مرامنامه: لطفاً سایر پستهای این وبلاگ را نخوانید…

وبلاگ «برای فراموش کردن» برای همیشه بسته شد تا نوشته های من به تدریج به بخش روزنوشته های این سایت منتقل شوند. سالها پیش «مرامنامه» ای برای آن وبلاگ نوشتم که فکر میکنم با شرایط امروز، دقیقاً میتوان آن را از نو نوشت. پس یک بار دیگر آن را اینجا مینویسم:

 

نخوانید. خواهش میکنم نخوانید. کمی صبر کنید. پست های بعدی را نخوانید.

من فکر میکنم دوره دموکراتیزه کردن وبلاگها گذشته است.

فکر میکنم دوره انتشار یک وبلاگ برای همه، سر آمده است.

فکر میکنم دیگر نمیتوان حرفی نوشت که همه را خوش بیاید. فکر میکنم باید مرزها را مشخص تر کرد.

نخوانید. خواهش میکنم نخوانید. کمی صبر کنید. شاید این وبلاگ برای شما نباشد.

کامنتهای خصوصی و فشارهای عمومی و خصوصی و تهدیدهای پنهان و پیدا، نشان میدهد که در میان خوانندگان، دوستان زیادی دارم که متأسفانه به دوستی شان مباهات نمیتوانم کرد.

این است که تصمیم گرفتم مرامنامه ای بنویسم و مخاطبان این وبلاگ را مشخص کنم.

این مرامنامه، افکار و عقاید من است و مشخص است که مسئولش هم من هستم و خودم هم نمیدانم که درست است یا نه. اما من برای کسانی مینویسم که شبیه به من فکر میکنند. اگر در گذار از دنیای وب، تصادفاً به خانه من سر زده اید و خود را با این مرامنامه بیگانه میبینید، خواهش میکنم از آن مربع کوچک قرمز رنگ در سمت راست بالای صفحه (با علامت ضربدر در میان آن) استفاده کنید تا من و شما هر چه زودتر از شر یکدیگر خلاض شویم.

 

من برای افکارم احترام قائلم. چون برای خودم به عنوان یک انسان احترام قائلم.

من فکر نمیکنم بهتر از همه در تاریخ میفهمم. اما فکر هم نمیکنم حتماً در تاریخ کسان زیادی بهتر از من می فهمیده اند.

من خودم را حق نمیدانم. باطل هم نمیدانم. برایم هم این دو مفهوم قابل درک نیست. اصلاً فکر میکنم در لغتنامه نمیتوان تعریف مشخصی برای این دو لغت ارائه داد.

فکر نمیکنم تا کنون در جهان، هیچ جا نبرد حق علیه باطل روی داده باشد. آنچه بوده تنها و تنها “نبرد” بوده است.

من به امید روزهای بهتر برای دنیا و کشورم هستم و برای آن تلاش میکنم. تکرار میکنم: “تلاش میکنم”. شعار نمیدهم. تا کنون به سمت هیچ کس کفش پرت نکرده ام. کاغذ مچاله نیز. مستقل از اینکه مثل من فکر کرده باشد یا نکرده باشد.

من به افراد فکر نمیکنم. مفاهیم برایم مهم هستند. فردی به نام “علی” در تاریخ بوده باشد یا نبوده باشد، ترور شده باشد یا به مرگ طبیعی فوت کرده باشد اصلاً برایم مهم نیست. برای من مفهوم “عدالت و برابری” است. مفهوم “تواضع در حین قدرت” است که ارزشمند است. و تمام آن مفاهیمی که سالها با نام آن فرد عجین بوده است. نام “حسین” مهم نیست. بوده باشد یا نه. تشنه کشته شده باشد یا سیراب. در زیر پای اسبها یا با ضربه شمشیر. من آن مفهوم “آزادگی و حریت” را میپرستم و “پوچ شمردن دنیا” و باور اینکه در دنیا هر چه هست “عقیده است و تلاش در راه آن عقیده”. و هر آنچه مفهوم خوب بوده و با این نام پیوند خورده است.

من از واژه اسرائیل، نفرت ندارم. از “غصب” بیزارم.

من از نام هیچ رئیس جمهور و پادشاهی نفرت ندارم، از “دیکتاتوری و انحصار” بیزارم.

من از نرون، نمرود، هیتلر، استالین و … هیچ حس بدی ندارم. از “زر و زور و تزویر” بیزارم.

و فکر میکنم، همه باید نامها را رها کنیم و به دنیای مفاهیم پا بگذاریم.

این وبلاگ جای ابزار عشق و نفرت، همدلی  و ناهمدلی، علاقه و انزجار به مفاهیم است. نه افراد و انسانها.

من میدانم که نمیدانم درست میگویم یا نه.

و نمیدانم که تو هم درست میگویی یا نه.

پس این حق را به من بده، که حرفهایت را بشنوم، فکر کنم و بعد آنچنانکه خود میفهمم تصمیم بگیرم.

این حق را بده که از هر کسی که خود را صاحب و مالک حق و حقیقت میداند نفرت داشته باشم و مطمئن باشم که:

“تنها کسی که حتماً نادرست و باطل است،

کسی است که می اندیشد حق صرفاً با او است”



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+76
  


32 نظر بر روی پست “مرامنامه: لطفاً سایر پستهای این وبلاگ را نخوانید…

  • shahrzad می‌گه:

    Alan ke bad az hodudan 10 saat commentamo dobare khundam say kardam pakesh konam chon lahnam kheili hagh be janeb bude amma nashod moteasefane..be har hal lahnam agar saate 5 e sobh khub nabude amma ghasdam chizi joz setayesh va .ghadr dani az shoma nabude,va barayetan khoshbakhti va shadie javdane ra az samime ghalb arezu mikonam.

    Thumb up 0

  • shahrzad می‌گه:

    In maramname tamame aghayediye ke man bahash bozorg shodam,va tamame mafahimie ke bahash zendegi kardam.mesle ye mojezeas baram ke mibinam arzeshmandtarin bavarhaye zendegim in chenin honarmandane be .tahrir dar umade .ali bud,tabrik migam az samime ghalb,shoma marde farhikhte va bozorgi hastid.

    Thumb up 0

  • شهرزاد می‌گه:

    چقدر حیف که اونموقع ها من خواننده وبلاگت نبودم ….:)

    Thumb up 1

    • هومن کلبادی می‌گه:

      شهرزاد جان سلام
      عوضش امروز با قدرت و فعالانه ، عضوی از این وبلاگ ( خونه ) هستید مثل خیلی دیگه از دوستای عزیزمون ، علیرضا داداشی عزیز، سیمین جان ، سامان ، حمزه ، آزاده ، رسول ، mohammad ، نیما ، مریم هومن ، عطیه ، حوریه ، عظیمه ، مهدی ، محمدرضا ، آزاده اَم ، امید ، رویا ، سیما و همۀ دوستانِ عزیزِ دیگه ای که هستن و با هم زندگانی می کنن در این خونه ( ببخشید که اسم شما رو از قلم انداختم :-( ) همتون رو دوست دارم و خوشحالم که هم خونتون هستم و بی صبرانه برای دیدنتون لحظه شماری می کنم
      پی نوشت : امیدوارم علیرضا داداشی عزیز و همۀ دوستانِ دیگمون که مشکل دارن برای اومدن در سمینار ، مشکلشون برطرف بشه و بتونیم همدیگه رو ببینیم
      ارادتمند همۀ هم خونه ای های عزیزمون و صاحب خونۀ بی نظیرمون و
      به امید دیدار در ۶/۶

      Thumb up 2

  • هومن کلبادی می‌گه:

    سلام محمدرضا جان
    امیدوارم همیشه سلامت ، آرام ، شاد و سربلند باشید میزبان بی نظیر این خونۀ باصفا . امیدوارم دوستانی که مخالفِ نظرِ شما هستن ، با نهایتِ احترام ، پیشنهادِ شما رو مبنی بر ترکِ این خونه بپذیرن و با این کار ، هم حالِ خودشون رو بهتر کنن ، هم این خونه رو به ما هم خونه ای ها بسپرن که توش زندگانی کنیم
    ارادتمندِ شخصِ خودِ شما محمدرضای نازنین و سخاوتمند و دریادل و به امید دیدار در ۶/۶

    Thumb up 0

  • سیمین-الف می‌گه:

    دوستان سلام
    صاحب عزیز این خونه مواضع خودشو به صراحت، عنوان کرده اند.
    الان مرامنامه استاد رو که خوندم، به نظرم رسید که، منی که تازه به این خونه اومدم ، بهتره چند دقیقه بیام اینجا و تاملی کنمو اگه دوست داشتم به اتاقا و پستوهای اون سر بزنم. اینجوری زودتر تکلیف خودمو می دونم.
    بمونم یا اینکه برم.
    چه خوبه واقعا اگه از نظری، از شخصی خوشم نمی یاد، انرژی یو وقتمو برای چیزایی که دوست دارم بذارمو اینجا هدرش ندم. تو این دنیا ، سرگرمی ها و لذت های بیشماری وجود داره!

    Thumb up 2

  • مهدی گ می‌گه:

    محمد رضای عزیز مرامنامه اتان زیبا و عالی بود

    عزیز یک نکته باید ذکر کنم
    من چند بار با نام مهدی نظر دادم و دیدم که تایید نشد و امروز داشتم ارشیوتان را می خواندم و دیدم در پستی با نام خدای بهتر یا همچنین نامی
    یک بار شخصی با نام مهدی به شما استاد بزرگوار بی احترامی کرده بود
    خواستم در اینجا اعلام کنم که من با ان مهدی فقط یک تشابه اسمی دارم نه بیش تر
    برای اینکه سو تفاهمی دیگر پیش نیاد از این پس با نام ؛مهدی گ؛ نظر خواهم داد البته ادرس ایمیل من هم که برای شما کاملا مشخص هست

    بهر حال خوشحالم که با شما اشنا شدم
    و تا حالا تمام فایل های رادیو مذاکره بصورت کاملا رایگان
    و تقریبا ۷۰ درصد مطالب وبلاگتون
    و دو کتاب موجود در تراست زون را نیز با پرداخت … گوش کرده ام

    به امید موفقیت های بیش از پیش شما استاد گرامی
    موفق باشید

    Thumb up 1

    • مهدی عزیز.
      اگر دقت کرده باشی من حتی توهین ها را هم تایید میکنم و تنها چیزی که تایید نمیکنم توهین به نظام و اسلام و همینطور کلمات رکیک است.

      یک بار نوشتم. ما یک پلاگین آکسیمت داریم که اسپم ها را حذف میکند و روزانه حدود ۱۰۰۰ تا ۵۰۰۰ اسپم را حذف میکند. گاهی کامنت بچه‌ها قاطی آنها می‌شود. خصوصا اگر مثلا لینک در کامنت باشد شانس زیاد میشود و …

      من گاهی داخل آنها میگردم و بعضی را برمیگردانم. اما اگر ۳-۴ روز این کار را نکنم میشود ۲۰ هزار کامنت که دیگر سخت است.

      هم به تو میگویم هم به بقیه.
      لطفا اگر کامنتی گذاشتید و در آن کلمات رکیک نبود (اگر دیده باشی محمدرضا به عنوان یک سگ هرزه‌ی ولگرد! هم کانفرم و منتشر شده!) حتما به من ایمیل بزن من میتوانم بر اساس ایمیل برای همیشه شما را به وایت لیست آکیسمت اضافه کنم.

      اینجا قرار نیست فقط تعریف‌ها منتشر شود. پس اگر تو یا هر کسی انتقاد کردید یا حرفی زدید که دیدید منتشر نشده لطفا سریعا به من اعلام کنید. خیلی از تعریف‌ها هم اسپم میشوند!

      Thumb up 8

      • مهدی گ می‌گه:

        محمد رضا جان
        ممنونم که پاسخ دادید
        حسن نیت شما بر همگان روشن هست من هم کاملا ایمان دارم که شما همانگونه که گفتید عمل می کنید زیرا مصداق های ان را در کامنت های وبلاگتون به چشم دیده ام

        با این کامنت فقط خواستم به شما استاد بزرگوار بگویم که خدای ناکرده مرا با ان شخصی که نام بردم اشتباه نگیرید
        زیرا خاطر شما انچنان برایم عزیز و گرامی هست که حتی دوست ندارم در مورد من حتی چنین فکری بکنید که البته باز می دانم از برزگواری چون شما چنین فکر های بعید هست

        انشالله با خواندن و گوش دادن به اموزش های شما عزیز بتوانم خودم را در کار خودم قوی تر بکنم
        به امید موفقیت های بیش از پیش شما
        دوست دارت مهدی

        Thumb up 4

  • behnaz می‌گه:

    درود
    مطالب سایتتون بی نظیر و کاملا بی طرفه
    وجود هم وطنانی روشنفکرو دلسوز مثل شما به افراد افسرده ای مثل من امید زندگی میده
    موفق باشید

    Thumb up 1

  • آیدا می‌گه:

    سلام محمدرضا عزیز.
    همیشه و همیشه نظر و عقیده مخالف وجود داره مخصوصا اگر تو درست بیندیشی و برای تعالی افکار و اندیشه انسان ها تلاش کنی.
    روز سه شنبه با بیانیه تمایز منتظرتون بودیم ولی متاسفانه متوجه شدم که تصادف کرده و پاتون شکسته خیلی خیلی متاثر بودم و خیلی خیلی برای بهبودتون دعا کردم.
    مشتاقانه آماده هستم که تمایزهایم رو بخونم خیلی خیلی بیشتر منتظر ۲۱ مهر ماه هستم.
    امیدوارم که موفق باشید.

    Thumb up 1

  • بی نام می‌گه:

    سلام جناب شعبانعلی
    اولین باره که به به سایتتون سر زدم و خوشحالم؛ بلافاصله مرامنامه رو خوندم…بی اغراق بگم لذت برم ویاد جمله ای که تو برنامه ماه عسل گفتین در مورد چشم پاک وخیلی بدلم نشست…
    یاد گرفتم که آدمها رو به قضاوت ننشینم …تفکر واندیشه ادمهاست که اونها رو میسازه نه جسم وفیزیکشون…
    ممنون

    Thumb up 1

  • حامد می‌گه:

    محمدرضا جان
    مرامتو عشقه

    Thumb up 0

  • سمی می‌گه:

    لطفا از قبل حضورتون در کیش رو اطلاع رسانی کنید که بی بهره نمونیم. مرسی

    Thumb up 0

  • Setareh می‌گه:

    آقای شعبانعلی خودتون تو فیس بوک در جواب ایمیل من فرموده بودین که تشریف میارین بندرعباس.

    من همچنان منتظرم به خاطر از دست دادن ناگوار سمینار شهریور که به ۱۴ مهر موکول شد،شما رو زیارت کنم.

    Thumb up 0

  • فایزه می‌گه:

    سلام برای باردوم مرامنامه ات را خواندم توووووووووووووپ بود
    ممنون که مرامنامه ات را توی چشم قرارش دادی

    Thumb up 1

  • سمی می‌گه:

    سلام خیلی خوشحالم که با شما آشنا شدم . نمی خوام تعریف کنم از شما (چون مطمئنم برا نوشتن این روز نوشتها به مراتب انگیزه ایی بالاتر از تعریف وجود داره ) اما خیلی دوست دارم اینو بگم که تو بلبشو بازار این روزامون که موسیقی و وب و وبلاگ و… همه اینا در عین ادعای مدرنیته خیلی ناامید و افسرده اند یه جای خیلی خوب هست که از تلاش می گه از خودسازی از اهداف بلند از خطر “بی آینده بودن” برا مخاطبش می نویسه و این یعنی اینکه اگه کم آوردی یه جایی هست برا شارژ روحیت. خیلی هم ممنون بابت فایل صوتی تون برا کسایی مثل من که تهران نیستند خیلی خیلی عالیه. استاد اگه می شه به برگزاری دوره تو جزیره کیش هم فکر کنید چون فکر می کنم هم بسترش فراهمه و هم ما رو بی نصیب نمی گذارید. با احترام مجدد.

    Thumb up 1

  • مینا می‌گه:

    یه بار دیگه از خوندنش لذت بردم.

    Thumb up 0

  • زهرا می‌گه:

    حرفاتون جای تامل و تفکر داره…موفق و پایدار باشید.

    Thumb up 0

  • ُSetareh می‌گه:

    شاید تا آخر عمر همچین متن صادقانه و قطعا” قاطعانه ای رو دیگه نتونم پیدا کنم.
    توی متن کاملا” مرام نمایان بود ،جایی که از کسانی که دوست نداشتن همچین حرفایی رو بشنون خواسته بودید که نخوننش چیزی جز مرام و استقامت ندیدم.

    به قول خودتون :
    حتی اگر صاحب حقی باشیم دلیل نمیشه این حق رو بهمون بدن.حقی رو بهمون میدن که براش مذاکره کنیم
    و این متن زیبا یه مذاکره ی تمام عیار و فوق العاده بود که تن هر کسی رو میلرزونه و از خواب بیدارش میکنه.

    فوق العاده بود.

    Thumb up 0

  • سارا می‌گه:

    آقا اجازه ما مرامنامتون و خوندیم کجا رو باید امضا کنیم؟

    Thumb up 1

  • علیرضا کاشانی ثابت می‌گه:

    سال ها پیش ؛ وبلاگی بود بنام خبرچین که اخبار و مطالب وبلاگ ها را سامان می داد ، که پس از مدتی نیز بکار خود پایان داد . در بخشی از وداع نامه روز پایانی نوشته بود : در اوج ایستادن دلیری می خواهد ، گر نه که در سرازیری خود به خود خواهی ایستاد .

    به باورم حس مالکیتی که به این خانه دارید ، مانع از اقامت در منزلی شد که سنگ به سنگ دیوارش را خود چیده بودید . شش سال زمان کمی نیست ؛ عمری ست ! نهال درختی نشانده بودید – امروز به درخت تناوری بدل گشته و به بر نشسته بود .
    بر اینم که آن درخت ، هیچگاه ، در فقر مخاطب نخواهد خشکید.
    از بابت ۶ سال گذشته نه خسته .

    Thumb up 1

  • عليرضا می‌گه:

    حرفهای زیبایت سوالاتی را مطرح ساخت،‌به ذهنم رسید اگر تنها مرجع حق را ذات اقدس الهی بدانیم و پیامبران و امامانش را …
    آیا باید بگوییم دیگران تفاسیر خود را از حق بیان کرده‌اند؟
    یا حق را نسبی بپذیریم؟
    آنگاه آنچه حق است را چگونه از ناحق تشخیص دهیم؟
    دیدگاه خود را ملاک قراردهیم؟
    از کجا صحت آن را ارزش‌گذاری کنیم؟

    Thumb up 0

  • عليرضا می‌گه:

    سلام محمدرضا جان
    خوشحالم که از فرصتی که بدست آمده استفاده میکنید و اینطور زیبا، ساده، شیوا و صمیمی عقاید زیبای خودت را منتشر میکنی.
    این مرام‌نامه یا هرچه نام آن را بگذاری حرفهایی داشت دلنشین و صادقانه.
    امیدوارم انشاءالله در هر حالی که هستی خداوند متعال لحظه به لحظه حافظ و نگهدارت باشه

    Thumb up 0

  • جواد می‌گه:

    و باز سلام محمدرضا
    ببخشید دیدگاه های قسمت اخیر یعنی جایی که اولین فایل رو قرار دادی خاموش بود و خاستم این جا تشکر کنم .
    عالی بود .
    دمت گرم . امید به جبران این خوان کرم گسترده.
    راستی ما چطور جبران کنیم اقا؟؟؟؟

    Thumb up 0

  • مهدیه می‌گه:

    سلام
    خیلی جالب بود

    Thumb up 0

  • جواد می‌گه:

    سلام محمدرضا
    چقدر جالب بود این مرام نامه .
    به یاد حرف های مولایمان علی می افتم که :
    “(ان الحق والباطل لا یعرفان باقدار الرجال), شخصیت نشانه حقانیت نیست؛ (اُعرف الحق تعرف اهله, اعرف الباطل تعرف اهله), حق و باطل را بشناس تا اهل ان را هم بشناسی “

    Thumb up 1

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *