لحظه نگار: انتخاب دو لیوان

لحظه نگار - قهوه

شرح تصویر:

انتخاب‌های حدی را می‌فهمم. اما انتخاب مسیر‌های میانه، جز در میدان سیاست، برایم قابل درک نیست.

در مسیر زندگی، یا رومی روم یا زنگی زنگ. آنکس در میانه ایستاده است، هنوز جرات انتخاب نهایی را ندارد.

پی نوشت: شاید در عکس مشخص نباشد. اما تصویر سمت چپ، یک شات ۴۰ سی سی است و سمت راست، یک لیوان ۷۰۰ سی سی.

یکی از دوستانم می‌پرسید: با لیوان هفتصد سی سی چه می‌خوری؟

گفتم: شیر.

گفت آن سیصد سی سی را هم یک جوری تحمل کن، با پاکت بخور. لیوان کثیف نشود!



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+228
  


7 نظر بر روی پست “لحظه نگار: انتخاب دو لیوان

  • نیلوفر می‌گه:

    پیش نوشت: سوال غیر مرتبط با موضوع دارم و شما می توانید این پست را ندیده بگیرید بجز محمدرضا که ازش خواهش میکنم اول منو ببخشه که اینجا سوالم رو مطرح میکنم و دوم اینکه به سوالم جواب بده. پیشاپیش ممنون

    من برای کامنت گذاری یه مشکل کوچیک دارم و اونم اینه که زیر بعضی مطالب موقع فرستادن دیدگاه با پیام :
    متاسفانه کد فعال سازی شما در متمم معتبر نیست.
    روبرو میشم . با گوشی همراهم و تبلتم این مشکل رو بیشتر باهاش برخورد کردم و با لپ تاپ کمتر. این در حالیه که من قبلا کامنت گذاشتم و ارسال شده.
    نمی دونم مشکل از کجاست.
    پی نوشت: این مطلب جزو مطالبی بوده که تونستم زیرش قبلا کامنت بدم، بخاطر همین اینجا پرسیدم سوالم رو ، بلکه دیده بشه!

    Thumb up 5

    • شهرزاد می‌گه:

      نیلوفر عزیز. من هم دقیقاً چنین مشکلی رو وقتی میخواستم با تبلت، کامنت بذارم داشتم. با این تفاوت که هیچ پیغامی هم دریافت نمیکردم ولی در هر حال، کامنت ارسال نمیشد. اما با کامپیوتر، به راحتی با کد دوست داشتنیم میتونم کامنت بذارم.
      این موضوع رو از طریق پیام اختصاصی با دوستان خوبمون در متمم هم در میون گذاشتم. چون گفتم شاید دوستان متممی دیگری هم باشن که دلشون میخواد کامنتهای خوبشون رو پای نوشته های خوب محمدرضای عزیز بنویسن، اما احتمالاً موفق نمیشن.

      Thumb up 1

  • معصومه شیخ مرادی می‌گه:

    من هر چند کمی بی ربط یاد یکی از تجربه های خودم افتادم در سفری که به زواره و اردستان داشتم یه سری ظروف سنتی خریدم که یه لیوان هم توی اوناست چند وقت پیش به مامانم گفتم من با این لیوانه خیلی حال می کنم هر وقت باهاش آب می خورم انگار از لب چشمه آب ورداشتم خیلی خنک می کنه حال و روزم رو…

    Thumb up 1

  • رویا می‌گه:

    دیدن این تصویر منو یاد یکى از ده‌ها تجربه‌ی شخصیم ؛) در مورد علل “عینا” عملى نشدن برنامه ریزى هام انداخت. مى دونم، مى دونم بى ربطه. میگم ولى. عفو بفرمایید :)

    نمی‌دونم چطوری ولی در تنظیم برنامه به نظرم رسیده بود درست کردن کاپوچینو X minutes زمان میبره. نالوطى حدود ۲٫۵X زمان گرفت از من! حالا خوبه اینقدر باهاش ایاقم، نبودم چى میشد؟!
    به نظرم گاهى ارزیابى صحیحى از مدت زمان انجام یک فعالیت مشخص که حتی بارها و بارها هم انجامش دادیم، نداریم. (نکته‌ش برا من در همین “بارها و بارها”ش بود.)

    آخیششش…گفتم بالاخره. تو گلوم گیر کرده بود، دنبال بهانه‌اى برا مطرح کردنش بودم :)

    Thumb up 5

  • رسول فتح پور می‌گه:

    برام جالبه که من هم تجربه مشابهی را در مورد نوشیدنیها و خوراکیها دارم و مثل تصویر فوق برای تجربه لذت خاص و خاطره خوش از اون موضوع بیشتر وقتها یک قسمت کوچک از آن را جدا کرده و آخر از همه می خورم .

    Thumb up 11

  • نیلوفر می‌گه:

    بنظر من بعضی از افراد اونقدر نتیجه گرا هستن که بالکل از مسیر غافل میشن. اگه کره زمین دست این افراد بود احتمالا هنوز توی غار بودیم و توی ظرفای سنگی غذا میخوردیم. زیبایی شناسی هم که قصه جداگانه ای داره.

    Thumb up 15

  • شهرزاد می‌گه:

    کاش اون دوستِ خوب توجه میکرد که موضوع، فقط خوردن نیست؛ مهمتر از اون، «لذت بردن از خوردن» است. (درضمن، نوش جان!)

    Thumb up 51

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *