لحظه نگار: خاطرات معلمی

چون زیر مطلب قبل، اشاره‌ای به خاطرات کلاس‌ها بود و از سمت دیگه چون امروز خیلی‌ها پیام تولد فرستادن.

و با توجه به اینکه من تولد خودم رو اولین روزی که سر کلاس رفتم و مردن خودم رو آخرین روزی که معلمی خواهم کرد می‌دونم (و مسئله‌ی تاریخ تولد به نظرم بیشتر به والدینم مربوط میشه) خواستم این چند تا عکس رو که دم دست بود و بعضی‌هاش رو قبلاً جاهای مختلف دیده‌اید بازنشر کنم.

روی عکس‌ها کلیک کنید کیفیت کمی بهتر میشه.

لحظه نگار - محمدرضا شعبانعلی در کلاس درس***

لحظه نگار - محمدرضا شعبانعلی در کلاس درس مذاکره***

لحظه نگار - محمدرضا در کلاس***

محمدرضا شعبانعلی در کلاس درس - لحظه نگار

***

محمدرضا شعبانعلی در سمینار استراتژیک - لحظه نگار***

محمدرضا شعبانعلی***

shabanali-10-lores

***

لحظه نگار - محمدرضا شعبانعلی در حال آماده سازی سمینار

***

لحظه نگار - محمدرضا شعبانعلی در سمینار

***



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+219
  


33 نظر بر روی پست “لحظه نگار: خاطرات معلمی

  • سمانه ع می‌گه:

    good teachers
    don’t impact for year
    but
    for a life time
    ***
    Happy teacher’s day

    Thumb up 1

  • محمدرضا زمانی می‌گه:

    سلام
    قاعدتا و عرفا تبریک تولد رو باید روز تولد گفت و امروز خیلی دیره. ولی از اون جایی که خود شما تعریف دیگه‌ای از تولد رو دوست داری، خواستم فقط «به بهانه تولد»ت و بابت اینکه هستی و به زندگی خیلی ها (و من) معنا می‌بخشی، ازت تشکر کنم.
    قربان تو.

    Thumb up 4

  • خسرو شریف نیا می‌گه:

    راستی یادم رفت بگم، چه خوب که هنوز اون پیرهن قرمزه رو دارم و میشه پوشیدش:)
    اون روز اولین روزی بود که محمدرضا شعبانعلی رو از نزدیک میدیدم. یه کم دیر رسیده بود سرکلاسش و سریع رفت سر اصل مطلب. یادمه که گفت: “راستش رو بخواید، اسلاید ها رو همین الان که تو تاکسی بودم آماده کردم” و من از خودم پرسیدم این که الان گفت، حسن محسوب میشه یا عیب؟
    بازم مخلص.

    Thumb up 7

  • خسرو شریف نیا می‌گه:

    معلم جان سلام.
    در این شلوغی فراموشی ها دنبال بهانه هایی هستیم که فراموشمان نشود به آنها که دوستشان داریم و آنها که برای ما عزیز هستند، لبخندی بزنیم و قربان صدقه شان برویم. که اگر اینطور نبود، چه لطفی داشت نامگذاری روزها و سال ها؟
    مخلص معلم دوست داشتنی.

    Thumb up 10

  • سجاد پورحسین می‌گه:

    سه سال پیش بود که تصمیم گرفته بودم تغییر کردن رو یاد بگیرم اون موقع اصلا شما رو نمیشناختم تنها کاری که کردم در گوگل سرچ کردم و به دوره آموزشی تغییر در مسیر زندگی در سایت وب یاد رسیدم، به احتمال خیلی زیاد اون روز، روز تولد من شد، بعد از اون شعبانعلی رو سرچ کردم به روز نوشته ها رسیدم و همینطور در کنار شما و دوستانتان کلی چیز یاد گرفتم، الان خدا رو شکر میکنم که با شما آشنا شدم و کم کم در مسیر درست قرار گرفتم

    Thumb up 10

  • معصومه شیخ مرادی می‌گه:

    سلام استاد
    فکر می کنم هر تغییری حتی بسیار کوچک که در ما به واسطه متمم و روزنوشته ها اتفاق میفته تولدی است برای شما و ما، پس تو در هر روز هزار هزاران بار متولد میشوی، هزار هزاران بار تولدت مبارک محمدرضا.

    Thumb up 24

  • الهه غیثی می‌گه:

    سلام به همگی
    دوستان با تاخیر😀😥
    تبریک تولد به خودم و بقیه دوستان
    ان شاالله که معلمِ عزیزم همچنان به تدریس به ما ادامه بدهند و ما هم توفیق یادگیری داشته باشیم.😁😁

    Thumb up 13

  • سمیرا می‌گه:

    سلام
    سالروز میلادتون نه فقط بر شما که بر همه متممی ها مبارک

    خدا رو شاکرم که شما معلم من هستید
    و متاسفم که هنوز شاگرد خوبی براتون نیستم
    امیدوارم هرچه زودتر شاهد تغییرات مثبت من باشید . :)

    Thumb up 10

  • مهدیه می‌گه:

    ممنونم برای اینکه اینطور سخاوتمندانه ارزشمند ترین داشته هاتو در اختیار من گذاشتی. سعی می کنم شاگرد خوبی برای شما باشم.

    Thumb up 8

  • امیر می‌گه:

    سلام
    معلم جانم تولدت مبارک باشه. خوشحالم که متولد شدی. ممنون :)

    Thumb up 11

  • بهروز ایمانی مهر می‌گه:

    محمدرضا جان.
    میدونم که میدونی چقدر وجودت برام ارزشمنده. میدونم که از عزیزترین چیزهایی که آرزوی خیلی‌هاست گذشتی تا به چیزهای عزیزتری برسی که برای دیدنشون، فرصت عمر تو و من، کافی نیست. امیدوارم روزی برسه که راه رفتن امثال من رو که الان دارن به سختی چهاردست‌وپا حرکت می‌کنند (و تازه اون‌هم اغلب اوقات به دور خودشون) ببینی و افتخار کنی.
    قربانت. بهروز

    Thumb up 14

  • سعید رنجبر می‌گه:

    استاد جان تولدت مبارک. انشالله سلامت باشی.
    فکر میکنم افرادی چون شما، در آینده باز هم کلاس هایی را خواهد داشت. اینبار متفاوت. اینبار پرورش انسانهای مستعد به تعداد محدود، آنهم زیر نام و برند خوش آواز متمم.
    دوستت دارم محمدرضا

    Thumb up 11

  • جواد می‌گه:

    معلم و محمدرضای عزیزم
    به خودم قول داده بودم تا در همچین روزی (روز تولدت)، اولین کامنتم رو در اینجا برایت بنویسم. چون وجود تو و متمم، اتفاق خوبی در زندگی من به حساب میاد. طوری که به گفته خودت ” سالروزها و سالگردها میراث دوران کشاورزی اند. انسان امروزی گاه در یک روز، هزاران بار متولد می شود و گاه به یک اتفاق ساده، هزاران بار می میرد.”
    تولد معلم عزیزم، بهانه ایی است برای قدردانی از زحمات ارزشمند ایشان.
    تولدت مبارک

    Thumb up 15

  • حسن فرجی می‌گه:

    محمدرضا جان
    آموزگار عزیز
    زاد روز تون رو شاد باش می گم و آرزو سلامتی در کنار عزیزانتون را دارم
    از خدا می خوام همیشه سایه شما بالا سر ما شاگردها باشه
    ممنون که به دنیا آمدین

    Thumb up 9

  • شیوا می‌گه:

    سلام آقا معلم
    تولدتون مبارک. ان شاءالله همیشه زندگیتون پر از شادی و امید سفید باشه :)
    با تقدیم احترام و سپاس فراوان از صمیم قلب.

    Thumb up 9

  • کیان می‌گه:

    تولدت مبارک معلم دوست داشتنی من،
    تویی که در این دشت تشنه راندی و از دل خاک گل بر افشاندی به قول مُشیری. فکر کنم برای همین هم واحه ها رو خیلی دوست داشتی یا داری. برایت دشتی پر از گل را آرزومندم. سلامت و ثروتمند باشین همیشه.

    Thumb up 13

  • شاهین کلانتری می‌گه:

    سلام به معلم عزیزم
    محمدرضا شعبانعلی گرانقدر
    تولدتون مبارک
    ان شا الله به همراه بچه های متمم جشن تولد صد سالگیتون رو جشن بگیریم.

    Thumb up 13

  • زینب دستاویز می‌گه:

    محمدرضا جان
    من و مدیرم هر موقع همدیگه رو می بینیم در موردت یه کوچولو صحبت می کنیم. امروزم با هم جلسه داشتیم، تا من وارد اتاق شون شدم بهم گفتن امروز تولد محمدرضاست.. می دونی که:)
    محمدرضا شاگرد تو بودن خیلی حس خوبیه. یک دنیا ممنونم که دوست مون داری و وقت ارزشمندت رو برامون میذاری.
    خیلی خیلی دوستت داریم آقا معلم و به قول حافظ جان:
    تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن کرد/ خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من است

    Thumb up 13

  • فواد انصاری می‌گه:

    تصمیمتون برای تعطیل کردن کلاسها و سمینارها و فعالیت در متمم و فضای مجازی باعث شده کسانی که در تهران نیستند و نمیتوانند بیایند از وجود شما بی بهره نباشند و مثل خورشید به همه شاگردهاتون در هر شهر و روستایی به یک اندازه بتابید .

    Thumb up 18

  • سعيد ميربرون می‌گه:

    سلام محمدرضا
    این عکسی که رو زمین نشستی و دانشجویان دورت هستند رو خیلی دوست دارم، همچنین اون عکس نشستن ات با لب تاب رو
    البته من بیشتر با اون دانشجویی همزاد پندازی میکنم که مثل تو از خستگی روی زمین نشسته، اما دلش نمیاد بره و بیخیال بشه

    Thumb up 10

  • جواد زاهدی می‌گه:

    محدرضا سلام
    تولدت مبارک باشه استاد عزیز :)
    سال پر از خیر برکتی باشه برات

    Thumb up 9

  • لیلا می‌گه:

    فکر کنم در بدترین شرایط هم حوصله اذیت کردن بعضیا رو دارم، مثلا شما :)
    چه خوشگل، چه خوش تیپ، چه لاغر : )))) ، چه کردید با خودتون : P
    من پاینبد به سنت هام، تبریک نگم میمیرم، تولدتون مبارک
    * پارسال تولد شما بهونه شد یه کار عالی کردم، امسال نرسیدم، انجامش دادم اما یه مدل دیگه نه مدل پارسال. بعضیا وجودشون خیر و برکت داره، یدونه ای : ) برو بهم امتیاز بده 😀 : P

    Thumb up 11

  • نيلوفر می‌گه:

    سلام آقا معلم
    پیرو صحبت های قبلی در مورد “مناسبت های تقویمی”، بخودتون تبریک نمی گم اما با اجازه تون به پدر و مادرتون تولد شما رو تبریک میگم.
    به طرز خودخواهانه ای از داشتن شما تو زندگیم خوشحالم و سپاسگزار.( خودخواهانه رو گفتم که کلیشه ای نباشه و شبیه تملق گفتن نشه.)
    یه سوال در مورد این احساس و باور شما به معلمی دارم: کدوم ویژگی “معلمی کردن” هست که حال شما رو خوب میکنه؟ میل به یاد دادن یا عطش یادگیری؟ شاید بتونم خودم با چیزایی که از مدل ذهنی یاد گرفتم ،کمی جواب شما رو پیش بینی کنم، اما شنیدن جواب خودتون کمتر به حدس و گمان من ،آلوده س.
    پی نوشت: نمی دونم اولین بار کی معلمی کردید، اون روز مبارک.

    Thumb up 6

    • نيلوفر می‌گه:

      اصلاحیه
      ‎سلام آقا معلم
 پیرو صحبت های قبلی در مورد “مناسبت های تقومی” به خودتون تولدتون رو تبریک نمی گم اما اجازه بدین به پدر و مادرتون تبریک بگم.
      به طرز خودخواهانه ای از داشتن شما تو زندگیم خوشحالم و سپاسگزار.( خودخواهانه رو گفتم که کلیشه ای نباشه و شبیه تملق گفتن نشه.)
یه سوال در مورد این احساس و باور شما به معلمی دارم: کدوم ویژگی “معلمی کردن” هست که حال شما رو خوب میکنه؟ میل به یاد دادن یا عطش یادگیری؟ شاید بتونم خودم با چیزایی که از مدل ذهنی یاد گرفتم ،کمی جواب شما رو پیش بینی کنم، اما شنیدن جواب خودتون به حدس و گمان آلوده نیست.

      پی نوشت: نمی دونم اولین بار کی معلمی کردید، اون روز مبارک.

      Thumb up 2

  • فرید صارمی می‌گه:

    سلام محمدرضای عزیز
    باورت نمیشه امشب گیج یه کار هیجان انگیز بودم که یهو به سرم زد بیام یه سری اینجا بهت بزنم.انتظار نداشتم پستی گذاشته باشی که غافلگیر شدم. الان خیلی خوشحالم. چه خوشت بیاد چه خوشت نیاد من میخام تولدتو تبریک بگم و بگم کاش آدمایی مثل تو بیشتر بودن.
    مجمد رضا کاش یه برنامه واسه بچه هایی متممی بذاری و ببینیمت و کمی برامون حرف بزنی.به نظرم متممی ها این حق دارند.باور کن.امیدوارم یه روز اینو توی پیام اختصاصی ببینم.
    دوستت داریم محمدرضا.

    Thumb up 13

  • سعید تارم می‌گه:

    سلام!
    من هم از طرف خودم و دیگر دوستان متممی تولد شما را تبریک عرض می کنم.
    امیدوارم زندگی پربرکت و رضایتمندانه ای داشته باشید، و سایه تان بالای سر ما متمم نشینان مستدام باشد.

    Thumb up 5

  • سامان می‌گه:

    محمد رضای عزیزم،
    اگر از زدن حرفهایی که در این پست زدی،منظورت اینه که امروز تولدت نیست و ما نباید تولدت رو تبریک بگیم، باید بگم “نمیشه آقا معلم”
    همونقدر که برای تو ممکنه ناخوشایند و بیخودی باشه این تبریک گفتن ها، همونقدر هم برای من ناخوشاینده که به معلم عزیزم تبریک نگم. اصلاً گیجمون کردی رفته پی کارش. اول گفتم تبریک نگم چون محمدرضا خوشش نمیاد. بعد گفتم یه چیز دیگه بگم دیدم بیربطه. بعد گفتم جملات قصار! بگم دیدم هم حال تو رو خراب میکنم هم حال خودمو . گفتم تبریک نگم و اصلا چیزی نگم، دیدم معذبم و حالم خوب نیست. حالا این وسط موندم مثل الاغ بوریدان! و جهت هلاک نشدنم تصمیم به نوشتن این کامنت گرفتم.
    محمد رضا جان اگه تا اینجای کامنتمو خوندی دیگه میتونی ادامه ندی. چون قسمت بعدی رو بیشتر برای دل خودم مینویسم

    معلم خوبم ،از هر روزی که برای تولدت حسابش میکنی تا امروز و تا هر روز تولدت مبارک. برای من که چندین ساله، دارم هر روز ازت یاد میگیرم، هر روز ، روز نو شدن و تولده.تو همون معلمی هستی که هر روز میتونه دنیامو تازه کنه. اگر روز معلم شدنت رو به عنوان تولدت ملاک میگیری، پس از چشم من هر روز تولدته. خیلی هم دوسِت داریم. تمام

    Thumb up 49

    • شهرزاد می‌گه:

      سامان جان.
      طاقت نیاوردم نگم که کامنتت واقعاً خنده روی لبام آورد و از خوندنش خیلی لذت بردم. :)
      ازت ممنونم که حرفهای خوب دلت رو اینجا نوشتی و اینقدر قشنگ و صادقانه و دوست داشتنی، این موضوع پیچیده رو شکافتی.:)
      یه چیزی که خیلی برام جالب بود اینکه – اگه دیروز متوجه شده باشی – حتی گوگل هم، تولد محمدرضا رو جشن گرفته بود!;) ۲۷ سپتامبر، البته تولد خود گوگل هم بود و مثل اینکه ۱۸ ساله شده. اما همزمان بودنش برام خیلی جالب بود.
      میدونی… محمدرضا، با اومدنش به این دنیا، به همه ی ما متممی ها، تجربه ی دیدن و شناختن دنیاهای بیشتر و شگفت انگیزتری رو داده که با اونها، زندگی میتونه برامون آروم تر، زیباتر، پربارتر و پرامیدتر بشه و به امید خدا قراره که با یادگیری و تلاش و توجه خودمون، بیشتر هم بشه و شاید مجموع همه ی اینها بتونه کمک کنه که دنیا، به اقامتگاه بهتر و دلنشین تری برای این سفر موقت خودمون و بقیه ی آدمها تبدیل بشه و همه ی ما هم در این بهتر شدنش، سهمی- حتی ناچیز – داشته باشیم.
      پس مسلماً تولدش برای ما، و در نتیجه برای خودش مبارکه. :)

      Thumb up 18

  • طاهره می‌گه:

    با خوندن کامنت‌های دوستان زیر مطلب قبلی و با دیدن عکس‌هاشون در اینجا، کمی بهشون حسودیم شد.
    اما خوب که فکر می‌کنم به نظرم در مناسب‌ترین نقطه از زندگیم باهاتون آشنا شدم و شروع کردم به یادگرفتم از شما. از این بابت خیلی خوشحالم و راضی. چون الان تا اندازه‌ای یاد گرفتم که درست هدف‌گذاری کنم و در راستای همون هدفم، تصمیمات مناسبی رو بگیرم.
    یک نمونه‌اش همین امروز بود که بابت شرکت در یک همایش و سخنرانی در اون، گفتم: نه.
    نه اینکه حالا خیلی حالیم باشه و برای اونها طاقچه بالا گذاشته باشم. به این خاطر که برای انجام این کار باید بیش از حد انرژی و وقت می‌ذاشتم و دستاوردش برام چیزی نیست که دلخواه این روزهای من باشه.
    به هر حال خدا رو شکر که وجود فضای روزنوشته‌ها و متمم باعث شد تا من هم بتونم به شاگردی کردن شما افتخار کنم و همه جا پُزش رو بدم 😉

    Thumb up 22

  • رسول فتح پور می‌گه:

    محمدرضای عزیز
    سلام
    منم فکر می کنم برای هر کدوم از ما تاریخ تولد شناسنامه ای یه موضوعیه که به ما ارتباطی نداره و زمانی که بتونیم مثل خودت به خیلی چیزهای ظاهرا خوب نه بگیم تا خیلی چیزهای عالی رو بوجود بیاریم تولد واقعی ما شروع شده .
    چون با کلمات بسیار جذاب و اثربخش و در پست های مختلف مثل جواب کامنت باران عزیز درباره اش نوشتی حرفهای من دوباره کاری میشه . فقط می خواستم بدونی که یکی از دلایل محکم من برای تحمل شرایط فعلی شغلی و شخصی خودم ( با توجه به اینکه قبلا در جواب من و دوستان دیگرم در اینجا و متمم نوشتی محیط کاری من و دوگانگی هاش رو میشناسی ) قطعا نفس کشیدن و تغذیه ذهنی و روحی در دنیای دیجیتالی متمم و روزنوشته هاست .
    تبریک برای تو که نه یکبار بلکه بارها در طول سالهای اخیر متولد شدی و ممنونم که هستی .
    ارادتمند همیشگی ات – رسول

    Thumb up 16

  • معصومه می‌گه:

    تبریک می گم و آرزوی سلامتی و توفیق براتون دارم. حضور سبزتون دنیا رو برای ما به جای بهتری تبدیل کرده.

    Thumb up 11

  • مریم می‌گه:

    سلام استاد
    به نظر من تولد شما علاوه بر اینکه به والدینتون مربوط میشه به ماهام مربوط میشه چون باعث شده ماها موهبتی داشته باشیم به نام محمد رضا شعبانعلی که در هیچ جای دیگه ای مثلش رو نمیشه پیدا کرد.
    تولدتونو قبل از اینکه به شما تبریک بگم به پدر و مادرتون، بعد به نزدیکانتون و بعد به متممی های عزیز تبریک میگم.
    با وجود شما در این نقطه از دنیا، احساس خوشبختی میکنم.
    تولدتون مبارک

    Thumb up 27

  • الهام فیض الهی می‌گه:

    کاش زیر این پست بچه ها از شما خاطره تعریف میکردن.

    Thumb up 13

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *