن
    حیف استـــاد به من یاد نداد

    گر بمردست ،روانــــش پر نور
    ور بود زنده ، خدایش یار باد !
    “ایرج میرزا”

    Thumb up 9

  • بهاربهار می‌گه:

    تقدیم به معلم عزیزتر از جانم :

    می توان در سایه آموختن
    گنج عشق جاودان اندوختن
    اول از استاد، یاد آموختیم
    پس، سویدای سواد آموختیم
    از پدر گر قالب تن یافتیم
    از معلم جان روشن یافتیم
    ای معلم چون کنم توصیف تو
    چون خدا مشکل توان تعریف تو
    ای تو کشتی نجات روح ما
    ای به طوفان جهالت نوح ما
    یک پدر بخشنده آب و گل است
    یک پدر روشنگر جان و دل است
    لیک اگر پرسی کدامین برترین
    آنکه دین آموزد و علم یقین
    “استاد شهریار”

    Thumb up 5

  • مریم.ساسانی... می‌گه:

    زمانی ک بچه بودم معلمم رو توصف نون دیدم باورم نمیشد معلم ها هم بیان صف نون

    Thumb up 7

    • سیمین-الف می‌گه:

      آخ گفتی…
      ازم می پرسن: خونه دارید؟ بابا ومامان دارید؟ غذا می خورید؟
      وای که چه عالم قشنگی دارن بچه ها.
      حالا ما آدم بزرگا هم مثل بچه ها در مورد نیوتن و اون جعبه اش فکر می کنیم. اون بنده خدا هم مثل ما آدم بود و باید هزارتا آرزو می داشت و می خواست به اونا برسه. ولی ما فکر می کنیم چون دانشمند بوده نباید اون چیزایی که تو جعبه اش بوده رو نمایان کنیم!!

      Thumb up 8

      • آزاده م می‌گه:

        سیمین عزیزم روز شما هم مبارک. همیشه شاد باشی دوستم ..

        Thumb up 8

        • سیمین-الف می‌گه:

          ممنونم آزاده جون از لطفت
          فکر می کنم معلمی هم یه نعمته، برای اینکه هیچ وقت دلت تنگ روزای مدرسه نشه و حسرتش تا آخر عمر، تو کوله ی زندگیت نباشه.
          روز تو هم مبارک، چون تو هم یه معلمی.
          راستی تبریکت به استاد،خیلی به دل می نشست چون دلی بود.

          Thumb up 4

          • آزاده م می‌گه:

            ممنونم سیمین جان. ولی من معلم (به اون معنای قشنگی که در ذهنت هست) نیستما !:)
            سیمین! تبریک تو و بقیه دوستان هم دلی بود. مطمئنم.
            قدر نعمت معلمی رو بدون دوست من. امیدوارم هیچ وقت خسته نشی و همیشه شاد باشی.

            Thumb up 4

      • محسن رضایی می‌گه:

        سیمین خانم روزتون مبارک.بع امید خلاقیت وآگاهی هرچه بیشتر…معلمی بهترین کار دنیاس…

        Thumb up 3

        • سیمین-الف می‌گه:

          ممنونم آقا محسن یک و اندی ساله. (البته اگه اشتباه نکنم)

          همین طوره، چون با یه موجودی سرو کار داری که می دونی یعنی امیدواری که آیندش بهتر از معلمش خواهد شد و “روزی جلوتر از او خواهد بود”.
          البته نا گفته نمونه که پدر مادرای الان خیلی رو بچه هاشون سرمایه گذاری می کنن. فقط امیدوارم بچه ها از اون ور بوم نیفنن!

          Thumb up 2

          • محسن رضایی می‌گه:

            نه خودشه!!

            اتفاقا چند دقیقه پیش یکی از دوستان رو رسوندم دنبال دبستان واسه پسرش می گشت.و می گفت کلاس اولیا بهتره همچنان معلمشون خانم باشه و….

            ریاضی درس می دادم.ششمیارو.البته معلم نیستم ولی خصوصی بعضی وقتا میرم .خواهرم مدیره.از یکیشون سوال پرسیدم یکی دیگه اون سمت خواست جواب بده.گفتم بچه ها اگه حتی اسمتون سعیده بود(که نبود!) چون من این طرفو نگاه کردم و به سعیده نگاه کردم اجازه بدید خودش جواب بده و….کلی حرفو حدیثای دیگه که واقعا واسه دوطرفمون لدت بخش بود.واقعا میفهمن!!!

            یادم میاد دوران دانشجویی بابای یکی از بچه ها بهش گفته بود ببین درس ازت نمی خوام ادم برگرد!! یه چی تو این مایه ها….

            نتیجه اینکه خلاقیتی که واست دعا کردم خیلی بکار میاد و ص البته اگاهی.من خودم هولاکویی رو خیلی دوس دارم.اگه دوس داشتی پیگیرش باش.مثلا یکی از چیزایی که یاد گرفتم میگفت بچه ها تو سن ۸ سالگی دوس دارن بقیه رو مسخره کنن و نباید رو این قضیه معلما زوم کنن و گیر بدن و….

            شاد شاد شاد باشی.

            Thumb up 2

            • سیمین-الف می‌گه:

              ممنونم
              بله درسته. آگاهی در مورد کاری که بهش مشغولی و اینکه همیشه بتونی اونو به روز برسونی و فکر می کنم بچه ها عاشق کسی هستن که خلاقه.
              دکتر هولاکویی هم مرد بزرگی است که به کارش مسلطه و گاهی از دیدگاههاشون استفاده می کنم.
              و همیشه از این چهار پنج تا نون، مخاطبینشونو برحذر می دارن: نگرانی، نیازمندی، ناتوانی، نادانی…
              پایدار و بر قرار باشید.

              Thumb up 0

  • نیما می‌گه:

    معلم ؟؟؟ ، بدون یک کلمه بیشتر یاکمتر ؟؟؟ )-:

    به خواست تون احترام میگذارم آقای شعبانعلی ، معلم شریف م .
    محمد رضا شعبانعلی برای من یک معلم هست ، او معلم بودن در هر زمان حتی زمان غیاب فیزیکی خودش بیش تر دوست میداره و هر کس با بینش او آشنا باشه ، او رو یک ” معلم ” میدونه .
    شاد و سلامت باشید همیشه

    Thumb up 4

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *